نقد و بررسی
نقد Last Night at Terrace Lanes | 2024
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای که از همان ابتدا امتیاز میگیرد «Last Night at Terrace Lanes» از دل موقعیتی ساده اما پربازده بیرون میآید: آخرین شب فعالیت یک سالن بولینگ، هجوم فرقهای خونریز و گروهی آدم که ناگهان باید در فضایی آشنا، اما اکنون مرگبار، برای زندهماندن بجنگند. دختر نوجوانی که شب قرارش به کابوس بدل شده، در کنار پدرِ بقاگرایش قرار میگیرد؛ پدری که رابطهاش با او پیش از آغاز فاجعه نیز چندان گرم و بیتنش نیست.
همین تقابل میان امر روزمره و خشونت ناگهانی، بستر مناسبی برای کمدیوحشت و اسلشر فراهم میکند. فیلم بهجای آنکه به سراغ خانهای متروک یا انباری تاریک برود، فضای بولینگ را به میدان محاصره بدل میکند؛ انتخابی که از همان ابتدا به اثر هویت بصری و امکانهای طنزآمیز میدهد. سالن بولینگ؛ لوکیشن و ابزار روایت مهمترین دارایی فیلم، خودِ سالن بولینگ است.
خطوط بازی، توپهای سنگین، دستگاههای پینچین و راهروهای خدماتی، تنها عناصر تزئینی نیستند؛ هر کدام میتوانند بخشی از سازوکار تعلیق یا شوخی شوند. محیطی که در حالت عادی برای تفریح و رقابت دوستانه ساخته شده، زیر فشار خشونت معنایی تازه پیدا میکند. آشنایی تماشاگر با این فضا نیز به سود فیلم است: لازم نیست برای فهم خطر، قواعد یک مکان پیچیده را بیاموزد، اما فیلم میتواند از جزئیات همان محیط برای غافلگیری و طراحی موقعیتهای تازه استفاده کند.
با این همه، ظرفیت لوکیشن همیشه بهطور کامل به کار گرفته نمیشود. فیلم گاه از فضا فقط برای تدارک یک صحنه خونآلود یا جابهجایی شخصیتها بهره میبرد و فرصت نمییابد از معماری سالن، حس محاصرهای پیوسته و فزاینده بسازد. در بهترین لحظات، بولینگ خود به بخشی از زبان فیلم تبدیل میشود؛ در لحظات ضعیفتر، بیشتر به تمهیدی برای متفاوتنمایاندن یک داستان آشنای حمله و بقا شباهت دارد.
« همین تقابل میان امر روزمره و خشونت ناگهانی، بستر مناسبی برای کمدیوحشت و اسلشر فراهم میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
خشونت، شوخی و جلوههای عملی فیلم بیدرنگ سراغ چیزی میرود که مخاطب چنین اثری انتظار دارد: خون، قتلهای پرتحرک و شوخیهایی که از نامعمولیِ محیط و شدت خشونت نیرو میگیرند. جلوههای عملی و خونوخونریزی، به فضای کمهزینه و عامدانه زمخت فیلم کمک میکنند؛ این انتخاب با حالوهوای اسلشرهای مستقل و اغراقآمیز سازگار است و به خشونت نوعی ملموسبودن میدهد که گاهی از جلوههای دیجیتالیِ صیقلی دور است.
فیلم در این زمینه بیش از آنکه دنبال وحشت روانشناختی باشد، به سرگرمیِ پرسروصدا و تماشایی نظر دارد. اما همین رویکرد دو لبه دارد. شوخی زمانی کار میکند که از موقعیت زاده شود و به ضرباهنگ صحنه جان بدهد؛ هرجا بیش از اندازه بر اغراق تکیه میکند، ممکن است از وحشت فاصله بگیرد، بیآنکه به کمدیای واقعاً دقیق برسد.
نتیجه برای برخی تماشاگران لذتبخش و برای برخی دیگر صرفاً شلوغ و خشن است. «Last Night at Terrace Lanes» در بهترین حالت، سرگرمیِ درجهدو را با آگاهی از جنس خود عرضه میکند؛ در ضعیفترین حالت، گمان میکند صرفِ خونریزی و شوخیهای ناهموار برای حفظ انرژی کافی است. پدر و دختر؛ هستهای انسانی در میان آشوب در زیر لایهی کشتار و شوخی، رابطهی پدر و دختر قرار دارد؛ رابطهای که به فیلم امکان میدهد از یک بازی بقا فراتر برود.
کندی و بروس پیش از آنکه در برابر مهاجمان کنار هم قرار بگیرند، با فاصله و دلخوری روبهروی یکدیگرند. بحران، آنان را ناچار میکند نه فقط دربارهی خطر بیرونی، بلکه دربارهی پیوند خانوادگیشان نیز دوباره فکر کنند. این خط داستانی بالقوه میتوانست به ستون عاطفی نیرومندی بدل شود، زیرا موقعیت پرتنش، برخورد نسلها و اختلاف شیوههای مواجهه با خطر را به شکلی طبیعی کنار هم میگذارد.
« فیلم در این زمینه بیش از آنکه دنبال وحشت روانشناختی باشد، به سرگرمیِ پرسروصدا و تماشایی نظر دارد. »
شخصیتها و اجرا
فیلم در بعضی لحظات از این ظرفیت بهره میبرد، اما پرداخت آن همیشه هموزنِ ایدهاش نیست. گفتوگوهای توضیحی گاه طولانی یا صریح میشوند و احساسات شخصیتها را بیشتر بیان میکنند تا آنکه از دل رفتار و کنش بیرون بکشند. با وجود این، رابطهی پدر و دختر به داستان وجهی شخصی میدهد و مانع میشود که تماشاگر فقط منتظر صحنهی بعدیِ حمله بماند.
این وجه انسانی، هرچند کاملاً پرورده نشده، یکی از دلایل اصلیِ قابلپیگیریبودن فیلم است. بازیگری و شخصیتپردازی بازیها ناهمگوناند و همین ناهمگونی بر میزان باورپذیری اثر تأثیر میگذارد. در چنین کمدیوحشتی، اغراق میتواند بخشی از لذت باشد؛ مسئله آن است که بازیگر باید بداند اغراق را چگونه مهار کند تا شخصیت همچنان زنده و قابلباور بماند.
در این فیلم، بعضی اجراها بیش از اندازه نمایشیاند و بهجای آنکه لحن کمپی را تقویت کنند، حس تصنع میسازند. برخی واکنشها نیز چنان بلند و آشکارند که پیوند تماشاگر با خطر از میان میرود. در عین حال، کندی و بروس به سبب تضاد رفتاری و موقعیت خانوادگیشان ظرفیت بیشتری از شخصیتهای پیرامونی دارند.
فیلم گاهی از این ظرفیت برای خلق لحظات صمیمی یا طنز استفاده میکند، اما بسیاری از شخصیتهای دیگر بیشتر کارکرد روایی دارند: حضورشان برای پیشبرد تعقیبوگریز یا افزایش شمار قربانیان ضروری است، نه برای ساختن جهانی پرجزئیات. این محدودیت، در فیلمی کوتاه و پرشتاب قابلفهم است، ولی در نهایت باعث میشود بخشی از خطر عاطفیِ داستان کمرنگ بماند.
« فیلم در بعضی لحظات از این ظرفیت بهره میبرد، اما پرداخت آن همیشه هموزنِ ایدهاش نیست. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
ریتم و فیلمنامه «Last Night at Terrace Lanes» با زمان اجرای کوتاهش تلاش میکند درنگ نکند. بحران زود آغاز میشود و فیلم معمولاً ترجیح میدهد بهجای مکثهای طولانی، از یک تهدید به تهدید بعدی برسد. این شتاب برای مخاطبی که دنبال اسلشری سبک و سریع است، امتیاز محسوب میشود؛ اثر خود را بیش از حد کش نمیدهد و بهسرعت وارد بخش سرگرمکنندهی ماجرا میشود.
بااینحال، سرعت همیشه به معنای انسجام نیست. فیلمنامه گاه به راهحلهای آسان و چرخشهایی متکی میشود که بیشتر برای رساندن شخصیتها به صحنهی بعدی به کار میروند تا آنکه از منطق درونی داستان برآیند. ایدهی فرقه و انگیزههای آن نیز به اندازهای که برای ایجاد تعلیق لازم است، زمینهچینی نمیشود.
در نتیجه، فیلم میان دو خواست گرفتار میماند: از یک سو میخواهد رازآلودگی و تهدید بسازد و از سوی دیگر، میخواهد هرچه زودتر به خشونت و شوخی برسد. این کشمکش باعث میشود برخی بخشها سرهمبندیشده به نظر برسند. لحن و مخاطب مناسب فیلم با این فرض بهتر دیده میشود که قرار نیست اسلشری جدی و واقعگرا باشد.
لحن آن به آثار مستقلِ کمهزینهای نزدیک است که از محدودیتهای تولیدی خود شرم ندارند و میکوشند با ایدهای مشخص، خشونت اغراقآمیز و شوخیهای گاه عامدانه خام، تجربهای سبک بسازند. اگر مخاطب از پیش با چنین لحن و قراردادی همراه باشد، نقصهای فنی و بازیهای نابرابر آسانتر پذیرفته میشوند؛ اگر انتظار تعلیقی منضبط یا شخصیتپردازی عمیق داشته باشد، همان نقصها بیشتر به چشم خواهند آمد.
« ریتم و فیلمنامه «Last Night at Terrace Lanes» با زمان اجرای کوتاهش تلاش میکند درنگ نکند. »
قوتها و کاستیها
به همین دلیل، فیلم برای علاقهمندان به اسلشرهای کوتاه، خونآلود و کمادعا مناسبتر است؛ بهویژه کسانی که از دیدن یک فضای نامتعارف در مرکز ماجرا لذت میبرند. اما تماشاگرانی که در کمدیوحشت به دنبال شوخیهای سنجیده، اجرای دقیق و قصهای محکماند، احتمالاً با ناهمواریهای آن روبهرو خواهند شد.
حتی برای مخاطب همدل نیز، بازبینی ممکن است دشوارتر از تماشای نخست باشد؛ زیرا تازگیِ موقعیت و غافلگیریهای اولیه نقش مهمی در سرگرمکنندگی فیلم دارند. جمعبندی «Last Night at Terrace Lanes» ایدهای جذاب را در فضایی کماستفادهشده به کار میگیرد و از ترکیب بولینگ، محاصره، خشونت و تنش خانوادگی، سرگرمیای پرشتاب و ناهموار میسازد.
جلوههای عملی، خونوخونریزی و بهرهبرداری از ابزارهای سالن، به فیلم لحظاتی پرانرژی میبخشند؛ رابطهی پدر و دختر نیز هستهای انسانی فراهم میکند که میتوانست از کلیشههای ژانر فاصله بگیرد. در برابر این امتیازها، بازیهای اغراقشده، فیلمنامهی ناپیوسته و دعواهایی که گاه ناخواسته خندهدار میشوند، مانع انسجام اثرند.
حاصل، فیلمی نیست که در همهی اجزایش موفق باشد، اما دستکم میداند در چه قلمرویی بازی میکند: اسلشری مستقل و کمادعا که بیش از ظرافت، بر سرعت و خونریزی تکیه دارد. ارزش تماشایش به میزان علاقهی مخاطب به همین جنس سرگرمی وابسته است؛ برای یک شبِ سبک و پرهیاهو میتواند کار کند، اما جذابیت محدود ایده و اجرای نابرابرش اجازه نمیدهد تجربهای ماندگار و چندلایه بسازد.
ثبت دیدگاه