نقد و بررسی
نقد بی قانونی (Lawless) | 2012
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
غربتِ قانون و اسطورهٔ خانواده «Lawless» ساختهٔ John Hillcoat، تماشاگر را به ویرجینیا در سال ۱۹۳۱ میبرد؛ به جایی که ممنوعیت مشروبات الکلی، قانون را نه از میان برده، بلکه آن را به کالایی قابلمعامله بدل کرده است. برادران بوندورانت در ظاهر کسبوکاری معمولی دارند، اما در دل جنگل به تولید و قاچاق مشروب مشغولاند.
با ورود مأموری خشن که سهم خود را از این تجارت میطلبد، تعادل شکنندهٔ منطقه بهسرعت به سوی خشونت میرود. فیلم بر پایهٔ رمانی از Matt Bondurant ساخته شده و John Hillcoat و Nick Cave آن را به اثری در مرز درام جنایی و گوتیک جنوبی بدل کردهاند. سه برادر، سه صورت از قدرت محور عاطفی فیلم رابطهٔ سه برادری است که هر یک در خانواده جایگاهی متفاوت دارند.
فارست، کمحرف و حسابگر، نیرویی مهارکننده است؛ هاوارد با صلابت جسمانی و خشونت بیپیرایهاش از کسبوکار و خانواده دفاع میکند؛ و جک، جوانترین برادر، هنوز میان میل به استقلال و نیاز به تأیید دیگران سرگردان است. این تفاوتها به روایت امکان میدهد که ورود جک به جهان خلاف را صرفاً ماجرایی دربارهٔ پول و قدرت نشان ندهد؛ این مسیر، آزمونی برای بلوغ، وفاداری و شناخت خویشتن نیز هست.
« برادران بوندورانت در ظاهر کسبوکاری معمولی دارند، اما در دل جنگل به تولید و قاچاق مشروب مشغولاند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بااینحال، تمرکز روایی بر جک همیشه به سود فیلم تمام نمیشود. او دریچهٔ ورود مخاطب به این جهان است، اما برخی تصمیمهایش چنان کارکردی در پیشبرد داستان پیدا میکنند که پیچیدگی روانی شخصیت را محدود میسازند. نسبت میان سه برادر از بهترین ظرفیتهای فیلم است، ولی فیلم گاه بیش از آنکه این پیوند را در سکوتها و جزئیات بپروراند، آن را به نشانهای روشن از وفاداری خانوادگی بدل میکند.
تام هاردی و هنرِ کمگویی تام هاردی در نقش فارست، حضوری سنگین و کمحرف دارد. بازی او بر مکث، نگاه و حرکتهای سنجیده تکیه میکند؛ گویی شخصیت پیش از هر واکنش، خطر را در ذهن خود اندازه میگیرد. همین خویشتنداری، در برابر فوران خشونت اطرافش، به فارست نوعی اقتدار میبخشد. او نه قهرمانی پرگوست و نه مردی که برای اثبات سرسختیاش مدام نمایش بدهد؛ قدرتش بیشتر در این است که دیگران حضورش را پیش از سخنش حس میکنند.
Jason Clarke در نقش هاوارد، وجه جسمانیتر این خانواده را به نمایش میگذارد و Shia LaBeouf جک را با شتاب و بیقراری جوانی همراه میکند. بازی LaBeouf گاهی عمداً ناپخته به نظر میرسد، اما این ناپختگی با مسیر شخصیتی جک تناسب دارد. Guy Pearce نیز در نقش چارلی ریکس، مأموری که خشونت را با آدابدانی شهری میآمیزد، حضوری اغراقشده و تهدیدآمیز دارد.
« بااینحال، تمرکز روایی بر جک همیشه به سود فیلم تمام نمیشود. »
شخصیتها و اجرا
این بازیآرایی نامتعارف ممکن است برای بعضی تماشاگران بیش از حد نمایشی جلوه کند؛ بااینحال، در برابر خشونت زمخت و روستایی برادران، تضادی مؤثر میسازد. Jessica Chastain و Dane DeHaan نیز در نقشهایی مکمل به جهان فیلم عمق میدهند، هرچند سهمشان از تحول داستانی یکسان نیست. چشمانداز ویرجینیا؛ جهانی ساخته از خاک و سایه یکی از دستاوردهای فیلم، ساختن فضایی ملموس از جنوب روستایی آمریکاست.
جنگل، جادههای خلوت، ساختمانهای فرسوده و کسبوکارهای کوچک فقط پسزمینه نیستند؛ شکل زندگیای را نشان میدهند که در آن فاصله از شهر و نهادهای رسمی، هم پناه است و هم دام. فیلم با رنگهای خاکی و کمفروغ، جهانی میسازد که در آن طبیعت آرام به نظر میرسد، اما خشونت میتواند ناگهان آن آرامش را بشکافد.
همین تضاد، حالوهوایی نزدیک به قصههای عامیانهٔ تلخ و روایتهای گوتیک جنوبی پدید میآورد. موسیقی نیز در ساخت این فضا نقش دارد. رگههای بلوز و موسیقی محلی، به جای آنکه صرفاً گذشته را تزئین کنند، ضرباهنگی زمینی به روایت میدهند. بااینهمه، فضاسازی گاهی از شخصیتپردازی جلو میزند: تصویرها و حالوهوا بهیادماندنیاند، اما همهٔ شخصیتها به همان اندازه فرصت نمییابند که از قالبهای آشنای خود فراتر بروند.
« همین تضاد، حالوهوایی نزدیک به قصههای عامیانهٔ تلخ و روایتهای گوتیک جنوبی پدید میآورد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
خشونت؛ زبان بقا و نمایش خشونت در «Lawless» ناگهانی، جسمانی و ناخوشایند است. ضربهها و زخمها، با شکوهی قهرمانانه عرضه نمیشوند؛ بدنها آسیب میبینند و پیامدهای زورگویی در تصویر باقی میمانند. این رویکرد با دنیایی که فیلم ترسیم میکند هماهنگ است: جایی که قانون در دست صاحبان قدرت و رشوه است و مقاومت نیز بهندرت راهی پاک و بیهزینه دارد.
اما تکرار صحنههای خشن گاه از نیروی معنایی آنها میکاهد. هنگامی که خشونت بارها به راهحل نهایی یا نشانهٔ اصلی خطر بدل میشود، فیلم در معرض آن قرار میگیرد که تماشاگر را نه با پیچیدگی اخلاقی، بلکه با شدت جسمانی صحنهها درگیر کند. از این رو، شدت تصویری اثر همزمان امتیاز و محدودیت آن است: به جهانش وزن میدهد، اما ممکن است برای بخشی از مخاطبان بیش از اندازه باشد و در بعضی لحظات جای ظرافت روایی را بگیرد.
قصهگویی آشنا و ضرباهنگ نامتوازن ساختار «Lawless» روشن و سرراست است. مأمور تازهوارد نظم غیررسمی منطقه را برهم میزند؛ برادران در برابر فشار او موضع میگیرند؛ و داستان از دل این تقابل، به آزمونهای خانوادگی و فردی میرسد. این وضوح، تماشای فیلم را آسان میکند، اما غافلگیری چندانی نمیآفریند.
« خشونت؛ زبان بقا و نمایش خشونت در «Lawless» ناگهانی، جسمانی و ناخوشایند است. »
قوتها و کاستیها
مسیر کلی تنشها و بسیاری از واکنشها زودتر از آنکه فیلم به آنها برسد قابل حدساند. ریتم نیز یکنواخت نیست. بخشهایی از فیلم با حوصله به معرفی فضا و روابط میپردازند، اما پس از آن، برخی رخدادها با شتاب پیش میروند و فرصت کافی برای تهنشینشدن عاطفی پیدا نمیکنند. چند شخصیت فرعی یا خط داستانی نیز چنان وارد روایت میشوند که اهمیتشان با حضوری که دارند تناسب کامل ندارد.
حاصل، فیلمی است که لحظات نیرومند و تصویرهای ماندگار فراوان دارد، اما پیوند میان همهٔ اجزایش به یک اندازه محکم نیست. جمعبندی «Lawless» بیش از آنکه بر پیچیدگی پیرنگ یا غافلگیریهای داستانی تکیه کند، از فضا، بازیها و کشمکش میان خانواده و خشونت نیرو میگیرد. تام هاردی در نقش فارست، تصویری ماندگار از مردی میسازد که قدرتش را در خویشتنداری مییابد؛ در کنار او، بازیگران دیگر به جهان ناهموار فیلم رنگ و تنوع میبخشند.
خشونت بیپرده، حالوهوای دورهٔ ممنوعیت مشروب و پیوند برادرانه، اثر را جذاب و متمایز میکنند، هرچند روایت قابلپیشبینی و ضرباهنگ نابرابر مانع از آن میشوند که همهٔ ظرفیتهایش به یک اندازه شکوفا شود. حاصل، درامی جنایی پرجاذبه و خشن است که بیشتر در فضا و اجرا به یاد میماند تا در پیچیدگی داستان.
« مسیر کلی تنشها و بسیاری از واکنشها زودتر از آنکه فیلم به آنها برسد قابل حدساند. »
ثبت دیدگاه