نقد و بررسی
نقد نفس دوباره (Le Deuxième Souffle) | 1966
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به جهانی بیراهِ خروج «Le Deuxième Souffle» ساختهٔ Jean-Pierre Melville، در ظاهر فیلمی دربارهٔ فرار از زندان، سرقتی بزرگ و تعقیب یک گنگستر است؛ اما نیروی اصلی آن نه در گرهگشایی معمای جنایی، بلکه در ترسیم جهانی نهفته است که در آن هر انتخاب، آدمی را به پیامدهایش نزدیکتر میکند.
گوستاو «گو» میندا میگریزد تا به زندگی دیگری برسد، ولی گذشته، اعتبار زیرزمینیاش و قواعدی که برای خود پذیرفته، مجال رهایی آسان نمیدهند. فیلم از همان ابتدا این پرسش را پیش میکشد: آیا میتوان از سرنوشت گریخت، وقتی خودِ شخصیت بخشی از سازوکار آن است؟ ملویل قصه را با شتابِ یک تریلر متعارف پیش نمیبرد.
او بهجای آنکه هر صحنه را صرفاً پلهای برای حادثهٔ بعدی کند، به مکثها، انتظارها و سکوتها مجال میدهد. از این رو، «نفس دوم» بیش از آنکه دربارهٔ سرعت فرار باشد، دربارهٔ دشواری نفسکشیدن در جهانی بسته است؛ جهانی که آدمهایش حتی در لحظههای آرام نیز زیر سایهٔ خطر زندگی میکنند. گنگستر، آبرو و اخلاقِ خودساخته گو شخصیتی نیست که با معیارهای معمول قهرمانی سنجیده شود.
او به قانون پایبند نیست و خشونت برایش امری بیرونی یا ناگهانی به نظر نمیرسد؛ بااینحال، برای خود مرزی اخلاقی ساخته است. وفاداری به همدستان، سکوت در برابر پلیس و حفظ آبرو در جهان تبهکاران، اصولیاند که هویت او را شکل میدهند. فیلم این اصول را نه بهعنوان فضیلتهایی بیچونوچرا، بلکه بهمنزلهٔ نظامی شکننده نشان میدهد که هم به آدمی شأن میدهد و هم او را اسیر میکند.
« ملویل قصه را با شتابِ یک تریلر متعارف پیش نمیبرد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
در اینجا آبرو صرفاً تصویری نیست که دیگران از گو دارند؛ سرمایهای است که او برای حفظش دست به انتخابهایی میزند و بهایش را میپردازد. کشمکش او از همین تضاد نیرو میگیرد: میل به پناهگرفتن و شروعی تازه در یک سو، و وفاداری به قواعد سختگیرانهٔ گذشته در سوی دیگر. فیلم از او قدیسی در لباس جنایتکار نمیسازد؛ جذابیتش از جدیت و انسجام رفتارش میآید، نه از پاکی یا بیگناهی.
تعلیق در سکوت و انتظار تعلیق در «Le Deuxième Souffle» بیشتر از آنکه بر غافلگیریهای پیاپی تکیه کند، از انتظار شکل میگیرد. آدمها حرفهایشان را کامل نمیگویند، نقشهها بهتدریج روشن میشوند و هر دیدار میتواند معنایی فراتر از ظاهر خود داشته باشد. همین تأخیر در توضیح، تماشاگر را وادار میکند به جزئیات رفتاری و نشانههای کوچک توجه کند: مکثی در پاسخ، نگاهی محتاط، یا سکوتی که از گفتار پرمعناتر میشود.
این شیوه به فیلم کیفیتی مراقبهوار میبخشد، اما بیهزینه نیست. با طولی نزدیک به دو ساعت و نیم، بعضی از مکثها ممکن است کشدار احساس شوند، بهویژه برای تماشاگری که انتظار دارد داستان پیوسته با حادثههای تازه پیش برود. بااینحال، کندی ریتم اغلب هدفمند است: ملویل میخواهد خطر را نه רק در لحظهٔ انفجار، بلکه در فاصلهٔ طولانی پیش از آن حاضر نگه دارد.
تعلیق از این آگاهی میآید که چیزی در راه است، بیآنکه زمان و شکلش بهروشنی معلوم باشد. بلوت؛ چهرهٔ دیگرِ تعقیب بازرس بلوت بهسادگی در برابر گو قرار نمیگیرد تا نقش پلیسِ پیروز را ایفا کند. او باهوش، صبور و برخوردار از حس شوخطبعی خشک است؛ در عین حال، نگاهش به دنیای خلافکاران از نوعی شناخت حرفهای و حتی احترام محتاطانه بهره میبرد.
« فیلم از او قدیسی در لباس جنایتکار نمیسازد؛ جذابیتش از جدیت و انسجام رفتارش میآید، نه از پاکی یا بیگناهی. »
شخصیتها و اجرا
همین ویژگی، رابطهٔ او و گو را از تقابل سادهٔ قانون و جرم فراتر میبرد. آن دو در دو سوی قانون ایستادهاند، اما هر دو به نظم و قاعده اهمیت میدهند؛ تفاوتشان در این است که این نظم را در کجا و برای چه کسی به کار میگیرند. صحنههای بازجویی و پیگیری، بخشی از جذابیت فیلم را میسازند، زیرا بلوت تنها به دنبال اعتراف یا دستگیری نیست؛ او میکوشد روایتهای متناقض را کنار هم بگذارد و منطق پنهان رفتارها را کشف کند.
در برابر خشونت خام جهان زیرزمینی، روش او بر مشاهده و صبر استوار است. این تقابل، تنش اخلاقی فیلم را غنیتر میکند: آیا پایبندی به یک قاعده، آن را درست میکند، یا فقط مرز میان افراد را روشنتر میسازد؟ بازیهای خویشتندار و شخصیتهای کمحرف Lino Ventura نقش گو را با حضوری سنگین و کمادعا پیش میبرد.
او برای انتقال اندوه یا اضطراب به نمایشهای پرحرارت متوسل نمیشود؛ گویی شخصیتش حتی احساسات را نیز در حصار انضباطی سخت نگه میدارد. این خویشتنداری با جهان فیلم تناسب دارد، زیرا در آن، آشکارکردن بیشازحدِ عاطفه میتواند نشانهٔ ضعف یا خطر باشد. نتیجه، شخصیتی است که تماشاگر باید او را از رفتار و تصمیمهایش بشناسد، نه از توضیحهای صریح.
Paul Meurisse نیز به بلوت وقاری انعطافپذیر میدهد و Raymond Pellegrin در نقش پل ریتچی، بخشی از پیچیدگی مناسبات زیرزمینی را بازتاب میدهد. شخصیتهای زن و مرد پیرامون گو نیز اغلب با اقتصاد کلام و رفتار معرفی میشوند؛ همین امر به فضای سرد و رازآلود فیلم کمک میکند. در مقابل، این فاصلهٔ عاطفی ممکن است همذاتپنداری را محدود کند.
« همین ویژگی، رابطهٔ او و گو را از تقابل سادهٔ قانون و جرم فراتر میبرد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بسیاری از چهرهها چنان بستهاند که شناخت انگیزههایشان گاه دشوار میشود؛ اما این ابهام در عین حال، با جهانی که اعتماد در آن کالایی کمیاب است، پیوندی معنادار دارد. تصویر، فضا و موسیقی فیلمبرداری سیاهوسفید Marcel Combes، محیطهایی زمخت و کمپناه میآفریند. فضاهای داخلی، خیابانها و جادهها به جای آنکه پسزمینهای خنثی باشند، حالتی از حبس و بیپناهی دارند.
حتی بیرون از زندان نیز آزادی تضمینشده نیست: آدمها در اتاقها، خودروها و مکانهایی رفتوآمد میکنند که راههای خروجشان محدود به نظر میرسد. ترکیب قابهای سنجیده و نورپردازی تیره، تصویر را به سطحی از نظم سرد میرساند که با انضباط جهان گنگستری هماهنگ است. موسیقی و صدا نیز بهجای آنکه پیوسته احساسات را برای تماشاگر توضیح دهند، با خویشتنداری به کار میروند.
سکوتهای طولانی، صدای محیط و لحظههایی که موسیقی عقب مینشیند، به انتظار وزن میدهند. در بخش سرقت، دقت در میزانسن و توجه به حرکتها، هیجان را از آشفتگی جدا میکند: تماشاگر به جای آنکه تنها با سرعت تدوین تحریک شود، روند عمل را دنبال میکند و از همین راه در تنش آن شریک میشود. این رویکرد، صحنههای جنایی را به نمایش مهارت و کنترل بدل میکند، بیآنکه خطر واقعیشان را از میان ببرد.
پیچیدگی روایت و محدودیتهای آن شبکهٔ رابطهها و دسیسهها، یکی از امتیازهای فیلم و همزمان یکی از دشواریهای آن است. پیوند میان گروههای خلافکار، تصمیمهای پنهانی و روایتهای گوناگون، تصویری از دنیایی میسازد که در آن هرکس چیزی را از دیگران پنهان میکند. این تراکم، به داستان حس واقعگرایی و بیثباتی میدهد؛ اما در بخشهایی ممکن است دنبالکردن انگیزهها و نسبت شخصیتها را دشوار کند.
« تصویر، فضا و موسیقی فیلمبرداری سیاهوسفید Marcel Combes، محیطهایی زمخت و کمپناه میآفریند. »
قوتها و کاستیها
فیلم همیشه برای روشنکردن هر جزئیات مکث نمیکند و تماشاگر گاه باید از کنار اطلاعاتی بگذرد تا معنای کلی صحنه را دریابد. این ابهام را نباید صرفاً نقصی روایی دانست؛ بخشی از آن بازتاب تجربهٔ زندگی در جهانی است که اطلاعات در آن ابزار قدرتاند. بااینهمه، نتیجه برای همه یکسان نیست: تماشاگرِ مشتاقِ روایتهای منظم و توضیحمحور شاید احساس کند داستان بیش از اندازه پراکنده یا طولانی شده است.
در مقابل، کسی که به فضای فیلم و رفتار شخصیتها توجه کند، میتواند از همین ناتمامی و پیچیدگی لذت ببرد. جمعبندی «Le Deuxième Souffle» اثری است که جنایت را بهانهای برای تأمل دربارهٔ وفاداری، آبرو و امکان گریز میکند. قوت اصلیاش در ترکیب روایت جنایی با فضایی سرد و سنجیده است؛ فضایی که در آن تعقیب پلیسی، سرقت و خیانت تنها رخداد نیستند، بلکه آزمونهایی برای سنجش اصولیاند که شخصیتها به آنها چنگ زدهاند.
بازیهای مهارشده، تصویرپردازی تیره و تعلیقی مبتنی بر انتظار، فیلم را به تجربهای متمایز بدل میکنند. در برابر این دستاوردها، ریتم آهسته، طول قابلتوجه و تراکم روابط ممکن است بخشی از مخاطبان را خسته یا سردرگم کند. بااینحال، همین خویشتنداری و فاصلهٔ عاطفی از عناصر سازندهٔ جهان فیلماند، نه پوششی تصادفی بر آن.
ملویل داستانی دربارهٔ راه فرار میسازد، اما بیش از هر چیز نشان میدهد که آدمی چگونه با انتخابهایش به گذشتهٔ خود بازمیگردد.
« در مقابل، کسی که به فضای فیلم و رفتار شخصیتها توجه کند، میتواند از همین ناتمامی و پیچیدگی لذت ببرد. »



ثبت دیدگاه