نقد و بررسی
نقد Live Is Life | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به تابستانی که رو به پایان است «Live Is Life» بیش از آنکه درباره یافتن گلی افسانهای باشد، درباره لحظهای است که کودکی آرامآرام جای خود را به بزرگسالی میدهد. داستان در تابستان ۱۹۸۵ میگذرد: رودری، که هر سال از کاتالونیا به روستای خانوادگیاش در گالیسیا بازمیگردد، بار دیگر دوستانش را میبیند؛ اما این بار گرفتاریهای واقعی زندگی میان آنها فاصله انداخته است.
پنج دوست، در شب جشن سنخوان، راهی سفری میشوند تا گلی را بیابند که بنا بر افسانه میتواند آرزوها را برآورده کند. جستوجوی آنان در ظاهر ماجرایی نوجوانانه است، اما در عمق، تلاشی برای حفظ پیوندی است که فشار زمان و واقعیت آن را تهدید میکند. فیلم را دانی دِ لا توره کارگردانی کرده و آلبرت اسپینوسا فیلمنامهاش را نوشته است.
« فیلم را دانی دِ لا توره کارگردانی کرده و آلبرت اسپینوسا فیلمنامهاش را نوشته است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
جغرافیای خاطره یکی از موفقترین جنبههای فیلم، پیوند آن با فضای طبیعی گالیسیاست. چشماندازهای روستایی و کوهستانی فقط پسزمینهای خوشمنظره نیستند؛ آنها به ماجرا وسعت و نوعی کیفیت افسانهای میبخشند. راههای خاکی، فضاهای باز و دوری از شهر، برای پنج نوجوان قلمرویی میسازند که در آن میتوانند موقتاً از قواعد بزرگسالان فاصله بگیرند و جهان را با معیارهای خود تجربه کنند.
انتخاب این جغرافیا همچنین به فیلم هویتی محلی میدهد: ماجراجویی آشنا و جهانیِ نوجوانان، در منظرهای مشخص از اسپانیا رخ میدهد، نه در فضایی بینام و قابلجایگزینی. بااینحال، زیبایی تصویر همیشه به معنای پیشروی دراماتیک نیست. گاه فیلم چنان به حالوهوای تابستانی و تماشایی بودن مسیر تکیه میکند که سفر، بهجای آنکه پیوسته بر تنش یا شناخت شخصیتها بیفزاید، به رشتهای از ایستگاههای روایی بدل میشود.
« جغرافیای خاطره یکی از موفقترین جنبههای فیلم، پیوند آن با فضای طبیعی گالیسیاست. »
شخصیتها و اجرا
طبیعت از فیلم جان میگیرد، اما نمیتواند بهتنهایی خلأهایی را پر کند که در ساختار ماجرا وجود دارد. دوستی در آستانه جدایی قلب عاطفی فیلم، نه افسانه، بلکه گروه پنجنفرهای است که هر عضو آن با شکل متفاوتی از نگرانی روبهروست. بیماری آلوارو و وضعیت پدر سوسو، سایههایی جدی بر فضای ظاهراً سبک و آزاد تابستان میاندازند؛ در کنار آنها، دلمشغولیهای کوچکتر نوجوانی نیز حضور دارند.
این همنشینی مهم است: فیلم میفهمد که برای نوجوانان، بحرانهای بزرگ و مسائل بهظاهر روزمره در یک جهان واحد جریان دارند و هیچکدام لزوماً دیگری را از میان نمیبرد. بازیگران جوان در ساختن این پیوند سهم مهمی دارند. رابطه میان دوستان در بسیاری از لحظهها طبیعی و دلنشین جلوه میکند؛ از شوخیها و کلکلهای گروهی گرفته تا سکوتهایی که در آنها نگرانی ناگفته باقی میماند.
« طبیعت از فیلم جان میگیرد، اما نمیتواند بهتنهایی خلأهایی را پر کند که در ساختار ماجرا وجود دارد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فیلم بهجای آنکه تمام احساسات را با گفتوگوهای توضیحی بیان کند، گاهی اجازه میدهد رفتار و حضور جمعی شخصیتها معنا را منتقل کند. همین کیفیت باعث میشود تماشاگر بتواند بفهمد چرا این پنج نفر برای ماندن کنار یکدیگر تلاش میکنند، حتی وقتی روایت در پرداخت بعضی موقعیتها چندان ظریف نیست.
رودری و خلأهای شخصیتپردازی رودری جایگاه مرکزی داستان را دارد، اما فیلم در روشنکردن جایگاه او در جمع و در شهر همیشه موفق نیست. اشاره به اینکه او در محیط خودش با نفرت یا خصومت روبهروست، پرسشی جدی ایجاد میکند: منشأ این واکنش چیست و چگونه بر روابط او اثر گذاشته است؟ وقتی چنین زمینهای بهاندازه کافی باز نمیشود، احساس انزوای شخصیت گاه بیشتر شبیه پیشفرضی برای حرکت داستان به نظر میرسد تا نتیجهای که از تجربههای ملموس او فهمیده باشیم.
قوتها و کاستیها
این ابهام بر برداشت ما از سفر نیز اثر میگذارد. رودری باید میان زندگیای که از آن آمده و جمع دوستانی که هر تابستان به آن بازمیگردد، نوعی تعادل پیدا کند؛ اما فیلم میتوانست این کشمکش را دقیقتر بپرورد. در نتیجه، لحظاتی که باید تصویر روشنتری از نیازهای عاطفی او بسازند، گاهی پراکنده میمانند.
مسئله این نیست که هر انگیزهای باید بهتفصیل توضیح داده شود؛ بلکه روایت به اندازهای سرنخ لازم دارد تا رفتار شخصیتها از دل جهان فیلم برآید، نه آنکه صرفاً به تماشاگر اعلام شود. سفری آشنا و ریتمی نابرابر ساختار سفر نوجوانان برای سینما آشناست: گروهی از دوستان از محدوده امن خود بیرون میروند، با خطرها و آدمهای تازه روبهرو میشوند و در مسیر، تصویرشان از خود و یکدیگر تغییر میکند.
« این ابهام بر برداشت ما از سفر نیز اثر میگذارد. »
جمعبندی
«Live Is Life» از همین الگوی ماجراجویی و بلوغ بهره میبرد و یادآور آثاری چون «Stand by Me» میشود؛ یادآوریای که هم میتواند نقطه قوت باشد و هم باری بر دوش فیلم. معیار مقایسه، صرفاً شباهت موضوع نیست؛ مسئله این است که آیا اثر میتواند از الگوی آشنا صدای مستقل خود را بیرون بکشد یا نه.
فیلم در این زمینه دستاوردی دوگانه دارد. لحظههای گرم دوستی و پسزمینه فرهنگی اسپانیایی به آن رنگی مختص خود میدهند، اما بعضی بخشها چنان به دستور زبان آشنای فیلمهای نوجوانانه تکیه میکنند که تازگیشان کمرنگ میشود
ثبت دیدگاه