نقد و بررسی
نقد دوست میداری (You Like) (Love and Hate) | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
برخورد دو جهان «Love and Hate» که با نام اصلی «Seversin» شناخته میشود، کمدی رمانتیکی است که آشنایی دو آدم از دو جهان اجتماعی متفاوت را دستمایهٔ روایت خود قرار میدهد: تولگا، بازیگری مشهور که از موفقیت و تصویری که دیگران از او ساختهاند خسته شده، و آسیا، فروشندهای جوان که زندگیاش را با رؤیای ادامهٔ تحصیل و آیندهای مستقل پیش میبرد.
مسیر این دو زمانی به هم میرسد که آسیا، بیآنکه خواهان شهرت باشد، بهطور ناگهانی وارد پروژهای تلویزیونی میشود و نقش اصلی را در کنار تولگا به دست میآورد. از اینجا، فاصلهٔ میان زندگی روزمره و جهان پرزرقوبرق نمایش به بستری برای سوءتفاهم، کشمکش و نزدیکی تدریجی بدل میشود. اثر در سال ۲۰۲۲ بهعنوان مجموعهای کمدیرمانتیک ساخته شد و بازیگران اصلی آن İlayda Alişan و Burak Yörük هستند.
عشق و نفرت بهمثابه بازی روایی عنوان مجموعه وعدهٔ کشاکشی پرحرارت میان دو قطب عاطفی را میدهد؛ همان الگوی آشنای «دشمنی تا دلدادگی» که در آن اختلاف، برخورد و طعنه راه را برای صمیمیت باز میکند. جذابیت چنین الگویی در آن است که احساسات شخصیتها از ابتدا روشن و یکدست نیستند: دلخوری میتواند پشت خود کنجکاوی پنهان کند و سرسختی، گاهی نشانهٔ آسیبپذیری باشد.
«Love and Hate» در لحظات موفقش از همین نوسان بهره میگیرد. گفتوگوهای بازیگوشانه و واکنشهای متقابل تولگا و آسیا، رابطهای میسازند که نه با تفاهم فوری، بلکه از دل برخورد و آزمودن مرزهای یکدیگر پیش میرود. بااینحال، اثر همیشه به اندازهٔ عنوانش در پیچیدهکردن این رابطه پیش نمیرود.
« اثر در سال ۲۰۲۲ بهعنوان مجموعهای کمدیرمانتیک ساخته شد و بازیگران اصلی آن İlayda Alişan و Burak Yörük هستند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
تنش میان دو شخصیت گاه بیشتر وسیلهای برای ادامهدادن شوخی و موقعیتهای آشناست تا فرصتی برای کاوش در ریشههای اختلافشان. در نتیجه، «نفرت» بیشتر حالوهوایی گذرا دارد تا نیرویی عاطفی با پیامدهای عمیق. این انتخاب با لحن سبک مجموعه سازگار است، اما از قدرت تحول رابطه نیز میکاهد. شهرت، نقش و هویت یکی از ظرفیتهای قابلتوجه داستان، پیوند میان قصهٔ عاشقانه و جهان بازیگری است.
تولگا صرفاً مردی ثروتمند یا مشهور نیست؛ او بازیگری است که از وضع حرفهای خود رضایت ندارد و میخواهد با ساخت یک کمدی رمانتیک بار دیگر توجهها را جلب کند. آسیا نیز با ورود ناخواسته به این جهان، با مسئلهای روبهرو میشود که فراتر از شهرت است: آیا میتواند در شرایطی که دیگران برایش نقش تعیین میکنند، خواستهها و هویت خودش را حفظ کند؟
مجموعه از این تقابل برای ساختن موقعیتهای کمدی استفاده میکند، اما در پس آن پرسشی جدیتر نیز قرار دارد: تفاوت میان خود واقعی انسان و تصویری که برای تماشاگران عرضه میکند. این لایهٔ متا ــ یعنی داستانی دربارهٔ ساختهشدن یک داستان عاشقانه ــ بالقوه میتوانست به اثر عمق بیشتری ببخشد.
فاصلهٔ میان نقشآفرینی و احساس واقعی، و نیز چگونگی شکلگیری تصویر عمومی یک بازیگر، مواد مناسبی برای طنز و تأمل فراهم میآورد. بااینحال، مجموعه بیشتر بر برخوردهای شخصی و موقعیتهای شیرین تکیه میکند و کمتر این پرسشها را تا انتها میپروراند. بنابراین، جهان نمایش در آن جذاب است، اما ظرفیت انتقادیاش محدود میماند.
« در نتیجه، «نفرت» بیشتر حالوهوایی گذرا دارد تا نیرویی عاطفی با پیامدهای عمیق. »
شخصیتها و اجرا
بازیها و شیمی میان بازیگران بخش مهمی از نیروی مجموعه به حضور دو بازیگر اصلی وابسته است. İlayda Alişan در نقش آسیا شخصیتی را ارائه میکند که متواضع و معمولیبودنش به معنای بیارادگی نیست. او میان احتیاط، صراحت و واکنشهای ناگهانی تعادل برقرار میکند و به شخصیتش نوعی انرژی روزمره میبخشد.
آسیا در برابر جهان آراسته و گاه خودنمایانهٔ تولگا، صرفاً تماشاگر یا موضوع علاقهٔ او نیست؛ خواستههای خودش را دارد و همین استقلال، رابطه را زندهتر میکند. Burak Yörük نیز در نقش تولگا از تضاد میان شهرت بیرونی و نارضایتی درونی بهره میبرد. او میتواند خودبینی و خستگی شخصیت را در کنار جذابیتی که برای دیگران دارد، به نمایش بگذارد؛ هرچند فیلمنامه همیشه فرصت نمیدهد این تضاد به تحولی کامل برسد.
مهمتر از بازی جداگانهٔ هر دو، هماهنگی میان آنهاست: مکثها، نگاهها و جوابهای طعنهآمیزشان اغلب وزن موقعیتهای کمیک را بالا میبرد. این شیمی، بهویژه در صحنههایی که اختلاف طبقاتی یا تفاوت تجربهٔ زندگی میان دو شخصیت آشکار میشود، یکی از نقاط قوت اصلی اثر است. طنز و کیفیت موقعیتها طنز مجموعه عموماً بر تفاوت شخصیتها و فاصلهٔ میان انتظارات و واقعیت بنا شده است.
تولگا عادت دارد در مرکز توجه باشد، حال آنکه آسیا نه در پی دیدهشدن است و نه بهآسانی قواعد نانوشتهٔ دنیای او را میپذیرد. از این ناهمخوانی، موقعیتهایی ساخته میشود که گاهی به شوخی کلامی و گاهی به واکنشهای رفتاری متکیاند. بهترین لحظات طنز هنگامی شکل میگیرند که شخصیتها ناچار میشوند از تصور سادهانگارانهٔ خود دربارهٔ دیگری عقبنشینی کنند؛ در این لحظات، خنده نه فقط از تفاوت آن دو، بلکه از آشکارشدن غرور، ترس یا سوءبرداشتشان سرچشمه میگیرد.
« بازیها و شیمی میان بازیگران بخش مهمی از نیروی مجموعه به حضور دو بازیگر اصلی وابسته است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
اما تکرار برخی الگوها باعث میشود شوخیها همیشه تازگی خود را حفظ نکنند. سوءتفاهم، مشاجره و آشتی، اگر بیآنکه رابطه را تغییر دهند بارها تکرار شوند، بهتدریج حالت مکانیکی پیدا میکنند. «Love and Hate» گاه بهجای آنکه از موقعیتهای کمیک برای پیشبرد شخصیتها استفاده کند، خودِ موقعیت را طولانی میکند؛ در نتیجه، بخشی از انرژی آغازین صحنهها از دست میرود.
تصویرپردازی و فضای سرزنده ظاهر دیداری مجموعه با لحن رمانتیک و بازیگوشانهٔ آن هماهنگ است. رنگهای روشن، فضاهای شهری و محیطهای مربوط به کار و تولید تلویزیونی، به جهان داستان جنبوجوش میدهند و تضاد میان زندگی معمولی آسیا و موقعیت پرزرقوبرق تولگا را قابلمشاهده میکنند. این تصویرپردازی قرار نیست واقعگرایی تلخ یا نگاه اجتماعی موشکافانهای بسازد؛ هدفش فراهمکردن فضایی دلپذیر است که مخاطب بتواند در آن با ریتم کمدی و روابط عاطفی همراه شود.
همین رویکرد گاهی به یکدستی بصری میانجامد. فضاها بیشتر در خدمت حالوهوا هستند تا آنکه معنای مستقلی پیدا کنند، و تصویر کمتر از آنچه میتوان انتظار داشت در ساخت شخصیتها یا بازتاب کشمکش درونی آنان نقش دارد. بااینهمه، سرزندگی بصری اثر با بازیهای پرتحرک و لحن سبک آن همافزایی میکند و به مجموعه هویتی خوشتماشا میبخشد.
ریتم و پرداخت دراماتیک ضعف محسوس مجموعه در ریتم و پرورش تعارضهاست. بعضی صحنهها بیش از اندازه ادامه مییابند، بیآنکه اطلاعات تازهای دربارهٔ شخصیتها یا رابطهشان عرضه کنند. این کشآمدن، بهخصوص هنگامی چشمگیر است که یک اختلاف با اندکی تغییر در شکل یا گفتوگو بار دیگر تکرار میشود.
« اما تکرار برخی الگوها باعث میشود شوخیها همیشه تازگی خود را حفظ نکنند. »
قوتها و کاستیها
برای اثری که بر کشش میان دو شخصیت تکیه دارد، حفظ حرکت روایی اهمیت فراوانی دارد: هر برخورد باید یا شناخت تازهای بسازد، یا مانعی را آشکار کند، یا رابطه را یک گام تغییر دهد. هرجا این جابهجایی رخ نمیدهد، روایت کند میشود. از سوی دیگر، پرداخت احساسی رابطه گاهی از شتاب موقعیتهای عاشقانه عقب میماند.
تماشاگر میتواند کشش میان تولگا و آسیا را بپذیرد، اما برای باورکردن دگرگونی عاطفی آنها به نشانههایی روشنتر و تدریجیتر نیاز دارد. همچنین پایانبندی، بنا بر ارزیابی کلی اثر، فرصت کافی برای جمعکردن برخی تعارضها فراهم نمیکند. بدون ورود به جزئیات داستان، میتوان گفت این شتاب در جمعبندی با ریتم کشدار بخشهایی از روایت تضاد دارد: مجموعه گاهی برای موقعیتهای فرعی زمان زیادی صرف میکند، اما در لحظات نیازمند فرود عاطفی، مجال کمتری در اختیار میگذارد.
جمعبندی «Love and Hate» کمدی رمانتیکی دلپذیر دربارهٔ برخورد دو شخصیت ناهمگون است که نیروی اصلیاش را از بازیهای پرانرژی، شوخیهای سبک و شیمی میان دو بازیگر مرکزی میگیرد. ایدهٔ ورود دختری معمولی به جهان بازیگری مشهور، در کنار خستگی تولگا از تصویری که از او ساخته شده، زمینهای مناسب برای قصهای دربارهٔ شهرت، هویت و تفاوت طبقاتی فراهم میکند.
مجموعه در ساخت فضایی سرزنده و رابطهای سرگرمکننده موفق است، اما از پرورش عمیقتر احساسات و پیشبرد منظم روایت بازمیماند. کشآمدن برخی صحنهها و شتاب در بستن تعارضها نیز مانع از آن میشود که ظرفیت عاطفی داستان به تمامی شکوفا شود. حاصل، اثری سبک و خوشتماشاست که بیش از پیچیدگی دراماتیک، بر جذابیت دو شخصیت اصلی و لذت همراهی با کلکلهای آنان تکیه دارد.
« هرجا این جابهجایی رخ نمیدهد، روایت کند میشود. »
ثبت دیدگاه