نقد و بررسی
نقد Love My Scent | 2023
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای خوشبو با پرسشی جدی «Love My Scent» کمدیرمانتیکی فانتزی است که نیروی محرک قصهاش عطری اسرارآمیز است: چانگسو بهطور اتفاقی صاحب عطری میشود که زنان را مجذوب او میکند و آرا نیز در برخورد با این رایحه به او نزدیک میشود. ورود کسانی که در پی کشف راز عطرند، این آشنایی را از مسیر سادهی یک کمدی عاشقانه بیرون میبرد و پای ماجراهای مرموزتر را به میان میکشد.
فیلم بهجای آنکه فقط از این موقعیت برای شوخی استفاده کند، پرسشی بالقوه جذاب پیش میکشد: اگر کشش عاشقانه از عاملی بیرونی و جادویی آغاز شود، آیا میتوان آن را عشق نامید؟ این پرسش هستهی معنایی فیلم است و ظرفیت آن را دارد که از یک داستان فانتزی سبک فراتر برود. عطر میتواند نماد جذابیت ظاهری، میل به دوستداشتهشدن یا حتی تلاش برای کنترل احساس دیگران باشد.
اما اثر همیشه نمیداند با این امکان چه کند. گاه به شوخی و موقعیتهای عجیب پناه میبرد و گاه میخواهد از عشق واقعی و انتخاب آزادانه سخن بگوید؛ این دو لحن، بهجای آنکه در هم تنیده شوند، اغلب کنار هم باقی میمانند. آغاز سرگرمکننده و مسیر نامطمئن نیمهی نخست فیلم، دستکم در معرفی موقعیت مرکزی، انرژی قابلقبولی دارد.
ایدهی مردی که ناگهان بهواسطهی عطری غیرعادی مرکز توجه قرار میگیرد، زمینهای مناسب برای طنز و سوءتفاهم فراهم میکند. آشنایی چانگسو و آرا نیز بهسرعت تماشاگر را وارد بازی داستان میکند: آیا این نزدیکی از خودِ آن دو میآید یا از نیروی عطر؟ تعلیق میان این دو احتمال، در آغاز به فیلم کشش میبخشد.
« این پرسش هستهی معنایی فیلم است و ظرفیت آن را دارد که از یک داستان فانتزی سبک فراتر برود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
مشکل زمانی نمایان میشود که روایت باید از طرح اولیه عبور کند و رابطهای باورپذیر بسازد. پس از شروعی نسبتاً سرزنده، قصه با ورود چهرههای مرموز و گسترش ماجرای عطر، شاخههای تازهای میگشاید؛ اما این شاخهها به اندازهی کافی به خط عاشقانهی اصلی پیوند نمیخورند. در نتیجه، داستان گاهی پراکنده و شلخته به نظر میرسد و بهجای آنکه راز عطر را به تعمیق رابطه بدل کند، از آن برای پیشبردن رخدادهایی استفاده میکند که انسجام عاطفی چندانی ندارند.
عشق، انتخاب و مسئلهی رضایت مهمترین فرصت ازدسترفتهی فیلم در برخورد با مفهوم عشق است. جذبشدن آرا به چانگسو در آغاز، به نیرویی جادویی نسبت داده میشود؛ اما همین نقطهی شروع، رابطه را با پرسشی اخلاقی و عاطفی روبهرو میکند. اگر احساس کسی با یک عامل بیرونی برانگیخته شده باشد، تا چه اندازه میتوان آن را انتخاب خودش دانست؟
آیا رابطهای که با افسون آغاز شده، میتواند به شناختی واقعی برسد؟ فیلم این پرسشها را لمس میکند، ولی کمتر به آنها مجال میدهد تا به ستون اصلی روایت تبدیل شوند. این تردید میتوانست سرچشمهی کشمکشی درونی و مؤثر باشد؛ کشمکشی که هر دو شخصیت را وادار کند دربارهی اعتماد، اختیار و معنای دوستداشتن بیندیشند.
بااینحال، فیلم بیشتر به خودِ ایدهی عجیب عطر متکی میماند تا پیامدهای انسانی آن. همین فاصله میان ظرفیت مفهومی داستان و پرداخت واقعیاش سبب میشود فانتزی گاه به جای روشنکردن معنای عشق، آن را مبهمتر کند. رابطهی دو شخصیت اصلی یون شییون در نقش چانگسو و سول اینآه در نقش آرا، حضوری مناسب برای یک کمدیرمانتیک دارند و فیلم از تواناییهای بازیگرانش بهره میگیرد؛ بااینحال، اجرای قابلقبول بهتنهایی نمیتواند جای خالی شیمی میان دو شخصیت را پر کند.
« مشکل زمانی نمایان میشود که روایت باید از طرح اولیه عبور کند و رابطهای باورپذیر بسازد. »
شخصیتها و اجرا
رابطهی آنها باید از جذابیت آغازین به صمیمیت و شناخت برسد، اما این گذار به اندازهی کافی ملموس نیست. لحظههای نزدیکشدنشان گاه شیریناند، ولی کمتر حس میشود که پیوندی عمیق و منحصربهفرد میانشان شکل گرفته است. از همین رو، بخشهایی که قرار است رابطه را دلنشینتر کنند، مانند مونتاژ قرارها، بیشتر به مجموعهای از تصاویر خوشایند شباهت دارند تا مرحلهای ضروری در رشد عاطفی دو شخصیت.
فیلم از ما میخواهد تحول این رابطه را بپذیریم، بیآنکه همیشه زمینهی کافی برای باورکردنش فراهم کند. این کاستی اهمیت ویژهای دارد، زیرا تمام ایدهی عطر زمانی معنا پیدا میکند که تماشاگر بتواند تفاوت میان جاذبهی جادویی و پیوند انسانی را احساس کند. ریتم و ساختار روایت فیلم با مدتزمانی نزدیک به یک ساعت و پنجاه دقیقه، برای قصهای با چنین طرح سرراستی فرصت کافی در اختیار دارد؛ اما همین فرصت همیشه به نفع آن عمل نمیکند.
پس از بخش آغازین، ریتم کندتر میشود و ماجراها بدون آنکه کشش تازهای ایجاد کنند، ادامه مییابند. اطلاعات مربوط به عطر، شخصیتهای فرعی و پیچیدگیهای پیرامون آن، بهجای ساختن تعلیقی فزاینده، گاه تمرکز داستان را از زوج اصلی میگیرد. این مسئله بیش از آنکه به کمبود رخداد مربوط باشد، از چگونگی چیدمان آنها ناشی میشود.
صحنهها گاهی کنار یکدیگر قرار گرفتهاند، بیآنکه هرکدام رابطه را جلو ببرند یا برداشت ما از شخصیتها را تغییر دهند. برخی ابهامها نیز به جای آنکه حس رازآلودگی ثمربخشی بسازند، این تصور را پدید میآورند که بخشی از روایت بهاندازهی کافی روشن یا کامل نشده است. حاصل، فیلمی است که شروعش نوید سرگرمی میدهد، اما در میانه برای حفظ توجه تماشاگر تقلا میکند.
« رابطهی آنها باید از جذابیت آغازین به صمیمیت و شناخت برسد، اما این گذار به اندازهی کافی ملموس نیست. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
تصویر و موسیقی از امتیازهای محسوس فیلم، استفاده از فضاهای دیدنی شهر و آکواریوم است. این مکانها به روایت جلوهای چشمنواز میبخشند و در لحظاتی که داستان از حرکت بازمیماند، کیفیت بصری آن توجه را دوباره جلب میکند. آکواریوم بهویژه با رنگها، حرکت آب و حضور موجودات دریایی، حالوهوایی خیالانگیز میسازد؛ فضایی که با فانتزی عاشقانهی فیلم تناسب دارد، حتی اگر پیوند آن با مضمون اصلی همیشه پررنگ نباشد.
موسیقی نیز در ایجاد لحنی نرم و دلنشین مؤثر است. قطعات موسیقی به فیلم کمک میکنند لحظههای رمانتیک و سبک آن گرمتر به نظر برسند و از سردشدن کامل فضا جلوگیری میکنند. بااینهمه، زیبایی تصویر و خوشآهنگی موسیقی نمیتواند بهتنهایی جای انسجام روایی را بگیرد. این عناصر بیش از آنکه ساختار فیلم را نجات دهند، آن را تماشاییتر و قابلتحملتر میکنند.
کمدی، خیال و فرصت ازدسترفته «Love My Scent» در سادهترین سطح، کمدیرمانتیکی سبک برای تماشای بیدغدغه است و گاه نیز از موقعیت نامعمول خود شوخیهای بامزه بیرون میکشد. تضاد میان چانگسو و تأثیری که عطر بر دیگران میگذارد، زمینهای کمیک فراهم میکند؛ اما طنز فیلم همیشه با قصه هماهنگ نیست.
بعضی لحظهها بیشتر بر عجیببودن موقعیت تکیه دارند تا بر شخصیتپردازی یا ظرافت کمدی، و همین باعث میشود شوخیها گاهی گذرا و کماثر بمانند. در عین حال، فیلم میتوانست از فانتزی خود برای گفتن حرفی دقیقتر دربارهی جذابیت و عشق استفاده کند: آیا کسی را بهخاطر خودِ او میخواهیم، یا بهخاطر احساسی که حضورش در ما برمیانگیزد؟
« تصویر و موسیقی از امتیازهای محسوس فیلم، استفاده از فضاهای دیدنی شهر و آکواریوم است. »
قوتها و کاستیها
این پرسش در فیلم حاضر است، اما بهندرت به نتیجهای دراماتیک و رضایتبخش میرسد. ایدهی محوری، بیش از آنکه به طرحی منسجم تبدیل شود، همچون وعدهای باقی میماند که فیلم تنها بخشی از آن را محقق میکند. جمعبندی «Love My Scent» با ایدهی عطر جادویی، فضاسازی دلنشین و موسیقی خوشحالوهوا، آغاز جذابی دارد و میتواند در بخشهایی سرگرمکننده باشد.
اما ضعف در پرداخت قصه، کندشدن ریتم و شکلنگرفتن کشش عاطفی میان چانگسو و آرا، مانع از آن میشود که ظرفیت فانتزی فیلم به یک عاشقانهی اثرگذار بدل شود. پرسش مرکزی دربارهی تفاوت میان افسون و عشق واقعی جذاب است، ولی روایت آن را به اندازهای پی نمیگیرد که به عمق لازم برسد. نتیجه اثری است خوشنما و گاه بانمک، اما ناهماهنگ؛ فیلمی که لحظههایی دلپذیر دارد، ولی در پیوند دادن آنها به داستانی منسجم ناکام میماند.
برای تماشاگرانی که از کمدیرمانتیکهای سبک و ایدههای فانتزی استقبال میکنند، ممکن است تجربهای گذرا و خوشگذران باشد؛ برای کسانی که انتظار رابطهای پرکشش و روایتی دقیق دارند، عطر این فیلم احتمالاً زود از خاطر میرود.
« این پرسش در فیلم حاضر است، اما بهندرت به نتیجهای دراماتیک و رضایتبخش میرسد. »



ثبت دیدگاه