نقد و بررسی
نقد افسانه دو خواهر در آشوب (Legend of Two Sisters In the Chaos) | 2020
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
پیشگویی، قدرت و انتخاب «Legend of Two Sisters In the Chaos» از ایدهای آشنا اما پربار آغاز میکند: پیشگوییای که اعلام میکند یکی از دختران خاندان فو روزی امپراتریس خواهد شد. در جهانی که مشروعیت سیاسی با نشانهها و باورهای جمعی درهم تنیده است، چنین پیشگوییای فقط وعدهٔ آینده نیست؛ بهانهای برای ترس، رقابت و دستکاری سرنوشت دیگران است.
دختران فو از همان ابتدا نه صرفاً شخصیتهایی مستقل، بلکه حاملان معنایی سیاسی میشوند؛ گویی زندگی خصوصیشان پیشاپیش به مصلحت دربار گره خورده است. سریال هوشمندانه تنش اصلی خود را بر فاصلهٔ میان آنچه پیشگویی وعده میدهد و آنچه آدمها انتخاب میکنند بنا میکند. پرسش محوری این نیست که پیشگویی درست از آب درمیآید یا نه، بلکه این است که آدمها تا چه اندازه اجازه میدهند باور به آن، مسیر تصمیمهایشان را تعیین کند.
همین کشاکش، قصه را از یک روایت عاشقانهٔ تاریخی ساده فراتر میبرد و به آن نیرویی پیوسته میدهد؛ هر رابطه و هر اتحاد سیاسی زیر سایهٔ آیندهای نامعلوم معنا پیدا میکند. دو خواهر در مرکز روایت مهمترین دستاورد عاطفی اثر، رابطهٔ دو خواهر است. در میان ازدواجهای مصلحتی، پیمانهای شکننده و دسیسههای درباری، پیوند خانوادگی آنها همچون رشتهای است که روایت را از سردی سیاست دور نگه میدارد.
« دو خواهر در مرکز روایت مهمترین دستاورد عاطفی اثر، رابطهٔ دو خواهر است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
خواهران فو یکدیگر را صرفاً دوست ندارند؛ شناختی دیرپا از خلقوخو و آسیبپذیریهای هم دارند و همین شناخت، به همراهیشان اعتبار میبخشد. همکاری آنها در برابر تهدیدهای بیرونی، از جنس اتحاد ناگهانی و بیمقدمه نیست، بلکه بر پایهٔ تعلقی شکل میگیرد که بحران آن را میآزماید و آشکار میکند.
با این همه، سریال همیشه فرصت کافی برای کاوش کامل تفاوتهای شخصیتی آن دو فراهم نمیآورد. گاه فشار روایت سیاسی بر تجربهٔ فردیشان سنگینی میکند و تصمیمهایشان بیش از آنکه از درونیات پیچیدهٔ آنها بجوشد، به نیازهای پیشبرد داستان پاسخ میدهد. با وجود این نارسایی، حضور دو خواهر به اثر گرمایی انسانی میبخشد و مانع میشود که داستان در شمار نامها، القاب و مناسبات قدرت محو شود.
عشق در سایهٔ وفاداری دو خواهر دلباختهٔ مردانی میشوند که پیوندها و اختلافهایشان در فضای متلاطم جانشینی معنای سیاسی پیدا میکند. بنابراین عشق در این مجموعه خلوتی امن و جدا از جهان بیرون نیست؛ هر احساس، بالقوه پیامدی برای خانواده و دربار دارد. شخصیتها ناچارند میان میل شخصی و وفاداری، یا میان خواستهٔ قلبی و مسئولیتی که بر دوششان گذاشته شده، دست به انتخاب بزنند.
« با این همه، سریال همیشه فرصت کافی برای کاوش کامل تفاوتهای شخصیتی آن دو فراهم نمیآورد. »
شخصیتها و اجرا
این تقابل، از نقاط قوت دراماتیک مجموعه است، زیرا عاشقانهها را به بخشی از شبکهٔ اصلی کشمکش بدل میکند، نه زینتی حاشیهای. با این حال، توازن میان خط عاشقانه و خط سیاسی همیشه برقرار نمیماند. انبوه شخصیتهای فرعی و دلبستگیهای جانبی گاهی توجه را از رابطههای محوری میرباید. در چنین لحظاتی، احساسات مهم داستان بهجای آنکه مجال شکلگیری تدریجی بیابند، در ازدحام ماجراها فشرده میشوند.
نتیجه آن است که بعضی رابطهها اثرگذار و بهیادماندنی از کار درمیآیند، اما برخی دیگر بیشتر به کارکردی روایی برای اتصال دسیسهها شباهت پیدا میکنند. دربار؛ شبکهای از بیاعتمادی فضای سیاسی سریال بر ابهام جانشینی و شکنندگی قدرت استوار است. با مرگ گوئو وِی، پرسش جانشین فقط یک مسئلهٔ اداری نیست؛ خلائی میسازد که گروههای گوناگون میکوشند آن را به سود خود پر کنند.
روایت از این وضعیت برای ساختن فضایی آکنده از سوءظن بهره میگیرد: هر پیوند میتواند پشتوانهای برای ائتلاف باشد و هر خبر، زمینهٔ تغییری تازه در موازنهٔ نیروها. پیوند دادن سرنوشت خاندان فو به استواری حکومت، به قصه دامنهای فراتر از رقابتهای شخصی میدهد. اما پیچیدگی سیاسی، گاهی به بهای وضوح تمام میشود.
« با این حال، توازن میان خط عاشقانه و خط سیاسی همیشه برقرار نمیماند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
تعداد نامها، خاندانها و جابهجاییهای قدرت ممکن است دنبالکردن مسیر هر توطئه را دشوار کند؛ بهویژه هنگامی که مخاطب باید همزمان روابط خویشاوندی و انگیزههای سیاسی شخصیتها را به خاطر بسپارد. مشکل صرفاً تعدد چهرهها نیست، بلکه این است که برخی از آنها فرصت کافی برای تثبیت جایگاه و انگیزهٔ خود پیدا نمیکنند.
در نتیجه، دربار هم جذابیت یک هزارتوی سیاسی را دارد و هم گاه سردرگمیِ راهروهای بینقشه را. ریتم و ساختمان درام ساختار بلند مجموعه امکان میدهد که چند مسیر داستانی در کنار هم پیش بروند، اما همین گستردگی ریتم را نامتوازن میکند. بخشهایی از روایت با تعلیق و جابهجایی قدرت جان میگیرند، در حالی که بخشهای دیگر در توضیحهای طولانی یا تکرار اطلاعات مکث میکنند.
این مکثها همیشه به تعمیق شخصیتها نمیانجامند؛ گاه فقط از شدت لحظهای میکاهند که میتوانست با ایجاز و سکوت اثر بیشتری بگذارد. از سوی دیگر، بعضی دسیسهها زودتر از موعد آشکار میشوند. وقتی نشانهها بیش از حد صریح باشند، مخاطب پیش از آنکه خود داستان به نقطهٔ کشف برسد، مقصد را حدس میزند و از لذت غافلگیری محروم میشود.
« در نتیجه، دربار هم جذابیت یک هزارتوی سیاسی را دارد و هم گاه سردرگمیِ راهروهای بینقشه را. »
قوتها و کاستیها
با این حال، مجموعه در حفظ پرسش کلی دربارهٔ سرنوشت خاندان فو موفق است: حتی اگر برخی چرخشهای روایی پیشبینیپذیر باشند، نسبت میان پیشگویی، قدرت و انتخاب همچنان ظرفیت دنبالکردن دارد. اجرا و جهان بصری بازیهای گروهی و طراحی صحنه به ساخت فضای تاریخی یاری میرسانند؛ لباسها، تشریفات و فضاهای درباری، جهانی میسازند که در آن ظاهر نیز بخشی از مناسبات قدرت است.
در چنین محیطی، سکوت، فاصله و رسمهای رسمی میتوانند بهاندازهٔ گفتوگوها حامل معنا باشند. بازی Meng Ziyi و Li Yi Tong در نقش دو خواهر، به رابطهٔ محوری شخصیت و گرمای عاطفی میبخشد، هرچند فشردگی قصه همیشه مجال نمیدهد همهٔ ظرفیتهای اجرایی در لحظههای دراماتیک پرورش یابند. اثر در مجموع بیش از آنکه بر واقعگرایی تاریخی سختگیرانه تکیه کند، جهان گذشته را بستری برای ملودرام، عاشقانه و رقابت سیاسی میسازد.
همین انتخاب، برای مخاطبی که در پی روایت پرحادثه و روابط عاطفی است جذابیت دارد؛ اما ممکن است برای کسی که انتظار بازسازی تاریخی دقیق یا سیاستورزی کاملاً منسجم دارد، رضایتبخش نباشد. ارزش جهان بصری سریال در این است که به بحرانها صورت و فضا میدهد، نه اینکه بهتنهایی بتواند لغزشهای روایی را جبران کند.
« در چنین محیطی، سکوت، فاصله و رسمهای رسمی میتوانند بهاندازهٔ گفتوگوها حامل معنا باشند. »
جمعبندی
جمعبندی «Legend of Two Sisters In the Chaos» مجموعهای است که از پیشگویی بهعنوان موتور تعلیق استفاده میکند، اما نیروی عاطفی خود را بیش از هر چیز از رابطهٔ دو خواهر میگیرد. تقابل عشق و وظیفه، پیوند خانواده با مشروعیت سیاسی و پرسش از امکان انتخاب در برابر سرنوشت، به داستان هستهای روشن میبخشد.
در بهترین لحظات، اثر نشان میدهد که وفاداری خانوادگی میتواند در دل رقابت قدرت نه پناهگاهی ساده، بلکه تصمیمی دشوار و پرهزینه باشد. در برابر این امتیازها، ریتم ناهموار، توضیحهای کشدار، ازدحام نامها و آشکارشدن زودهنگام برخی توطئهها از تأثیر درام میکاهند. بااینحال، سریال برای دوستداران ملودرامهای تاریخیِ آمیخته با عاشقانه و سیاست، تجربهای سرگرمکننده و عاطفی فراهم میآورد؛ اثری که بیش از پیچیدگی بینقص نقشههایش، با پرسش محوری خود و پیوند دو خواهر در ذهن میماند.


ثبت دیدگاه