نقد و بررسی
نقد Love at the Top | 1974
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جایگاه فیلم و مسئلهٔ عنوان «Love at the Top» محصول ۱۹۷۴، با داستان کارمند بانکی خجالتیای به نام نیکولا، از همان آغاز خود را در قلمرو کمدی عاشقانهٔ متعارف محصور نمیکند. نقطهٔ شروعش آشنایی ناگهانی و رابطهای کوتاه است، اما این رویداد بیشتر نقش جرقه را دارد: فیلم میخواهد نشان دهد چگونه میل به صمیمیت میتواند به میل به صعود اجتماعی و کسب اعتبار بدل شود.
نیکولا پس از تعریف ماجرا برای کلود، دوست نویسنده و سرخوردهاش، وارد نوعی آموزش غیررسمی میشود؛ آموزشی که در آن روابط انسانی همزمان عرصهٔ لذت، معامله و نمایشاند. این جابهجایی از حکایت عاشقانه به طنز اجتماعی، هویت اصلی فیلم را میسازد و در عین حال سرچشمهٔ بخشی از بیثباتی آن است.
اثر در پی آن است که هم سرگرمکننده باشد و هم مناسباتی را نقد کند که در آن موفقیت، جذابیت و منزلت اجتماعی به یکدیگر گره میخورند. حاصل، فیلمی است با نگاه تیزبین و لحنی سبکبال، اما نه همیشه با روایتی یکدست. نیکولا؛ قهرمانی که بهسختی میتوان دوستش داشت نیکولا در آغاز، مردی کمرو و کمتجربه به نظر میرسد؛ کسی که حتی دعوتکردن زنی به کافه برایش شکلی از خطرپذیری است.
چنین شروعی میتواند زمینهساز داستانی درباره بلوغ عاطفی باشد، اما فیلم بهسرعت مسیر دیگری را برمیگزیند. نیکولا نهفقط میخواهد از انزوای خود بیرون بیاید، بلکه بهتدریج میآموزد چگونه از رابطهها بهعنوان ابزار پیشرفت بهره بگیرد. این تغییر، بالقوه مادهٔ خامی برای مطالعهٔ شخصیت است: مردی که اعتمادبهنفسش را نه از شناخت خویشتن، بلکه از توانایی اثرگذاری بر دیگران به دست میآورد.
« حاصل، فیلمی است با نگاه تیزبین و لحنی سبکبال، اما نه همیشه با روایتی یکدست. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بااینحال، فیلم همیشه به اندازهٔ کافی به پیامدهای اخلاقی این دگرگونی نزدیک نمیشود. نیکولا گاه رفتاری آزارگرانه یا خودمحورانه دارد، اما روایت بیشتر آن را در قالب بخشی از بازی اجتماعی عرضه میکند تا نشانهای که باید جدیتر واکاوی شود. در نتیجه، تماشاگر ممکن است نه با ضدقهرمانی پیچیده، بلکه با شخصیتی روبهرو شود که انگیزههایش روشن است اما عمق عاطفیاش کمتر شکل میگیرد.
این کاستی، طنز فیلم را از کار نمیاندازد، اما پیوند عاطفی با شخصیت محوری را سست میکند. کلود و آموزشِ مناسبات اجتماعی کلود در مقام دوست و راهنما، حضوری محوری دارد. او نویسندهای سرخورده است که ظاهراً شناختی دقیق از قواعد پنهان اجتماع دارد؛ شناختی که با خوشبینی همراه نیست. توصیههای او به نیکولا صرفاً درسهایی دربارهٔ معاشرت یا اغواگری نیستند، بلکه نوعی جهانبینی را منتقل میکنند: در جامعهای که همه در پی جایگاهاند، معصومیت ممکن است نه فضیلت، بلکه مانعی برای پیشرفت تلقی شود.
رابطهٔ این دو مرد، یکی از ظرفیتهای تحلیلی جذاب فیلم است. کلود در عین آنکه نیکولا را به حرکت وامیدارد، گویی بخشی از تجربه و شکستهای خودش را نیز در او بازمیبیند. راهنماییهایش میتوانند هم از جنس رفاقت باشند و هم نوعی انتقال بدبینی؛ او به نیکولا نشان میدهد چگونه قواعد بازی را بشناسد، بیآنکه الزاماً از او بخواهد دربارهٔ درستبودن آن قواعد پرسش کند.
فیلم با این رابطه، موفق میشود آموزش اجتماعی را از سطح مجموعهای از ترفندها فراتر ببرد، هرچند گاهی این مسیر را بیش از حد به شوخیهای موقعیتی واگذار میکند. طنز جاهطلبی و مناسبات انسانی طنز گزندهٔ اثر از فاصلهٔ میان زبان عاشقانه و منطق منفعتطلبانه نیرو میگیرد. شخصیتها ممکن است از عشق، کشش یا صمیمیت سخن بگویند، اما رفتارشان اغلب نشان میدهد که جایگاه، خودنمایی و دسترسی به جهان مرفه نیز در تصمیمهایشان دخیل است.
« بااینحال، فیلم همیشه به اندازهٔ کافی به پیامدهای اخلاقی این دگرگونی نزدیک نمیشود. »
شخصیتها و اجرا
فیلم از این تناقض برای ساختن موقعیتهای کمیک بهره میبرد: روابطی که ظاهراً خصوصیاند، در برابر نگاه اجتماع به صحنههایی برای سنجش ارزش و منزلت بدل میشوند. نکتهٔ مهم آن است که هجو فیلم صرفاً متوجه یک طبقه یا یک شخصیت نیست. جاهطلبی در آن هم امری مضحک است و هم قابلفهم؛ آدمها میخواهند دیده شوند، پذیرفته شوند و به امکانات بیشتری دست یابند.
آنچه فیلم به پرسش میگیرد، نه اصل میل به پیشرفت، بلکه هزینهای است که این میل بر صداقت و همدلی تحمیل میکند. با اینحال، هجو گاهی بهجای آنکه تضادهای اجتماعی را بسط دهد، به مجموعهای از برخوردهای بامزه و گزارههای تلخ اکتفا میکند. از همین رو، نگاه انتقادیاش هوشمند است، اما همیشه به ژرفای لازم نمیرسد.
لحن، ریتم و فضای شهری فضای شهری فیلم با تحرک و سبکی خاصی شکل میگیرد. تدوین پرجنبوجوش و موسیقی دلنشین، به روایت انرژی میبخشند و کمک میکنند موقعیتهای اجتماعی همچون صحنههای یک نمایش پیدرپی جلوه کنند. شهر در اینجا فقط پسزمینه نیست؛ شبکهای از برخوردها، فرصتها و چشماندازهای تازه است که نیکولا را به سوی زندگیای پرزرقوبرقتر میکشاند.
این کیفیت، بهویژه در بخشهای آغازین، حس حرکت و امکان را به فیلم میدهد. اما انرژی اولیه در ادامه همیشه حفظ نمیشود. پس از شروعی جذاب، روایت وارد بخشهایی میشود که بر صعود اجتماعی نیکولا تمرکز دارند و همین بخشها گاه کشدار به نظر میرسند. تکرار موقعیتهای مشابه، از تیزی طنز میکاهد و حرکت داستان را کند میکند.
« نکتهٔ مهم آن است که هجو فیلم صرفاً متوجه یک طبقه یا یک شخصیت نیست. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
مسئله فقط طولانیبودن چند صحنه نیست؛ فیلم در این مقاطع دشوارتر میتواند میان پیشرفت روایی و مشاهدهٔ اجتماعی تعادل برقرار کند. بهاینترتیب، سبکی که در آغاز امتیاز محسوب میشود، گاهی به پراکندگی و افت تمرکز میانجامد. بازیها و پیچیدگی شخصیتها بازیهای اصلی از ظرافت و گیرایی برخوردارند و به شخصیتها چیزی بیش از کارکرد روایی میبخشند.
نیکولا میتواند همزمان مردی بیتجربه و فرصتطلب به نظر برسد؛ این دوگانگی در بازی نقش محوری، بخشی از جذابیت فیلم را حفظ میکند. در سوی دیگر، کلود با حضوری که آمیزهای از هوشمندی، تلخی و خستگی است، نقش راهنما را از قالب کلیشهای بیرون میآورد. او صرفاً آموزگاری دانا نیست؛ نوعی شکستخوردهٔ آگاه است که دانستههایش از زندگی با بهای شخصی همراه بودهاند.
بازیها همچنین در صحنههای اجتماعی به فیلم کمک میکنند تا مناسبات را از راه نگاه، مکث و تغییر لحن آشکار کند. بااینهمه، قدرت اجرا نمیتواند تمام کمبودهای پرداخت را جبران کند. هنگامی که رفتار نیکولا از خودخواهی به آزارگری نزدیک میشود، فیلم بهندرت مکثی کافی برای نشاندادن اثر آن رفتار بر دیگران دارد.
بنابراین، پیچیدگی بازیها گاه از پیچیدگیای که فیلمنامه برای شخصیتها فراهم میکند پیشی میگیرد. پراکندگی میان عشق، هجو جنسی و سیاست یکی از دشواریهای ساختاری فیلم، تغییر مسیر میان چند قلمرو است: هجو جنسی، داستان رابطهٔ عاشقانه، نقد جاهطلبی اجتماعی و اشاره به سیاست. هر یک از این مسیرها بهتنهایی میتوانستند به اثری منسجم راه ببرند، اما پیوند میان آنها همیشه به اندازهٔ کافی محکم نیست.
« بهاینترتیب، سبکی که در آغاز امتیاز محسوب میشود، گاهی به پراکندگی و افت تمرکز میانجامد. »
قوتها و کاستیها
برخی تغییر لحنها غافلگیرکننده و طراوتبخشاند؛ برخی دیگر چنان ناگهانی رخ میدهند که گویی فیلم از یک ایده به ایدهٔ بعدی میجهد، بیآنکه میانشان پلی بسازد. این پراکندگی بهخصوص در نیمههایی از روایت که صعود نیکولا را دنبال میکنند، محسوس میشود. فیلم گاهی میخواهد هم از مناسبات عاشقانه شوخی بسازد، هم به سازوکار منزلت اجتماعی بتازد و هم دامنهٔ نقدش را به قلمرو عمومی گسترش دهد.
در نتیجه، توجه تماشاگر میان هدفهای متفاوت تقسیم میشود و خط عاطفی داستان قدرت پیشبرندگی خود را از دست میدهد. این انتخاب، به اثر حالوهوایی ناآرام و غیرمتعارف میدهد، اما همزمان انسجام کلیاش را کاهش میدهد. جمعبندی «Love at the Top» فیلمی است که جذابیتش را از نگاه بدبینانه اما شوخطبعانهاش به جاهطلبی و مناسبات انسانی میگیرد.
برخورد نیکولا با جهان روابط، و نقش کلود در آموزش قواعد آن، بستری فراهم میکند تا فیلم دربارهٔ تبدیل صمیمیت به سرمایهٔ اجتماعی تأمل کند. بازیهای ظریف، فضای شهری پرتحرک، تدوین زنده و موسیقی خوشنشین نیز به آن کیفیتی دلپذیر و متمایز میبخشند. در برابر این امتیازها، افت ریتم در بخشهای مربوط به صعود اجتماعی، دشواری همذاتپنداری با نیکولا و ناپایداری میان چند لحن و مضمون، مانع از آن میشوند که همهٔ ظرفیتهای فیلم به نتیجهای یکپارچه برسند.
اثر در لحظههایش اغلب هوشمند و سرگرمکننده است، اما در کلیت خود گاه از پراکندگی رنج میبرد. ارزش آن بیش از آنکه در ارائهٔ یک روایت عاشقانهٔ منسجم باشد، در مشاهدهٔ طعنهآمیزش از جهانی است که در آن آدمها برای بالا رفتن، ناچار میشوند دیگران و گاه خودشان را به بخشی از بازی بدل کنند.
« این پراکندگی بهخصوص در نیمههایی از روایت که صعود نیکولا را دنبال میکنند، محسوس میشود. »
ثبت دیدگاه