نقد و بررسی
نقد عشق و دوستی (Love & Friendship) | 2016
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
کمدیِ آداب در لباس درام تاریخی «Love & Friendship» ساختهٔ ویت استیلمن، اقتباسی از «لیدی سوزان» جین آستن است؛ اثری که بهجای آنکه بر شور عاشقانه یا دسیسههای پرهیجان تکیه کند، میدان نبرد خود را در معاشرت، خواستگاری و گفتوگوهای ظاهراً مؤدبانه میسازد. لیدی سوزان ورنن، بیوهای جوان و باهوش، در جهانی قدم میزند که برای زنان راههای محدودی به سوی امنیت و آسایش باقی گذاشته است.
او میکوشد برای خود و دخترش آیندهای مطمئن فراهم کند؛ اما ابزارش نه قدرت رسمی، بلکه جذابیت، زیرکی و توانایی کمنظیرش در خواندن آدمهاست. فیلم از همین تضاد نیرو میگیرد: سوزان هم در چارچوب قواعد جامعه گرفتار است و هم در بهرهبرداری از همان قواعد مهارت دارد. نتیجه، کمدیای است که خندهاش بیشتر از تشخیص تناقضها برمیخیزد تا از شوخیهای پرسروصدا.
ظاهر آرام مهمانیها و دیدارهای خانوادگی، در زیر خود رقابتی پیوسته برای منزلت و امنیت پنهان کرده است. لیدی سوزان؛ هوش در خدمت بقا کیت بکینسیل شخصیت اصلی را با خونسردی و بازیگوشی ظریفی جان میبخشد. او سوزان را نه زنی اهریمنی و بیرحم تصویر میکند و نه قهرمانی آرمانی که هر تصمیمش را بتوان ستود.
جذابیت شخصیت در همین ناسازگاریهاست: لبخندی دلنشین میتواند پوششی برای محاسبه باشد و سخنی دوستانه، راهی برای پیشبردن نقشهای دقیق. سوزان میداند دیگران چه چیزی را پسندیده مییابند و چگونه میتوان میل آنان را در جهتی مطلوب هدایت کرد. بااینحال، فیلم شخصیت او را به بازی سادهٔ «فریبکار در برابر قربانی» فرو نمیکاهد.
« نتیجه، کمدیای است که خندهاش بیشتر از تشخیص تناقضها برمیخیزد تا از شوخیهای پرسروصدا. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
جهان پیرامونش نیز بر اساس معامله و منفعت شکل گرفته است؛ فقط برخی افراد در این بازی ناشیانهتر از دیگران عمل میکنند. سوزان از آن رو تماشایی است که هم دروغ میگوید و هم حقیقتی ناخوشایند را درباره جامعهٔ خود آشکار میسازد: در مناسباتی که امنیت اقتصادی و جایگاه اجتماعی اهمیت حیاتی دارند، فضیلت همیشه برنده نیست.
هوش او تحسینبرانگیز است، اما فیلم اجازه نمیدهد این تحسین به تأیید بیقیدوشرط بدل شود. ازدواج، طبقه و اقتصاد عاطفه در این فیلم، ازدواج صرفاً پیوندی عاشقانه نیست؛ سازوکاری اجتماعی و اقتصادی است که آیندهٔ زنان را تعیین میکند. انتخاب همسر با دارایی، نسب، آبرو و رضایت خانواده گره خورده و احساسات فردی باید درون این شبکهٔ مصلحتاندیشی جایی برای خود پیدا کند.
از همین رو، گفتوگو دربارهٔ عشق اغلب همزمان گفتوگویی دربارهٔ پول و موقعیت است؛ فقط واژگان آراسته، معامله را از چشمها پنهان میکنند. جایگاه دختر سوزان، فردریکا، این مسئله را روشنتر میسازد. او در مقایسه با مادرش کمتجربهتر و کمتوانتر در مدیریت مناسبات اجتماعی است و سرنوشتش میتواند به تصمیمهایی وابسته شود که خود در شکلدادن به آنها سهم اندکی دارد.
فیلم از این اختلاف نسلی برای نشاندادن دو شیوهٔ مواجهه با محدودیتها بهره میگیرد: یکی میکوشد در قواعد موجود راهی برای پیشروی پیدا کند و دیگری هنوز با هزینهٔ آن قواعد روبهرو نشده است. طنز آستن و استیلمن، در اینجا، صرفاً تمسخر خواستگاری و تشریفات نیست؛ پرسشی است دربارهٔ اینکه در چه شرایطی انتخاب واقعاً آزادانه ممکن میشود.
« هوش او تحسینبرانگیز است، اما فیلم اجازه نمیدهد این تحسین به تأیید بیقیدوشرط بدل شود. »
شخصیتها و اجرا
گفتوگو؛ میدان اصلی کنش موتور روایت، گفتوگوهای تند و دقیق آن است. شخصیتها بهندرت سخن را همانطور که میاندیشند بیان میکنند؛ تعارف میتواند پوشش حمله باشد، ستایش ممکن است تحقیر را در خود پنهان کند و پرسشی ساده، طرف مقابل را به گوشهای دشوار براند. زیرمتن در این فیلم به اندازهٔ خود کلمات اهمیت دارد.
تماشاگر باید نهفقط به آنچه گفته میشود، بلکه به آنچه با نزاکت از گفتنش پرهیز میکنند گوش بسپارد. این شیوه با ریشهٔ ادبی اثر تناسب دارد. «لیدی سوزان» از سنت روایی نامهنگارانه میآید؛ سنتی که در آن شخصیتها با توصیف، تفسیر و گاه تحریف رفتار دیگران، تصویری از جهان میسازند. فیلم آن جهان کلامی را به صحنههای معاشرت منتقل میکند: هر ملاقات نوعی اجرای اجتماعی است و هر جمله میتواند حرکت بعدی بازی باشد.
گاهی این تأکید چنان زیاد میشود که روایت بیش از اندازه کلاممحور به نظر میرسد؛ اما همین محدودیت، در عین حال، بخشی از هویت اثر است. فیلم از ما نمیخواهد منتظر حادثهای بزرگ بمانیم؛ دعوت میکند ظرافت تغییر لحن و جابهجایی قدرت را دنبال کنیم. بازیگران و طنز موقعیت بکینسیل مرکز ثقل فیلم است، اما ترکیب بازیگران به تضادهای کمیک داستان نیز جان میدهد.
کلویی سوینی در نقش آلیشیا، دوست و محرم راز سوزان، حضوری مؤثر دارد؛ رابطهٔ این دو زن فضایی فراهم میکند تا نقشهها و داوریهای سوزان بیپردهتر شنیده شوند. مورفید کلارک نیز فردریکا را با آسیبپذیری و تردیدی باورپذیر میسازد و تفاوت او با مادرش را بدون اغراق برجسته میکند. در میان شخصیتهای مرد، سر جیمز مارتین به منبع مهمی از طنز بدل میشود.
« گفتوگو؛ میدان اصلی کنش موتور روایت، گفتوگوهای تند و دقیق آن است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
تام بنت حماقت و خودپسندی این خواستگار را چنان با جدیت اجرا میکند که خنده از فاصلهٔ میان تصور او از خویش و برداشتی که دیگران از او دارند شکل میگیرد. او کاریکاتوری صرف نیست؛ نمونهای افشاگر از جامعهای است که ثروت میتواند کاستیهای عقل و منش را تا اندازهای بپوشاند. بااینهمه، برخی شخصیتهای فرعی فرصت چندانی برای گسترش نمییابند.
حضورشان بیشتر به کارکرد اجتماعی یا کمیک محدود میماند و فیلم عمدتاً انرژی خود را صرف سوزان و حلقهٔ نزدیکانش میکند. ریتم و ساختار روایی ریتم «Love & Friendship» آرام و سنجیده است. روایت بهجای آنکه پیوسته با بحرانهای تازه سرعت بگیرد، بر تغییرات کوچک در روابط و برداشتهای شخصیتها مکث میکند.
این انتخاب با مضمون فیلم هماهنگ است: در چنین جهانی، یک دیدار یا عبارت دوپهلو میتواند وزن یک رویداد بزرگ را داشته باشد. تماشاگرانی که کمدی را با تحرک سریع، شوخیهای آشکار و چرخشهای پیاپی میسنجند، ممکن است بعضی بخشها را کند بیابند. این آرامش در بهترین لحظهها فرصت میدهد که کنایهها تهنشین شوند و شخصیتها در سکوت میان دو جمله خود را آشکار کنند.
در لحظههای کماثرتر، اما، وابستگی فیلم به گفتوگو و مجال اندک برخی نقشهای فرعی باعث میشود بخشهایی از روایت بیشتر به مجموعهای از موقعیتهای معاشرتی شباهت پیدا کنند تا مسیری نمایشی با کشش یکسان. فیلم از این ضعف بهکلی مصون نیست، ولی سبک خود را آگاهانه انتخاب کرده و در چارچوب آن، انسجامی چشمگیر دارد.
« بااینهمه، برخی شخصیتهای فرعی فرصت چندانی برای گسترش نمییابند. »
قوتها و کاستیها
میزانسن و فضای تاریخی لباسها، خانهها و فضاهای اشرافی صرفاً پسزمینهای زیبا برای داستان نیستند؛ آنها مرزهای جهان شخصیتها را مرئی میکنند. اتاقهای رسمی و دیدارهای خانوادگی، جایی هستند که رفتار هر فرد زیر نگاه دیگران شکل میگیرد. شکوه ظاهری محیط با محدودیت انتخابها تضادی معنادار میسازد: شخصیتها در فضاهایی زیبا زندگی میکنند، اما آزادیشان به اندازهٔ ظاهر آن فضاها فراخ نیست.
کارگردانی استیلمن نیز از پرزرقوبرقکردن بیدلیل این محیط پرهیز میکند. قاببندی و میزانسن در خدمت روابط و گفتوگوهاست و فیلم کمتر میکوشد با نمایش تاریخی پرابهت، توجه را از رفتار شخصیتها منحرف سازد. نتیجه، درامی تاریخی است که ارزش اصلیاش نه بازسازی پرجزئیات گذشته، بلکه مشاهدهٔ دقیق آداب و نقشهایی است که افراد برای حفظ موقعیت خود بازی میکنند.
اقتباس و جایگاه طنز آستن استیلمن با اقتباس از جین آستن، روح شوخ و تیزبین متن را به زبانی سینمایی منتقل میکند، بیآنکه داستان را به عاشقانهای ساده یا الگوی آشنای قهرمان و ضدقهرمان تبدیل کند. عنوان فیلم یادآور اثری دیگر از آستن است، اما داستان آن بر «لیدی سوزان» استوار است؛ زنی که با قهرمانان پاکنهاد و اخلاقاً بیابهام بسیاری از روایتهای عاشقانه تفاوت دارد.
همین انتخاب به فیلم امکان میدهد از جذابیت شخصیت اصلی بهره ببرد، بیآنکه پیچیدگی اخلاقی او را حذف کند. طنز فیلم نیز از فاصلهٔ میان آداب و انگیزهها پدید میآید. شخصیتها میکوشند چهرهای موجه از خود نشان دهند، درحالیکه میل به پول، منزلت یا نفوذ بر رفتارشان سایه انداخته است. نگاه فیلم به این تناقضها نیشدار است، اما تلخ و عبوس نمیشود؛ در عوض، تماشاگر را به لذتبردن از بازی اجتماعی دعوت میکند و همزمان از او میخواهد بپرسد چه کسی قواعد را نوشته و چه کسی ناچار به بازیکردن با آنهاست.
« اتاقهای رسمی و دیدارهای خانوادگی، جایی هستند که رفتار هر فرد زیر نگاه دیگران شکل میگیرد. »
جمعبندی
جمعبندی «Love & Friendship» کمدی تاریخیای است متکی بر هوش کلامی، مشاهدهٔ اجتماعی و بازی مرکزی درخشان کیت بکینسیل. فیلم در لیدی سوزان شخصیتی میآفریند که جذابیتش از پیوند دشوار هوش، خودخواهی و توانایی بقا سرچشمه میگیرد. نگاهش به ازدواج و طبقه، مناسباتی را آشکار میکند که پشت نزاکت و تشریفات پنهان شدهاند و شوخیهایش بیش از آنکه متکی به خندهٔ فوری باشند، از شناخت دقیق رفتار آدمها نیرو میگیرند.
ریتم آرام، کلاممحوری و پرداخت محدود برخی نقشهای فرعی ممکن است برای همه خوشایند نباشد؛ بااینحال، این کاستیها در برابر انسجام لحن و ظرافت اجرا قرار میگیرند. فیلم برای مخاطبی که به گفتوگوی هوشمندانه، طنز اجتماعی و شخصیتهای اخلاقاً مبهم علاقه دارد، تجربهای پربار است؛ اثری که پس از پایان تماشا، بیش از یک داستان خواستگاری در خاطر میماند.
« فیلم در لیدی سوزان شخصیتی میآفریند که جذابیتش از پیوند دشوار هوش، خودخواهی و توانایی بقا سرچشمه میگیرد. »



ثبت دیدگاه