نقد و بررسی
نقد زندگی مقدسین (Lives of the Saints) | 2004
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به گذشتهای که نرفته است «زندگی قدیسان» در ظاهر از وضعیتی آشنا آغاز میشود: مردی که سالها کوشیده از خانواده و تاریخچهٔ دردناک خود فاصله بگیرد، ناچار به خانه بازمیگردد. اما بازگشت ویتوریو اینوچنته صرفاً حرکت در جغرافیا نیست؛ او به جهانی بازمیگردد که با انکارش از میان نرفته و همچنان، در سکوتهای خانوادگی و زخمهای حلنشده، بر اکنون سایه انداخته است.
هنگامی که پدرش ریتا را با نیتی مرگبار تعقیب میکند، تهدیدی فوری پدید میآید؛ بااینحال، نیروی اصلی داستان نه فقط خطر بیرونی، که گذشتهای است که دوباره مجال سخنگفتن یافته است. این نقطهٔ عزیمت، به روایت امکانی عاطفی میدهد: گذشته میتواند هم توضیحدهندهٔ رفتار شخصیتها باشد و هم مانعی در برابر رهایی آنان.
ویتوریو بازگشتی ساده و قهرمانانه ندارد. او با هر قدم به خانواده نزدیکتر میشود، اما همزمان درمییابد که فاصلهگرفتنش از گذشته، بخشی از همان گذشته بوده است. این کشمکش، هستهٔ جدی و انسانی اثر را شکل میدهد. خانواده بهمثابه حافظه خانوادهٔ اینوچنته در این روایت فقط مجموعهای از شخصیتها نیست؛ نوعی حافظهٔ مشترک است که هر عضو آن بخشی از حقیقت را در خود نگه داشته و بخشی دیگر را پنهان کرده است.
« این کشمکش، هستهٔ جدی و انسانی اثر را شکل میدهد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
آنچه میان نسلها میگذرد، تنها انتقال نام و نسبت نیست، بلکه انتقال سکوت، شرم، رنج و روایتهای ناقص نیز هست. از این منظر، خانواده هم پناهگاه است و هم محل انباشت آسیب. داستان مهاجرت ایتالیاییها نیز در همین بستر معنا پیدا میکند. مهاجرت میتواند فرصتی برای آغاز دوباره باشد، اما تغییر مکان بهتنهایی گذشته را پاک نمیکند.
زندگی تازه، در کنار امیدهایش، بار خاطرات و روابط قدیمی را با خود میبرد. اثر این مضمون را بهروشنی وارد درام میکند، هرچند گاهی آن را بیشتر بهصورت زمینهای برای بحرانهای خانوادگی به کار میگیرد تا موضوعی مستقل که بتواند با عمق و ظرافتی همسنگِ کشمکش اصلی گسترش یابد. تعلیق و معماری رازها یکی از امتیازهای روایت، آشکارشدن تدریجی رازهاست.
اطلاعات بهیکباره در اختیار تماشاگر گذاشته نمیشود؛ هر پاسخ، افق پرسشی تازه را میگشاید و معنای رفتارهای پیشین را دگرگون میکند. این شیوه، گذشته را از یک رشته خاطرهٔ توضیحی به نیرویی فعال در زمان حال بدل میسازد. تماشاگر نهفقط میخواهد بداند چه رخ داده، بلکه میکوشد بفهمد چرا اعضای خانواده تا این اندازه در برابر حقیقت مقاومت میکنند.
« آنچه میان نسلها میگذرد، تنها انتقال نام و نسبت نیست، بلکه انتقال سکوت، شرم، رنج و روایتهای ناقص نیز هست. »
شخصیتها و اجرا
تعقیب ریتا نیز به داستان ضرباهنگی پرتنش میدهد. خطر اکنون، ماجرای خانوادگی را از حالت تأمل صرف بیرون میآورد و به رازهای قدیمی فوریت میبخشد. بااینهمه، کشش معمایی همیشه به یک اندازه قانعکننده نیست. پیچشهایی که باید معنای تازهای به گذشته بدهند، گاه بیش از آنکه از شخصیتها و روابطشان برآیند، به کارکردهای روایی متکی میشوند.
در چنین لحظههایی، غافلگیری بر باورپذیری پیشی میگیرد و انسجام درام اندکی آسیب میبیند. میان ملودرام و تریلر اثر میکوشد دو مسیر را همزمان پیش ببرد: ملودرامی دربارهٔ پیوندهای خانوادگی و تعلیقی جنایی دربارهٔ تهدیدی رو به وقوع. این ترکیب بالقوه پربار است، زیرا خشونت اکنون میتواند پیامد زخمهای گذشته باشد و بحران خانوادگی از محدودهٔ گفتوگو و خاطره فراتر برود.
در بهترین لحظهها، این دو وجه یکدیگر را تقویت میکنند؛ خطر بیرونی به رازها وزن میدهد و رازها نیز تهدید را از حادثهای صرف بیرون میآورند. اما پیوند این لحنها همیشه یکدست نیست. گاه روایت از مکثهای عاطفی و تأملبرانگیز به تنشی تند میجهد، بیآنکه گذار میان این دو بهاندازهٔ کافی آماده شده باشد.
« تعقیب ریتا نیز به داستان ضرباهنگی پرتنش میدهد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
ملودرام به احساسات آشکار و روابط پرتنش گرایش دارد، درحالیکه تریلر به ایجاز و تصاعد پیوستهٔ خطر نیازمند است. فیلم در بخشهایی میان این دو منطق معلق میماند؛ در نتیجه، نه همیشه مجال کافی برای ژرفکردن احساسات مییابد و نه تعلیق را با ریتمی کاملاً مهارشده پیش میبرد. ویتوریو و بار انکار ویتوریو مهمترین مجرای ورود تماشاگر به این جهان است.
انکار گذشته در او صرفاً یک ویژگی شخصیتی نیست؛ شیوهای برای بقاست که در برابر بازگشت خانواده ناکارآمد میشود. آنچه او پشت سر گذاشته، در ذهنش به خاطرهای بسته تبدیل نشده، بلکه در انتخابها و فاصلهگذاریهایش حضور دارد. بازگشت او به همین دلیل نوعی مواجهه است: با خانواده، با گذشته و با تصویری که از خود ساخته است.
بااینحال، پرداخت شخصیتها در سراسر اثر به یک اندازه پرمایه نیست. بعضی از آنان بیش از آنکه بهعنوان انسانهایی با زندگی درونی مستقل شکل بگیرند، حامل راز یا زخم رواییاند. این مسئله از ظرفیت عاطفی داستان میکاهد، زیرا گاه تأثیر یک رخداد مهم بیش از آنکه از تجربهٔ پیچیدهٔ شخصیتها برخیزد، به اهمیت آن برای پیشبرد معما وابسته میشود.
« ملودرام به احساسات آشکار و روابط پرتنش گرایش دارد، درحالیکه تریلر به ایجاز و تصاعد پیوستهٔ خطر نیازمند است. »
قوتها و کاستیها
با وجود این، محوریت ویتوریو پیوند مناسبی میان بحران اکنون و تاریخ خانوادگی برقرار میکند. بازیها و فضای بصری حضور بازیگرانی چون Fab Filippo، Sophia Loren و Jessica Paré به روایت چهرههایی میبخشد که به نسلها و جایگاههای متفاوت خانواده تعلق دارند. فضای جدی اثر نیز اجازه میدهد تنشها تنها به کلام وابسته نباشند؛ نگاهها، مکثها و امتناع از گفتن، بخشی از زبان درام میشوند.
وقتی فیلم به سکوت و فاصلهٔ میان اعضای خانواده اعتماد میکند، اثرگذاری بیشتری مییابد تا زمانی که بار صحنه را صرفاً بر دوش افشاگریهای پیدرپی میگذارد. ساختار چندبخشی و زمان طولانی اثر فرصت میدهد تا گذشته و حال در کنار هم قرار گیرند، اما این فرصت همیشه به پرداخت دقیقتر منجر نمیشود.
بعضی رخدادهای مهم با شتاب از برابر تماشاگر میگذرند و پیامدشان مجال کافی برای تهنشینشدن پیدا نمیکند. در نتیجه، روایت گاهی میان گسترش زمانی و شتاب دراماتیک تناقضی پدید میآورد: اثر طولانی است، اما برخی لحظههای تعیینکننده همچنان احساس ناتمامبودن دارند. جمعبندی «زندگی قدیسان» درامی خانوادگی است که تعلیق را با مسئلهٔ حافظه، مهاجرت و انکار گذشته پیوند میزند.
« با وجود این، محوریت ویتوریو پیوند مناسبی میان بحران اکنون و تاریخ خانوادگی برقرار میکند. »
جمعبندی
بهترین دستاوردش آن است که گذشته را به پیشینهای خاموش و بیاثر تقلیل نمیدهد؛ گذشته در اینجا نیرویی جاری است که اکنون را شکل میدهد و روابط را زیر فشار میگذارد. بازگشت ویتوریو نیز بهجای راهحلی آسان، مسیری دشوار برای دیدن حقیقت و پذیرفتن سهم خویش در برابر آن میگشاید. در برابر این قوت، ناهماهنگی میان ملودرام و تعلیق، شتاب در پرداخت بعضی رخدادها و پیچشهایی که همواره از منطق شخصیتها برنمیآیند، از انسجام اثر میکاهد.
بااینهمه، هستهٔ عاطفی روایت همچنان قابلتأمل است: خانواده ممکن است از حقیقت بگریزد، اما سکوت لزوماً آن را دفن نمیکند. اثر در لحظههایی که به جای شتاب برای افشا، به زخمهای شخصیتها مجال حضور میدهد، بیش از هر زمان دیگر به نیروی واقعی خود نزدیک میشود.
« بازگشت ویتوریو نیز بهجای راهحلی آسان، مسیری دشوار برای دیدن حقیقت و پذیرفتن سهم خویش در برابر آن میگشاید. »


ثبت دیدگاه