نقد و بررسی
نقد افسانه یونشی (Legend of Yun Xi) | 2018
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
روایت میان درمان و قدرت «Legend of Yun Xi» در ظاهر از آشنایی آشنا در درامهای تاریخی آغاز میشود: ازدواجی که نه از دل انتخاب عاشقانه، بلکه به فرمان قدرت شکل میگیرد؛ زنی جوان که به محیطی بیگانه قدم میگذارد؛ و درباری که زیر آداب رسمیاش، انبوهی از رقابت و بدگمانی پنهان است. اما سریال میکوشد این چارچوب را با ویژگی خاص قهرمانش از قالب معمول بیرون بیاورد.
هان یونشی، دختر خانوادهای پزشکی، نه با نیروی نظامی و نه با جایگاهی سیاسی، بلکه با دانش، مشاهدهگری و توانایی درمانگری وارد میدان میشود. قصه از همین تقابل نیرو میگیرد: در جهانی که بسیاری میخواهند دیگران را به ابزار بدل کنند، او میکوشد آدمها را نجات دهد. داستان در فضایی تاریخیـتخیلی و میان چند قدرت سیاسی میگذرد؛ بنابراین پزشکی یونشی فقط مهارتی فردی نیست، بلکه راهی برای ورود او به ماجراهای بزرگتر است.
زهر، بیماری و درمان به ابزارهای روایی بدل میشوند و هرکدام میتوانند اعتماد، خطر یا موقعیتی تازه پدید آورند. این پیوند میان طبابت و سیاست، در بخشهای موفق سریال به قصه هویتی فراتر از یک عاشقانه درباری میبخشد. بااینحال، اثر هرگاه بیش از اندازه به دسیسهها و جابهجاییهای سیاسی تکیه میکند، از نیروی عاطفی شخصیتها فاصله میگیرد و روایتش سنگینتر میشود.
سریال در سال ۲۰۱۸ پخش شد و بر رمانی با عنوان «Poison Genius Consort» تکیه دارد. هان یونشی؛ قهرمانی با هوش و شفقت یکی از مهمترین امتیازهای سریال، شخصیت محوری آن است. یونشی سادهدل یا بیتجربه تصویر نمیشود؛ حتی وقتی وارد موقعیتهایی میشود که از نظر سیاسی برایش خطرناکاند، توان تشخیص و ابتکار خود را حفظ میکند.
« اما سریال میکوشد این چارچوب را با ویژگی خاص قهرمانش از قالب معمول بیرون بیاورد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
او با دانشی که در پزشکی و شناخت زهرها دارد، مسئلهها را از زاویهای متفاوت میبیند و در موقعیتهایی که دیگران درگیر ترس یا رقابت شدهاند، راهی عملی برای پیشرفتن پیدا میکند. جسارتش نیز از جنس نمایش قهرمانی صرف نیست؛ بیشتر در تصمیمهایی آشکار میشود که به مسئولیتپذیری و دلسوزی او گره خوردهاند.
شخصیت یونشی بهسبب سرزندگی و امیدواریاش برای مخاطب دلپذیر میشود، اما جذابیتش تنها در خوشخلقی خلاصه نیست. او در برابر تحقیر، خطر یا تنگنای اجتماعی، بهسادگی به حاشیه رانده نمیشود و با تکیه بر تواناییهایش جای خود را پیدا میکند. این ویژگی به او استقلال میبخشد و باعث میشود رابطهاش با لونگ فییه صرفاً به انتظار برای توجه مردانه تقلیل نیابد.
یونشی پیش از آنکه همسر کسی باشد، پزشکی است که میخواهد مهارتش را به کار گیرد و سرنوشت خود را بفهمد. سریال هرجا این وجه از شخصیت او را در مرکز نگه میدارد، هم جذابتر و هم از نظر عاطفی قانعکنندهتر است. عاشقانهای که بهتدریج جان میگیرد رابطه یونشی و لونگ فییه از فاصله و تردید آغاز میشود؛ ازدواجی که در ابتدا بیش از آنکه پناهگاهی امن باشد، بخشی از بازی قدرت است.
همین نقطه آغاز به سریال فرصت میدهد تا نزدیکی دو شخصیت را بهتدریج بسازد. اعتماد میان آنها یکباره شکل نمیگیرد، بلکه از برخوردهای کوچک، آزمودن مرزها و شناخت تدریجی تواناییها و زخمهای یکدیگر رشد میکند. این روند برای مخاطبی که به عاشقانههای پرشتاب عادت دارد، ممکن است آهسته به نظر برسد، اما در عوض رابطه را باورپذیرتر و لحظات صمیمانه را اثرگذارتر میکند.
« شخصیت یونشی بهسبب سرزندگی و امیدواریاش برای مخاطب دلپذیر میشود، اما جذابیتش تنها در خوشخلقی خلاصه نیست. »
شخصیتها و اجرا
لونگ فییه در آغاز سرد، محتاط و کمحرف است و به همین سبب با گرمای یونشی تضادی روشن میسازد. این تضاد گاهی سرچشمه لحظات بامزه است و گاهی به کشمکشی عاطفی میانجامد. نقطه قوت رابطه در آن است که یونشی در برابر او شخصیتی مستقل باقی میماند؛ و پیوندشان نه فقط بر جذابیت ظاهری، بلکه بر احترام و شناخت متقابل بنا میشود.
حضور رقیب عاطفی نیز از کلیشه همیشگی فاصله میگیرد: همهچیز را به خصومت ساده فرو نمیکاهد و به داستان لایهای از دلبستگی و اندوه میافزاید. برای بسیاری از بینندگان، همین کیفیت رابطه و شیمی میان بازیگران از اصلیترین دلایل همراهی با سریال است. لحنی میان طنز، احساس و ماجراجویی «Legend of Yun Xi» لحن واحد و یکدستی را از ابتدا تا انتها دنبال نمیکند.
در کنار خطرهای درباری و موقعیتهای تلخ، لحظات سبک و شوخطبعانه هم وجود دارد؛ گاهی این تغییر لحن، فضای سنگین داستان را میشکند و به شخصیتها مجال میدهد از نقشهای جدی و رسمی خود بیرون بیایند. یونشی در بخشهایی از سریال با واکنشهای سرزنده و بیپیرایهاش، انرژی تازهای به صحنهها میبخشد و رابطهاش با فییه نیز ظرفیت طنز ملایمی دارد.
در سوی دیگر، بیماری، جدایی، نگرانی و آسیبپذیری عاطفی، بار احساسی قصه را بالا میبرند. این رفتوآمد میان خنده و اندوه برای سریال مزیت مهمی است، زیرا اجازه نمیدهد فضای درام در تمام لحظات یکنواخت بماند. شماری از تماشاگران نیز تجربه تماشای اثر را ترکیبی از سرگرمی و تأثر توصیف کردهاند؛ بااینحال، موفقیت این تعادل به آن بستگی دارد که هر تغییر لحن به مسیر شخصیتها خدمت کند.
« لونگ فییه در آغاز سرد، محتاط و کمحرف است و به همین سبب با گرمای یونشی تضادی روشن میسازد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
گاهی صحنههای بامزه طبیعی و خوشنشستهاند، اما گاهی گذر سریع از شوخی به خطر یا از اندوه به ماجرایی تازه، پیوستگی عاطفی را کمرنگ میکند. سریال در بهترین لحظاتش، این تفاوت لحن را به بخشی از سرزندگی جهان خود بدل میسازد؛ در لحظات ضعیفتر، چنین تغییری بیشتر به نوسان ریتم میماند. بازیها و جهان بصری بازی Ju Jingyi در نقش یونشی، محور عاطفی مجموعه را شکل میدهد.
او باید میان شادابی، کنجکاوی، عزم و رنج شخصیت رفتوآمد کند و از این راه اجازه ندهد قهرمان داستان به نقشی یکبعدی فروکاسته شود. Zhang Zhehan نیز در نقش لونگ فییه با کمگویی و خویشتنداری، فاصله آغازین شخصیت را به نمایش میگذارد؛ هرچه رابطه تغییر میکند، همین خویشتنداری زمینهای برای ظرافتهای کوچکتر در واکنشهای او فراهم میآورد.
Merxat، در نقش گو چیشائو، حضور متفاوتی به مثلث عاطفی میدهد و نمیگذارد شخصیت او تنها مانعی برای زوج اصلی باشد. ترکیب این نقشها به بخش عاشقانه داستان تنوع میبخشد. فضای تاریخی، لباسها و طراحی محیطی نیز به ساختن جهانی آراسته و خیالانگیز کمک میکنند. اثر بیش از آنکه در پی بازسازی دقیق تاریخی باشد، به حالوهوای قصههای قصرمحور و ماجراجوییهای عاشقانه نزدیک میشود؛ ازاینرو انتظار واقعگرایی سختگیرانه از آن، احتمالاً با تجربه اصلی تماشایش سازگار نیست.
موسیقی و قاببندیها نیز معمولاً در خدمت تقویت لحظههای عاشقانه یا احساسی قرار میگیرند. گاه این تأکیدها لطیف و مؤثرند، و گاه اندکی آشکار و مستقیم به نظر میرسند؛ اما در مجموع، تصویر و موسیقی کمک میکنند سریال همان لحن دلنشین و رمانتیکی را حفظ کند که بخش مهمی از جذابیت آن است. افت ریتم و فرسودگی دسیسهها ضعف محوری سریال در امتداد روایت خود آشکار میشود.
« بازیها و جهان بصری بازی Ju Jingyi در نقش یونشی، محور عاطفی مجموعه را شکل میدهد. »
قوتها و کاستیها
در آغاز، ورود یونشی به محیط تازه و روبهروشدن او با خطرهای پزشکی و سیاسی، کنجکاوی میآفریند. اما با پیشروی داستان، برخی تعارضها شکل تکراری پیدا میکنند: سوءظن، پنهانکاری، تهدید و سوءتفاهم دوباره بازمیگردند، بیآنکه هر بار به همان اندازه کشش تازهای ایجاد کنند. نتیجه آن است که بخشهایی از سریال بیش از نیاز داستان ادامه مییابند و تماشاگر ممکن است احساس کند برخی موقعیتها با اندکی ایجاز تأثیرگذارتر میشدند.
سیاستبازیهای دربار نیز همیشه با همان نیروی رابطههای شخصی همراه نیستند. تعدد نقشهها و کشمکشهای قدرت، در لحظاتی جهان داستان را پیچیدهتر میکند، اما گاهی انگیزهها یا اهمیت رخدادها زیر انبوه اطلاعات کمرنگ میشوند. اگر مخاطب بیش از هر چیز برای یونشی، فییه و پیوند میان آنها تماشا کند، ممکن است بعضی قسمتهای سیاسی را فرعی یا خستهکننده بیابد.
افزون بر این، تکرار سوءتفاهمها میتواند حس کندی را تشدید کند: وقتی شخصیتها بهجای گفتوگوی روشن، بارها از حدس و پنهانکاری پیش میروند، تنش بهجای آنکه تیزتر شود، به فرسایش میانجامد. این کاستیها مانع لذتبردن از سریال نیستند، اما نشان میدهند که روایت از ظرفیت ایجاز و تمرکز بیشتری برخوردار بوده است.
پایانبندی و انتظار مخاطب پایانبندی یکی از بحثبرانگیزترین جنبههای تجربه تماشای این مجموعه است. بدون ورود به جزئیات داستان، باید گفت شکل ارائه پایان میتواند برای برخی مخاطبان روشن و رضایتبخش نباشد؛ بهخصوص اگر بیننده انتظار داشته باشد همه خطهای عاطفی و روایی در مسیری واحد و بیابهام به نتیجه برسند.
« در آغاز، ورود یونشی به محیط تازه و روبهروشدن او با خطرهای پزشکی و سیاسی، کنجکاوی میآفریند. »
جمعبندی
چندگانگی نسخههای پایانی و افزودهشدن بخشهای پایانی، در برداشت بینندگان از سرانجام اثر نقش داشته و میتواند حس سردرگمی ایجاد کند. همین موضوع در واکنشهای تماشاگران نیز به چشم میخورد: عدهای پایان را اثرگذار و ماندگار یافتهاند و عدهای دیگر آن را ناگهانی، گیجکننده یا اندکی ناامیدکننده دانستهاند.
این دوگانگی در عین حال با حالوهوای ملودراماتیک سریال بیارتباط نیست. اثر از ابتدا میان شیرینی عاشقانه و تلخی سیاست و فقدان حرکت میکند؛ اما پایان برای آنکه نتیجهای محکم داشته باشد، نیازمند وضوح و پیوستگی بیشتری است. اگر تماشاگر در طول مسیر با شخصیتها پیوند عاطفی محکمی برقرار کرده باشد، حتی پایان بحثبرانگیز نیز ممکن است او را متأثر کند؛ ولی تأثر لزوماً جای رضایت روایی را نمیگیرد.
بنابراین بهتر است انتظار پایانبندی کاملاً بسته و بیابهام را کنار گذاشت و پذیرفت که این بخش ممکن است بسته به برداشت هر بیننده، متفاوت اثر بگذارد. جمعبندی «Legend of Yun Xi» در هسته خود داستان زنی است که دانش و دلسوزی را به نیرویی برای ایس
« این دوگانگی در عین حال با حالوهوای ملودراماتیک سریال بیارتباط نیست. »
ثبت دیدگاه