نقد و بررسی
نقد عشق عشق عشق (Love Love Love) | 1989
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
عاشقانهای در دل اغراقهای دههٔ هشتاد «Love Love Love» ساختهٔ بابار سوبهَش، فیلمی هندی از ۱۹۸۹ است که عاشقانهٔ جوانانه را با موسیقی دیسکویی و کشمکشهای گنگستری درمیآمیزد. آمیت، پسر رانندهای تاکسی، و ریما، دختر خانوادهای ثروتمند، در دو سوی شکافی طبقاتی قرار دارند؛ رابطهشان نیز زیر سایهٔ خواست خانواده و قدرت مردانی شکل میگیرد که عشق را نه انتخابی شخصی، بلکه امتیازی قابلتصاحب میدانند.
فیلم از همان آغاز، جهان خود را با رنگهای تند، احساسات صریح و تضادهای پررنگ میسازد؛ جهانی که بیش از آنکه به واقعگرایی بیندیشد، به شور و نمایش وفادار است. این انتخاب، هم منبع جذابیت فیلم است و هم سرچشمهٔ محدودیتهایش. «Love Love Love» نمیکوشد قصهای غافلگیرکننده یا روانشناختی پیچیده ارائه دهد؛ نیروی اصلیاش در شیوهای است که عناصر آشنای ملودرام را کنار هم میچیند: عشق میان جوانانی از دو طبقه، پدری سختگیر، رقیبی خشن و تهدیدی که بر زندگی خصوصی سایه میاندازد.
حاصل، اثری است که بیش از آنکه با ظرافت پیش برود، با انرژی و اغراق پیش میتازد. داستان آشنا و کشمکش طبقاتی طرح روایی فیلم بر تقابل دو جهان بنا شده است: جهان آمیت، با امکانات محدود و پیوندهای خانوادگی نزدیک، و جهان ریما، که ثروت و نفوذ اجتماعی در آن تعیینکنندهاند. این تفاوت صرفاً پسزمینهای برای آشنایی دو شخصیت نیست؛ به موتور اصلی تعارض بدل میشود.
« این انتخاب، هم منبع جذابیت فیلم است و هم سرچشمهٔ محدودیتهایش. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
رابطهٔ عاشقانهٔ آنها در برابر نقشههایی قرار میگیرد که از سوی بزرگترها و صاحبان قدرت طراحی شدهاند، و همین رویارویی به فیلم امکان میدهد مضمون انتخاب فردی را در قالب یک ملودرام پرحادثه طرح کند. با این همه، قصه کمتر از آنچه وعده میدهد، در شخصیتها و انگیزههایشان کاوش میکند.
مسیر کلی روایت قابلحدس است و بسیاری از موقعیتها بر پایهٔ الگوهای آشنای سینمای عامهپسند بنا شدهاند. فیلم بهجای آنکه تنش را از پیچیدگی اخلاقی یا تحول تدریجی شخصیتها پدید آورد، اغلب آن را با تهدید، درگیری و مانعتراشی بیرونی تأمین میکند. بنابراین تماشاگر معمولاً زودتر از خود شخصیتها میتواند حدس بزند که تعارض به کدام سمت میرود؛ اما لذت اثر، اگر حاصل شود، بیشتر از جنس همراهی با زوج اصلی و تماشای نمایش پرجنبوجوش آن است تا کنجکاوی دربارهٔ سرانجام داستان.
آمیت و ریما؛ قلب تپندهٔ فیلم بزرگترین سرمایهٔ «Love Love Love» رابطهٔ آمیت و ریماست. آمیر خان و جوهی چاولا به زوجی جان میبخشند که جذابیتشان از بازیگوشی، واکنشهای صمیمانه و حالوهوای جوانانه میآید. میان آنها نوعی سبکی و شوخطبعی وجود دارد که اجازه نمیدهد فیلم، با وجود انبوه تهدیدها و موقعیتهای پرتنش، کاملاً در سنگینی ملودرام فرو برود.
« با این همه، قصه کمتر از آنچه وعده میدهد، در شخصیتها و انگیزههایشان کاوش میکند. »
شخصیتها و اجرا
حتی وقتی روایت به الگوهای آشنا تکیه میکند، حضور این دو بازیگر به صحنهها نیرویی انسانی و گرم میبخشد. آمیت شخصیتی است که فیلم از طریق او بر شجاعت و وفاداری تأکید میکند، اما جذابیت بازی آمیر خان در آن است که قهرمان را صرفاً به نشانهای از مقاومت تبدیل نمیکند. او در کنار جدیت لازم برای پیشبرد تعارض، چالاکی و سرزندگی جوانی را نیز حفظ میکند.
جوهی چاولا هم در نقش ریما، با بیانی پرنشاط و حضوری دلپذیر، به شخصیتش انرژی میدهد. ریما در جهانی قرار گرفته که دیگران برای آیندهاش تصمیم میگیرند؛ ازاینرو، هر لحظهای که خواسته و احساس خود را آشکار میکند، وزن عاطفی پیدا میکند. شیمی این زوج، فیلم را در برابر ضعفهای رواییاش مقاوم میسازد.
رابطهشان شاید از نظر نگارش به لایههای پیچیده نرسد، اما تماشاگر میتواند بهسادگی باور کند که این دو در کنار هم احساس آسودگی و شادی میکنند. همین باورپذیریِ عاطفی سبب میشود بخشهایی که از نظر داستانی تکراریاند، همچنان تماشایی بمانند. موسیقی و تصویر دههٔ هشتادی موسیقی ساختهٔ بپی لاهیری یکی از عناصر ماندگار فیلم است.
« حتی وقتی روایت به الگوهای آشنا تکیه میکند، حضور این دو بازیگر به صحنهها نیرویی انسانی و گرم میبخشد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
ترانهها و قطعات دیسکویی، جهان اثر را به فضایی پرزرقوبرق و پرتحرک بدل میکنند؛ فضایی که در آن موسیقی فقط همراه تصویر نیست، بلکه بخشی از هویت و لحن فیلم به شمار میرود. ضرباهنگهای پرانرژی و تنظیمهای آشکارا وابسته به ذوق آن دوره، ممکن است برای تماشاگر امروز گاه اغراقآمیز یا حتی نامتعارف جلوه کنند، اما همین ویژگیها به فیلم رنگوبویی مشخص میبخشند.
رقصها و صحنههای موسیقایی نیز از منطق واقعگرایی پیروی نمیکنند. آنها بیشتر در خدمت نمایش شور، جذابیت و حالوهوای جوانانهاند؛ گاه چنان پررنگ که از مسیر داستان فاصله میگیرند. برای برخی، این فاصلهگرفتن بخشی از سرگرمی فیلم است؛ برای برخی دیگر، وقفهای در روایت به نظر میرسد. بااینحال، موسیقی بهخوبی در خاطر میماند و به «Love Love Love» کیفیتی نوستالژیک میدهد که حتی در لحظات ناپیوستهٔ فیلم هم حضور دارد.
گنگستربازی و خشونت؛ از هیجان تا فرسودگی پیوند عاشقانه با فضای گنگستری، به فیلم امکان میدهد تضاد میان احساسات خصوصی و قدرت خشن را برجسته کند. در یک سو، آمیت و ریما میکوشند رابطهای بر پایهٔ انتخاب و علاقهٔ متقابل داشته باشند؛ در سوی دیگر، شخصیتهای بانفوذ با تهدید و اجبار میخواهند خواست خود را تحمیل کنند.
« رقصها و صحنههای موسیقایی نیز از منطق واقعگرایی پیروی نمیکنند. »
قوتها و کاستیها
این تقابل در سطح مضمون، ساده اما روشن است: فیلم آزادی انتخاب را در برابر مالکیتطلبی و سلطه قرار میدهد. مشکل آنجاست که خشونت و درگیریها گاه بیش از اندازه امتداد مییابند. صحنههایی که قرار است تعلیق یا خطر را افزایش دهند، در بعضی لحظات بهجای تشدید هیجان، ضرباهنگ را کند میکنند.
تکرار نزاعها نیز از اثرگذاری آنها میکاهد؛ وقتی هر تعارض تازه به درگیری طولانی دیگری میانجامد، شدت عاطفی صحنهها بهتدریج فرسوده میشود. فیلم در این بخشها بیش از آنکه تنش را با تغییر موقعیتها پیش ببرد، به تکرار همان ابزارهای نمایشی متکی میماند. ریتم، تدوین و ناپیوستگی روایت یکی از ضعفهای محسوس فیلم، ناهماهنگی میان صحنههاست.
تدوین در جاهایی چنان شتابزده یا ناپیوسته جلوه میکند که گویی حلقهای از زنجیرهٔ روایی حذف شده است. نتیجه، گاه فاصلهای میان علت و معلول یا تغییر ناگهانی در حالوهوای صحنههاست؛ فاصلهای که انسجام تجربهٔ تماشا را مختل میکند. این مسئله بهویژه در فیلمی که از چند لحن متفاوت—عاشقانه، موزیکال و جنایی—استفاده میکند، اهمیت دارد، زیرا گذار میان این لحنها به پیوند روایی محکمی نیاز دارد.
« این تقابل در سطح مضمون، ساده اما روشن است: فیلم آزادی انتخاب را در برابر مالکیتطلبی و سلطه قرار میدهد. »
جمعبندی
ریتم نیز یکنواخت نیست. لحظات دلنشین زوج اصلی و قطعات موسیقایی پرشور، فیلم را سرزنده میکنند؛ اما کشآمدن دعواها و بازگشت مکرر به موقعیتهای مشابه، انرژی آن را پایین میآورد. به همین دلیل، اثر گاهی میان دو قطب حرکت میکند: سرگرمی پرتحرک و مکثهای طولانی و کمرمق. این نوسان ممکن است تماشاگر را از روایت بیرون بکشد، هرچند جذابیت بازیگران و فضای بصری در بسیاری از مقاطع دوباره توجه او را جلب میکند.
جمعبندی «Love Love Love» فیلمی است که بیش از هر چیز با زوج اصلی، موسیقی پرشور و حالوهوای خاص دههٔ هشتاد در ذهن میماند. روایت آن ساده و تا اندازهای قابلپیشبینی است، و کشآمدن درگیریها و ناپیوستگی تدوین مانع از آن میشود که قصه به انسجام و کشش کامل برسد. بااینحال، آمیر خان و جوهی چاولا به رابطهٔ مرکزی گرما و شوخطبعی میبخشند؛ موسیقی نیز به اثر هویتی شنیداری میدهد که از فضای عمومی ملودرامهای عاشقانه متمایزش میکند.
این فیلم احتمالاً برای تماشاگرانی بیشترین جذابیت را دارد که با اغراقهای سینمای عامهپسند هند، رقصهای دیسکویی و عاشقانههای پرحادثه احساس نزدیکی میکنند. «Love Love Love» اثری بینقص یا روایی عمیق نیست، اما سرگرمکنندگیاش از ترکیب صادقانهٔ شور جوانی، احساسات آشکار و جلوههای نوستالژیک میآید؛ فیلمی که گاه شلخته و طولانی میشود، اما زوج دوستداشتنیاش همچنان دلیل روشنی برای همراهی با آن فراهم میکنند.
« به همین دلیل، اثر گاهی میان دو قطب حرکت میکند: سرگرمی پرتحرک و مکثهای طولانی و کمرمق. »
ثبت دیدگاه