نقد و بررسی
نقد بیشرم (La svergognata) | 1974
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
کشاکش میان میل و ناتوانی «La svergognata» ساختهٔ Giuliano Biagetti، فیلمی ایتالیایی از سال ۱۹۷۴ است که در اقامتگاهی در جزیرهٔ ایسکیا، نویسندهای گرفتار بحران خلاقیت را در کنار آدمهایی قرار میدهد که گذشتهٔ عاطفی و خواستههای ناپایدارشان آرامش او را برهم میزنند. فابیو، با بازی Philippe Leroy، در پی تنهایی و الهام است؛ اما اورنلا، دختر جوانی که همراه خانوادهاش به همان اقامتگاه آمده، با رفتارهای پیشبینیناپذیرش توجه او را جلب میکند.
ورود سیلویا، همسر فابیو و بازیگر زیبایی که Barbara Bouchet نقش او را ایفا میکند، مناسبات را پیچیدهتر میسازد. فیلم در همین برخورد سهگانه، میان دلزدگی، خودنمایی، حسادت و میل حرکت میکند. اقامتگاه؛ صحنهای برای تماشا و بازی فضای جزیرهای فیلم بیش از آنکه پسزمینهای خنثی باشد، به محفظهای بسته و موقت میماند: شخصیتها از زندگی عادی خود فاصله گرفتهاند، اما نمیتوانند از عادتها و گذشتهشان جدا شوند.
تعطیلات، که ظاهراً باید فرصتی برای آسودگی باشد، به صحنهٔ نمایش بدل میشود؛ هرکس میکوشد تصویری از خود ارائه دهد و واکنش دیگران را بسنجد. اورنلا با رفتاری که گاه جسورانه و گاه گریزپا به نظر میرسد، فابیو را در وضعیت حدس و تردید نگه میدارد. این بازیها در آغاز، نیروی محرک روایتاند و فیلم را از سکون مطلق دور میکنند.
« فیلم در همین برخورد سهگانه، میان دلزدگی، خودنمایی، حسادت و میل حرکت میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بااینحال، فضای محدود اقامتگاه در نهایت دو کارکرد متضاد دارد. از یکسو، تمرکز بر چند رابطهٔ نزدیک را ممکن میکند و حالوهوایی آمیخته به رخوت و تنش میسازد؛ از سوی دیگر، جهان فیلم را کوچک نگه میدارد. در نتیجه، تغییرات درونی شخصیتها کمتر از آنچه موقعیت نوید میدهد گسترش مییابد. جزیره بیشتر محل وقوعِ برخوردهاست تا منظری که معنای تازهای به آنها ببخشد.
فابیو و بحران خلاقیت بحران نویسندگی فابیو میتوانست دریچهای برای بررسی نسبت میان آفرینش هنری و زندگی عاطفی باشد: آیا ناتوانی او در نوشتن از فرسودگی رابطهاش با سیلویا میآید، از دلزدگی شخصی، یا از این تصور که تجربهٔ تازه میتواند نیروی ازدسترفته را بازگرداند؟ فیلم به این پرسشها نزدیک میشود، اما بهندرت آنها را با پیگیری کافی میپرورد.
بحران فابیو بیشتر بهانهای روایی برای انزوای او و مواجههاش با دیگران است تا مسئلهای که در ساختار داستان ریشه بدواند. این کمپرداختی بر شخصیتپردازی او نیز اثر میگذارد. فابیو باید هم مردی خسته و بیالهام باشد و هم مرکز یک کشمکش عاطفی؛ اما میان این دو سویه پیوند محکمی برقرار نمیشود.
« بااینحال، فضای محدود اقامتگاه در نهایت دو کارکرد متضاد دارد. »
شخصیتها و اجرا
او بیش از آنکه ذهن و انگیزههایش را آشکار کند، به موقعیتی واکنش نشان میدهد که دیگران برایش میسازند. حاصل، شخصیتی است که برای پیشبرد طرح کارآمد است، ولی عمق روانیاش محدود میماند. اورنلا؛ تناقضی که به شخصیتپردازی نمیرسد جذابیت اورنلا در همان ناهمخوانی رفتارهایش نهفته است. او گاهی آغازگر بازی و اغواگری است و گاهی عقب میکشد؛ گویی جسارت نمایشیاش پوششی برای بیتجربگی و ناامنی است.
این تضاد ظرفیت ساختن شخصیتی چندلایه را دارد، زیرا میان تصویری که از خود به نمایش میگذارد و آنچه واقعاً احساس میکند فاصله میاندازد. بااینهمه، فیلم بیشتر از آنکه این فاصله را تحلیل کند، از آن برای تولید موقعیتهای تازه استفاده میکند. رفتار اورنلا ممکن است مخاطب را کنجکاو نگه دارد، اما انگیزههایش همیشه به اندازهٔ کافی روشن و تحولش به اندازهٔ کافی تدریجی نیست.
در این میان، تفاوت سن و جایگاه میان او و فابیو اهمیت دارد. فیلم رابطه را در قالب بازی عاطفی و حسادت عرضه میکند، اما همین چارچوب گاه پیامدهای نابرابری تجربه و قدرت را به حاشیه میراند. تماشاگر میتواند در رفتار اورنلا هم کنجکاوی و هم آسیبپذیری ببیند؛ بااینحال، روایت کمتر میکوشد نشان دهد این دو وجه چگونه با یکدیگر درگیر میشوند.
« او بیش از آنکه ذهن و انگیزههایش را آشکار کند، به موقعیتی واکنش نشان میدهد که دیگران برایش میسازند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
به همین دلیل، تناقض او بیشتر جاذبهای نمایشی باقی میماند تا مسیری کامل برای رشد شخصیت. سیلویا و حضور Barbara Bouchet ورود سیلویا نقطهٔ تغییر مهمی در معادلهٔ داستان است. او فقط همسر فابیو نیست؛ حضورش یادآور رابطهای تثبیتشده و گذشتهای مشترک است که در برابر تازگی و بیثباتی رابطهٔ فابیو و اورنلا قرار میگیرد.
این تقابل میتوانست فیلم را به تأملی دربارهٔ فرسایش صمیمیت و تفاوت میان میل تازه و پیوند دیرپا بدل کند. اما سیلویا نیز در بخشهایی از روایت بیش از آنکه فردیتی مستقل بیابد، به نیرویی برای برانگیختن حسادت و تغییر جهت کشمکش تبدیل میشود. بااینحال، Barbara Bouchet از محدودیت نقش فراتر میرود.
حضور او اعتمادبهنفس و گیرایی بصری دارد و ورودش به فیلم، بدون نیاز به توضیحهای طولانی، توجه را به خود جلب میکند. او به سیلویا وقار و صلابت میبخشد؛ کیفیتی که در کنار آشفتگی فابیو و نوسانهای اورنلا، ترکیب شخصیتها را دیدنیتر میکند. نیروی بازی او یکی از روشنترین امتیازهای فیلم است، هرچند متن بهندرت فرصت میدهد سیلویا از محدودهٔ همسر زیبا و موضوع رقابت فراتر برود.
« به همین دلیل، تناقض او بیشتر جاذبهای نمایشی باقی میماند تا مسیری کامل برای رشد شخصیت. »
قوتها و کاستیها
لحن، موسیقی و ریتم «La svergognata» میان درام عاشقانه و نمایش اروتیک در رفتوآمد است. این دو وجه میتوانستند مکمل یکدیگر باشند: کشش جسمانی، ناپایداری عاطفی را ملموس کند و روابط نیز به موقعیتهای ظاهری معنا بدهند. اما در بخشهایی، صحنهها بیشتر برای حفظ جذابیت حسی طراحی شدهاند تا پیشبرد تحول شخصیتها.
در چنین لحظاتی، مثلث عاطفی به سازوکاری برای تکرار تحریک و واکنش نزدیک میشود و از پیچیدگی درامی که وعده میدهد فاصله میگیرد. موسیقی Berto Pisano به فیلم گرمایی رمانتیک میدهد و با فضای تعطیلاتی و روابط ناپایدار آن تناسب دارد. موسیقی، بهویژه در لحظههایی که روایت بهتنهایی قادر به ساختن کشش نیست، به حفظ حالوهوا کمک میکند.
در مقابل، ریتم فیلم یکدست نیست: مکثها و موقعیتهای تکرارشونده گاه حس رخوت اقامتگاه را بهخوبی منتقل میکنند، اما گاه کشمکش را کمجان میسازند. کندی در اینجا همیشه به معنای تأمل نیست؛ بعضی وقتها صرفاً نتیجهٔ کمبود تحول در صحنه است. جمعبندی «La svergognata» فیلمی است که بیش از هر چیز با فضای روابط و حضور بازیگرانش به یاد میماند.
« لحن، موسیقی و ریتم «La svergognata» میان درام عاشقانه و نمایش اروتیک در رفتوآمد است. »
جمعبندی
کشمکش میان فابیو، اورنلا و سیلویا طرحی سرگرمکننده دارد و نوسانهای رفتاری اورنلا به آن تحرک میدهد؛ Barbara Bouchet نیز با حضوری گیرا، سهم مهمی در جذابیت فیلم دارد. موسیقی خوشحالوهوا و بستر جزیرهای، حالوهوایی رمانتیک و اندکی رؤیاگون پدید میآورند. اما وعدهٔ درام از توان پرداخت آن فراتر میرود.
بحران نویسندگی فابیو و پیچیدگی پیوندهای عاطفی، بهجای آنکه به کاوشی جدی در شخصیتها بدل شوند، اغلب در خدمت ساختن موقعیت قرار میگیرند. فیلم در نتیجه اثری تماشایی و گاه سرگرمکننده است، اما از عمق روانشناختی و انسجامی که میتوانست به آن ماندگاری بیشتری بدهد، بهرهٔ کامل نمیبرد.
« موسیقی خوشحالوهوا و بستر جزیرهای، حالوهوایی رمانتیک و اندکی رؤیاگون پدید میآورند. »
ثبت دیدگاه