نقد و بررسی
نقد خاموشی 2024 (Lights Out) | 2024
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میان مشتها و زخمهای قدیمی «Lights Out» از همان آغاز خود را در قلمرو آشنای تریلرهای اکشن قرار میدهد: مردی تنها، گذشتهای سنگین، جهانی زیرزمینی که خشونت در آن راهی برای بقا و کسب درآمد است، و نیروهایی که هرچه بیشتر میکوشند قهرمان را در تنگنا بگذارند. مایکل «دافی» دافیلد، سربازی سابق و سرگردان، پس از برخوردی اتفاقی با مکس، مردی که تازه از زندان آزاد شده، وارد مبارزههای غیرقانونی میشود.
ماجرا بهسرعت از چند نبرد پراکنده فراتر میرود و پای بزهکاران، پلیسهای فاسد و آدمکشهای اجیرشده را به میان میکشد. فیلم بخش عمدهای از نیروی خود را نه از غافلگیریهای روایی، بلکه از حرکت پیوسته به سوی برخورد بعدی میگیرد. عنوان فیلم نیز با جهان تاریک و پنهانی قصه همخوانی دارد، هرچند معنای آن در روایت چندان پیچیده یا چندلایه نمیشود.
«Lights Out» بیش از آنکه بخواهد استعارهای پررمز از وضعیت شخصیتها بسازد، فضای قصه را اعلام میکند: محیطهایی بسته، آدمهایی گرفتار و نبردهایی که در حاشیهٔ نظم رسمی رخ میدهند. این صراحت، برای فیلمی که تکیهاش بر اکشن است، کارکردی مناسب دارد؛ اما در همان حال یادآور میشود که اثر قصد چندانی برای گشودن مسیرهای تازه ندارد.
قهرمانی با چهرهٔ فرسودگی فرانک گریلو در نقش دافی مرکز ثقل فیلم است. او شخصیت را با ترکیبی از خستگی، خشم مهارشده و آمادگی دائمی برای درگیری پیش میبرد؛ گویی قهرمان نه از سر میل به پیروزی، بلکه چون راه دیگری برای کنارآمدن با جهان نمیشناسد. حضور بدنی گریلو برای نقشی که بخش مهمی از بیانش از حرکت و واکنش میآید، امتیازی جدی است.
« فیلم بخش عمدهای از نیروی خود را نه از غافلگیریهای روایی، بلکه از حرکت پیوسته به سوی برخورد بعدی میگیرد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
حتی در لحظههایی که فیلمنامه اطلاعات چندانی دربارهٔ لایههای درونی دافی نمیدهد، بازیگر با نگاه و طرز ایستادنش به او نوعی گذشتهٔ ناگفته میبخشد. فیلم به زخمهای روانی او اشاره میکند و تجربهٔ سربازی را بخشی از بار عاطفی قصه قرار میدهد، اما معمولاً پیش از آنکه این موضوع به کاوشی جدی بدل شود، روایت دوباره به سوی نبرد بعدی میچرخد.
دافی در نتیجه بیشتر از آنکه شخصیتی با تحول روشن باشد، نیرویی است که داستان را بهپیش میراند: مردی که خشمش را به کنش تبدیل میکند، بیآنکه فیلم فرصت کافی برای سنجیدن پیامدهای آن فراهم کند. این کمبود، هم از توان بالقوهٔ بازی گریلو میکاهد و هم پیوند عاطفی تماشاگر با قهرمان را محدود میسازد.
رابطهٔ دو قهرمان؛ موتور انسانی روایت رابطهٔ دافی و مکس از بهترین انتخابهای فیلم است. دافی کمحرف، بسته و متکی بر نیروی جسمانی است؛ مکس در مقابل، پرحرفتر، حسابگرتر و درگیر مسئولیتهایی خانوادگی است. همین تفاوت به صحنههای مشترکشان انرژی میدهد و از یکنواختشدن فیلم جلوگیری میکند.
مکس صرفاً راهنمای قهرمان در دنیای مبارزههای زیرزمینی نیست؛ او در کنار نقشههایش، نگرانی و امیدی انسانی نیز به قصه میآورد. پیوند میان این دو بر اعتماد فوری و بیدردسر استوار نمیشود، بلکه از نیاز متقابل و شرایطی دشوار شکل میگیرد. مکی فایفر با حضوری متعادل، مکمل مناسبی برای گریلو است.
« این کمبود، هم از توان بالقوهٔ بازی گریلو میکاهد و هم پیوند عاطفی تماشاگر با قهرمان را محدود میسازد. »
شخصیتها و اجرا
او به مکس سرزندگی و گرمای بیشتری میبخشد و تقابل میان شیوهٔ پرجنبوجوش او و سکون خشن دافی، گفتوگوها را زنده نگه میدارد. با این همه، فیلم این رابطه را نیز تا اندازهای تابع کارکرد داستانیاش میکند. اختلافها و نزدیکیهای دو مرد بیشتر برای پیشبرد موقعیتها به کار میروند تا آنکه به کاوشی طولانی در ترسها، وفاداریها و گذشتهٔ آنان بدل شوند.
بنابراین رابطه جذاب است، اما عمقی که طرح آن نوید میدهد بهتمامی تحقق نمییابد. اکشن؛ انرژی فراوان، وضوح محدود صحنههای مبارزه مهمترین جاذبهٔ «Lights Out» هستند. فیلم با درگیریهای خیابانی و مبارزههای زیرزمینی، پیوسته به تماشاگر یادآوری میکند که خشونت در این جهان زبانی روزمره است.
برخوردها پرتحرکاند و بازیگران با آمادگی جسمانی خود به صحنهها وزن میدهند. ترکیب مشتزنی، فنون رزمی و درگیریهای مسلحانه نیز تنوعی نسبی ایجاد میکند؛ ازاینرو فیلم در بخشهایی که بر کنش تکیه دارد، سرگرمکننده و پرشتاب میشود. اما همین سرعت همیشه به سود فیلم نیست. تدوین تند و گاه آشفته، جایگاه مبارزان را در فضا و روند دقیق حرکتها مبهم میکند.
در پارهای از لحظهها، ضربهها با چنان شتابی پشت سر هم میآیند که تماشاگر فرصت نمییابد نیروی هر حرکت یا نتیجهٔ آن را بهروشنی دریافت کند. اکشن زمانی اثرگذارتر است که آشوب را به تصویری قابلفهم تبدیل کند؛ اینجا گاه آشفتگیِ تدوین، خودِ آشوب را برجسته میسازد و از لذت تماشای طراحی مبارزه میکاهد.
« با این همه، فیلم این رابطه را نیز تا اندازهای تابع کارکرد داستانیاش میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
حاصل، صحنههایی پرانرژی است که میتوانستند با مکثهای حسابشدهتر و میزانسن روشنتر تأثیر بیشتری بگذارند. جهان جنایت و پلیسهای فاسد بخش جنایی داستان، تقابل قهرمانان با شبکهای از مجرمان و مأموران قانونِ فاسد را به روایت اضافه میکند. سایج، چهرهای از قدرت مجرمانهٔ زیرزمینی است و الن ریجوی، کارآگاهی که از جایگاه رسمی خود برای اعمال نفوذ استفاده میکند، مرز میان قانون و جرم را مخدوش میسازد.
این ایده ظرفیت دراماتیک خوبی دارد: وقتی پاسداران قانون خود بخشی از تهدید باشند، قهرمانان نهتنها با تبهکاران، بلکه با ساختاری روبهرو میشوند که امکان پناهبردن از آن را نیز از آنان میگیرد. با این حال، خط داستانی پلیسهای فاسد بهاندازهٔ کافی پرداخت نمیشود. انگیزهها و روابط قدرت گاهی بیش از آنکه از دل صحنهها و انتخابهای شخصیتها بیرون بیایند، با اشارههای گذرا به تماشاگر منتقل میشوند.
در نتیجه، تهدید موجود بیشتر نقش وسیلهای برای بالا بردن خطر را دارد تا شبکهای باورپذیر با منطق و پیامدهای روشن. بازی بازیگران مکمل به بخشهایی از این جهان شخصیت میدهد، اما فیلمنامه برای برخی از آنان فضای محدودی فراهم میکند؛ بهویژه هنگامی که شاخههای فرعی داستان باید با شتاب به مسیر اصلی بازگردند.
فیلمنامه و ریتم؛ حرکت بهجای تازگی ساختار داستانی فیلم بر الگوهایی آشنا بنا شده است: قهرمانی زخمی که در موقعیتی تازه گرفتار میشود، همراهی نامتعارف که او را به دنیایی خطرناک میکشاند، و دشمنانی که حلقهٔ محاصره را تنگتر میکنند. آشنایی با این الگوها بهخودیخود ضعف نیست؛ بسیاری از فیلمهای اکشن با همین مصالح ساده به نتیجه میرسند.
« حاصل، صحنههایی پرانرژی است که میتوانستند با مکثهای حسابشدهتر و میزانسن روشنتر تأثیر بیشتری بگذارند. »
قوتها و کاستیها
مشکل آنجاست که «Lights Out» بهندرت این مصالح را از مسیر پیشبینیپذیرشان خارج میکند. گرههای روایی بیشتر برای رساندن شخصیتها به درگیری بعدی طراحی شدهاند و کمتر به انتخابهایی میرسند که برداشت ما از آنان را تغییر دهد. ریتم تند فیلم، در عوض، مانع از آن میشود که ضعفهای روایت همیشه برجسته بمانند.
قصه وقت زیادی را صرف مقدمهچینی نمیکند و معمولاً از یک موقعیت به موقعیت بعدی میلغزد. این شتاب برای مخاطبی که اکشن مستقیم میخواهد، مزیت محسوب میشود؛ اما در برخی لحظهها حس میشود فیلم از مکث و پرورش موقعیت میگریزد. زمان کوتاه اثر نیز در این فشردگی بیتأثیر نیست: شمار زیادی از شخصیتها و خطوط داستانی وارد فیلم میشوند، بیآنکه همه فرصت برابر برای شکلگیری پیدا کنند.
جمعبندی «Lights Out» فیلمی است که بهتر میتوان آن را بر پایهٔ آنچه عرضه میکند سنجید، نه آنچه گاه وعده میدهد. این اثر یک تریلر اکشن پرشتاب با صحنههای مبارزهٔ پرانرژی، حضور کاریزماتیک فرانک گریلو و رابطهای سرگرمکننده میان دو قهرمان متضاد است. در مقابل، داستان آن تازگی چندانی ندارد، تدوین بعضی از نبردها وضوح لازم را فراهم نمیکند و شخصیتپردازی، بهویژه در شاخهٔ مربوط به فساد پلیس، از عمق کافی برخوردار نیست.
نقطهٔ قوت فیلم در لحظههای برخورد و حضور بازیگران است؛ نقطهٔ ضعفش در فاصلهای قرار دارد که میان این لحظهها احساس میشود. اگر مخاطب از تریلری مستقیم و متکی بر درگیریهای فیزیکی انتظار سرگرمی بیواسطه داشته باشد، اثر میتواند رضایتبخش باشد. اما برای تماشاگرانی که به شخصیتهای چندوجهی، جهان داستانی منسجم و اکشنی با تدوین خوانا اهمیت میدهند، «Lights Out» بیش از آنکه تجربهای تازه بسازد، نمونهای آشنا از سینمای اکشن کمادعا باقی میماند.
« مشکل آنجاست که «Lights Out» بهندرت این مصالح را از مسیر پیشبینیپذیرشان خارج میکند. »
ثبت دیدگاه