نقد و بررسی
نقد Last Summer | 2023
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
روایتی بر لبهی تابو «Last Summer» ساختهی Catherine Breillat در ظاهر روایتی از ورود نوجوانی به خانهی پدرِ دورافتادهاش است؛ اما این جابهجایی خانوادگی بهسرعت به نقطهی آغاز بحرانی اخلاقی و عاطفی بدل میشود. Anne، وکیلی موفق و زنی که زندگیاش در نگاه نخست سامانیافته به نظر میرسد، با حضور Théo، پسر نوجوان همسرش، در موقعیتی قرار میگیرد که مرزهای نقشهای خانوادگی و اقتدار بزرگسالانه را متزلزل میکند.
فیلم این وضعیت را نه به شکل معمایی برای گشودن، بلکه همچون میدان کشمکشی میان میل، قدرت و مسئولیت پیش میبرد. Breillat از همان آغاز بهجای آنکه مخاطب را با توضیحهای روانشناختی راهنمایی کند، او را در فضای ناراحتکنندهی موقعیت رها میکند. همین انتخاب به فیلم جسارت میبخشد، اما در عین حال انتظار مشخصی ایجاد میکند: هرچه موضوع حساستر و مرزهای اخلاقی مبهمتر میشوند، فیلم باید در فهم انگیزهها و پیامدهای رفتار شخصیتها نیز دقیقتر باشد.
«Last Summer» گاه به این انتظار پاسخ میدهد و گاه از آن فاصله میگیرد. شخصیتها و نامتقارنی قدرت یکی از محورهای مهم فیلم، فاصلهی میان جایگاه رسمی شخصیتها و توان واقعی آنان در اعمال قدرت است. Anne در زندگی حرفهای خود با قانون و آسیبهای دیگران سروکار دارد؛ زنی است که ظاهراً میتواند موقعیتها را تحلیل و مهار کند.
اما در خانه، موقعیتی عاطفی و خانوادگی پیش روی اوست که قواعد آن بهسادگی با منطق حرفهای توضیحپذیر نیست. فیلم از همین تضاد بهره میگیرد: کسی که در برابر دیگران مدافع مرزهاست، خود در معرض عبور از مرزی بنیادین قرار میگیرد. Théo نیز تنها عامل تحریککنندهی بحران نیست. او نوجوانی آسیبپذیر است که پیوندی گسسته با پدرش دارد و برای یافتن جایگاه خود در خانواده تلاش میکند.
« فیلم این وضعیت را نه به شکل معمایی برای گشودن، بلکه همچون میدان کشمکشی میان میل، قدرت و مسئولیت پیش میبرد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
با اینحال، پرداخت شخصیت او به اندازهی ایدهی مرکزی فیلم پیچیده نمیشود. ما نشانههایی از آشفتگی و نیاز او میبینیم، اما همیشه به درکی روشن از جهان درونیاش نمیرسیم. در نتیجه، کشمکش گاه بیش از آنکه از برخورد دو شخصیت کامل و چندوجهی زاده شود، از موقعیت پرتنش و تابوشکنانهی آنان نیرو میگیرد.
اخلاق، میل و مسئولیت فیلم بهجای صدور حکمی ساده دربارهی میل، پرسشی دشوارتر مطرح میکند: آیا شدت احساس میتواند مسئولیت را محو کند؟ پاسخ اثر بهروشنی در قالب گفتوگو بیان نمیشود؛ بیشتر در فاصلهی میان رفتار شخصیتها، سکوتها و واکنشهای پیرامونی شکل میگیرد. این پرهیز از توضیح مستقیم، به روایت حالتی دوپهلو میدهد و مخاطب را وامیدارد میان کشش عاطفی و نابرابری قدرت تمایز بگذارد.
با این همه، ابهام همیشه به عمق نمیانجامد. گاهی فیلم چنان بر رازآلودگی و تنش تکیه میکند که پرسش اخلاقیاش از تجربهی ملموس شخصیتها جدا میماند. در چنین لحظاتی، اثر بیش از آنکه پیچیدگی را بکاود، آن را بهعنوان کیفیتی زیباییشناختی عرضه میکند. این رویکرد میتواند جذاب باشد، اما خطر آن را نیز دارد که مسئولیت و آسیب در سایهی جذابیت تابو کمرنگ شوند.
بازیها و ظرافت اجرا بازی Léa Drucker از نقاط قوت اصلی فیلم است. او Anne را نه به چهرهای آشکارا شرور تبدیل میکند و نه از او قربانیِ بیاختیار میسازد. در نگاهها، مکثها و تغییرات کوچک رفتارش، هم تسلط و خودداری دیده میشود و هم ناآرامیای که بهتدریج راه خود را به سطح میگشاید.
« با اینحال، پرداخت شخصیت او به اندازهی ایدهی مرکزی فیلم پیچیده نمیشود. »
شخصیتها و اجرا
این بازی کماغراق با شیوهی سرد و کنترلشدهی فیلم تناسب دارد و به شخصیت امکان میدهد بدون توضیحهای فراوان حضور داشته باشد. Samuel Kircher نیز در نقش Théo نوعی شکنندگی و بیقراری را منتقل میکند. او در برابر Anne حضوری گاه سرکش و گاه محتاج دارد؛ همین نوسان برای ایجاد تنش مفید است.
بااینحال، محدودیت پرداخت شخصیت باعث میشود بازی او نتواند تمام ظرفیت عاطفی نقش را آشکار کند. Olivier Rabourdin در نقش Pierre نیز بهخوبی حس مردی را منتقل میکند که در مرکز بحران خانوادگی قرار دارد، اما در فهم آن یا مواجهه با آن ناتوان است. میزانسن، تصویر و فضای ناآرام فضای تابستانی فیلم، برخلاف انتظار، به آسودگی و رهایی نمیانجامد.
نور روشن، خانهی مرتب و محیط آرام روستایی در کنار تنشی قرار میگیرند که هرچه بیشتر در رفتار شخصیتها رسوب میکند. این تضاد، به تصاویر کیفیتی فریبنده میدهد: پیرامون ظاهراً امن است، اما درون خانه چیزی پیوسته از تعادل خارج میشود. تابستان در اینجا نه تعطیلی از زندگی روزمره، بلکه فصلی است که بحران را از پنهانماندن بازمیدارد.
دوربین اغلب بهجای تأکید بر حادثه، بر حضور و فاصلهی آدمها متمرکز میشود. میزانسنهای نسبتاً کنترلشده و سکوتهای طولانی به فیلم امکان میدهند تنش را بدون فورانهای نمایشی حفظ کند. موسیقی و طراحی صدا نیز به ساخت این فضا کمک میکنند؛ بااینحال، خویشتنداری بصری گاهی به سردی میگراید و تماشاگر را از احساسات شخصیتها دور نگه میدارد.
« Samuel Kircher نیز در نقش Théo نوعی شکنندگی و بیقراری را منتقل میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این فاصله هم میتواند نوعی داورینکردن باشد و هم نشانهی کمبود نزدیکی عاطفی. بازآفرینی یک داستان آشنا «Last Summer» بازسازی فیلم دانمارکی «Queen of Hearts» است؛ بنابراین مقایسه با اثر پیشین بخشی طبیعی از تماشای آن میشود. Breillat مواد داستانی را در قالبی فرانسوی و با تأکید بر نگاه شخصی خود به میل و تابو بازمیچیند.
نتیجه، فیلمی است که از نظر لحن و تصویر هویتی مستقل دارد، اما در مسیر روایت چندان از چارچوب آشنای داستان فاصله نمیگیرد. این انتخاب دو پیامد دارد. از یک سو، فیلم با تکیه بر موقعیتی از پیش آزمودهشده میتواند تمرکزش را بر اجرا، فضای بصری و نحوهی مشاهدهی شخصیتها بگذارد. از سوی دیگر، برای مخاطبی که نسخهی اصلی را دیده است، غافلگیری و جسارت روایی ممکن است کمتر باشد.
بازآفرینی Breillat بیش از آنکه داستان را از نو منفجر کند، آن را به قلمرو زیباییشناختی و تأملی خود منتقل میکند؛ انتقالی که در بخشهایی موفق است، اما همیشه برتری روشنی نسبت به اصل پدید نمیآورد. نقاط قوت و محدودیتها بزرگترین امتیاز فیلم، تواناییاش در حفظ ناآرامی است. کشمکشها بهسرعت به توضیح یا نتیجهگیری اخلاقی فروکاسته نمیشوند و بازیهای ظریف، فشار موقعیت را قابل لمس میکنند.
فیلم همچنین از تضاد میان ظاهر موجه زندگی خانوادگی و آشفتگی پنهان آن بهره میبرد و با همین شکاف، مخاطب را درگیر میسازد. در مقابل، شخصیتپردازی Théo و گاه خود Anne به اندازهی کافی گسترش نمییابد تا همهی پیچیدگیهای موقعیت را حمل کند. برخی لحظات، بهجای آنکه از درون رابطه و تحول شخصیتها نیرو بگیرند، بر نیروی خودِ تابو متکی میمانند.
« این فاصله هم میتواند نوعی داورینکردن باشد و هم نشانهی کمبود نزدیکی عاطفی. »
قوتها و کاستیها
پیام کلی نیز عمداً قطعی نیست، اما مرز میان ابهام سازنده و پراکندگی فکری همیشه روشن نمیشود. فیلم از مخاطب میخواهد داوری کند، بیآنکه در تمام لحظات ابزار عاطفی و روانی کافی برای این داوری فراهم آورد. جمعبندی «Last Summer» اثری خوشساخت، ناآرام و آگاه به حساسیت موضوع خود است؛ فیلمی که بهجای آرامکردن تماشاگر، او را با پرسشهایی دربارهی میل، اقتدار و مسئولیت تنها میگذارد.
بازی Léa Drucker، فضای کنترلشده و پرتنش، و نگاه تصویری Breillat به آن هویتی متمایز میبخشند. در عین حال، محدودیت در پرداخت برخی شخصیتها و فاصلهگرفتن گاهبهگاه روایت از تجربهی درونی آنان، مانع میشود فیلم به کاوشی کاملاً متوازن بدل شود. ارزش اثر بیش از آنکه در پاسخهایی روشن باشد، در ناآرامیای است که پس از پایان تماشا برجای میگذارد.
«Last Summer» فیلمی برای مخاطبی است که سینما را عرصهی مواجهه با موقعیتهای اخلاقاً دشوار میداند؛ اما جسارت موضوعی آن را نباید با عمق بینقص شخصیتپردازی یکی گرفت.
« پیام کلی نیز عمداً قطعی نیست، اما مرز میان ابهام سازنده و پراکندگی فکری همیشه روشن نمیشود. »



ثبت دیدگاه