نقد و بررسی
نقد ماجراهای شهر لگو (LEGO City Adventures) | 2019
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
شهری که هرجومرج را به سرگرمی بدل میکند «LEGO City Adventures» مجموعهای پویانمایی است که از شهر لگویی نه پسزمینهای خنثی، بلکه موتور محرک داستان میسازد. این کلانشهر پر از شهروندانی است که هرکدام با خواستهها، عادتها و میزان متفاوتی از عقلانیت در کنار هم زندگی میکنند؛ از آتشنشانان و پلیسها تا رفتگران، مدیران شهری و آدمهایی که گویی هر اتفاق عادی را به بحرانی بزرگ تبدیل میکنند.
حاصل، شهری است که نظم ظاهریاش پیوسته زیر فشار حوادث کوچک و بزرگ قرار میگیرد و هر بار از دل آشفتگی، ماجرایی تازه بیرون میآید. مجموعه در سال ۲۰۱۹ آغاز شد و بهجای پیگیری یک قهرمان واحد، توجهش را میان گروهی از شخصیتها و مشاغل شهر تقسیم میکند. دوک دیتین، فریا مککلود، شرلی کیپر و هارل هابز از چهرههای این جهاناند؛ اما جذابیت اصلی، صرفاً به حضور شخصیتهای ثابت وابسته نیست.
شهر خود مجموعهای از موقعیتها و برخوردهای تازه فراهم میکند. روایتهای کوچک، جهان بزرگ ساختار قصهها بر ماجراهای مستقل و موقعیتهای فشرده استوار است. در هر قسمت، مسئلهای شهری یا برخوردی میان شخصیتها میتواند به زنجیرهای از سوءتفاهمها، تصمیمهای عجولانه و پیامدهای غیرمنتظره تبدیل شود.
چنین الگویی با قالب کوتاه مجموعه تناسب دارد: داستانها لازم نیست برای رسیدن به نقطهٔ اوج، مدت زیادی در انتظار بمانند و معمولاً بهسرعت وارد موقعیت اصلی میشوند. این شیوه، هم امتیاز مجموعه است و هم محدودیت آن. از یک سو، بیننده بهسرعت وارد ماجرا میشود و تنوع موقعیتها مجال نمیدهد فضای شهر یکنواخت بماند.
« شهر خود مجموعهای از موقعیتها و برخوردهای تازه فراهم میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
از سوی دیگر، بعضی ایدهها مجال کافی برای گسترش پیدا نمیکنند. گاهی موقعیت پیش از آنکه به لحظهای واقعاً بهیادماندنی بدل شود، جای خود را به شوخی یا اتفاق بعدی میدهد. مجموعه بیش از آنکه در پی ساختن داستانهای پرپیچوخم باشد، بر انرژی لحظهای و غافلگیریهای پیدرپی تکیه میکند.
کمدی مبتنی بر شتاب و اغراق طنز «LEGO City Adventures» از برخورد میان جدیت شخصیتها و بیقاعدگی جهان پیرامونشان نیرو میگیرد. شخصیتها ممکن است موقعیتی ساده را همچون عملیاتی سرنوشتساز ببینند، یا با اعتمادبهنفسی کامل تصمیمی بگیرند که نتیجهاش آشفتگی بیشتر است. اغراق در واکنشها، رفتارها و مقیاس حوادث، بخشی از زبان کمدی مجموعه است؛ زبانی که قرار نیست واقعگرایانه باشد، بلکه میخواهد هر اتفاق را به بازی و نمایش بدل کند.
شوخیها سریع و متراکماند و گاه یک موقعیت طنزآمیز پیش از آنکه فرصت مکث پیدا کند، با شوخی دیگری دنبال میشود. این ضرباهنگ برای تماشاگرانی که از کمدی پرتحرک لذت میبرند، جذاب است؛ اما همیشه به نفع شوخیها تمام نمیشود. وقتی مجموعه تقریباً پیوسته در حال افزودن محرک تازه است، بعضی لحظهها مجال کافی برای اثرگذاری نمییابند.
افزون بر این، بخشی از طنز بر تفاوتهای شخصیتی یا تناقضهای موقعیت تکیه دارد و ممکن است برای کودکان کمسن، که بیشتر جذب حرکت و هیاهو میشوند، بهسادگی از دست برود. شخصیتها؛ تیپهای کمیک، نه الگوهای واقعگرا شخصیتپردازی در این مجموعه آگاهانه به سوی تیپسازی میرود. پلیس، آتشنشان، شهردار، رفتگر و تعمیرکار، بیش از آنکه نمایندهٔ دقیق حرفههای خود باشند، نقشهایی در یک نمایش کمدی جمعیاند.
« از سوی دیگر، بعضی ایدهها مجال کافی برای گسترش پیدا نمیکنند. »
شخصیتها و اجرا
هر شخصیت ویژگیای پررنگ دارد که از آن برای ساختن موقعیت استفاده میشود: یکی بیش از اندازه آمادهٔ اقدام است، دیگری با بدبینی یا غرغر شناخته میشود و فردی دیگر میتواند هر مسئلهای را به فرصتی برای خودنمایی تبدیل کند. این اغراق بهسرعت چهرهها را از یکدیگر متمایز میکند و برای مخاطب کودک قابلدسترس است؛ اما بهایی هم دارد.
رفتار شخصیتها گاه از منطق حرفهای و واقعیت کار روزمره فاصله میگیرد. در نتیجه، نباید مجموعه را تصویری آموزشی یا واقعگرایانه از پلیس و آتشنشانی دانست. مشاغل در اینجا بیشتر مصالح کمدیاند تا موضوعی برای بررسی دقیق. بااینحال، شخصیتهای حاشیهای و شهروندان عجیبوغریب به جهان داستان حس جمعی میدهند: شهر فقط محل مأموریت قهرمانان نیست، بلکه صحنهٔ برخورد تعداد زیادی آدم متفاوت است.
تصویر و حرکت؛ بازی با منطق اسباببازی ظاهر رنگارنگ مجموعه با جهان لگو تناسب دارد و به آن حالوهوایی بازیگوش میبخشد. رنگها، طراحی شخصیتها و شهر، فضای فانتزی را از همان ابتدا روشن میکنند؛ فضایی که در آن اشیاء و آدمها میتوانند در خدمت شوخی یا حادثهای ناگهانی قرار بگیرند. مهمتر از ظاهر چشمنواز، این است که سریال از آزادی جهان اسباببازی برای پذیرفتن بیمنطقی استفاده میکند.
مخاطب از ابتدا میداند با بازنمایی زندگی واقعی روبهرو نیست و میتواند قواعد اغراقآمیز آن را بپذیرد. انیمیشن مجموعه رایانهای است، نه تصویربرداری از لگوهای واقعی یا اجرای استاپموشن؛ بنابراین حرکتها و تغییرات صحنه تابع امکانات پویانماییاند. این انتخاب به سازندگان اجازه میدهد حوادث سریع و پرتحرک را بهراحتی به تصویر بکشند.
« این اغراق بهسرعت چهرهها را از یکدیگر متمایز میکند و برای مخاطب کودک قابلدسترس است؛ اما بهایی هم دارد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
در برابر، بخشی از لذت ملموس و بافتمندِ حرکت دادن قطعات واقعی جای خود را به تصویری صیقلیتر میدهد. برای مخاطبی که انتظار بازآفرینی دقیق تجربهٔ بازی با آجرهای لگویی را دارد، این تفاوت ممکن است محسوس باشد؛ اما در منطق یک کمدی شهری پرشتاب، پویایی تصویر کارکرد خود را دارد. ریتم؛ جذابیت و خستگی در یک قاب ریتم سریع، امضای اصلی مجموعه است.
موقعیتها پشت سر هم میآیند، واکنشها اغراقآمیزند و شوخیها بهندرت اجازه میدهند فضا برای مدتی طولانی آرام بماند. این شتاب با ماجراجوییهای کوتاه و مخاطب خانوادهمحور سازگار است و تماشای پراکندهٔ قسمتها را آسان میکند. از سوی دیگر، تداوم چنین ضرباهنگی ممکن است خستهکننده شود؛ بهخصوص اگر بیننده به کمدیهایی علاقه داشته باشد که برای شکلگیری رابطهها یا اثرگذاری یک شوخی، زمان بیشتری صرف میکنند.
مسئله تنها سرعت نیست، بلکه تراکم محرکهاست. هنگامی که هر صحنه میخواهد هم حادثهای داشته باشد، هم واکنشی کمیک و هم نشانهای از شخصیتپردازی، گاه هیچکدام به اندازهٔ کافی مجال برجستهشدن پیدا نمیکنند. این ویژگی در تماشای پیوسته بیشتر به چشم میآید، زیرا تنوعی که در دیدن یک قسمت دلپذیر است، در چند قسمت پیاپی ممکن است به یکنواختیِ پرهیاهو بدل شود.
مخاطب و ارزش تماشایی «LEGO City Adventures» بیش از هر چیز برای بینندهای مناسب است که از کمدی تصویری، شخصیتهای پررنگ و موقعیتهای سبک و مستقل لذت میبرد. کودکان میتوانند از حرکت، رنگ و آشوبهای بامزهٔ شهر سرگرم شوند؛ بزرگسالان نیز شاید از شوخیهای مبتنی بر اغراق و رفتارهای نامعقول شخصیتها لذت ببرند، هرچند همهٔ شوخیها الزاماً برای هر دو گروه به یک اندازه کار نمیکنند.
« در برابر، بخشی از لذت ملموس و بافتمندِ حرکت دادن قطعات واقعی جای خود را به تصویری صیقلیتر میدهد. »
قوتها و کاستیها
سریال در پی طرح بحثی عمیق دربارهٔ مسئولیت اجتماعی یا دشواریهای واقعی مشاغل شهری نیست؛ ارزش آن بیشتر در ساختن یک زمین بازی روایی است که در آن هر شهروند، بالقوه آغازگر یک ماجرای تازه است. جمعبندی این مجموعه با شهر رنگارنگ، شخصیتهای اغراقآمیز و کمدی پرشتاب خود، سرگرمیای سبک و پرتحرک عرضه میکند.
نقطهٔ قوتش در تبدیل زندگی روزمرهٔ شهر به زنجیرهای از ماجراهای عجیب و بامزه است؛ نقطهٔ ضعفش نیز همان شتاب و اغراقی است که گاهی فرصت خندیدن، مکثکردن یا شناخت عمیقتر شخصیتها را میگیرد. اگر از «LEGO City Adventures» انتظار روایتی واقعگرا، شخصیتهایی چندلایه یا طنزی آرام و ظریف داشته باشیم، احتمالاً ناامیدکننده خواهد بود.
اما اگر آن را بهعنوان کمدیای بازیگوش ببینیم که با قواعد اسباببازی و منطقِ «هر اتفاقی ممکن است» پیش میرود، میتوان از انرژی و آشوب خوشقلبش لذت برد.



ثبت دیدگاه