نقد و بررسی
نقد ایتالیای کوچک (Little Italy) | 2018
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میان عاشقانه و افسانهٔ خانوادگی «Little Italy» از همان مصالحی ساخته شده که کمدیهای رمانتیک بارها به کار گرفتهاند: دو جوان که از کودکی به هم نزدیک بودهاند، جدایی و بازگشت، عشقی که دوباره جان میگیرد و خانوادههایی که با اختلافی قدیمی بر سر راه آن ایستادهاند. نیکی و لئو در محلهٔ ایتالیایینشین تورنتو بزرگ شدهاند؛ اما پدرانشان، که زمانی شریک کاری بودند، حالا در دو پیتزافروشیِ رقیب کنار هم روزگار میگذرانند.
بازگشت نیکی، پس از سالهایی دور از خانه، آن دوستی قدیمی را دوباره به مرکز زندگیشان میآورد و رقابت خانوادگی را نیز از پسزمینه بیرون میکشد. فیلم به کارگردانی دونالد پتری، از ابتدا وعده نمیدهد که قواعد این الگو را زیرورو کند؛ بیشتر میخواهد آشناییهایش را با رنگوبویی گرم و سرگرمکننده عرضه کند.
جاذبهٔ آشنای دو شخصیت اصلی مهمترین سرمایهٔ عاطفی فیلم، رابطهٔ نیکی و لئو است؛ رابطهای که بناست هم ریشه در صمیمیت کودکی داشته باشد و هم امکان دگرگونی در بزرگسالی. فیلم در بهترین لحظاتش بهجای آنکه این پیوند را فقط با اعترافهای عاشقانه توضیح دهد، از آشناییِ دیرینهٔ دو شخصیت بهره میگیرد: نگاهها، شوخیها و راحتیای که میان آنها شکل گرفته، حس میدهد این دو پیش از آنکه عاشق شوند، زبان یکدیگر را میفهمند.
روایت و ریتم؛ جریان داستان
همین سابقه، به کشش میانشان نوعی باورپذیری میبخشد و کمک میکند رابطهشان صرفاً حاصلِ تصادفهای داستانی به نظر نرسد. اما فیلم در پرداخت این پیوند، گاه به نشانههای آشنای ژانر بیش از اندازه تکیه میکند. تنش عاشقانه معمولاً با سوءتفاهمها، نزدیکیهای نیمهتمام و موانعی ساخته میشود که تماشاگر از پیش میتواند مسیرشان را حدس بزند.
بااینحال، بازی دلنشین اما نهچندان خارقالعادهٔ اما رابرتس و هایدن کریستنسن، در صحنههایی که فیلمنامه مجال میدهد، رابطه را از خشکی نجات میدهد. جذابیت این دو بیشتر در هماهنگی و راحتیشان است تا در شور و حرارتی که بتواند همهٔ ضعفهای قصه را جبران کند. خانوادهها؛ موتور کمدی و مانع عشق خصومت دو پدر، هم مانع اصلی عاشقانه است و هم سرچشمهٔ بخش مهمی از شوخیهای فیلم.
پیتزافروشیهای روبهروی هم، بدل به صحنهای میشوند که در آن رقابت تجاری، کینهٔ شخصی و غرور خانوادگی در هم میآمیزند. ایدهٔ دو کسبوکار همسایه که از یک همکاری قدیمی به دشمنی رسیدهاند، ظرفیت بصری و کمیک مناسبی دارد؛ غذا، مشتریان و فضای محله پیوسته یادآورند که اختلاف فقط در ذهن بزرگترها نیست و در زندگی روزمرهٔ همه رسوخ کرده است.
« اما فیلم در پرداخت این پیوند، گاه به نشانههای آشنای ژانر بیش از اندازه تکیه میکند. »
شخصیتها و اجرا
بااینهمه، این خانوادهها بیشتر تیپهای پرهیاهوی یک کمدی عامهپسند باقی میمانند تا شخصیتهایی با پیچیدگی روانی. پدران گاهی آنقدر درگیر لجبازی و نمایش خشم میشوند که منشأ واقعی زخم و دوام آن کمتر اهمیت مییابد. مادربزرگها و پدربزرگها نیز لحظاتی از شیرینی و گرما به فیلم میافزایند و بازی بازیگران باسابقه، بهویژه در نقشهای بزرگتر خانواده، از نقاط دلپذیر گروه بازیگری است.
ولی فیلم میان لطافت خانوادگی و شوخیهای پرهیاهو همیشه تعادل یکسانی برقرار نمیکند؛ برخی صحنهها از اندازهٔ لازم فراتر میروند و بهجای خنده، بر اغراق خود تکیه میکنند. پیتزا، محله و حس تعلق پیتزا در «Little Italy» فقط خوراکیِ محوری داستان نیست؛ زبان مشترک خانوادهها، میدان رقابت و نمادی از میراثی است که شخصیتها میخواهند حفظ کنند یا تغییر دهند.
فیلم با این انتخاب، محیطی فراهم میکند که هم برای عاشقانه مناسب است و هم برای کمدی خانوادگی: آشپزخانهها، رستورانها و خیابانهای محله میتوانند در هر لحظه به محل برخورد نسلها و سلیقهها تبدیل شوند. فضای رنگین و پرجنبوجوش اثر، بهخصوص برای تماشاگرانی که از فیلمهای سبک و خوشخوراک لذت میبرند، بخشی از جذابیت آن است.
« پدران گاهی آنقدر درگیر لجبازی و نمایش خشم میشوند که منشأ واقعی زخم و دوام آن کمتر اهمیت مییابد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بااینحال، «محلهٔ ایتالیایی» گاه بیش از آنکه مکانی زنده با تاریخ و تنوع اجتماعی باشد، مجموعهای از نشانههای فوری برای القای هویت فرهنگی به نظر میرسد. فیلم از غذا، خانوادهٔ پرجمعیت و شیوهٔ پرشور گفتوگو بهره میگیرد، اما کمتر به زندگی واقعی محله یا تفاوتهای درونی نسلها فرصت بسط میدهد.
نتیجه، فضایی دلنشین اما تا اندازهای تزیینی است؛ محیطی که برای پیشبردن ماجرا کارآمد است، ولی به ندرت به شخصیت مستقلی تبدیل میشود. بازیها و مسئلهٔ لهجه بازیگران در مجموع با انرژی فیلم همراهاند و لحن سبک آن را حفظ میکنند. رابرتس برای نیکی ترکیبی از استقلال و آسیبپذیری میآفریند؛ شخصیتی که هم چشماندازی حرفهای برای خود دارد و هم به پیوندهای قدیمیاش بیاعتنا نیست.
کریستنسن نیز در نقش لئو، بیش از آنکه حضوری پرقدرت و دگرگونکننده داشته باشد، نقش جوانی خوشقلب را ایفا میکند که میان خواستهٔ شخصی و وفاداری خانوادگی گرفتار است. بازیگران نقشهای فرعی، با حضور پرشمار و گاه پررنگ خود، جهان فیلم را شلوغ و پرتحرک میکنند؛ همین شلوغی هم گاهی به زیان تمرکز بر زوج اصلی تمام میشود.
« بازیها و مسئلهٔ لهجه بازیگران در مجموع با انرژی فیلم همراهاند و لحن سبک آن را حفظ میکنند. »
قوتها و کاستیها
مسئلهٔ لهجه یکی از عناصر بحثبرانگیز فیلم است. برخی بازیگران لهجهٔ ایتالیایی را چنان برجسته و نمایشی ادا میکنند که مرز میان شخصیتپردازی و تقلید اغراقآمیز مبهم میشود. بهویژه وقتی بازیگرانی که خود ایتالیایی نیستند در نقش شخصیتهای ایتالیایی ظاهر میشوند، این فاصله میتواند باورپذیری را کاهش دهد.
مسئله فقط دقت آوایی نیست؛ تکرار نشانههای کلیشهای گاه باعث میشود شخصیتها به جای آنکه افراد مشخصی باشند، نمونههایی از تصویری آشنا و اغراقشده جلوه کنند. فیلم از این دشواری آگاهانه یا ناآگاهانه فاصله نمیگیرد و در نتیجه، بازیهای خوشنیتش همیشه نمیتوانند بر آن غلبه کنند. قصهای قابلپیشبینی با لحظات شیرین ساختار داستان از همان ابتدا مسیر کلی خود را آشکار میکند.
بازگشت، برخورد دوباره، تعارض خانوادگی و آزمونهای عاطفی، همگی در محدودهٔ قراردادی کمدی رمانتیک قرار دارند. فیلم کمتر میکوشد از این چارچوب بیرون بزند و بیشتر به این امید پیش میرود که اجرای پرشور و حالوهوای شاد، آشنایی قصه را جبران کند. برخی شوخیها و اتفاقها نیز چنان بر تصادف یا اغراق متکیاند که باورکردنشان مستلزم پذیرش منطق سبک و بیدغدغهٔ فیلم است.
« مسئلهٔ لهجه یکی از عناصر بحثبرانگیز فیلم است. »
جمعبندی
بااینحال، قابلپیشبینیبودن الزاماً به معنای بیاثر بودن تجربه نیست. اگر تماشاگر از ابتدا بداند که قرار است با داستانی سرراست و خوشفرجام روبهرو شود، میتواند از لحظات کوچکتر لذت ببرد: هماهنگی دو شخصیت، شوخیهای خانوادگی، و حس آشتی و همدلیای که در فضای کلی اثر جریان دارد. فیلم با پیچیدگی یا ظرافت روایی خود ماندگار نمیشود؛ نقطهٔ قوتش بیشتر در صمیمیتی است که گهگاه از میان کلیشهها سر برمیآورد.
جمعبندی «Little Italy» کمدی رمانتیکی آشنا و سبک است که از رقابت دو پیتزافروشی، پیوندهای کودکی و اختلاف نسلها داستانی ساده میسازد. رابطهٔ نیکی و لئو در لحظاتی باورپذیر و دوستداشتنی از کار درمیآید، بازیگران با وجود فراز و فرودها حالوهوای اثر را زنده نگه میدارند و لحن گرم فیلم، آن را به گزینهای مناسب برای تماشایی بیتکلف بدل میکند.
در سوی دیگر، قصه کلیشهای است، شخصیتپردازی خانوادهها گاه سطحی میماند و لهجههای اغراقشده و برخی انتخابهای مربوط به بازنمایی هویت ایتالیایی، از باورپذیری میکاهند. این فیلم برای کسی که در پی داستانی پیچیده یا تصویری دقیق از یک اجتماع فرهنگی است، دستاورد چندانی ندارد. اما برای مخاطبی که از کمدی عاشقانهای سرراست، پرتحرک و شیرین انتظار سرگرمی دارد، میتواند همان تجربهٔ سبک و دلپذیری باشد که وعده میدهد؛ اثری که بیش از تازگیِ قصه، با گرمای احساس و میل به آشتی در خاطر میماند.
« بااینحال، قابلپیشبینیبودن الزاماً به معنای بیاثر بودن تجربه نیست. »
ثبت دیدگاه