نقد و بررسی
نقد عشق بزرگ (Le Grand Amour) | 1969
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
کمدیِ دلزدگی و رؤیا «Le Grand Amour» ساختهٔ Pierre Étaix، در ظاهر دربارهٔ مردی است که پس از پانزده سال زندگی مشترک، دلمشغولی تازهای پیدا میکند؛ اما فیلم خیلی زود از چارچوب یک مثلث عشقی معمولی فاصله میگیرد. پیر نه قهرمانی رمانتیک است و نه عاشقی که شور ناگهانیاش همهچیز را دگرگون کند.
او مردی است گرفتار نظمی آشنا: ازدواج با فلورانس، کار در کسبوکار خانوادهٔ همسر و زندگیای که از بیرون کامیاب و از درون تکراری به نظر میرسد. ورود اَگنس به محیط کار این نظم را برهم میزند، اما مهمتر از آن، خیال پیر را به حرکت درمیآورد. فیلم بهجای آنکه صرفاً بپرسد آیا او به رابطهای تازه تن میدهد، میپرسد چه چیزی در زندگی روزمره میل به فرار را پدید میآورد و آیا رؤیاهای عاشقانه واقعاً پاسخی برای آن هستند.
پیر؛ مردی میان آسودگی و ملال پیر در موقعیتی قرار دارد که جامعه معمولاً آن را نشانهٔ موفقیت میداند: صاحب جایگاه شغلی، متأهل و برخوردار از زندگی نسبتاً مرفه. بااینحال، همین آسودگی به قفسی نرم بدل شده است؛ قفسی که میلههایش نه از بحرانهای بزرگ، بلکه از عادت، مناسبات خانوادگی و روزهای شبیه به هم ساخته شدهاند.
Étaix ملال او را با خطابههای طولانی توضیح نمیدهد. شخصیت را در دل رفتارهای کوچک و لحظههایی مینشاند که نظم زندگی از آنها پیداست، و از همین راه فاصلهٔ میان ظاهر مرتب پیر و آشفتگی درونیاش را آشکار میکند. این نگاه، پیر را از داوری آسان دور نگه میدارد، اما تبرئهاش نمیکند. دلزدگی او واقعی است، ولی میل به دگرگونیاش الزاماً به معنای شناخت عمیق از خودش نیست.
« پیر نه قهرمانی رمانتیک است و نه عاشقی که شور ناگهانیاش همهچیز را دگرگون کند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
خیالپردازی دربارهٔ عشق تازه میتواند هم نشانی از آرزوی رهایی باشد و هم راهی آسان برای گریز از مسئولیتِ فهمیدن آنچه در زندگی فعلیاش کمرنگ شده است. فیلم از همین دوگانگی نیروی طنز و تلخی خود را میگیرد. عشق بهمثابه خیال و خودفریبی عنوان فیلم وعدهٔ عشقی بزرگ را پیش میکشد؛ اما اثر با این وعده برخوردی سادهدلانه ندارد.
در ذهن پیر، عشق میتواند ناگهان به ماجرایی باشکوه و سرنوشتساز تبدیل شود. واقعیت، در مقابل، از آدمهایی ساخته شده که خستگی، عادت و ملاحظات روزمره دارند. فاصلهٔ میان این دو قلمرو، یکی از سرچشمههای اصلی کمدی فیلم است: پیر میتواند در خیال خود نقشی آرمانی برای خویش بسازد، اما حضور در جهان واقعی از او واکنشهایی زمینیتر و گاه خندهآور میطلبد.
به همین دلیل، اَگنس فقط موضوعی برای دلباختگی نیست؛ او سطحی است که خیال پیر بر آن تصویر میسازد. این نگاه، البته، محدودیت شخصیت را نیز برملا میکند. پیر گاه بیش از آنکه زن روبهرویش را بشناسد، مجذوب تصویری میشود که از عشق و جوانی در ذهن دارد. فیلم این نکته را نه با سرزنش صریح، بلکه با فاصلهگذاری طنزآمیز نشان میدهد.
تماشاگر میتواند هم در خیالهای او شریک شود و هم متوجه سادهانگاری و خودمحوریِ نهفته در آنها بماند. زبان تصویری و کمدیِ بیکلام یکی از امتیازهای ماندگار فیلم آن است که شوخی را تنها به گفتوگوها وابسته نمیکند. ترکیببندی قاب، حرکت بدن، میزانسن و پیوند نامنتظر میان اشیا میتوانند بهاندازهٔ یک جملهٔ بامزه ــ و گاهی بیشتر از آن ــ معنا بسازند.
« فیلم از همین دوگانگی نیروی طنز و تلخی خود را میگیرد. »
شخصیتها و اجرا
این شیوه یادآور سنت کمدی جسمانی و سینمایی است که در آن تصویر خود به دستگاه شوخی بدل میشود. Pierre Étaix هم کارگردان فیلم است و هم نقش پیر را بازی میکند؛ حضور کمحرف و واکنشهای سنجیدهاش اجازه میدهد که بسیاری از لحظهها با مکث، نگاه یا حرکت کوچک به نتیجه برسند. معرفی فیلم نیز بر همین آمیزهٔ طنز جسمانی و گرمای عاطفی تأکید دارد.
صحنهٔ تختهایی که به وسایل نقلیه بدل میشوند، نمونهٔ روشن این خلاقیت است. ایده بهتنهایی عجیب است، اما فیلم آن را در جهانی منسجم گسترش میدهد: تختها در جاده پیش میروند و قواعد ترافیک، سفر و برخوردهای خیابانی را به زبان رؤیا ترجمه میکنند. نتیجه فقط شوخیِ تصویری نیست؛ خواب و بیداری برای لحظاتی به هم میآمیزند و میل پیر به زندگیای دیگر شکل مادی پیدا میکند.
همین صحنه بهیادماندنی است، چون خیال را از ذهن شخصیت بیرون میآورد و آن را در فضا، حرکت و رنگ قابلدیدن میسازد. تحلیلهای تصویری این سکانس نیز بر ویژگی رؤیایی و خلاقانهٔ آن انگشت گذاشتهاند. رنگ، فضا و حالوهوای رؤیایی رنگبندی فیلم بیش از آنکه تزئینی باشد، در ساخت حالوهوای آن نقش دارد.
رنگهای گرم و ترکیبهای چشمنواز، جهانی میسازند که در آن واقعیت روزمره ظرفیت لغزیدن به سوی خیال را دارد. گذار میان خانه، محل کار و فضاهای رؤیایی همواره بر پایهٔ تقابل خشک و آشکارِ «واقعیت» و «خواب» بنا نمیشود؛ گاهی خیال چنان طبیعی وارد روایت میشود که مرزش با تجربهٔ عادی محو به نظر میرسد.
« این شیوه یادآور سنت کمدی جسمانی و سینمایی است که در آن تصویر خود به دستگاه شوخی بدل میشود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این پیوستگی به فیلم امکان میدهد حالات درونی پیر را بدون توضیحگویی بازنمایی کند. رؤیاها از متن جداافتاده نیستند؛ ادامهٔ منطقیِ میلها و اضطرابهاییاند که در زندگی روزمره فرصت بیان مستقیم پیدا نمیکنند. در عین حال، همین آزادی تصویری گاهی ریتم را نامتوازن میکند. بعضی بخشها بیش از آنکه پیشبرندهٔ درام باشند، در فضای شوخی یا خیال مکث میکنند و تماشاگر ممکن است احساس کند فیلم کمی از حرکت بازمانده است.
طنزی ظریف با لحظههایی نابرابر طنز «Le Grand Amour» بیش از آنکه بر شوخیهای پیدرپی و ضربههای کلامی تکیه کند، از مشاهدهٔ رفتار انسانها و تضاد میان انتظار و واقعیت میجوشد. فیلم با مناسبات بورژوایی، رودربایستیها و سازوکار شایعه و داوری اجتماعی شوخی میکند، اما هدفش صرفاً تمسخر یک طبقه یا مجموعهای از آداب نیست.
خنده معمولاً در لحظهای شکل میگیرد که کردار شخصیتها بیش از حرفهایشان دربارهٔ آنان افشاگری میکند. داستانپردازیِ فیلم هم از خیالها و دگرگونیهای زمانی بهره میگیرد تا این فاصلهٔ میان ذهن و واقعیت را بازیگوشانه نگه دارد. بااینحال، همهٔ شوخیها به یک اندازه اثرگذار نیستند. گاه یک ایدهٔ تصویری، پیش از آنکه به اوج خود برسد، بیش از اندازه ادامه مییابد؛ گاه نیز موقعیتی که از نظر مفهومی جذاب است، از نظر ریتم یا غافلگیری چندان خندهدار از آب درنمیآید.
بنابراین فیلم همیشه بهیکسان چابک نیست و لحظههایی دارد که انرژی کمدیاش فروکش میکند. این نابرابری از ارزش کلی اثر نمیکاهد، اما باعث میشود تماشایش بیشتر به استقبال از شیوه و جهان خاص فیلم نیاز داشته باشد تا انتظار یک کمدیِ بیوقفه و پرضرباهنگ. فاصلهٔ اخلاقی و ناراحتیِ تماشاگر بخشهایی از قصه ممکن است برای تماشاگر امروز معذبکننده باشد، بهویژه آنجا که مردی مسنتر به زنی جوانتر دل میبندد.
« این پیوستگی به فیلم امکان میدهد حالات درونی پیر را بدون توضیحگویی بازنمایی کند. »
قوتها و کاستیها
فیلم این وضعیت را به تصویری بیدغدغه از «عشق آرمانی» تقلیل نمیدهد؛ بااینحال، زاویهٔ دید روایت همچنان تا حد زیادی به تجربه و خیال پیر نزدیک است. همین امر پرسشی اخلاقی ایجاد میکند: آیا زنِ جوان در داستان، شخصیتی مستقل با خواستهای روشن است یا بیش از اندازه به صفحهای برای خیالبافی مرد تبدیل میشود؟
پاسخ فیلم همیشه یکدست و بیابهام نیست. این ابهام را میتوان بخشی از محدودیت اثر دانست و هم موضوعی برای تأمل دربارهٔ خود پیر. میل او به اَگنس با تصوری که از جوانی، تازگی و رهایی دارد گره خورده است؛ در نتیجه، رابطهٔ احتمالی میان آن دو بهسادگی از مسئلهٔ فاصلهٔ سنی و توازن نگاهها جدا نمیشود.
فیلم با طنز از کنار این مسئله عبور نمیکند، اما آن را نیز به بحثی صریح و امروزی تبدیل نمیکند. برای مخاطبی که این لایه را جدی بگیرد، بعضی لحظهها در کنار جذابیت بصریشان، حس دوگانهای برمیانگیزند. جمعبندی «Le Grand Amour» کمدیای است دربارهٔ مردی که گمان میکند عشق تازه میتواند راه خروجی از یکنواختی زندگیاش باشد؛ اما فیلم، با چاشنی خیالپردازی و طنزی سنجیده، نشان میدهد میل به فرار همیشه با شناخت روشن از مقصد همراه نیست.
خلاقیت تصویری، رنگهای گرم، بازی با خواب و واقعیت و صحنهٔ تختهای متحرک، به اثر هویتی ویژه میبخشند. در برابر این امتیازها، افتوخیز ریتم، شوخیهای نابرابر و زاویهٔ نگاه گاه ناراحتکننده به دلباختگی مردی مسنتر به زنی جوانتر قرار دارند. ارزش فیلم بیش از آنکه در پرداخت بینقص قصه باشد، در شیوهٔ دیدن آن است: در تبدیل ملال روزمره به بازی تصویری، و در نشاندادن اینکه خیال چگونه میتواند هم پناهگاه باشد و هم پردهای بر واقعیت.
« این ابهام را میتوان بخشی از محدودیت اثر دانست و هم موضوعی برای تأمل دربارهٔ خود پیر. »
جمعبندی
این کمدی شاید در همهٔ لحظههایش یکدست نباشد، اما جهان شخصی و بازیگوشانهاش آنقدر متمایز است که پس از پایان تماشا در ذهن میماند.
ثبت دیدگاه