نقد و بررسی
نقد زنده باد پادشاه (Long Live the King) | 2019
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت خلافکار به میدان عمومی «Long Live the King» که با عنوان فرعی «قهرمان موکپو» نیز شناخته میشود، از همان آغاز بر برخورد دو جهان بنا میشود: جهان زور و مناسبات زیرزمینی، و جهان قانون، انتخابات و سیاست شهری. جانگ سهچول، رئیس گروهی خلافکار در موکپو، پس از آشنایی با کانگ سوهیون، وکیلی که از او میخواهد زندگی شرافتمندانهای در پیش بگیرد، با این پرسش روبهرو میشود که آیا تغییر واقعی ممکن است یا نه.
تصمیم او برای ورود به سیاست، هم از علاقهاش به سوهیون سرچشمه میگیرد و هم از میل به نجات دوستی گرفتار در حکم اعدام؛ بنابراین فیلم از ابتدا میان انگیزههای شخصی و ادعای خدمت عمومی رفتوآمد میکند. اثر در سال ۲۰۱۹ به کارگردانی Kang Yun-sung ساخته شده و از یک وبتون اقتباس شده است.
این طرح، ظرفیت یک درام اجتماعی را دارد، اما فیلم خود را در محدودهٔ سرگرمی عامهپسند نگه میدارد. آنچه مسیر سهچول را جذاب میکند، نه تازگی الگوی «مرد خشن که بهخاطر عشق تغییر میکند»، بلکه انتقال آن الگو از فضای عاشقانه به صحنهٔ سیاست است. همین جابهجایی، به فیلم امکان میدهد دربارهٔ اعتبار، تصویر عمومی و مسئولیت حرف بزند، بیآنکه کاملاً از لحن سبک و پرتحرکش فاصله بگیرد.
سیاست بهمثابه امتداد زندگی خیابانی یکی از انتخابهای قابل توجه فیلم، آن است که سیاست را قلمرویی پاک و جدا از مناسبات قدرت نشان نمیدهد. سهچول پیشتر در جهانی زندگی کرده که نفوذ، وفاداری و نمایش اقتدار در آن تعیینکنندهاند؛ ورودش به مبارزهٔ انتخاباتی، این مهارتها را از بین نمیبرد، بلکه آنها را به عرصهای تازه میبرد.
« اثر در سال ۲۰۱۹ به کارگردانی Kang Yun-sung ساخته شده و از یک وبتون اقتباس شده است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
در نتیجه، سیاست در فیلم نه صرفاً مجموعهای از سخنرانیها و شعارها، بلکه میدان رقابتی است که در آن باید اعتماد مردم را به دست آورد و تصویر تازهای از خود ساخت. این تقاطع، موتور اصلی تنوع روایی فیلم است. در یک سوی آن، ماجرای تغییر فردی قرار دارد و در سوی دیگر، رقابت سیاسی و تلاش برای کسب قدرت.
طنز و کنش نیز به فیلم کمک میکنند این دو مسیر را به هم پیوند دهد. با این حال، اثر در بررسی سازوکارهای سیاست چندان ژرفکاوی نمیکند؛ بیشتر از آنکه نهادها و پیچیدگیهای قدرت را تحلیل کند، از سیاست بهعنوان صحنهای برای آزمودن منش قهرمان بهره میبرد. جذابیت این وجه، از انرژی موقعیتها میآید، نه از پرداختی واقعگرایانه یا موشکافانه.
قهرمانی میان انگیزه و مسئولیت سهچول در آغاز نه قهرمانی بینقص است و نه چهرهای که تغییرش از همان ابتدا قطعی به نظر برسد. حادثهای که او را در چشم مردم به قهرمان بدل میکند، مسیر تازهای پیش پایش میگذارد؛ اما فیلم بهدرستی انگیزههای او را یکدست نمیکند. میل به جلب نظر سوهیون، نگرانی برای دوستش و امکان ورود به زندگی عمومی، همزمان در تصمیمهای او حضور دارند.
از همین رو، تحول شخصیت بیش از آنکه جهشی ناگهانی به سوی فضیلت باشد، کشمکشی میان خودخواهی و مسئولیتپذیری جلوه میکند. نقطهٔ قوت این مسیر در آن است که تغییر را با رفتارهای بیرونی میسنجد: سهچول باید نشان دهد در موقعیتهای تازه چگونه تصمیم میگیرد و چه چیزی را حاضر است به خطر بیندازد.
« این تقاطع، موتور اصلی تنوع روایی فیلم است. »
شخصیتها و اجرا
در مقابل، ریشهٔ عاشقانهٔ تحول، فیلم را به قلمرویی آشنا میکشاند. این ایده که مردی خشن برای جلب عشق زنی شایستهتر میشود، بارها در سینما روایت شده و «Long Live the King» نمیتواند کاملاً از پیشبینیپذیری آن بگریزد. فیلم میکوشد با افزودن سیاست و طنز به این الگو جان تازه بدهد، اما بنیان احساسی قصه همچنان آشناست.
سوهیون و رابطهای که فراتر از پاداش باید برود سوهیون در داستان فقط موضوع علاقهٔ سهچول نیست؛ او نمایندهٔ معیاری است که قهرمان باید در برابرش پاسخگو باشد. درخواستش برای آنکه سهچول زندگی درستتری برگزیند، او را از نقش معشوقی منفعل بیرون میآورد و به نیرویی بدل میکند که مسیر مرد را به چالش میکشد.
آرزوی بانوی اول شدن نیز در منطق داستان، هم انگیزهای برای پسزدن خواستگار خلافکار است و هم جرقهای برای حرکت او به سوی سیاست. بااینهمه، رابطهٔ این دو گاه زیر سایهٔ کارکرد داستانیاش میماند. سوهیون بیش از آنکه داستان مستقلی با جهان درونی کامل داشته باشد، در خدمت آزمودن نیت و ارادهٔ سهچول قرار میگیرد.
از سوی دیگر، عشق او در ذهن قهرمان به هدفی تبدیل میشود که باید به دست آورد؛ فیلم در بهترین لحظاتش این تصور را با ضرورت تغییر واقعی پیچیدهتر میکند، اما همیشه از خطر تقلیل دگرگونی اخلاقی به راهی برای رسیدن به محبوب نمیگریزد. اگر رابطهٔ عاشقانه برای مخاطب کشش ایجاد کند، بیشتر بهواسطهٔ این کشمکش است تا تازگی خود الگو.
« در مقابل، ریشهٔ عاشقانهٔ تحول، فیلم را به قلمرویی آشنا میکشاند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
لحن، ریتم و اجرا فیلم میان اکشن، کمدی، جنایت و عاشقانه حرکت میکند و همین تنوع، آن را برای تماشای تفریحی روان نگه میدارد. صحنههای پرتحرک به ماجرا ضرباهنگ میدهند، لحظات طنز از سنگینی فضای خلافکاری میکاهند و خط عاشقانه پیوند عاطفی میان رویدادها را حفظ میکند. این جابهجایی لحن برای همهٔ تماشاگران به یک اندازه یکپارچه نخواهد بود، اما در بیشتر مواقع مانع از آن میشود که فیلم در یک حالوهوای یکنواخت گرفتار شود.
Kim Rae-won بار اصلی فیلم را بر دوش دارد. او میان اقتدار یک رئیس گروه و سادهدلی عاطفی مردی که میخواهد تغییر کند، رفتوآمد میکند و به شخصیتش سرزندگی میبخشد. Won Jin-ah نیز در نقش سوهیون تصویری محکم و هدفمند ارائه میدهد، هرچند محدودیتهای نگارش شخصیت اجازه نمیدهد این استواری همیشه به عمق درونی تبدیل شود.
حضور Jin Seon-kyu در کنار دیگر بازیگران، به جهان پیرامونی سهچول وزن و جنبوجوش میبخشد. در مجموع، بازیها به فیلم کمک میکنند از فرمول آشنا عبور کند، حتی اگر نتوانند آن را از اساس دگرگون سازند. موکپو؛ بیش از پسزمینه موکپو در فیلم صرفاً نامی روی نقشه یا دکورِ داستان نیست. پیوند ماجرا با شهر و فضای محلی، به رقابت سیاسی و جایگاه مردمی قهرمان رنگی ملموستر میدهد.
حادثهای که شهرت سهچول را دگرگون میکند نیز با جغرافیای شهر گره خورده و بهانهای میشود برای ورود او به چشمانداز عمومی. برای تماشاگرانی که با موکپو آشنایی یا پیوند شخصی دارند، این حس مکان میتواند بخشی از لذت فیلم باشد؛ شهر به بافتی تبدیل میشود که شخصیتها در آن شناخته میشوند و اعتبار اجتماعی به دست میآورند.
« Kim Rae-won بار اصلی فیلم را بر دوش دارد. »
قوتها و کاستیها
بااینحال، فیلم از این فرصت برای ساختن تصویری پیچیده از شهر و مردمش بهرهٔ کامل نمیبرد. موکپو بیشتر به عرصهٔ وقوع کنشها و محل شکلگیری شهرت سیاسی قهرمان بدل میشود تا موضوعی مستقل برای تأمل. کارکردش مهم است، اما درام همچنان بر انتخابها و دگرگونی سهچول متمرکز میماند. آسانگیریهای روایی و سقف جاهطلبی مهمترین ضعف فیلم، اتکای بیش از اندازه به راحتیهای داستانی است.
برخی رخدادها چنان بهموقع و مناسب کنار هم قرار میگیرند که گاه مسیر قهرمان هموارتر از آن به نظر میرسد که کشمکش اصلی وعده میدهد. درام سیاسی، برای آنکه احساس خطر و رقابت را زنده نگه دارد، به موانعی نیاز دارد که از دل شخصیتها و سازوکار جهان داستان برآمده باشند؛ اما فیلم در چند نقطه به تصادف یا تسهیل روایت تکیه میکند.
نتیجه آن است که بخشی از تعلیق، جای خود را به انتظار برای حلشدن مسائل میدهد. این ایراد بهویژه هنگامی محسوس میشود که اثر میخواهد از یک داستان خلافکارِ عاشقشده فراتر برود و دربارهٔ رهبری سخن بگوید. پیام محوریاش ــ اینکه رهبری با عنوان و شهرت به دست نمیآید و باید در عمل نشان داده شود ــ ظرفیت اثرگذاری دارد، اما مسیر رسیدن به آن گاه بیش از اندازه سادهسازی میشود.
فیلم حرفی قابلتأمل دربارهٔ مسئولیت دارد، ولی بیشتر آن را در قالب سرگرمی و موقعیتهای پرشتاب عرضه میکند تا درام سیاسی چندلایه. جمعبندی «Long Live the King» فیلمی خوشریتم و متنوع است که از کنار هم نشاندن خلافکاری، سیاست و عاشقانه نیروی سرگرمکنندهای میسازد. جذابیتش در ابداع داستانی کاملاً تازه نیست؛ در این است که الگوی آشنای اصلاح یک مرد خلافکار را به میدان رقابت سیاسی میبرد و از آن برای طرح پرسشی دربارهٔ منش و رهبری استفاده میکند.
« بااینحال، فیلم از این فرصت برای ساختن تصویری پیچیده از شهر و مردمش بهرهٔ کامل نمیبرد. »
جمعبندی
بازی مرکزی Kim Rae-won، حضور پرجنبوجوش گروه بازیگران و تغییر مداوم فضای روایت، کمک میکنند فیلم در بخش بزرگی از زمانش کشش خود را حفظ کند. در برابر این امتیازها، قصه گاه قابلپیشبینی میشود و برخی گرهها با آسانی بیش از اندازه باز میشوند. رابطهٔ عاشقانه نیز همیشه از کلیشههای خود فاصله نمیگیرد.
بااینحال، برای تماشاگرانی که به قصههای اصلاح و رستگاری، کمدی جنایی و سیاستِ سبکپردازیشده علاقه دارند، اثر میتواند تجربهای سرگرمکننده و در لحظاتی تأثیرگذار باشد؛ فیلمی که نه ژانرهایش را از نو میسازد و نه از حرفی روشن دربارهٔ معنای مسئولیت خالی است.
« در برابر این امتیازها، قصه گاه قابلپیشبینی میشود و برخی گرهها با آسانی بیش از اندازه باز میشوند. »



ثبت دیدگاه