نقد و بررسی
نقد اسلحه مرگبار ۳ (Lethal Weapon 3) | 1992
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به تعقیبوگریز «Lethal Weapon 3» به کارگردانی Richard Donner، بار دیگر مارتین ریگز و راجر مرتا را در مرکز ماجرایی پلیسی قرار میدهد؛ این بار در روزهایی که مرتا خود را به بازنشستگی نزدیک میبیند و همزمان با افسر سابقی روبهرو میشود که از شناختش از سازوکار پلیس برای قاچاق سلاحهای ضبطشده بهره میبرد.
فیلم از همان آغاز، تماشاگر را به فضای آشنای مجموعه میبرد: خطری ناگهانی، واکنشی شتابزده و دو کارآگاهی که حتی وقتی اوضاع از کنترل خارج میشود، با هم شوخی میکنند. اما آشنایی با الگوی مجموعه، هم امتیاز فیلم است و هم محدودیتش. قسمت سوم بهجای آنکه جهان این دو شخصیت را از نو تعریف کند، بیشتر بر جذابیت تثبیتشدهشان تکیه دارد.
حاصل، اثری پرتحرک و خوشتماشا است که در لحظههای سرگرمکنندهاش موفق عمل میکند، اما در ساختن داستانی به همان اندازه ماندگار، کمرمقتر به نظر میرسد. دوستی در قلب فیلم مهمترین نیروی «Lethal Weapon 3» همچنان رابطه ریگز و مرتاست. تفاوت خلقوخو و شیوه مواجههشان با خطر، سرچشمه اصلی شوخیها و کشمکشهای فیلم باقی میماند: یکی بیپروا و غریزی، دیگری محتاطتر و درگیر مسئولیتهای بیرون از اداره.
« اما آشنایی با الگوی مجموعه، هم امتیاز فیلم است و هم محدودیتش. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بااینحال، رابطهشان صرفاً بر تضاد بنا نشده است. پشت کلکلها، نوعی اعتماد و صمیمیت شکل گرفته که تماشاگر آن را از قسمتهای پیشین میشناسد و اینجا نیز بیدردسر با آن همراه میشود. Mel Gibson و Danny Glover این هماهنگی را با بازیهایی روان و سرزنده حفظ میکنند. گفتوگوهایشان غالباً از آن جنس شوخیهایی است که بیش از آنکه از ظرافت متن نیرو بگیرد، به زمانبندی و واکنش بازیگران وابسته است.
همین شیمی باعث میشود حتی صحنههایی که از نظر داستانی چندان تازه نیستند، انرژی داشته باشند. مرتا نیز در این قسمت از نظر عاطفی جایگاه برجستهای دارد: نزدیکشدن بازنشستگی، انتخابهای شخصی و پیوندش با شریک کاریاش به خطی انسانی در میان حادثههای پرسرعت بدل میشود. رنه روسو و تغییر موازنه ورود Lorna Cole، مأمور امور داخلی با بازی Rene Russo، ترکیب آشنای فیلم را تازه میکند.
او نه همراهی تزئینی برای قهرمانان است و نه شخصیتی که تنها برای واکنشدادن به رفتار ریگز حضور داشته باشد. لورنا استقلال حرفهای و اقتدار خودش را دارد و در برخورد با ریگز، رابطهای مبتنی بر رقابت، کنجکاوی و شوخطبعی شکل میگیرد. حضور او بخشی از موازنه همیشگی گروه را جابهجا میکند و فیلم از این تغییر سود میبرد.
« بااینحال، رابطهشان صرفاً بر تضاد بنا نشده است. »
شخصیتها و اجرا
Russo در نقش خود حضوری گیرا و محکم دارد. او میتواند با همان اندازهای که در صحنههای جدی باورپذیر است، در شوخیهای کلامی نیز با ریتم فیلم همراه شود. افزودهشدن لورنا به جهان داستان، نشان میدهد مجموعه میتواند بدون کنارگذاشتن دوستی محوریاش، رابطهای تازه وارد کند. البته فیلم گاهی برای برجستهکردن این وجه تازه، بیش از حد به شوخیها و موقعیتهای سبکسرانه تکیه میکند؛ اما خود شخصیت لورنا از این افراط آسیب جدی نمیبیند و همچنان یکی از نقاط قوت اثر باقی میماند.
اکشن و ریتم روایی از نظر حرکت و سرگرمی، فیلم کمجان نیست. تعقیبوگریزها، درگیریها و موقعیتهای پرخطر با سرعتی تنظیم شدهاند که وقفههای طولانی در روایت ایجاد نمیکنند. Richard Donner در هدایت صحنههای اکشن مهارت دارد: رخدادها بهسرعت آغاز میشوند، خطر ملموس است و شوخیها معمولاً میان ضرباهنگ حادثه جا میگیرند، نه اینکه فیلم را کاملاً از حرکت بیندازند.
نتیجه، اثری است که بخش بزرگی از جذابیتش را از تماشای دو قهرمان در دل آشوب میگیرد. بااینحال، فراوانی اتفاقها همیشه به معنای پیشروی دراماتیک نیست. فیلم گاهی مجموعهای از صحنههای تعقیب و درگیری را کنار هم میچیند، بیآنکه هرکدام بهتنهایی به کشف تازهای درباره شخصیتها یا تعمیق بحران منجر شوند.
« Russo در نقش خود حضوری گیرا و محکم دارد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
انرژی بصری فیلم بالاست، اما این انرژی جای خالی پیوندهای محکمتر در قصه را کاملاً پر نمیکند. بعضی صحنهها بیشتر برای حفظ شتاب طراحی شدهاند تا برای ساختن تعلیقی که تا مدتها پس از تماشای فیلم در ذهن بماند. قصهای آشنا و دشمنی کمرنگ محور پرونده، قاچاق سلاح و مهمات ضبطشده بهدست یک افسر سابق فاسد است؛ موضوعی که ظرفیت قابلتوجهی برای پرداختن به سوءاستفاده از اعتماد عمومی و تبدیل سازوکارهای قانونی به ابزار جرم دارد.
فیلم در سطح کلی از این ظرفیت آگاه است، اما آن را با عمق چندانی دنبال نمیکند. فساد در اینجا بیشتر موتور پیشبرنده ماجراجویی است تا مسئلهای که پیچیدگیهایش بهتدریج آشکار شود. شخصیت خلافکار اصلی نیز بهاندازهای که مرکز تهدید داستان است، ماندگار از کار درنمیآید. او کارکرد روایی روشنی دارد، ولی در مقایسه با خود ریگز و مرتا یا شخصیت تازهوارد لورنا، حضورش کمجاذبهتر است.
فیلم کمتر به او مجال میدهد که به نیرویی فکری یا عاطفی بدل شود؛ بنابراین تعقیبش بیش از آنکه برخوردی میان دیدگاهها باشد، بهانهای برای رسیدن به صحنه بعدی اکشن میشود. همین ضعف در شخصیتپردازی سبب میشود قصه، هرچند قابلفهم و کارآمد، چندان خاص یا پرکشش به نظر نرسد. کمدی؛ انرژی یا مزاحمت؟
« انرژی بصری فیلم بالاست، اما این انرژی جای خالی پیوندهای محکمتر در قصه را کاملاً پر نمیکند. »
قوتها و کاستیها
لحن مجموعه از ابتدا آمیزهای از خشونت، شوخی و رفاقت بوده است؛ اما در قسمت سوم، کمدی آشکارتر و پررنگتر میشود. Joe Pesci در نقش Leo Getz همچنان منبعی از آشفتگی و شوخیهای پرسرعت است و حضورش به جمع گرما میبخشد. بااینحال، همه شوخیها به یک اندازه موفق نیستند. برخی از آنها بهدلیل زمانبندی بازیگران یا واکنشهای ریگز و مرتا مینشینند، اما بعضی دیگر بیش از اندازه کش پیدا میکنند یا لحظهای را که میتوانست تنش بیشتری داشته باشد، سبک میسازند.
این مسئله بهویژه در جاهایی محسوس است که فیلم میان خطر واقعی و شوخی بلافاصله جابهجا میشود. چنین نوسانی بخشی از هویت مجموعه است، اما «Lethal Weapon 3» گاه چنان مشتاق خنداندن است که وزن روایی موقعیتها کاهش مییابد. در نتیجه، کمدی برای تماشاگرانی که از همراهی با ریگز و مرتا لذت میبرند دلنشین خواهد بود، اما برای کسانی که انتظار تعادل جدیتر میان طنز و تعلیق دارند، ممکن است بیش از حد جلوه کند.
تفاوت با قسمتهای پیشین قسمت سوم همچنان نشانههای آشنای مجموعه را دارد، اما نسبت به فیلمهای پیشین بیشتر به سوی سرگرمی پرهیاهو متمایل میشود. آنچه پیشتر میتوانست از دل رابطه شخصیتها یا فضای خطرناک پرونده به تنش برسد، اینجا بیشتر در خدمت سرعت، شوخی و تماشاییبودن قرار میگیرد. این تغییر به خودی خود شکست نیست؛ فیلم هنوز از حضور بازیگران اصلی و شناخت مخاطب از جهان داستان بهره میبرد.
« لحن مجموعه از ابتدا آمیزهای از خشونت، شوخی و رفاقت بوده است؛ اما در قسمت سوم، کمدی آشکارتر و پررنگتر میشود. »
جمعبندی
بااینحال، از شدت و تازگی حالوهوای قسمتهای قبلی میکاهد. موسیقی و طراحی صوتی نیز به تقویت این ریتم کمک میکنند. آهنگها و تمهای همراه صحنهها، حالوهوای پرجنبوجوش و کمی بازیگوش فیلم را نگه میدارند، هرچند گاهی تأکید موسیقایی بر لحظههای شوخ و قهرمانانه، خودنمایانه میشود. در مجموع، اثر بیش از آنکه بخواهد تجربهای تازه برای مجموعه بسازد، به تماشاگر یادآوری میکند چرا همراهی این شخصیتها لذتبخش است؛ انتخابی که نتیجهای سرگرمکننده، اما نه چندان غافلگیرکننده دارد.
جمعبندی «Lethal Weapon 3» فیلمی است که قوتش را از بازیگران، رفاقت مرکزی و صحنههای اکشن پرتحرک میگیرد. Mel Gibson و Danny Glover همچنان زوجی تماشاییاند و Rene Russo با حضوری نافذ، رنگ تازهای به گروه میافزاید. ریتم سرزنده فیلم اجازه نمیدهد ماجرا برای مدت زیادی از حرکت بایستد و شوخیهای موفق آن یادآور جذابیت آشنای مجموعهاند.
در برابر این امتیازها، قصهای معمولی، دشمنی کماثر و کمدیای که گاه بیش از اندازه بر روایت سایه میاندازد قرار دارد. فیلم نه از پیوند شخصیتهایش جدا میشود و نه از توانایی سرگرمکردن؛ اما در مقایسه با قسمتهای پیشین، کمتر به عمق یا تازگی میرسد. بهترین راه مواجهه با آن، پذیرفتنش بهعنوان ماجرایی پرانرژی و خوشتماشا است: اثری که شاید بهیادماندنیترین فصل مجموعه نباشد، اما هنوز از همراهی ریگز و مرتا جان میگیرد.
« بااینحال، از شدت و تازگی حالوهوای قسمتهای قبلی میکاهد. »
ثبت دیدگاه