نقد و بررسی
نقد عشق و بند (Love and Leashes) | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای نامتعارف در جامهی کمدی رمانتیک «عشق و افسارها» از موقعیتی آشنا در کمدیهای رمانتیک آغاز میکند: دو همکار با نامهای نزدیک به هم، یک سوءتفاهم و رازی که میانشان شکل میگیرد. اما فیلم این چارچوب آشنا را با موضوعی کمطرحشده در سینمای جریان اصلی کره پیوند میزند؛ رابطهای مبتنی بر نقشهای سلطهگر و سلطهپذیر، آن هم بر پایهی توافق روشن و رضایت دو طرف.
جونگ جیوو، کارمند دقیق و صریح شرکت، بهطور اتفاقی از خواستهی پنهان همکار تازهواردش، جونگ جیهو، باخبر میشود. سپس میان آن دو قراردادی شکل میگیرد که قرار است مرزها و قواعد این تجربه را مشخص کند. جذابیت اولیهی اثر بیش از آنکه از پیچیدگی داستان بیاید، در همین جابهجاییِ انتظارهاست.
فیلم موضوعی را وارد فضای دلپذیر و نسبتاً بیخطر یک عاشقانهی اداری میکند که معمولاً یا در قالبی sensational و اغراقآمیز بازنمایی میشود یا به حاشیه رانده میشود. «عشق و افسارها» مسیر دیگری را برمیگزیند: با لحنی سبک، کنجکاوی مخاطب را برمیانگیزد و میکوشد نشان دهد میل نامتعارف الزاماً با بیاحترامی، خشونت یا فقدان عاطفه یکی نیست.
همین انتخاب به فیلم تازگی میبخشد، هرچند همهی ظرفیت ایده را به کار نمیگیرد. رابطهای که با قرارداد آغاز میشود در مرکز فیلم، قرارداد میان جیوو و جیهو قرار دارد؛ قراردادی که قرار است مرزها، نقشها و حدود رضایت را روشن کند. از این منظر، اثر نکتهای مهم را بهدرستی برجسته میکند: در رابطهای مبتنی بر سلطه و تسلیم، توافق و گفتوگو نه جزئیاتی حاشیهای، بلکه بنیان تجربهاند.
« سپس میان آن دو قراردادی شکل میگیرد که قرار است مرزها و قواعد این تجربه را مشخص کند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
همین تأکید، فیلم را از بسیاری روایتهایی که تنها بر ظاهر یا شوک موضوع تکیه میکنند، متمایز میسازد. بااینحال، طرح قرارداد گاه بیش از آنکه به کاوشی درونی بدل شود، نقش وسیلهای برای پیشبرد موقعیتهای کمیک را دارد. فیلم دربارهی توافق حرف میزند، اما کمتر به دشواریهای واقعیِ مذاکره، اعتمادسازی، تغییر مرزها یا آسیبپذیری متقابل میپردازد.
در نتیجه، موضوع اصلی اغلب در حد مقدمهای خوشساخت برای عاشقانه باقی میماند. اثر از مخاطب میخواهد رابطه را محترمانه و پذیرفتنی ببیند، اما فرصت اندکی میدهد تا تناقضها و پیچیدگیهای عاطفی آن را لمس کند. این فاصله میان ایدهی جسورانه و پرداخت محتاطانه، مهمترین محدودیت فیلم است. جیوو و جیهو؛ تفاوتی که به همنشینی میرسد جیوو زنی مستقل، تیزبین و تا حدی فرمانرو است؛ ویژگیای که هم در رفتار کاریاش دیده میشود و هم در جایگاهی که در رابطهی تازه میپذیرد.
جیهو، برعکس، در نگاه نخست مردی مرتب و بینقص به نظر میرسد، اما میل پنهانش تصویری متفاوت از مردانگی متعارف پیش میکشد. این تقابل، زمینهای مناسب برای شکلگیری کشش میان آن دو فراهم میآورد: او در ظاهر قاطع است، اما باید یاد بگیرد چگونه مسئولیت نقش تازهاش را با حساسیت و دقت بپذیرد؛ او نیز باید میان اعتماد، کنجکاوی و میل خود راهی پیدا کند.
Seohyun و Lee Jun-young در کنار هم حضوری خوشایند دارند. بازیهایشان بهویژه در لحظات مکث، نگاه و دستپاچگی، به رابطه حالتی انسانی میبخشد و مانع میشود فیلم صرفاً به مجموعهای از شوخیهای موقعیتی فروکاسته شود. بااینهمه، کشش میان دو شخصیت گاه بیش از اندازه مهار شده است. مؤدببودن و سربستهماندن رابطه، با فضای لطیف فیلم تناسب دارد، اما در بخشهایی از روایت، مانع شکلگیری تنش عاطفیِ پرقدرت میشود.
« همین تأکید، فیلم را از بسیاری روایتهایی که تنها بر ظاهر یا شوک موضوع تکیه میکنند، متمایز میسازد. »
شخصیتها و اجرا
گویی فیلم از نزدیکشدن بیش از حد به همان موضوعی میترسد که خود برای روایت برگزیده است. لحن شیرین و انتخاب آگاهانهی ملایمت لحن فیلم یکی از دلایل اصلیِ تماشاییبودن آن است. «عشق و افسارها» نمیخواهد اثری تیره، خشن یا رسواگر باشد؛ ازاینرو، بخش عمدهی روایت در فضایی صمیمی و روشن میگذرد.
شوخیها، موقعیتهای خجالتآور و واکنشهای محتاطانهی شخصیتها، موضوعی بالقوه سنگین را به قالبی قابلدسترس تبدیل میکنند. فیلم حتی هنگامی که سراغ بازیهای مبتنی بر درد و تسلط میرود، آنها را با نوعی زیباییشناسی کنترلشده و غیرهولناک نمایش میدهد. این انتخاب از یک سو امتیاز است: اثر میل شخصیتها را مسخره نمیکند و از تحقیر یا هراسافکنی برای خنداندن مخاطب بهره نمیگیرد.
از سوی دیگر، شیرینی مداوم گاهی به شیرینزدگی میرسد. کمدی رمانتیک فیلم در پارهای لحظات چنان بر دلنشینبودن اصرار دارد که تضادهای بالقوهی داستان از میان میروند. نتیجه اثری است که برای تماشای سبک و بیدغدغه مناسب مینماید، اما کمتر حاضر است آرامش خود را برهم بزند و به لایههای دشوارتر موضوع نزدیک شود.
این فیلم بیش از آنکه مخاطب را به تأمل وادارد، میخواهد او را با لبخندی بر لب از موقعیتها عبور دهد. کارگردانی و جهان بصری کارگردانی Park Hyeon-jin میان فضای روزمرهی محل کار و لحظههای خصوصی دو شخصیت رفتوآمد میکند. محیط اداری، با قواعد نانوشته و مناسبات قدرت خود، بستری برای آشکارشدن تفاوتهای رفتاری و اجتماعی شخصیتهاست.
« گویی فیلم از نزدیکشدن بیش از حد به همان موضوعی میترسد که خود برای روایت برگزیده است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
در مقابل، فضای رابطهی خصوصی به فیلم اجازه میدهد تخیل بصری خود را اندکی گسترش دهد و از قاببندیها، رنگها و نورپردازی متفاوت برای برجستهکردن حسوحال تجربهی دو نفره بهره ببرد. موسیقی و طراحی صحنه نیز میکوشند میان بازیگوشی و صمیمیت تعادل برقرار کنند. بااینحال، این زبان بصری همیشه به عمق روانی شخصیتها راه نمیبرد.
گاه زیبایی و آراستگی تصویر، بیش از آنکه تجربهی درونی آنها را باز کند، به تزئین فضای عاشقانه میپردازد. فیلم از نظر روایت نیز در آغاز، با کنجکاوی و سرعت مناسبی پیش میرود، اما در ادامه بخشهایی از قصه کش میآید و بعضی رویدادها زودتر از آنچه باید به نقطهی بعدی میرسند. در نتیجه، ریتم اثر یکدست نیست: لحظات سرگرمکننده در کنار صحنههایی قرار میگیرند که از تکرار الگوهای آشنای ژانر آسیب میبینند.
ظرفیت ازدسترفتهی داستان نقطهی ضعف بنیادین فیلم نه انتخاب موضوع، بلکه میزان احتیاط آن در مواجهه با موضوع است. ایدهی رابطهای قراردادی میتوانست دریچهای به پرسشهایی دربارهی اعتماد، کنترل، آسیبپذیری، هویت و نگاه جامعه بگشاید. فیلم به برخی از این زمینهها اشاره میکند، اما بیشترشان را در حد نشانههایی گذرا نگه میدارد.
روابط کاری، سوءبرداشتهای اجتماعی و ترس از قضاوت دیگران میتوانستند به کشمکشهایی جدیتر بدل شوند؛ ولی روایت معمولاً زود به مسیر امن کمدی رمانتیک بازمیگردد. این محدودیت در پیشبینیپذیری داستان نیز اثر میگذارد. بسیاری از چرخشهای عاطفی با منطق ژانر قابل حدساند و فیلم کمتر از آنها برای غافلگیری یا دگرگونی واقعی شخصیتها استفاده میکند.
« موسیقی و طراحی صحنه نیز میکوشند میان بازیگوشی و صمیمیت تعادل برقرار کنند. »
قوتها و کاستیها
افزون بر این، پایانبندی از گرایش کلی اثر به خوشخویی و شیرینی پیروی میکند؛ بیآنکه لازم باشد جزئیات سرانجام یا پیچش اصلی آشکار شود. در مجموع، تماشاگر ممکن است از همراهی با زوج اصلی لذت ببرد، اما انتظار پرداختی تندتر، پیچیدهتر یا جسورانهتر را بیپاسخ ببیند. جمعبندی «عشق و افسارها» کمدی رمانتیکی نامتعارف و دلنشین است که با انتخاب موضوعی کمتر دیدهشده، به داستان عاشقانهی اداریِ آشنای خود طراوت میبخشد.
احترام به رضایت و توافق، پرهیز از تمسخر شخصیتها و بازی هماهنگ Seohyun و Lee Jun-young از نقاط قوت آناند. فیلم در ایجاد فضایی گرم و سرگرمکننده موفق است و برای تماشاگرانی که اثری سبک با ایدهای متفاوت میخواهند، تجربهای خوشایند فراهم میکند. اما لطافت فیلم بهایی هم دارد: پرداخت به رابطه و موضوع اصلی سطحی میماند، کشش میان دو شخصیت گاه بیش از اندازه مؤدبانه و مهارشده است، و قصه در بخشهایی از شیرینی و پیشبینیپذیری آسیب میبیند.
حاصل، اثری است با ایدهای جسورتر از روایتش؛ فیلمی که در را به موضوعی تازه میگشاید، اما پیش از آنکه به اتاقهای پیچیدهتر آن قدم بگذارد، به قلمرو امن کمدی رمانتیک بازمیگردد.
« احترام به رضایت و توافق، پرهیز از تمسخر شخصیتها و بازی هماهنگ Seohyun و Lee Jun-young از نقاط قوت آناند. »
ثبت دیدگاه