نقد و بررسی
نقد آخرین شب آمور 2023 (Last Night of Amore) | 2023
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
شبِ بازنشستگی؛ آستانهٔ فروپاشی «آخرین شبِ آموره» ساختهٔ آندرهآ دیاستفانو، تریلری جنایی است که از همان آغاز، میان پایان و شروعی تازه معلق میماند. فرانکو آموره پس از سیوپنج سال خدمت در پلیس، در آستانهٔ بازنشستگی است؛ مردی که میکوشد سخنرانی خداحافظیاش را بنویسد و کارنامهاش را بیلکه بداند.
اما درست در همان شبی که قرار است گذشتهاش به خاطره بدل شود، با پیامدهای انتخابهایی روبهرو میشود که نمیتوان آنها را به سادگی پشت سر گذاشت. فیلم از مرگ همکار قدیمی فرانکو و فراخواندهشدن او به صحنهٔ حادثه آغاز میکند و سپس به رخدادهای روزهای پیشتر بازمیگردد. این رفتوبرگشت زمانی بهتدریج قطعات داستان را کنار هم مینشاند، اما در پردههای نخست ممکن است اندکی سردرگمی ایجاد کند.
تماشاگر باید همزمان جایگاه رویدادها را در زمان تشخیص دهد و به سرنخهایی توجه کند که معنای کاملشان بعدتر روشن میشود. این انتخاب در آغاز، تعلیق میسازد، ولی گاهی انسجام عاطفی را نیز به تعویق میاندازد. روایت جنایی و اخلاقِ سازش هستهٔ داستان نه صرفاً معمای یک جنایت، بلکه لغزش اخلاقی مردی است که سالها خود را پایبند به قانون میدانسته است.
« این انتخاب در آغاز، تعلیق میسازد، ولی گاهی انسجام عاطفی را نیز به تعویق میاندازد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فرانکو در مسیری قرار میگیرد که مرز میان انجام وظیفه، تأمین آیندهٔ خانواده و چشمپوشی از تخلف را کمرنگ میکند. او نه قهرمانی بینقص است و نه مجرمی که از آغاز به تباهی افتاده باشد؛ جذابیت شخصیتش در همین فاصلهٔ دشوار میان نیتهای قابلفهم و انتخابهای ناروا شکل میگیرد. این کشمکش به فیلم امکان میدهد پرسشی فراتر از «چه اتفاقی افتاد؟» مطرح کند: آیا پاکدستی فقط به معنای پرهیز از گناه آشکار است، یا با سکوت در برابر فساد و بهرهبرداری از موقعیت نیز خدشهدار میشود؟
اثر پاسخ سادهای عرضه نمیکند و بهجای صدور حکم، شخصیتش را در موقعیتهایی میگذارد که هر تصمیم، هزینهای تازه دارد. بااینحال، برخی از پیچشها چندان دور از انتظار نیستند؛ تماشاگر آشنا با تریلرهای جنایی ممکن است زودتر از فیلم مسیر کلی خطر را حدس بزند. ریتم و ساختار تعلیق «آخرین شبِ آموره» زمان نسبتاً زیادی را صرف چیدن زمینههای بحران میکند.
بخشهایی از روایت آرام پیش میروند و توضیح مناسبات خانوادگی، کاری و خلافکارانه گاه از ضرباهنگ میکاهد. این کندی در نیمهٔ نخست بیشتر به چشم میآید؛ فیلم هنوز شخصیتها و روابطشان را تثبیت میکند و هیجان اصلی را به تعویق میاندازد. برای تماشاگرانی که انتظار تریلری بیوقفه و پرحادثه دارند، این مقدمه ممکن است طولانی جلوه کند.
« ریتم و ساختار تعلیق «آخرین شبِ آموره» زمان نسبتاً زیادی را صرف چیدن زمینههای بحران میکند. »
شخصیتها و اجرا
اما هنگامی که حلقههای ماجرا به هم نزدیک میشوند، فیلم انرژی تازهای پیدا میکند. خطر بهتدریج از سطح یک پروندهٔ پلیسی فراتر میرود و به زندگی خصوصی فرانکو و پیوندهای عاطفی او نفوذ میکند. از آن نقطه، موقعیتها با فشار بیشتری دنبال میشوند و شبِ عنوان فیلم به فضایی فشرده بدل میشود؛ گویی زمان نه فقط میگذرد، بلکه امکان بازگشت از تصمیمهای گرفتهشده را نیز محدود میکند.
این افزایش کشش، هرچند همهٔ گرهها را غافلگیرکننده نمیسازد، فیلم را در بخشهای پایانی بسیار تماشاییتر میکند. پیر فرانچسکو فاویینو؛ مردی زیر فشار بازی پیر فرانچسکو فاویینو ستون اصلی اثر است. او فرانکو را نه پلیسی شکستناپذیر، بلکه مردی معمولی نشان میدهد که در برابر بحرانی نامعمول ناچار است خود را با شرایط تازه وفق دهد.
خستگیِ سالهای خدمت، تلخیِ ارتقایافتننکردن و نگرانیهای مالی در بازی او حضور دارند، اما شخصیت را به مجموعهای از نشانههای آشنا فرو نمیکاهند. مکثها، نگاههای مضطرب و ناتوانی او در تصمیمگیریِ قاطع، تصویری باورپذیر از مردی میسازند که میفهمد کنترل اوضاع از دستش خارج شده است. بااینحال، لهجه و شیوهٔ گفتار فاویینو ممکن است برای بعضی تماشاگران نچسب یا تصنعی به نظر برسد؛ این نکتهای است که از تجربهٔ مخاطبان نیز بازتاب یافته است.
« اما هنگامی که حلقههای ماجرا به هم نزدیک میشوند، فیلم انرژی تازهای پیدا میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
چنین برداشتی میتواند فاصلهای میان بازیگر و شخصیت ایجاد کند، بهویژه برای کسانی که به تفاوتهای زبانی ایتالیایی حساساند. با وجود این، حضور پرقدرت او و تواناییاش در انتقال تردید و درماندگی، بخش عمدهای از بار دراماتیک فیلم را به دوش میکشد. ویویانا و مناسبات عاطفی ویویانا، با بازی لیندا کاریدی، صرفاً همسرِ نگرانِ قهرمان نیست.
رابطهٔ او و فرانکو در کنار صمیمیت و دلبستگی، زیر سایهٔ تصمیمهایی قرار میگیرد که هر یک از آنها دربارهٔ خطر، پول و آینده میگیرند. کاریدی در این نقش حضوری مؤثر و گاه غافلگیرکننده دارد؛ او شخصیت را از واکنشهای قابلپیشبینی دور میکند و به رابطهٔ مرکزی فیلم نوعی ناپایداری میبخشد.
همین پیوند عاطفی، به تریلر بُعد انسانی میدهد. مخاطب فقط نگران آن نیست که فرانکو از مهلکه جان به در میبرد یا نه؛ پرسش مهمتر این است که فشار این شب با اعتماد میان او و ویویانا چه میکند. فیلم در بهترین لحظههایش نشان میدهد عشق و وفاداری همیشه به معنای همفکری نیستند. گاهی دو نفر که به یکدیگر نزدیکاند، از یک موقعیت واحد برداشتهایی کاملاً متفاوت دارند و همین تفاوت، رابطه را به میدان آزمون بدل میکند.
« ویویانا و مناسبات عاطفی ویویانا، با بازی لیندا کاریدی، صرفاً همسرِ نگرانِ قهرمان نیست. »
قوتها و کاستیها
میلانِ شبانه و زبان بصری میلان در این فیلم صرفاً پسزمینهٔ رخدادها نیست؛ شهر به بخشی از حالوهوای داستان تبدیل میشود. دوربین میان جلوهٔ شهریِ آشنای مرکز اقتصادی ایتالیا و سویههای تاریکتر و صنعتی آن حرکت میکند. استفاده از نورهای شبانه، خیابانها و فضاهای شهری به فیلم کیفیتی صیقلی و سرد میبخشد؛ زیبایی تصویر در تضاد با آشفتگی اخلاقی و خطر فزایندهٔ داستان قرار میگیرد.
طراحی بصری، بهخصوص در موقعیتهای پرتنش، به حس محصورشدن شخصیتها کمک میکند. حتی فضاهای باز نیز همیشه آزادیبخش نیستند؛ حرکت خودروها و گسترهٔ خیابانها میتواند نوعی بیپناهی ایجاد کند، نه رهایی. موسیقی پرتنش و استفاده از ضرباهنگ صوتی نیز به این جهان شبانه شکل میدهد، هرچند گاهی تأکید آشکار آن بر تعلیق از ظرافت درام میکاهد.
در مجموع، فیلم در ساخت فضای بصری خود مطمئنتر از پرداخت برخی گرههای داستانی عمل میکند. مرزهای ژانر و محدودیتها اثر در قالب تریلر جنایی آشنا حرکت میکند: مردی نزدیک به پایان دوران کاری، پیشنهادی وسوسهانگیز، شبکهای از روابط مشکوک و شبی که از کنترل خارج میشود. این الگوها پیشتر بارها در سینما دیده شدهاند و فیلم نیز همیشه از آنها فاصله نمیگیرد.
« دوربین میان جلوهٔ شهریِ آشنای مرکز اقتصادی ایتالیا و سویههای تاریکتر و صنعتی آن حرکت میکند. »
جمعبندی
بعضی پیچشها قابلپیشبینیاند و چند توضیح روایی بیش از آنکه افق تازهای بگشایند، اطلاعات لازم برای پیشبرد ماجرا را فراهم میکنند. بااینهمه، ارزش فیلم بیش از آنکه در تازگیِ مطلقِ طرح باشد، در اجرای منضبط و شخصیتمحور آن است. حضور فاویینو، رابطهٔ زندهٔ فرانکو و ویویانا و تغییر تدریجی لحن از درام پلیسی به تریلری پرتنش، به قصه جان میدهد.
فیلم همچنین از قهرمانش تصویری پاک و بیتناقض نمیسازد؛ همین ابهام، هرچند بهطور کامل پرورده نمیشود، از سادهسازی اخلاقی جلوگیری میکند. جمعبندی «آخرین شبِ آموره» تریلری جنایی خوشساخت است که در آغاز با ساختار زمانیاش کمی مکث و سردرگمی ایجاد میکند، اما بهتدریج بر نیروی تعلیق و بازیهایش تکیه میزند.
روایت در برخی بزنگاهها قابلحدس و در بخشهایی کند است، ولی پرترهٔ مردی که اعتبار حرفهای و زندگی شخصیاش همزمان زیر فشار قرار گرفته، فیلم را از یک معمای جنایی صرف فراتر میبرد. فاویینو حضوری محکم دارد و کاریدی به رابطهٔ مرکزی عمق و پیشبینیناپذیری میبخشد. حاصل، فیلمی است که شاید قواعد ژانر را دگرگون نکند، اما با فضای شبانهٔ گیرا و کشمکش اخلاقیِ شخصیت اصلی، در ادامه تماشاگر را بهسختی رها میکند.
« بااینهمه، ارزش فیلم بیش از آنکه در تازگیِ مطلقِ طرح باشد، در اجرای منضبط و شخصیتمحور آن است. »



ثبت دیدگاه