نقد و بررسی
نقد Lion of the Desert | 1981
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
حماسهای درباره مقاومت و حافظه «شیر صحرا» فیلمی تاریخی و جنگی به کارگردانی مصطفی عقاد است که مبارزه عمر مختار و نیروهای لیبیایی را در برابر استعمار فاشیستی ایتالیا بازسازی میکند. فیلم بهجای آنکه تاریخ را پسزمینهای برای ماجراجویی قرار دهد، از همان ابتدا مسئله سلطه، سرزمین و حق مقاومت را در مرکز روایت مینشاند.
بااینحال، اثر بیش از آنکه بخواهد همه لایههای مناقشه را با فاصلهای بیطرفانه بررسی کند، آشکارا در کنار مردمی میایستد که در برابر اشغال مقاومت میکنند. همین موضعگیری هم سرچشمه نیروی عاطفی فیلم است و هم محدودیت نگاه آن. عمر مختار؛ رهبر، آموزگار و نشانه شخصیت عمر مختار در فیلم تنها فرماندهای نظامی نیست.
پیشینهاش بهعنوان آموزگار و دانشآموخته دینی در رفتار و شیوه رهبریاش حضور دارد؛ او مبارزه را نه فرصتی برای انتقام شخصی، بلکه مسئولیتی در برابر مردم و سرزمین خود میبیند. فیلم با تأکید بر خویشتنداری و حرمت انسانی او، چهرهای میسازد که اقتدارش از خشونتورزی یا نمایش قدرت نمیآید، بلکه از انضباط اخلاقی و وفاداری به اصول سرچشمه میگیرد.
آنتونی کویین این نقش را با حضوری سنگین و آرام پیش میبرد. بازی او بر خطابههای پرشور متکی نیست؛ مکثها، نگاهها و وقار جسمانیاش برای تثبیت جایگاه مختار کفایت میکند. گاه همین ابهت، شخصیت را بیش از اندازه آرمانی و کمتردید جلوه میدهد، اما کویین در لحظات شخصیتر، گرمای انسانی نقش را حفظ میکند و آن را از یک تندیس تاریخی صرف فراتر میبرد.
« همین موضعگیری هم سرچشمه نیروی عاطفی فیلم است و هم محدودیت نگاه آن. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
قدرت در برابر شناخت سرزمین یکی از محورهای مؤثر فیلم، تقابل نیروی نظامی مدرن با آشنایی بومیان با جغرافیای بیابان است. خودروهای زرهی، هواپیماها و سازوکارهای نظامی ایتالیا از برتری مادی اشغالگران خبر میدهند؛ اما این برتری به معنای شناخت کامل میدان نیست. مبارزان لیبیایی با بهرهگیری از تحرک، پیوندهای اجتماعی و آگاهی از محیط، میتوانند نظمی نابرابر را بارها به چالش بکشند.
بیابان در این روایت فقط منظره نیست: به عاملی تعیینکننده در شکل نبرد و امکان مقاومت بدل میشود. این تقابل از نظر بصری نیز به فیلم هویت میدهد. پهنههای باز و افقهای دور، هم عظمت جغرافیا را نشان میدهند و هم کوچکی نیروهای انسانی را در برابر آن. در مقابل، تصاویر سیمهای خاردار و اردوگاهها فضای محصور و خفقانآوری میسازند.
کنار هم قرار گرفتن این دو نوع فضا، بهخوبی تفاوت میان زندگیای را که به زمین و جامعه پیوند دارد و نظامی را که میکوشد آن را مهار کند، برجسته میسازد. جنگ؛ صحنهای برای نمایش اخلاق نبردهای فیلم صرفاً برای ایجاد هیجان طراحی نشدهاند؛ در بسیاری از آنها پرسشی اخلاقی نهفته است: آیا مبارزه برای آزادی مجوز هر نوع خشونتی است؟
فیلم پاسخ خود را در رفتار مختار میجوید و بارها بر تمایز او با منطق سرکوب تأکید میکند. او دشمن را همواره از جایگاه یک انسان میبیند و از تبدیل مقاومت به کینهتوزی بیمهار پرهیز دارد. در برابر، خشونت سازمانیافته نیروهای ایتالیایی در قالب سیاستهایی چون تخریب، بازداشت و حبس جمعیت غیرنظامی تصویر میشود.
« بیابان در این روایت فقط منظره نیست: به عاملی تعیینکننده در شکل نبرد و امکان مقاومت بدل میشود. »
شخصیتها و اجرا
این رویکرد، بار انسانی روایت را افزایش میدهد و مانع میشود جنگ تنها به رقابتی میان سلاحها فروکاسته شود. بااینحال، تأکید مداوم بر پاکدستی اخلاقی قهرمان، گاه پیچیدگی تصمیمهای جنگی را کاهش میدهد. فیلم کمتر به تناقضهایی میپردازد که معمولاً در مقاومت مسلحانه پدید میآیند: اختلاف میان گروهها، فرسودگی مردم، یا دشواری انتخاب میان مصلحت فوری و اصول اخلاقی.
در نتیجه، اثر بیش از آنکه میدان تردید باشد، عرصهای برای تأیید ارزشهای قهرمان است. بازیگران و کشمکش دو سوی میدان در سوی مقابل مختار، رودولفو گراتزیانی با بازی الیور رید قرار دارد؛ چهرهای که قدرت را از دریچه فرمانبری، کنترل و محاسبه نظامی مینگرد. رید به نقش خشکی و تهدید میبخشد و گراتزیانی را نه صرفاً فرماندهای خشن، بلکه نماینده دستگاهی میسازد که برای حفظ سلطه، انسانها را به اجزای یک مسئله اداری و نظامی تبدیل میکند.
تقابل او با مختار، تقابل دو روش فرمانروایی نیز هست: تحمیل از بالا در برابر رهبریای که به اعتماد و پیوند اجتماعی تکیه دارد. راد استایگر در نقش موسولینی و جان گیلگد در نقش شریف الغریانی، به گستردگی فضای سیاسی فیلم کمک میکنند. حضور این بازیگران نامدار به روایت وزن میدهد، اما شیوه پرداخت شخصیتها همیشه یکسان نیست.
برخی چهرههای ایتالیایی بیش از آنکه فردیتی مستقل داشته باشند، نماینده یک سازوکار سیاسی یا اخلاقیاند. این انتخاب به وضوح موضع فیلم میافزاید، ولی از فرصت ساختن شخصیتهایی چندوجهی با انگیزهها و تردیدهای متفاوت میکاهد. ریتم، تکرار و شکوه حماسی «شیر صحرا» در مقیاس یک حماسه ساخته شده است و از زمان طولانی خود برای گسترش میدان نبرد، نمایش زندگی مردم و ساختن تصویری فراگیر از مقاومت استفاده میکند.
« این رویکرد، بار انسانی روایت را افزایش میدهد و مانع میشود جنگ تنها به رقابتی میان سلاحها فروکاسته شود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این گستردگی گاهی به فیلم مجال میدهد تا از شتابزدگی دور بماند و سنگینی تاریخی رویدادها را منتقل کند. در عوض، بخشهایی از مسیر روایت کش میآیند و بازگشت مکرر به الگوهای مشابه نبرد، بهتدریج از تازگی و تعلیق میکاهد. هر بار که رویارویی تازهای آغاز میشود، ممکن است تماشاگر پیش از آنکه جزئیات آن موقعیت را دریابد، شکل کلی نتیجه و کارکردش را حدس بزند.
موسیقی موریس ژار و فیلمبرداری جک هیلدیارد به شکوه حماسی اثر نیرو میبخشند. موسیقی، بهویژه در صحنههای جمعی و لحظات عاطفی، احساس عظمت و سوگ را درهم میآمیزد؛ تصویربرداری نیز از پهناوری چشماندازها برای ایجاد مقیاسی فراتر از درگیریهای کوچک بهره میگیرد. بااینهمه، زیبایی بصری گاهی رنج جنگ را به تصویری باشکوه تبدیل میکند.
این تنش میان نمایش هنری خشونت و واقعیت تلخ آن، از ویژگیهای مهم فیلم است و در عین حال پرسشی درباره مرز میان حماسهپردازی و زیباشناختیکردن رنج برمیانگیزد. تاریخ، روایت و محدودیت زاویه دید فیلم برای بازگرداندن بخشی کمتر دیدهشده از تاریخ شمال آفریقا به حافظه مخاطب اهمیت دارد. مقاومت لیبیاییها در برابر اشغال، صرفاً موضوعی محلی باقی نمیماند؛ روایت آن به بحثی گستردهتر درباره امپراتوری، استعمار و حق تعیین سرنوشت پیوند میخورد.
به همین دلیل، اثر برای تماشاگرانی که با این دوره آشنایی کمتری دارند، هم کارکرد دراماتیک دارد و هم راهی برای ورود به موضوعی تاریخی فراهم میکند. اما بازنمایی تاریخ در فیلم، بیطرف یا فراگیر نیست. تأمین مالی دولتی و ساختار قهرمانمحور آن نیز یادآور میشود که هر فیلم تاریخی از زاویهای معین به گذشته مینگرد.
« این گستردگی گاهی به فیلم مجال میدهد تا از شتابزدگی دور بماند و سنگینی تاریخی رویدادها را منتقل کند. »
قوتها و کاستیها
این نکته خودبهخود ارزش اثر را نفی نمیکند، اما تماشای سنجیدهاش را ضروریتر میسازد: «شیر صحرا» را بهتر است نه بهعنوان روایتی جامع از همه دیدگاهها، بلکه بهمثابه اثری حماسی درباره مقاومت و حافظه جمعی دید. چنین نگاهی اجازه میدهد قدرت عاطفی فیلم را پذیرفت، بیآنکه محدودیتهای سادهسازی آن را نادیده گرفت.
جمعبندی «شیر صحرا» حماسهای صریح و پرشور درباره مقاومت مردمی در برابر استعمار است؛ اثری که نیروی اصلی خود را از بازی استوار آنتونی کویین، چشماندازهای وسیع، موسیقی پرطنین و تأکید بر کرامت انسانی میگیرد. در عین حال، زمان طولانی، تکرار برخی صحنههای نبرد و پرداخت یکسویه شخصیتها، از پیچیدگی و کشش آن میکاهند.
فیلم در بهترین لحظاتش نشان میدهد که قدرت نظامی همیشه به معنای پیروزی اخلاقی نیست؛ و در محدودترین لحظاتش، تاریخ را به روایتی روشن از قهرمان و ستمگر فرو میکاهد. با وجود این کاستیها، اثر تصویری ماندگار از ایستادگی میسازد و یادآور میشود که حافظه یک ملت میتواند فراتر از میدان جنگ دوام بیاورد.
« چنین نگاهی اجازه میدهد قدرت عاطفی فیلم را پذیرفت، بیآنکه محدودیتهای سادهسازی آن را نادیده گرفت. »



ثبت دیدگاه