نقد و بررسی
نقد لیازون (Liaison) | 2023
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میان جاسوسی و رابطهای ناتمام «Liaison» میکوشد همزمان دو سریال باشد: یک تریلر جاسوسی درباره حملههای سایبری و کشمکش نهادهای امنیتی، و روایتی عاطفی درباره دو مأمور سابق که گذشته مشترکشان هنوز بر تصمیمهای امروز سایه انداخته است. این دو مسیر در اصل میتوانند یکدیگر را غنی کنند؛ تهدید بیرونی فشار میآورد و رابطه شخصی، هزینه انسانی آن را آشکار میسازد.
اما سریال در پیوند دادن این دو، همیشه به یک اندازه موفق نیست. گاهی فضای سیاسی و اطلاعاتی چنان سهم بزرگی میگیرد که رابطه مرکزی به حاشیه میرود؛ گاهی هم کشش میان دو شخصیت، وعده عمقی میدهد که فیلمنامه فرصت پرداختنش را پیدا نمیکند. داستان با حملههای سایبری و ورود دو هکر سوری به شبکهای از منافع و رقابتهای بینالمللی شکل میگیرد.
آلیسون رودی، مشاور امنیتی دولت بریتانیا، درگیر پیگیری پیامدهای این حملهها میشود؛ در سوی دیگر، گابریل دلاژ مأموریتی را دنبال میکند که مسیرش او را دوباره به آلیسون میرساند. سریال از همین ابتدا نشان میدهد که «ارتباط» در عنوانش صرفاً به همکاری مأموران اشاره ندارد: پیوندهای سیاسی، سازمانی و عاطفی، هر یک بهنحوی به دیگری گره خوردهاند.
مسئله این است که همه این گرهها به یک اندازه روشن و معنادار نمیشوند. رابطه مرکزی و نیروی بازیگران مهمترین سرمایه سریال، حضور وینسنت کسل و اوا گرین است. کسل در نقش گابریل، مردی را تصویر میکند که خشونت و خونسردی حرفهای را با نوعی فرسودگی پنهان همراه دارد. بازی او کمحرف و مبتنی بر نگاه و مکث است؛ گابریل بیشتر از آنکه احساساتش را توضیح دهد، میکوشد آنها را مهار کند.
« اما سریال در پیوند دادن این دو، همیشه به یک اندازه موفق نیست. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
اوا گرین نیز آلیسون را با ترکیبی از هوشیاری، وقار و آسیبپذیری بازی میکند. او شخصیتی است که در محیطی مردسالار و سیاسی باید پیوسته قدرت تصمیمگیری خود را ثابت کند، بیآنکه اجازه دهد احساساتش موقعیت حرفهایاش را تعریف کنند. شیمی میان این دو، از جنس صمیمیت آسان نیست. فاصله، دلخوری و کشش حلنشده در رفتارشان همزمان حضور دارند و همین تناقض، صحنههای مشترک را زنده میکند.
بااینحال، سریال بیش از آنکه این رابطه را از طریق جزئیات رفتاری و تحول تدریجی بپروراند، گاه بر بار عاطفی گذشته و نگاههای معنادار تکیه میکند. نتیجه، رابطهای پرجاذبه است که ظرفیت بیشتری از آنچه روایت به کار میگیرد در خود دارد. جهان سیاست و امنیت سایبری «Liaison» میخواهد تهدید سایبری را نه یک معمای فنیِ انتزاعی، بلکه مسئلهای مرتبط با قدرت سیاسی و امنیت عمومی نشان دهد.
حملهها پیامدهایی بیرون از فضای رایانه دارند و زنجیرهای از واکنشهای اداری، امنیتی و دیپلماتیک را به راه میاندازند. اشاره به تنشهای پس از خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا نیز تلاشی است برای ریشهدار کردن داستان در واقعیتی سیاسی: امنیت فقط به فناوری و توان دفاعی وابسته نیست، بلکه از اتحادها، منافع اقتصادی و تصمیمهای حکومتی نیز اثر میپذیرد.
این زمینهسازی بالقوه غنی است، اما سریال اغلب موضوعات خود را بیشتر بهعنوان اجزای طرح به کار میبرد تا پرسشهایی برای تأمل. سیاست و امنیت سایبری در گفتوگوها و جلسات متعدد مطرح میشوند، اما پیامدهای انسانی و اخلاقیشان کمتر از ظرفیت واقعی خود بسط مییابند. در نتیجه، تماشاگر گاهی با اطلاعاتی روبهروست که برای دنبال کردن نقشه داستان اهمیت دارند، اما به تصویری روشن از منطق کلی بحران تبدیل نمیشوند.
« اوا گرین نیز آلیسون را با ترکیبی از هوشیاری، وقار و آسیبپذیری بازی میکند. »
شخصیتها و اجرا
پیچیدگی، بهتنهایی عمق نمیآورد؛ روایت باید به مخاطب امکان دهد بفهمد این پیچیدگی چرا اهمیت دارد. ریتم، تعلیق و ساختار روایی ساختار چندقسمتی سریال فرصت میدهد سرنخها تدریجی آشکار شوند و شخصیتها در موقعیتهای متغیر قرار گیرند. اما همین گسترش زمانی، گاهی به کندی میانجامد. بخشهایی از روایت در گفتوگوهای اداری، رفتوآمد میان نهادها و توضیح مناسبات قدرت میگذرد؛ صحنههایی که باید فشار بحران را افزایش دهند، اما همیشه نیروی دراماتیک کافی ندارند.
گاه به نظر میرسد داستان برای رسیدن به نقطه بعدی، بیش از اندازه مکث میکند. تعلیق سریال بیشتر بر اطلاعات ناقص، وفاداریهای متزلزل و پیوند میان شخصیتها تکیه دارد تا بر تعقیبوگریزهای پیوسته. این انتخاب میتوانست به تریلری سیاسی و روانشناختیتر منجر شود، اما روایت بهندرت همه این عناصر را با ریتمی یکپارچه پیش میبرد.
پیچشها کنجکاوی ایجاد میکنند، ولی چون انگیزهها و روابط سازمانی گاه مبهم میمانند، برخی افشاگریها بهجای آنکه تصویر را ناگهان روشن کنند، پرسشهای تازهای درباره منطق داستان به وجود میآورند. تعلیق مؤثر، مخاطب را وادار میکند منتظر بماند؛ ابهام بیحساب ممکن است فقط او را سردرگم کند.
کارگردانی و زبان بصری کارگردانی استیون هاپکینز به سریال ظاهر یک تریلر بینالمللی را میدهد: فضاهای شهری، ساختمانهای رسمی، مخفیگاهها و مکانهای پرتنش، با تصویری سرد و کنترلشده به هم پیوند میخورند. دوربین در لحظههای اکشن تحرک بیشتری پیدا میکند و در صحنههای گفتوگومحور، اغلب بر فاصله میان شخصیتها تأکید دارد.
« پیچیدگی، بهتنهایی عمق نمیآورد؛ روایت باید به مخاطب امکان دهد بفهمد این پیچیدگی چرا اهمیت دارد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این دوگانگی با مضمون اثر سازگار است؛ جهانی که در آن نزدیکی شخصی با بیاعتمادی حرفهای درهم میآمیزد. صحنههای اکشن، هرگاه از راه میرسند، انرژی دیداری سریال را بالا میبرند و مهارت فنی قابل قبولی دارند. مسئله، کمتعداد و کوتاه بودن آنهاست: بهسرعت پایان مییابند و روایت دوباره به جلسات، توضیحها و محاسبههای سیاسی بازمیگردد.
موسیقی و فضاسازی نیز میکوشند حس تهدید و کشش عاطفی را همزمان حفظ کنند، اما گاهی حالوهوای اثر از آنچه در خود صحنهها ساخته شده، پررنگتر به نظر میرسد. ظاهر جذاب سریال در لحظاتی وعده تریلری چابکتر و جسورتر میدهد. شخصیتهای مکمل و مضمونهای نیمهپرداخته جهان سریال با حضور مقامهای دولتی، مدیران امنیتی و نیروهای اطلاعاتی گسترش مییابد.
این مجموعه شخصیتها به داستان وسعت میدهد و نشان میدهد تصمیمهای گابریل و آلیسون در خلأ گرفته نمیشود. بااینحال، تعدد چهرهها و منافع متداخل، گاه به قیمت وضوح شخصیتپردازی تمام میشود. بعضی از بازیگران مکمل حضوری مؤثر دارند، اما همه شخصیتها فرصت نمییابند از جایگاه کارکردی خود در طرح فراتر بروند و به انسانهایی با تناقضها و انگیزههای مستقل بدل شوند.
از سوی دیگر، موضوعهایی چون اعتماد، وفاداری، مداخله سیاسی و امکان بهرهبرداری از بحران، بارها در داستان حضور دارند. اما طرح این مفاهیم همیشه به کاوشی جدی در آنها نمیانجامد. سریال گاه بهجای پیگیری پیامد اخلاقی تصمیمها، به حرکت بعدی در معما میپردازد. به همین دلیل، مضمونها قابل تشخیصاند، ولی کمتر به هستهای تبدیل میشوند که همه اجزای روایت را منسجم کند.
« این دوگانگی با مضمون اثر سازگار است؛ جهانی که در آن نزدیکی شخصی با بیاعتمادی حرفهای درهم میآمیزد. »
قوتها و کاستیها
در چنین وضعی، رابطه آلیسون و گابریل از معدود مسیرهایی است که امکان پیوند دادن امر سیاسی به تجربه شخصی را فراهم میآورد، هرچند آن مسیر نیز کامل شکوفا نمیشود. جمعبندی «Liaison» تریلری خوشساخت از نظر ظاهر و برخوردار از دو بازیگر اصلی کاریزماتیک است. کسل و گرین به داستان کشش میبخشند و رابطه پرتنش شخصیتهایشان، حتی در بخشهایی که روایت کند میشود، نیرویی برای ادامه تماشا فراهم میکند.
کارگردانی و فضای بینالمللی نیز لحظاتی پرانرژی و مؤثر میآفرینند. در مقابل، ریتم نامتوازن، انباشت مناسبات سیاسی و امنیتی و پرداخت کمعمق برخی مضمونها مانع میشود سریال از ظرفیت خود بهتمامی بهره ببرد. «Liaison» بیش از آنکه تریلری پیوسته و دقیق باشد، اثری است با ایدهها و بازیگرانی جذاب که میان هیجان جاسوسی و درام رابطهای تعادل کاملی پیدا نمیکند.
تماشاگرانی که به فضای سرد سیاسی و کشش عاطفیِ آمیخته با بیاعتمادی علاقه دارند، احتمالاً لحظات درخشانی در آن خواهند یافت؛ اما کسانی که انتظار روایتی تند، شفاف و عمیقاً پرداختشده دارند، ممکن است از فاصله میان وعده سریال و دستاورد نهاییاش ناامید شوند.
« جمعبندی «Liaison» تریلری خوشساخت از نظر ظاهر و برخوردار از دو بازیگر اصلی کاریزماتیک است. »
ثبت دیدگاه