نقد و بررسی
نقد شاگردان (Le Pupille) | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
قصهای کوچک در سایهٔ جنگ «Le Pupille» آلیچه رورواخر در ظاهر بر ماجرایی ساده بنا شده است: در روزهای نزدیک کریسمس، زنی ثروتمند کیکی بزرگ به مدرسهٔ شبانهروزی دختران یتیم میآورد و از راهبهها میخواهد برای مردی دعا کنند که به او خیانت کرده است. این هدیهٔ نامتعارف، خیلی زود به موضوعی فراتر از شیرینی و مناسک مذهبی بدل میشود؛ کیک هم نشانهٔ وفور در دل کمبود است، هم وسوسهای ملموس برای دخترانی که به انضباط و محرومیت خو گرفتهاند.
جنگ جهانی دوم در پسزمینه حضور دارد، اما فیلم علاقهای ندارد آن را به نمایش مستقیم خشونت یا شرح تاریخی تبدیل کند. جنگ بیشتر در تنگنای زندگی روزمره احساس میشود: در کمبودها، در فضای بستهٔ مدرسه و در فاصلهٔ میان میل به لذت و الزام به خویشتنداری. همین انتخاب، اثر را از یک درام تاریخی متعارف دور میکند و به آن حالوهوایی افسانهگون و اندکی تلخ میبخشد.
کیک بهمثابه آزمون اخلاقی کیک در فیلم صرفاً وسیلهای برای پیشبردن داستان نیست؛ چیزی است که تضادهای اثر را در خود جمع میکند. در جهانی که محرومیت بخشی از نظم روزانه است، خوراکیِ پرزرقوبرق معنایی بیش از ارزش مادیاش پیدا میکند. حضور آن پرسشهایی ساده اما دشوار پیش میکشد: آیا فرمانبرداری همیشه فضیلت است؟
« همین انتخاب، اثر را از یک درام تاریخی متعارف دور میکند و به آن حالوهوایی افسانهگون و اندکی تلخ میبخشد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
آیا لذتبردن از چیزی که بهظاهر «ممنوع» است، الزاماً گناه به شمار میآید؟ و آیا بخشش میتواند از قواعد خشک و رسمی فراتر برود؟ فیلم پاسخهای قطعی عرضه نمیکند. در عوض، موقعیت را به میدان برخورد میان میل، اقتدار و همدلی بدل میسازد. دختران در برابر مقررات راهبهها، صرفاً کودکانی شیطان و بازیگوش نیستند؛ آنان حساسیتی اخلاقی دارند که گاه از منطق بزرگسالان روشنتر و انسانیتر به نظر میرسد.
در این میان، رفتارهای کوچک و واکنشهای جمعیشان وزن بیشتری از هر سخنرانی مستقیم پیدا میکند. کودکی، سرکشی و همبستگی یکی از دلنشینترین جنبههای فیلم، توجه آن به گروه دختران است. شخصیتها در زمان کوتاه اثر فرصت نمییابند هر یک به روایتی مستقل و کامل تبدیل شوند، اما جمعِ پرجنبوجوششان حضوری زنده و باورپذیر دارد.
نگاهها، پچپچها، مکثها و حرکتهای ناگهانی آنان، بیش از گفتوگوهای توضیحی، فضای مدرسه را شکل میدهد. بازی دختران نیز از همین انرژی جمعی نیرو میگیرد: بازیها طبیعی و بازیگوشانهاند، بیآنکه به شیرینکاری تصنعی فروکاسته شوند. سرکشی در اینجا معنایی پیچیدهتر از نافرمانی صرف دارد.
« آیا لذتبردن از چیزی که بهظاهر «ممنوع» است، الزاماً گناه به شمار میآید؟ »
شخصیتها و اجرا
دختران در پی انقلاب بزرگی نیستند؛ جهانشان محدود به مدرسه، قوانین آن و امکانهای اندکی است که در اختیار دارند. با این همه، در همین محدودهٔ کوچک میتوانند از خود اراده نشان دهند و در برابر نظمی که آنان را به اطاعت فرا میخواند، راههایی برای انتخاب پیدا کنند. فیلم این مقاومت را با لحنی مهربان روایت میکند، اما آن را بیاهمیت نمیشمارد.
راهبهها و نظم دوگانهٔ مهربانی و سختگیری راهبهها در فیلم چهرههایی یکدست و نمادین نیستند. آنان نگهبانان نظمی سختگیرانهاند، اما فیلم رابطهٔ میان وظیفه، ایمان و عاطفه را چنان تصویر میکند که اقتدارشان تنها به کاریکاتوری از خشونت تبدیل نمیشود. نظم مدرسه از دل باورها و ضرورتهای عملی آن میآید؛ با این حال، همین نظم گاهی در برابر نیازهای سادهٔ دختران انعطافناپذیر میشود.
این دوگانگی به فیلم اجازه میدهد از داوری آسان بپرهیزد. نه فرمانبرداری را بیچونوچرا ستایش میکند، نه هر نوع سرپیچی را خودبهخود رهاییبخش میداند. تنش اصلی در فاصلهٔ میان نیت و پیامد شکل میگیرد: چه کسی حق دارد دربارهٔ خواست دیگری تصمیم بگیرد، و چه زمانی اجرای یک قانون از معنای انسانی آن مهمتر میشود؟
« دختران در پی انقلاب بزرگی نیستند؛ جهانشان محدود به مدرسه، قوانین آن و امکانهای اندکی است که در اختیار دارند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فیلم این پرسشها را در مقیاسی کوچک نگه میدارد، اما همین کوچکی به آنها صمیمیت میبخشد. لحن بصری و فضای کریسمسی فضای تصویری «Le Pupille» میان واقعگرایی و خیال معلق است. مدرسه و آیینهای کریسمسی، بهجای آنکه فقط پسزمینهای تزئینی باشند، به زبان بصری اثر شکل میدهند. ترکیب آدمها در قاب و توجه دوربین به چهرهها، بهویژه صورتهای دختران، به تماشاگر امکان میدهد واکنشهای ظریف را دنبال کند: کنجکاوی، ترس، اشتیاق و تردیدی که گاهی در یک نگاه کوتاه آشکار میشود.
کریسمس در این فیلم حالوهوایی گرم دارد، اما گرمایش به معنای شادی بیدغدغه نیست. شمعها، سرودها و آمادهسازی مراسم، در کنار شرایط جنگی و کمبود، تضادی مؤثر پدید میآورند. موسیقی نیز با همین لحن بازیگوش و اندکی نامتعارف همراه میشود؛ گاه از فضای مذهبی و آیینی فاصله میگیرد و سرزندگی دختران را برجسته میکند.
حاصل، لحنی است که نه کاملاً کمدی است و نه ملودرام؛ خنده و اندوه در آن بهآسانی کنار هم مینشینند. ریتم، ایجاز و محدودیت زمان کوتاهی فیلم بخشی از هویت آن است. روایت بهجای گسترش پیرنگ و پرداخت مفصل گذشتهٔ شخصیتها، روی یک موقعیت فشرده متمرکز میماند. این ایجاز به قصه ضربآهنگی چابک میدهد و از پراکندگی جلوگیری میکند؛ اما همزمان، فرصت گسترش روابط و لایههای روانی را محدود میسازد.
« فیلم این پرسشها را در مقیاسی کوچک نگه میدارد، اما همین کوچکی به آنها صمیمیت میبخشد. »
قوتها و کاستیها
برخی شخصیتها بیش از آنکه بهطور مستقل شناخته شوند، در قالب بخشی از گروه یا نمایندهٔ نوعی واکنش باقی میمانند. روایت ساده و کمحادثه ممکن است برای تماشاگرانی که انتظار کشمکشی پرشتاب یا تحولهای پررنگ دارند، کمکشش باشد. فیلم بیش از آنکه با پیچشهای داستانی پیش برود، از مشاهدهٔ رفتارها و تغییر ظریف فضا نیرو میگیرد.
از همین رو، میزان همراهی مخاطب به پذیرش همین مقیاس وابسته است: اگر جزئیات کوچک و لحن اثر برای تماشاگر جذاب باشد، ایجاز آن دلنشین میشود؛ اگر نه، ممکن است پایان زودرس به نظر برسد. پایانِ گشوده و تأثیر پس از تماشا فیلم از جمعبندی کاملاً توضیحی پرهیز میکند و بخشی از معنای خود را در ابهام نگه میدارد.
این انتخاب با روح قصه سازگار است: «Le Pupille» بیشتر به تجربهای کوتاه از میل، اطاعت و بخشش شباهت دارد تا روایتی که بخواهد برای همهٔ پرسشهایش پاسخ نهایی صادر کند. با این حال، همین گشودگی ممکن است برای برخی بینندگان حس ناتمامماندن ایجاد کند؛ بهخصوص اگر انتظار داشته باشند سرنوشت عاطفی شخصیتها یا نتیجهٔ اخلاقی ماجرا روشنتر تعیین شود.
« برخی شخصیتها بیش از آنکه بهطور مستقل شناخته شوند، در قالب بخشی از گروه یا نمایندهٔ نوعی واکنش باقی میمانند. »
جمعبندی
قدرت این پایان، در بهترین حالت، از آنجاست که تماشاگر را با پرسشی انسانی تنها میگذارد، نه با معمایی صرفاً داستانی. در ضعیفترین حالت، ممکن است چنین به نظر برسد که فیلم پیش از آنکه همهٔ ایدههایش را بپروراند، به پایان رسیده است. هر دو برداشت از محدودیت و جذابیت یک اثر کوتاه سرچشمه میگیرند.
جمعبندی «Le Pupille» فیلمی کوچک، گرم و اندکی اندوهبار است که از یک کیک و یک مدرسهٔ شبانهروزی، تأملی دربارهٔ آزادی، فرمانبرداری و لذتهای ساده میسازد. بازی سرزندهٔ دختران، توجه دقیق به چهرهها، فضای کریسمسی و موسیقی دلنشین، به آن هویتی متمایز میبخشند. در مقابل، زمان محدود مجال پرداخت عمیقتر شخصیتها را نمیدهد و سادگی روایت ممکن است برای بخشی از مخاطبان کمکشش باشد.
با این همه، فیلم در همان اندازهٔ جمعوجور خود موفق میشود اندوه جنگ را با شور کودکی و پرسشی اخلاقی بیتکلف پیوند دهد؛ تجربهای کوتاه که گرمایش بیش از آنکه از شیرینیِ کیک بیاید، از همدلی و سرزندگی دختران سرچشمه میگیرد.
« هر دو برداشت از محدودیت و جذابیت یک اثر کوتاه سرچشمه میگیرند. »



ثبت دیدگاه