نقد و بررسی
نقد Love and Other Disasters | 2006
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
کمدی رمانتیکی دربارهٔ خطاهای دلپذیر «عشق و دیگر فجایع» ساختهٔ الک کشیشیان، کمدی رمانتیکی است که جهان عاطفی شخصیتهایش را همچون شبکهای از حدسها، خیالپردازیها و سوءتفاهمها سامان میدهد. امیلی «جَکس» جکسون، کارآموز آمریکایی مجلهٔ ووگ بریتانیا، زندگی اجتماعی دوستانش را با شور و اطمینان مدیریت میکند، اما در شناخت خواستههای خودش چندان کامیاب نیست.
او با پیتر، دوست و همخانهٔ فیلمنامهنویسش، رابطهای صمیمانه دارد و هنوز با جیمز، دوستپسر سابقش، رفتوآمد میکند؛ با این حال، از نزدیکشدن به رابطهای جدی پرهیز دارد. ورود پائولو به این جمع، تصورهای جکس را به حرکت درمیآورد و ماجرا را به مسیری پرپیچوخم میکشاند، بیآنکه لازم باشد رازهای بعدی قصه فاش شوند.
جکس؛ پرجنبوجوش و آسیبپذیر مهمترین نیروی فیلم بریتنی مورفی است. او جکس را با شتابی دلنشین، حرکات زنده و اعتمادبهنفسی نمایشی به تصویر میکشد؛ حضوری که از همان ابتدا ریتم کمدی را تعیین میکند. جکس با لحنی مطمئن برای دیگران نسخهٔ عاطفی میپیچد، درحالیکه خودش از مواجههٔ بیواسطه با احساساتش طفره میرود.
« جکس؛ پرجنبوجوش و آسیبپذیر مهمترین نیروی فیلم بریتنی مورفی است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این تضاد میتوانست شخصیت را به کاریکاتوری پرسروصدا بدل کند، اما مورفی گاهبهگاه زیر لایهٔ شوخطبعی و بیقراری او، تردید و آسیبپذیری را آشکار میکند. بااینهمه، جکس همیشه به همان اندازه که دوستداشتنی است، قابلدفاع نیست. اطمینان او دربارهٔ دیگران گاهی از کنجکاوی فراتر میرود و به داوری شتابزده بدل میشود.
فیلم این ویژگی را بیشتر سرچشمهٔ موقعیتهای کمیک میگیرد تا مسئلهای جدی برای شخصیتپردازی؛ ازاینرو، برخی رفتارهای او ممکن است بهجای شیرینی، سطحی یا آزاردهنده به نظر برسند. اجرای مورفی فاصلهٔ میان این دو برداشت را کم میکند، اما کاملاً از میان نمیبرد. دوستی در مرکز ماجرا با آنکه عنوان فیلم نوید عاشقانهای پررنگ میدهد، بخش مهمی از کشش آن از دوستی میان جکس و پیتر میآید.
رابطهٔ این دو، فضایی برای شوخی، همفکری و صمیمیتی فراهم میکند که صرفاً به کارکرد پیشبردن ماجرای عاشقانه محدود نیست. جکس میخواهد برای دوستش خوشبختی پیدا کند؛ پیتر نیز در کنار او امکان مییابد میان خیالهای رمانتیک و زندگی واقعی فاصله بگذارد. این پیوند، هرچند گاهی با اغراقهای کمدی همراه میشود، به فیلم گرمایی میدهد که در روابط عاشقانهٔ آن همیشه به همان اندازه حاضر نیست.
« بااینهمه، جکس همیشه به همان اندازه که دوستداشتنی است، قابلدفاع نیست. »
شخصیتها و اجرا
فیلم در ترسیم این جمع دوستانه لحظاتی خوشنشین دارد: شخصیتها با یکدیگر کلکل میکنند، از گرفتاریهایشان میگویند و در ماجراهای هم دخالت میکنند. اما همین خصلت گروهی گاهی توازن روایت را بر هم میزند. بعضی شخصیتها بیش از آنکه مسیر مستقل و پرداختشدهای داشته باشند، در خدمت آشفتگی عاطفی جکس قرار میگیرند.
بهویژه پیتر ظرفیت آن را دارد که داستانی مستقل و پیچیدهتر داشته باشد؛ فیلم این ظرفیت را لمس میکند، ولی همیشه به آن مجال کافی نمیدهد. سوءتفاهم بهمثابه موتور کمدی طرح مرکزی فیلم بر برداشتی اشتباه استوار است: جکس دربارهٔ گرایش و نیت پائولو نتیجهگیری میکند و میکوشد او را با پیتر جور کند، بیخبر از آنچه واقعاً میان پائولو و خودش میگذرد.
این تمهید، برای کمدی رمانتیک آشناست و بهسرعت موقعیتهایی میسازد که در آن شخصیتها از کنار حقیقت میگذرند، درحالیکه تماشاگر نشانههای ناهماهنگی را میبیند. جذابیت چنین سازوکاری به زمانبندی و واکنش بازیگران وابسته است؛ فیلم هرگاه اجازه میدهد مکثها و نگاهها خودشان شوخی را بسازند، روانتر و بامزهتر میشود.
« اما همین خصلت گروهی گاهی توازن روایت را بر هم میزند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
مشکل از جایی آغاز میشود که سوءتفاهمها نه از تفاوت طبیعی شخصیتها، بلکه از تصمیمهای کمباور یا اطلاعاتی که بهآسانی بیان نمیشوند نیرو میگیرند. در این لحظهها، قصه برای حفظ آشفتگی لازم، منطق آدمهایش را اندکی کنار میزند. نتیجه آن است که روایت گاه شلوغ و ساختگی میشود و بهجای آنکه هر پیچش از شخصیتها برخیزد، سازوکار ژانر را آشکار میکند.
فیلم از این قراردادها آگاه است و بعضیجاها با آنها بازی میکند، اما همیشه نمیتواند از دامشان بیرون بیاید. شوخی، لحن و جهان مد شوخیهای فیلم بر گفتوگوهای تند، واکنشهای اغراقآمیز و تفاوت میان تصویر رمانتیک شخصیتها از عشق و واقعیت روزمره تکیه دارند. فضای مجلهٔ مد نیز زمینهای مناسب برای نمایش آدابدانی، رقابت و ظاهرپردازی فراهم میکند؛ اما فیلم علاقهٔ چندانی به کاوش عمیق در این محیط نشان نمیدهد.
ووگ بیشتر پسزمینهای شیک برای رفتوآمد شخصیتهاست تا جهانی با مناسبات حرفهای و اجتماعی مستقل. این انتخاب با حالوهوای سبک فیلم سازگار است، ولی فرصتی از دسترفته هم به شمار میرود. از حیث لحن، اثر میان رمانتیککردن تجربهٔ عاشقانه و تمسخر قراردادهای خود سرگردان است. گاهی به نظر میرسد فیلم میخواهد نشان دهد آدمها عشق را با تصویرهای آماده اشتباه میگیرند؛ گاهی نیز بیدرنگ از همان تصویرهای آشنا برای ساختن لحظهای شیرین استفاده میکند.
« در این لحظهها، قصه برای حفظ آشفتگی لازم، منطق آدمهایش را اندکی کنار میزند. »
قوتها و کاستیها
این تناقض میتواند بخشی از سرزندگی فیلم باشد، اما در جاهایی مانع شکلگیری دیدگاهی روشنتر میشود. ایدههایی دربارهٔ انتخاب، صمیمیت و آمادگی برای آسیبپذیرشدن مطرح میشوند، ولی اغلب در سطح اشاره باقی میمانند. بازیگران و انرژی جمعی مورفی محور اصلی فیلم است، اما بازیگران دیگر نیز به شکلگیری فضای گروهی کمک میکنند.
متیو ریس به پیتر حالوهوایی خیالپرداز و درعینحال مردد میدهد؛ شخصیتی که در ذهنش از زندگی عاشقانه تصویری آرمانی ساخته و برای روبهروشدن با واقعیت دشواری دارد. سانتیاگو کابررا در نقش پائولو حضور آرامتری دارد و همین تفاوت، در برابر شتاب جکس به کار میآید. کاترین تیت نیز با چاشنی اغراق و شوخی، به جمع رنگ میافزاید.
ترکیب این بازیها گاهی ناهموار است، اما در بهترین لحظهها حس میشود که فیلم از انرژی بازیگرانش نیرو میگیرد، نه فقط از طرح داستانیاش. جمعبندی «عشق و دیگر فجایع» اثری سبکبال و دوستداشتنی است که بیش از هر چیز بر جذابیت بریتنی مورفی، گفتوگوهای سرزنده و گرمای رابطهٔ دوستانهٔ شخصیتهایش تکیه دارد.
« این تناقض میتواند بخشی از سرزندگی فیلم باشد، اما در جاهایی مانع شکلگیری دیدگاهی روشنتر میشود. »
جمعبندی
این فیلم در لحظههای کمتکلفش دلنشین است و برای تماشاگرانی که کمدی رمانتیک شلوغ و پرجنبوجوش میخواهند، سرگرمی خوشمزاجی فراهم میکند. در برابر، روایت گاه زیر بار سوءتفاهمهای ساختگی و شخصیتپردازی نابرابر خم میشود و ایدههایش دربارهٔ عشق را به اندازهای که نوید میدهد نمیپروراند.
حاصل، فیلمی بینقص یا عمیق نیست، اما شور بازی مورفی و صمیمیت جمع بازیگران به آن نیرویی میدهد که فراتر از کلیشههایش به یاد بماند.



ثبت دیدگاه