نقد و بررسی
نقد عشق در میان ویرانهها (Love Among the Ruins) | 1976
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به عشقی کهنه «Love Among the Ruins» در روایت، نه بر شگفتیهای داستانی تکیه دارد و نه بر شتابِ حادثه؛ نیروی اصلیاش از برخورد دو آدمِ سالخورده و دو خاطرهٔ نابرابر پدید میآید. جسیکا مدلیکات زنی است که گذشتهٔ هنری و اجتماعیاش هنوز در رفتار و نگاه دیگران بازتاب دارد. سر آرتور گلاَنوِل جونز نیز وکیلی نامدار است که ظاهراً به نظم و اقتدار حرفهای خو گرفته، اما دیدار دوباره با جسیکا چیزی را در او بیدار میکند که سالها زیر لایهٔ آداب رسمی پنهان مانده است.
پروندهٔ دادگاه، بهانهای میشود برای نزدیکشدن دوبارهٔ آن دو؛ اما فیلم علاقهمند است بیش از آنکه گرهای جنایی یا حقوقی بگشاید، به فاصلهٔ میان خاطره، غرور و میل عاطفی بنگرد. عنوان اثر گاه با سال ۱۹۷۶ معرفی میشود، اما این فیلم تلویزیونی به کارگردانی George Cukor در سال ۱۹۷۵ از شبکهٔ ABC پخش شد.
قصه در ۱۹۱۱ میگذرد؛ در پایان عصر ادواردی، زمانی که آداب طبقاتی و حیثیت اجتماعی هنوز نیرویی تعیینکننده دارند. دانستن این زمینه برای درک فضای اثر مفید است، بیآنکه لازم باشد از رویدادهای پایانی چیزی گفته شود. دو بازیگر، یک میدان مشترک مهمترین امتیاز فیلم، همنشینی Katharine Hepburn و Laurence Olivier است.
هر دو ستاره حضوری چنان پررنگ دارند که صحنههای دونفره به میدان بازیگری بدل میشوند؛ با اینحال، این میدان را به رقابتی برای تصاحب توجه تماشاگر تبدیل نمیکنند. جذابیت در رفتوبرگشت میان آنهاست: یکی با طنازی و بیاعتنایی ظاهری، تعادل طرف مقابل را برهم میزند و دیگری با خویشتنداری و جدیتی که گهگاه ترک برمیدارد، پاسخ میدهد.
« جسیکا مدلیکات زنی است که گذشتهٔ هنری و اجتماعیاش هنوز در رفتار و نگاه دیگران بازتاب دارد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
شیمی میان دو بازیگر به احساسات پرشور یا اعترافهای طولانی وابسته نیست؛ بیشتر در مکثها، نگاهها و تغییرهای کوچک لحن شکل میگیرد. Hepburn جسیکا را زنی میسازد که هم از جایگاه اجتماعی خود آگاه است و هم حاضر نیست تماماً در قالب آن جای بگیرد. استقلال و بازیگوشی شخصیت، لایهای از آسیبپذیری را پنهان میکند؛ لایهای که بازیگر با توضیح مستقیم عرضهاش نمیکند، بلکه از خلال تناقضهای ظریف رفتارش آشکار میسازد.
Olivier نیز آرتور را صرفاً وکیلی خشک و مقتدر نمینمایاند. در زیر ظاهر حرفهای او، دلخوریای قدیمی و عاطفهای حلنشده جریان دارد. همین دوگانگی به نقش او رنگ کمدی میدهد، بیآنکه تلخی پنهانش را از میان ببرد. گفتوگو بهمثابه کنش فیلمنامهٔ James Costigan به گفتوگو اعتماد میکند و تقریباً تمام بار پیشروی را بر دوش کلام میگذارد.
این انتخاب، گاهی بهترین دستاورد اثر است. دیالوگها با شوخطبعی و دقت نوشته شدهاند و شخصیتها در خلال جدلهای ظاهراً روزمره، نسبت خود را با پیری، آبرو، عشق و گذشته آشکار میکنند. شوخیها فقط برای خنداندن نیستند؛ گاه به سپری بدل میشوند که شخصیت با آن از پاسخدادن به پرسشی دشوار طفره میرود، یا احساس واقعی خود را در پوششی آبرومندانه پنهان میکند.
صحنههای دادگاه نیز از همین توان کلامی بهره میبرند. پرسش و پاسخ حقوقی به جای آنکه تنها وسیلهای برای توضیح ماجرا باشد، به نمایش شخصیتها تبدیل میشود: چه کسی میتواند معنای سخنان دیگری را تغییر دهد؟ چه کسی حق دارد دربارهٔ شأن و گذشتهٔ یک زن داوری کند؟ طنز فیلم از قرارگرفتن رفتارهای شخصی در برابر قواعد رسمی نیرو میگیرد.
« Hepburn جسیکا را زنی میسازد که هم از جایگاه اجتماعی خود آگاه است و هم حاضر نیست تماماً در قالب آن جای بگیرد. »
شخصیتها و اجرا
البته همین رویکرد محدودیتی هم دارد. وقتی بخش بزرگی از اثر در دادگاه یا گفتوگوهای کمابیش ایستا میگذرد، تنوع موقعیتها کم میشود و تماشاگر بیش از آنکه با تصویر و حرکت غافلگیر شود، باید به ظرافت کلام توجه کند. دادگاه؛ نمایش آبرو و قدرت پروندهٔ جسیکا فقط مسئلهای حقوقی نیست؛ بهانهای است برای سنجیدن شیوهای که جامعه از طریق آن، بهخصوص دربارهٔ زنان، حکم صادر میکند.
در فضای اثر، اعتبار اجتماعی گاه به اندازهٔ حقیقت اهمیت دارد و گاهی حتی از آن پیشی میگیرد. جسیکا با موقعیتی روبهروست که در آن، زندگی خصوصیاش به موضوع قضاوت عمومی بدل شده است. فیلم این وضعیت را با لحنی سبک و شوخطبعانه عرضه میکند، اما زیر این سبکی، پرسشی جدی باقی میماند: آیا دفاع از یک فرد لزوماً به معنای حفظ تصویری پسندیده از اوست؟
آرتور نیز در جایگاه مدافع، فقط با ادعاهای طرف مقابل سروکار ندارد؛ گذشتهٔ خودش هم وارد ماجرا میشود. این تداخل حرفه و احساس، زمینهٔ طنز و تنش را فراهم میکند. بااینهمه، فیلم از تبدیل دادگاه به معمایی پیچیده یا نقدی تند بر نظام حقوقی پرهیز میکند. دادگاه بیش از آنکه موضوع تحلیل نهادی باشد، صحنهای نمایشی است که در آن اقتدار، آبرو و بازیگری اجتماعی به چشم میآیند.
از این رو، کسانی که انتظار درامی حقوقی پرتعلیق دارند، ممکن است اثر را کمحادثه بیابند؛ اما تماشاگر علاقهمند به جدالهای لفظی و موقعیتهای شخصیتمحور، از این انتخاب بهره خواهد برد. فضاسازی ادواردی و نرمی تصویر فضای ۱۹۱۱ تنها تزئینی تاریخی نیست؛ با قواعد رفتاری و نگاه طبقاتیای پیوند دارد که رابطهٔ شخصیتها را شکل میدهد.
« در فضای اثر، اعتبار اجتماعی گاه به اندازهٔ حقیقت اهمیت دارد و گاهی حتی از آن پیشی میگیرد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
لباسها، دکورها و فضاهای داخلی، جهان اشرافی و رسمی جسیکا و آرتور را میسازند؛ جهانی که در آن حتی بیاعتنایی و شوخی نیز شکل و آداب خاص خود را دارد. نتیجه، حالوهوایی شیک و نوستالژیک است، اما نه چنان سنگین که کمدی فیلم را خفه کند. فیلم میخواهد گذشته را دلپذیر و کمی آرمانی نشان دهد، بیآنکه آن را کاملاً بیدردسر جلوه دهد.
فیلمبرداری Douglas Slocombe و موسیقی John Barry به نرمی این فضا کمک میکنند. تصویر بیشتر در خدمت حضور بازیگران و کیفیت موقعیتهاست تا نمایشهای بصری پرزرقوبرق. همین restraint، یا خویشتنداری بصری، با لطافت اثر سازگار است؛ هرچند از سوی دیگر، حرکت دوربین و تنوع ترکیببندیها کمتر از آن است که روایت را از وابستگیاش به گفتوگو رها کند.
فیلم ساختهٔ تلویزیون است، اما در پرداخت صحنهها و طراحی دنیای تاریخی خود، از ظرافتی برخوردار است که آن را از یک اجرای صرفاً استودیویی فراتر میبرد. ریتم آرام و محدودیتهای روایت آرامش ریتم، بخشی از شخصیت اثر است. فیلم به تماشاگر فرصت میدهد که به مکثها و تغییرهای کوچک در رابطهٔ دو شخصیت توجه کند؛ در عوض، کمتر به دنبال پیچشهای پیاپی یا جابهجاییهای پرتحرک است.
برای مخاطبی که از کمدی رمانتیک انتظار دارد هر صحنه موقعیت تازهای بسازد، این ریتم ممکن است بیش از اندازه کند به نظر برسد. برخی مکثها نیز بهجای افزودن عمق، تداوم حالوهوایی را طولانی میکنند که پیشتر تثبیت شده است. همچنین، ایدهٔ مرکزی فیلم ــ بازگشت دو دلدادهٔ قدیمی و برخورد خاطرهٔ یکی با فراموشی دیگری ــ بهخودیخود تازگی زیادی ندارد.
« نتیجه، حالوهوایی شیک و نوستالژیک است، اما نه چنان سنگین که کمدی فیلم را خفه کند. »
قوتها و کاستیها
قصه گاهی به الگوهای آشنای ملودرام عاشقانه تکیه میکند و از پرداختن عمیقتر به پرسشهای مهمتری که پیش میکشد بازمیماند. جسیکا و آرتور ظرفیت آن را دارند که به تصویری پیچیدهتر از تنهایی و سازش با گذشته بدل شوند، اما فیلم بیشتر مشتاق حفظ لطافت و سرگرمکنندگی است تا دنبالکردن پیامدهای تلختر این وضعیت.
این انتخاب، اثر را دلنشین نگه میدارد، ولی دامنهٔ عاطفیاش را نیز محدود میکند. جمعبندی «Love Among the Ruins» اثری استوار بر حضور دو بازیگر بزرگ و گفتوگوهایی که از شوخی، رنجش و دلتنگی تغذیه میکنند. ارزش فیلم بیش از آنکه در تازگی طرح داستان باشد، در ظرافت رابطهٔ میان جسیکا و آرتور است: دو شخصیتی که گذشته را یکسان به یاد نمیآورند و در عین حال، از مواجهه با آن گریزی ندارند.
فضاسازی ادواردی و لحن آرام، به فیلم کیفیتی دلپذیر و کمی رؤیایی میبخشند؛ اما اتکای سنگین به دیالوگ، کندی ریتم و محدودماندن کشمکش اصلی، ممکن است مانع ارتباط برخی تماشاگران شود. این فیلم برای کسانی مناسبتر است که از کمدی رمانتیکِ مبتنی بر بازیگری، ظرافت کلام و شخصیتهای پخته لذت میبرند، نه برای آنهایی که در پی داستانی پرحادثه یا تصویری پرتحرکاند.
تماشای آن فرصتی است برای دیدن دو بازیگر در تقابلی نرم و هوشمندانه؛ تقابلی که جذابیتش نه در شدت حادثه، بلکه در لحن، مکث و خاطرهای دیرپا نهفته است.
« این انتخاب، اثر را دلنشین نگه میدارد، ولی دامنهٔ عاطفیاش را نیز محدود میکند. »
ثبت دیدگاه