نقد و بررسی
نقد Life of the Party | 2018
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به دانشگاه، بازگشت به خویشتن «Life of the Party» کمدیای است درباره زنی که پس از فروپاشی ناگهانی زندگی زناشوییاش، به سراغ آرزویی قدیمی میرود: بازگشت به دانشگاه و تمامکردن تحصیلی که سالها پیش نیمهکاره رها کرده بود. دِینا پس از جدایی از همسرش، در همان دانشگاه و کلاسهای دخترش ثبتنام میکند؛ تصمیمی که هم فرصتهای کمیک میسازد و هم مرزهای رابطه مادر و دختر را به هم میریزد.
فیلم بهجای آنکه این موقعیت را صرفاً به شوخیهای نسلی تقلیل دهد، میکوشد درباره شروع دوباره، استقلال و بازشناسی خود نیز سخن بگوید. حاصل، اثری گرم و خوشنیت است که گاه زیر بار ظرفیتهای تحققنیافتهاش میماند. ایدهای پربار، روایتی کمتمرکز بازگشت مادری میانسال به محیط دانشگاه، بهویژه هنگامی که دخترش نیز همانجا درس میخواند، زمینهای سرشار از تضاد و موقعیت کمیک فراهم میکند.
دِینا همزمان میخواهد دانشجو، مادر و زنی مستقل باشد؛ نقشهایی که گاهی با یکدیگر سازگار نیستند. حضور او در فضای جوانانه دانشگاه نیز امکان مواجهه با تفاوتهای نسلی و بازنگری در تعریف «دیرشدن» را فراهم میآورد. بااینحال، فیلم همه این ظرفیتها را بهطور منسجم دنبال نمیکند. دانشگاه بیشتر صحنهای برای گردآمدن موقعیتهای بامزه و آشنای کمدی است تا محیطی که تجربه آموزشی یا دشواریهای بازگشت به تحصیل را واقعاً شکل دهد.
« حاصل، اثری گرم و خوشنیت است که گاه زیر بار ظرفیتهای تحققنیافتهاش میماند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
دشواریهای دِینا در درس، سازگاری با فضای دانشجویی و ساختن هویتی تازه، آنقدر که ایده اصلی وعده میدهد بسط نمییابند. در نتیجه، خط داستانی گاهی پراکنده به نظر میرسد و فیلم از یک موقعیت به موقعیت دیگر میرود، بیآنکه همه آنها را به تحولی روشن در شخصیت پیوند بزند. دِینا و انرژی ملیسا مککارتی ملیسا مککارتی ستون اصلی فیلم است.
او دِینا را نه زنی شکستخورده و ترحمبرانگیز، بلکه شخصیتی پرشور، صمیمی و تا حدی بیپروا میسازد؛ زنی که پس از سالها قرار دادن خواستههای دیگران در اولویت، تصمیم میگیرد برای خودش هم جایی باز کند. این ویژگی در تغییر نام او به «دیراک» نمود طنزآمیزی پیدا میکند: نامی که در عین شوخیبودن، میل او به ساختن تصویری تازه از خود را نشان میدهد.
مککارتی با توانایی شناختهشدهاش در بهرهگیری از بدن، لحن و واکنشهای غافلگیرکننده، به صحنههای سبک فیلم جان میدهد. حضورش اجازه نمیدهد دِینا صرفاً به مجموعهای از کلیشهها درباره مادران میانسال بدل شود. بااینهمه، بازیگر گاهی ناچار است کمبودهای فیلمنامه را جبران کند. وقتی شخصیت تقریباً در هر جمعی بهسرعت پذیرفته میشود و بسیاری از موانع پیش رویش آسان کنار میروند، بازی پرانرژی نیز همیشه نمیتواند حس رشد و دگرگونی را به داستان اضافه کند.
« دِینا و انرژی ملیسا مککارتی ملیسا مککارتی ستون اصلی فیلم است. »
شخصیتها و اجرا
مادر و دختر؛ هسته عاطفی داستان رابطه دِینا و دخترش، مَدی، بهترین امکان دراماتیک فیلم است. بازگشت مادر به دانشگاه برای دِینا فرصتی برای جبران یک حسرت قدیمی است، اما برای دختر میتواند به معنای از دستدادن بخشی از استقلالی باشد که تازه به دست آورده است. همین تفاوت نگاه، تنشی طبیعی و قابلدرک میان آن دو پدید میآورد: دِینا میخواهد به دخترش نزدیک بماند، در حالی که مَدی نیاز دارد زندگی دانشگاهیاش را بدون حضور دائمی مادر تجربه کند.
فیلم در لحظههایی که این دو خواسته را کنار هم میگذارد، صمیمیت و گرمای واقعی دارد. رابطه آنها تنها وسیلهای برای شوخی نیست؛ به ما یادآوری میکند که شروع دوباره یک نفر ممکن است بر زندگی نزدیکانش نیز اثر بگذارد. مشکل آنجاست که اختلافها گاهی بیش از اندازه آسان حلوفصل میشوند. آشتی و تفاهم، بهجای آنکه از دل گفتوگوی دشوار یا تغییر تدریجی رفتار بیرون بیاید، معمولاً با شتاب به نتیجه میرسد.
به همین دلیل، هسته عاطفی فیلم قابلقبول است، اما عمق بالقوهاش را بهطور کامل پیدا نمیکند. شوخیها و تصویر زندگی دانشگاهی کمدی فیلم از تضاد میان تجربه مادری دِینا و فرهنگ دانشجویی نیرو میگیرد. او در محیطی قرار میگیرد که قواعد اجتماعی و انتظاراتش با زندگی پیشین او تفاوت دارد، اما بهجای آنکه خود را کاملاً با آن هماهنگ کند، میکوشد به شیوه خودش در آن حضور داشته باشد.
« مادر و دختر؛ هسته عاطفی داستان رابطه دِینا و دخترش، مَدی، بهترین امکان دراماتیک فیلم است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این برخورد، بهخصوص هنگامی که دوستان دخترش نیز وارد ماجرا میشوند، لحظههایی سرزنده و دلنشین میآفریند. اما بسیاری از شوخیها به الگوهای آشنا تکیه دارند: شوخی با تفاوت نسلها، مهمانیهای دانشگاهی، دانشجویان سطحی یا مادری که بیش از حد در زندگی فرزندش دخالت میکند. تکرار این الگوها باعث میشود بخشی از طنز فیلم قابلپیشبینی باشد.
همچنین دانشگاه گاهی به تصویری سادهشده از مهمانی و روابط اجتماعی بدل میشود و فرصت چندانی برای نشاندادن پیچیدگی واقعی محیط آموزشی باقی نمیماند. با وجود این، فیلم در لحظههای خودمانیتر و در برخوردهای دوستانه میان دِینا و زنان اطرافش، بیش از صحنههایی که به شوخیهای پرصدا متکیاند موفق است.
شخصیتهای فرعی و جهان پیرامون دِینا بازیگران مکمل، به فیلم رنگ و تنوع میبخشند. مایا رودولف در نقش کریستین، دوست نزدیک دِینا، همنشینی خوشآهنگ با مککارتی دارد و حضورش فضای رفاقت و همدلی را تقویت میکند. مولی گوردون نیز در نقش مَدی، به اختلاف میان میل مادر به نزدیکی و نیاز دختر به استقلال، وجهی انسانی میبخشد.
« این برخورد، بهخصوص هنگامی که دوستان دخترش نیز وارد ماجرا میشوند، لحظههایی سرزنده و دلنشین میآفریند. »
قوتها و کاستیها
گروه دوستان دانشگاهی، هم به دِینا امکان میدهد بیرون از نقش مادری ارتباط بسازد و هم تصویری از پذیرش و دوستی ارائه میکند. در مقابل، برخی شخصیتهای فرعی بیش از آنکه فردیت مستقلی داشته باشند، برای پیشبرد شوخی یا ایجاد مانع کوتاهمدت به کار گرفته میشوند. بعضی از برخوردها با دِینا نیز چنان به سود او تمام میشوند که جهان داستان بیش از اندازه پذیرنده به نظر میرسد.
این امر لحن خوشبینانه فیلم را حفظ میکند، اما از کشمکش میکاهد: اگر تقریباً همه بهسرعت مجذوب شخصیت اصلی شوند، فرصت چندانی برای آزمودن تصمیمها و محدودیتهای او باقی نمیماند. شروع دوباره و معنای آزادی در پسِ شوخیها، «Life of the Party» پیامی روشن و دلگرمکننده دارد: بازگشت به آرزوهای فراموششده به سن خاصی محدود نیست.
دِینا زمانی مادر شده و تحصیل را کنار گذاشته است، اما فیلم تأکید میکند که عشق به خانواده لزوماً به معنای چشمپوشی همیشگی از خواستههای شخصی نیست. این نگاه، بهویژه در بازنمایی زنی که میخواهد پس از سالها دوباره برای آینده خود تصمیم بگیرد، ارزشمند است. بااینحال، اثر بیشتر به نیروی الهامبخش این پیام علاقه دارد تا بررسی دشواریهایش.
« بعضی از برخوردها با دِینا نیز چنان به سود او تمام میشوند که جهان داستان بیش از اندازه پذیرنده به نظر میرسد. »
جمعبندی
استقلال دِینا گاه همچون راهی سرراست برای رهایی از گذشته ترسیم میشود؛ حال آنکه بازتعریف هویت، رابطه با فرزند و بازگشت به مسیر تحصیلی میتوانستند پیچیدهتر و پرهزینهتر باشند. فیلم در عوض بر شادی، دوستی و خوشگذرانی تکیه میکند. این انتخاب برای یک کمدی سبک قابلفهم است، اما سبب میشود مضمون شروع دوباره بیش از آنکه کاویده شود، بهعنوان نتیجهای خوشایند اعلام شود.
جمعبندی «Life of the Party» کمدیای مهربان و سرزنده است که از ایدهای جذاب و بازی پرانرژی ملیسا مککارتی بهره میبرد. دِینا شخصیتی دوستداشتنی است و رابطه او با مَدی، به داستان گرمای عاطفی میدهد؛ ضمن آنکه فیلم با تأکید بر امکان آغاز دوباره، پیام مثبتی درباره پیگیری آرزوهای بهتعویقافتاده مطرح میکند.
بااینهمه، فیلمنامه از پراکندگی رنج میبرد، شماری از شوخیها آشنا و کمتازگیاند و تنشهای خانوادگی با شتابی بیش از اندازه حل میشوند. فیلم در لحظههای خودمانی و سبک، بهتر از بخشهایی عمل میکند که میکوشند تحول عاطفی عمیقی را به تصویر بکشند. حاصل، اثری سرگرمکننده و گرم است که بیش از آنکه ایده خود را تا پایان بپروراند، به جذابیت بازیگر اصلی و خوشبینی سادهاش تکیه میکند.
« فیلم در عوض بر شادی، دوستی و خوشگذرانی تکیه میکند. »
ثبت دیدگاه