نقد و بررسی
نقد عشق در تاهیتی (Love in Tahiti) | 2023
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
عاشقانهای کوچک در گسترهای آبی «Love in Tahiti» ساختهٔ John Lyde، فیلمی عاشقانه و آرام است که قصهاش را نه بر پایهٔ حادثههای بزرگ، بلکه از برخوردی ساده و معنایی نمادین میسازد: یافتن حلقهای در کف دریا و بازگرداندن آن به صاحبش. بریل ویلسون غواصی است که اشیای گمشده را از آب بیرون میآورد و میکوشد آنها را به صاحبانشان برساند.
وقتی حلقهٔ مارکوس، سرباز نیروی دریایی، به دست او میرسد، جستوجوی یک یادگار بهانهای میشود برای نزدیکشدن دو آدمی که هر یک به شکلی در پی چیزی فراتر از آن شیء هستند. فیلم از همان ابتدا روشن میکند که مسیرش به سوی یک عاشقانهٔ دلنشین است، نه معمایی پرتعلیق یا درامی پیچیده. حلقه؛ شیئی ساده با معنایی فراتر حلقه در فیلم تنها وسیلهای برای پیشبرد پیرنگ نیست.
شیئی است که گذشته، خاطره و دلبستگی را در خود نگه میدارد؛ چیزی کوچک که زیر آب گم شده، اما ارزش عاطفیاش از اندازهاش بسیار بزرگتر است. بازگرداندن آن، نخستین کنش معنادار بریل در رابطه با مارکوس است و اخلاق شخصی او را نیز آشکار میکند: او اشیای گمشده را صرفاً پیدا نمیکند، بلکه خود را در برابر صاحبان آنها مسئول میداند.
« بریل ویلسون غواصی است که اشیای گمشده را از آب بیرون میآورد و میکوشد آنها را به صاحبانشان برساند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این ایده، با سرگرمیِ جستوجو برای حلقههای گمشده پیوندی طبیعی پیدا میکند. آب و بستر دریا به فضایی برای کنجکاوی و حرکت بدل میشوند و هر جستوجو فرصتی فراهم میآورد تا دو شخصیت زمان بیشتری را کنار هم بگذرانند. بااینحال، نمادپردازی فیلم گاه بیش از اندازه آشکار است. معنای «گنج واقعی» و تقابل میان زیور گمشده و عشق تازه، چنان مستقیم بیان میشود که تماشاگر کمتر مجال مییابد خود به کشف آن برسد.
بریل؛ میان مسئولیت و رؤیا بریل شخصیتی است که زندگی روزمرهاش را مسئولیتها شکل دادهاند. او تورهای دریایی برگزار میکند، از پدر معلولش مراقبت میکند و در دل این تعهدها، رؤیای سفر و دریانوردی در سراسر جهان را زنده نگه میدارد. این کشمکش، به او زمینهای انسانی میدهد: میل به آزادی در کنار وفاداری به خانواده، و اشتیاق به افقی تازه در برابر زندگیای که از او حضور و مراقبت میطلبد.
جذابیت بریل بیشتر از آنکه در دگرگونیهای ناگهانی باشد، در همین دوگانگی آرام نهفته است. او هم مهارت و استقلال دارد و هم از تنهاییاش بینیاز نیست. فیلم میکوشد نشان دهد که بازگرداندن اشیای دیگران، بهتدریج او را متوجه خلأیی در زندگی خودش میکند. بااینحال، شخصیتپردازی در همهٔ لحظهها به یک اندازه ژرف نیست؛ بعضی از دغدغههای او بیشتر بهصورت اطلاعاتی دربارهٔ گذشته و آرزوهایش عرضه میشوند تا کشمکشهایی که در رفتار و تصمیمهایش بهتدریج شکل بگیرند.
« این ایده، با سرگرمیِ جستوجو برای حلقههای گمشده پیوندی طبیعی پیدا میکند. »
شخصیتها و اجرا
مارکوس و شکلگیری رابطه مارکوس در روایت، ابتدا صاحب حلقهای گمشده است و سپس به همراهی برای ماجراجوییهای بریل تبدیل میشود. او برای پیدا کردن حلقهٔ نامزدیِ گمشدهاش از بریل کمک میگیرد؛ جستوجویی که فرصت معاشرت و گفتوگو را میان آن دو فراهم میکند. رابطهشان از موقعیتی ساده آغاز میشود و فیلم میکوشد صمیمیت را نه با اتفاقی پرهیجان، بلکه از راه گذراندن وقت مشترک و آشنایی با زندگی یکدیگر بسازد.
این انتخاب با حالوهوای ملایم اثر سازگار است، اما بهایش آن است که پیشرفت عاطفی گاهی از پیش قابل حدس میشود. فیلم کمتر به موانع پیچیده یا تضادهای جدی میان دو شخصیت متکی است؛ در نتیجه، بخشی از رابطه بیشتر بر آشنایی تدریجی و جذابیت موقعیت تکیه دارد تا بر کشف لایههای ناهمخوان شخصیتها.
بااینهمه، همین سادگی میتواند برای تماشاگرانی که از عاشقانههای بیتنش و خوشفرجامنما لذت میبرند، امتیازی باشد: اثر اصرار ندارد عشق را با رنجی سنگین یا بحرانهای اغراقآمیز تعریف کند. تاهیتی؛ پسزمینهای که در قصه حضور دارد فضای تاهیتی و آبهای پیرامون آن، یکی از عناصر مهم هویت فیلم است.
« این انتخاب با حالوهوای ملایم اثر سازگار است، اما بهایش آن است که پیشرفت عاطفی گاهی از پیش قابل حدس میشود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
مناظر دریایی به قصه کیفیتی آرام و گشوده میدهند و غواصی را از یک سرگرمی صرف به بخشی از جهان عاطفی شخصیتها تبدیل میکنند. آب در اینجا هم محل گمشدن است و هم عرصهٔ یافتن؛ سطحی زیبا که زیر آن خاطرهها و اشیای فراموششده پنهان ماندهاند. فیلمبرداری در موئورئا، در پلینزی فرانسه، برای اثر بستری واقعی از چشماندازهای جزیرهای فراهم کرده است.
با وجود این، طبیعت همیشه به نیرویی دراماتیک بدل نمیشود. تاهیتی گاه بیشتر پسزمینهای دلپذیر برای گفتوگوها و لحظههای عاشقانه است تا مکانی که زندگی و تصمیمهای شخصیتها را عمیقاً تحت تأثیر قرار دهد. از همین رو، زیبایی محیط برای فیلم اهمیت دارد، اما بهتنهایی جای کمبود تنوع صحنهها را پر نمیکند.
مخاطبی که انتظار دارد جغرافیای جزیره در روایت نقشی پیچیدهتر داشته باشد، ممکن است از استفادهٔ نسبتاً آشنای فیلم از این فضا فاصله بگیرد. گفتوگوها، ریتم و لحن فیلم در مجموع ریتمی نرم و کمشتاب دارد؛ ریتمی که به تماشاگر فرصت میدهد با فضای جزیره و نزدیکشدن دو شخصیت همراه شود. اما همین خویشتنداری گاهی به کندی میانجامد.
« فیلمبرداری در موئورئا، در پلینزی فرانسه، برای اثر بستری واقعی از چشماندازهای جزیرهای فراهم کرده است. »
قوتها و کاستیها
چون جستوجوهای دریایی، گفتوگوها و دیدارهای روزمره از نظر ساختار به یکدیگر نزدیکاند، برخی بخشها تازگی کمتری دارند و روایت در میانهٔ راه ممکن است یکنواخت به نظر برسد. گفتوگوها نیز میان صمیمیت و توضیحدادن بیش از اندازه در نوساناند. در لحظههایی، شخصیتها بهخوبی از راه شوخی یا واکنشهای کوچک به هم نزدیک میشوند؛ اما در صحنههای دیگر، دیالوگها بیشتر اطلاعات و احساسات را مستقیم اعلام میکنند تا آنکه اجازه دهند از مکث، نگاه یا رفتار فهمیده شوند.
این صراحت با لحن ساده و خانوادگی اثر سازگار است، ولی ظرافت عاطفی برخی موقعیتها را کاهش میدهد. فیلم در بهترین لحظههایش به همین جزئیات آرام تکیه میکند؛ در ضعیفترها، معنای صحنه را برای مخاطب بیش از حد توضیح میدهد. بازیها و تناسب با فضای اثر اجرای Lary Muller در نقش بریل و Oran Stainbrook در نقش مارکوس با جنس کمتنش فیلم تناسب دارد.
رابطهٔ دو بازیگر قرار نیست بر آتشفشانی عاطفی یا کشمکشهای پرقدرت استوار باشد؛ کارکرد اصلی آنها حفظ گرمی و باورپذیریِ یک آشنایی تدریجی است. حضور بازیگران مکمل نیز جهان خانوادگی و اجتماعی بریل را گسترش میدهد، هرچند فیلم فرصت محدودی برای پرداخت عمیق به همهٔ آنها فراهم میکند. در نتیجه، بازیها بیشتر در خدمت کلیت دلنشین اثرند تا آنکه بهتنهایی بار درام را بر دوش بکشند.
« گفتوگوها نیز میان صمیمیت و توضیحدادن بیش از اندازه در نوساناند. »
جمعبندی
این رویکرد با داستانی که بر همراهی، گفتوگو و فضای آرام بنا شده سازگار است، اما مخاطبی که به شخصیتهای چندوجهی و اجرای پرتحول علاقه دارد، ممکن است خواهان پیچیدگی بیشتری باشد. جمعبندی «Love in Tahiti» عاشقانهای ساده و خوشمنظر است که از دل یک حلقهٔ گمشده، قصهای دربارهٔ تنهایی، مسئولیت و آمادگی برای پذیرفتن عشق میسازد.
تاهیتی و جستوجوهای زیر آب به آن هویتی دیداری و سرگرمکننده میبخشند و رابطهٔ بریل و مارکوس با لحنی گرم پیش میرود. در برابر این امتیازها، کلیشههای آشنای عاشقانه، گفتوگوهای گاه توضیحی و ریتم کند، دامنهٔ اثر را محدود میکنند. این فیلم بیش از آنکه در پی شگفتزدهکردن باشد، دعوتی است به تماشای قصهای سبک و آرام؛ اثری برای مخاطبی که از عاشقانههای روشن و کمتنش، چشماندازهای دریایی و روایتهایی دربارهٔ یافتن چیزی ارزشمند در دل زندگی روزمره استقبال میکند.
« در برابر این امتیازها، کلیشههای آشنای عاشقانه، گفتوگوهای گاه توضیحی و ریتم کند، دامنهٔ اثر را محدود میکنند. »
ثبت دیدگاه