نقد و بررسی
نقد بانوی سلسله (Lady of the Dynasty) | 2015
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
شکوهی که زیر بار روایت میماند «Lady of the Dynasty» میکوشد داستان یانگ یوهوان، چهرهای تاریخی که بعدها با نام یانگ گویفی شناخته شد، را در قالب حماسهای عاشقانه و سیاسی بازآفرینی کند. فیلم از همان آغاز خود را اثری بزرگمقیاس معرفی میکند: قصری پرآذین، آیینهای درباری، رقصها و جامههایی چشمنواز که قرار است تماشاگر را به فضای پرزرقوبرق دودمان تانگ ببرند.
اما میان عظمت دکور و عمق درام فاصلهای محسوس باقی میماند. فیلم بیش از آنکه شکوه را به تجربهای زنده و دراماتیک بدل کند، گاه به تماشای مجموعهای از تصاویر مجلل بسنده میکند. قصه از پیوند یانگ با شاهزاده لی مائو آغاز میشود و سپس او را وارد مدار قدرت و عاطفهای میکند که امپراتور شوانزونگ نیز در مرکز آن ایستاده است.
توطئههای درباری، رقابتهای خانوادگی و سرانجام شورش آن لوشان، قرار است عشق شخصی را به بحرانی سیاسی و تاریخی گره بزنند. این طرح ظرفیت یک تراژدی پرکشش را دارد؛ بااینحال، فیلم در پیوند دادن این لایهها چندان کامیاب نیست. رخدادها گاه با شتاب از مرحلهای به مرحله دیگر میروند، بیآنکه انگیزهها و پیامدهایشان فرصت کافی برای رسوب در ذهن تماشاگر پیدا کنند.
« اما میان عظمت دکور و عمق درام فاصلهای محسوس باقی میماند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
تاریخ بهمثابه پسزمینه فیلم از روایتی تاریخی بهره میگیرد که از پیش بار اسطورهای و تراژیک دارد: زنی که در کانون میل و سیاست دربار قرار میگیرد و سرنوشتش با بحرانهای قلمرو گره میخورد. بااینحال، «Lady of the Dynasty» کمتر میکوشد نسبت میان زندگی خصوصی و مسئولیت سیاسی را با ظرافت واکاوی کند.
دربار بیشتر صحنهای برای جابهجایی شخصیتها و وقوع توطئههاست تا ساختاری پیچیده که رفتارها را شکل میدهد. شورش آن لوشان نیز بهجای آنکه بهتدریج چون تهدیدی فراگیر در بافت فیلم نفوذ کند، گاهی همچون نیرویی بیرونی ظاهر میشود که داستان را به سوی مرحله بعدی میراند. در نتیجه، تاریخ وزن لازم را در روابط انسانی پیدا نمیکند.
فیلم از حماسه سخن میگوید، اما کمتر نشان میدهد چگونه قدرت، ترس و منفعت سیاسی، عاطفه را دگرگون میکنند. یانگ گویفی؛ چهرهای زیبا، کنشگری محدود فَان بینگبینگ در نقش یانگ گویفی حضور تصویری نیرومندی دارد. وقار چهره و دقت حرکات او با فضای تشریفاتی فیلم هماهنگ است و بازیاش در لحظات اندوه و فشار عاطفی، بهویژه در بخشهای پایانی، بار احساسی بیشتری به داستان میبخشد.
« بااینحال، «Lady of the Dynasty» کمتر میکوشد نسبت میان زندگی خصوصی و مسئولیت سیاسی را با ظرافت واکاوی کند. »
شخصیتها و اجرا
بااینهمه، توانایی بازیگر نمیتواند بهتنهایی کمبود پرداخت شخصیت را جبران کند. یانگ در بخش بزرگی از فیلم بیشتر موضوع تصمیمها و توطئههای دیگران است تا نیرویی که مسیر خود را تعیین کند. عشق، جایگاه خانوادگی و سرنوشت سیاسیاش عمدتاً بهوسیله مردان و مناسبات دربار تعریف میشوند. این انتخاب میتوانست به تصویری هولناک از محدودیت زنان در ساختار قدرت بینجامد، اما فیلم بهندرت آن را به مسئلهای دراماتیک تبدیل میکند.
بنابراین انفعال شخصیت نه همیشه بهصورت تراژدیِ آگاهانه، بلکه گاه همچون نتیجه کمبود کنشپردازی به نظر میرسد. عاشقانهای که به اندازه کافی شکل نمیگیرد یکی از دشواریهای اصلی فیلم، ساختن باورپذیرِ تحول عاطفی یانگ است. روابط او با لی مائو و سپس با امپراتور، در مرکز داستان قرار دارند، اما فیلم برای گذارهای احساسی میان این پیوندها زمان و جزئیات کافی فراهم نمیکند.
نگاهها و لحظههای صمیمیت گاه جای گفتوگوها و انتخابهایی را میگیرند که میتوانستند رابطه را از سطح طرح داستانی فراتر ببرند. از همین رو، عاشقانه فیلم با وجود ظرفیت تراژیکش، اغلب بیشتر اعلام میشود تا آنکه بهتدریج ساخته شود. تماشاگر میفهمد که شخصیتها گرفتار عشق و وابستگیاند، اما همیشه فرصت نمییابد این دلبستگی را در رفتارهای کوچک، تردیدها و تضادهایشان لمس کند.
« بااینهمه، توانایی بازیگر نمیتواند بهتنهایی کمبود پرداخت شخصیت را جبران کند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این فاصله میان ادعای احساسی و تجربه واقعی، از نیروی ضربههای دراماتیک میکاهد. تصویر و طراحی؛ امتیاز اصلی فیلم در بخش بصری، فیلم بلندپروازانهتر و موفقتر است. قصرها، تالارها، پارچههای رنگین و لباسهای پرجزئیات، جهانی آراسته میسازند که با تصور رایج از شکوه دربار تانگ همخوان است.
طراحی صحنه و لباس، در کنار قاببندیهای عریض و ترکیبهای رنگی چشمگیر، به فیلم هویتی دیداری میدهد؛ گاهی حتی زمانی که روایت از حرکت بازمیماند، تصویر همچنان نگاه را نگه میدارد. رقصها و آیینهای درباری نیز میتوانستند پیوندی میان هنر و سیاست برقرار کنند: بدن یانگ هم موضوع تماشا است و هم بخشی از زبان قدرت.
فیلم گاه به این امکان نزدیک میشود، اما معمولاً از آن برای تأکید بر زیبایی و شکوه استفاده میکند، نه برای گسترش معنای شخصیت. در نتیجه، طراحی بصری هم بزرگترین سرمایه اثر است و هم یادآور فاصله میان ظاهر پرطمطراق و درام کمجان آن. تدوین، ریتم و ناهماهنگی لحن روایت فیلم کند و در عین حال پراکنده است؛ دو ویژگیای که در ظاهر متضادند، اما اینجا در کنار هم قرار میگیرند.
« این فاصله میان ادعای احساسی و تجربه واقعی، از نیروی ضربههای دراماتیک میکاهد. »
قوتها و کاستیها
برخی صحنهها بیش از اندازه امتداد مییابند، درحالیکه گذارهای مهم داستانی با شتاب انجام میشوند. نتیجه آن است که ریتم نه مجال تأملی منسجم میدهد و نه پیوستگی لازم را برای شکلگیری تعلیق فراهم میکند. تدوین و جلوههای بصری نیز همیشه به یک جهان یکپارچه خدمت نمیکنند. بعضی صحنهها از نظر طراحی و مقیاس چشمگیرند، اما جلوههای مصنوعی یا پیوند ناهماهنگ نماها میتواند تماشاگر را از فضای تاریخی بیرون بکشد.
این ناهمواریها بهویژه برای فیلمی مسئلهسازند که بخش بزرگی از جذابیت خود را بر تصویر و حس شکوه بنا کرده است. وقتی تصویر نتواند باورپذیری جهان را حفظ کند، زرقوبرق آن نیز بخشی از نیروی خود را از دست میدهد. بازیگران و بار عاطفی فَان بینگبینگ در میان بازیگران، محور عاطفی اثر است و حضورش به فیلم نوعی تمرکز میبخشد که روایت در دیگر بخشها از آن محروم میماند.
بازی او در موقعیتهای ملودراماتیک، بهخصوص هرچه فشار سرنوشت بر شخصیت بیشتر میشود، قانعکنندهتر است. بااینحال، نقشهای پیرامونی اغلب به وظایف روایی محدود میشوند: برخی نماینده اقتدارند، برخی حسادت یا دسیسه را مجسم میکنند، اما بهندرت استقلالی فراتر از کارکردشان در پیشبرد ماجرا مییابند.
« برخی صحنهها بیش از اندازه امتداد مییابند، درحالیکه گذارهای مهم داستانی با شتاب انجام میشوند. »
جمعبندی
این کمعمقیِ جمعی، فضای دربار را از تضادهای انسانیِ چندلایه محروم میکند. شخصیتها در محیطی پر از رقابت و خطر زندگی میکنند، اما فیلم کمتر به درون آنان راه مییابد. ازاینرو، حتی در لحظاتی که باید سرشار از تنش باشند، صحنهها ممکن است سرد یا تشریفاتی به نظر برسند. جمعبندی «Lady of the Dynasty» اثری است که شکوه تاریخی را با ابزارهای دیداری چشمگیر احضار میکند، اما در تبدیل آن شکوه به درامی متمرکز و عاطفاً قانعکننده دشواری دارد.
فَان بینگبینگ حضوری بهیادماندنی دارد و طراحی صحنه و لباس، جهان فیلم را تماشایی میسازد؛ بااینحال، ریتم نامتعادل، شخصیتپردازی محدود و پیوندهای عاطفی کمپرورده مانع از آن میشوند که تراژدی تاریخی اثر تمام نیروی بالقوهاش را به دست آورد. فیلم در بهترین لحظاتش، اندوه زنی را بازتاب میدهد که در میان میل شخصی، مناسبات قدرت و بحران سیاسی گرفتار شده است.
در لحظات ضعیفتر، همان زن به تصویری زیبا در قابهایی مجلل فروکاسته میشود. حاصل، تجربهای نابرابر است: دیدنی از نظر ظاهر، اما کماثرتر از آنچه قصه و پیشزمینه تاریخیاش وعده میدهند.
« این کمعمقیِ جمعی، فضای دربار را از تضادهای انسانیِ چندلایه محروم میکند. »



ثبت دیدگاه