نقد و بررسی
نقد کورت ونهگات: پراکنده در زمان (Kurt Vonnegut: Unstuck in Time) | 2021
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
مستندی که خودِ ساختنش به بخشی از داستان بدل میشود «Kurt Vonnegut: Unstuck in Time» بیش از آنکه زندگینامهای تصویری با مسیری مستقیم و ازپیشتعیینشده باشد، فیلمی دربارهٔ رابطهای است که طی سالها شکل گرفته و درازای همان رابطه، ساخت مستند را نیز دگرگون کرده است. رابرت واید در دههٔ ۱۹۸۰ به سراغ نویسندهای میرود که آثارش را دوست دارد؛ اما حاصل این آشنایی صرفاً مجموعهای از گفتوگوها و تصویرهای آرشیوی نیست.
فیلم بهتدریج نشان میدهد که دوستی میان فیلمساز و موضوع فیلم چگونه بر انتخاب زاویهٔ روایت اثر میگذارد و چگونه فرایند فیلمسازی، خود به بخشی از زندگینامه تبدیل میشود. ساخت مستند نزدیک به سه دهه ادامه یافت و این امتداد زمانی، فقط نکتهای پشتصحنهای نیست؛ یکی از کلیدهای فهم فرم اثر است.
فیلم از دل سالها فیلمبرداری، یادداشت، عکس و خاطره شکل میگیرد و در نتیجه، زمان در آن صرفاً خطی برای مرتبکردن رویدادها نیست. گذشته مدام با لحظهٔ حال برخورد میکند؛ گویی خودِ عنوان فیلم، که به جهان فکری ونهگت اشاره دارد، به شیوهٔ روایت آن نیز سرایت کرده است. چهرهٔ نویسنده، فراتر از چهرهٔ مشهور مستند میکوشد ونهگت را نه فقط بهعنوان نامی بزرگ در ادبیات آمریکا، بلکه همچون انسانی پیچیده و متناقض پیش چشم مخاطب بگذارد.
روایت و ریتم؛ جریان داستان
شهرت ادبی و جایگاه فرهنگی او حضور دارند، اما فیلم در آنها متوقف نمیشود. تصاویر آرشیوی و گفتوگوهای ثبتشده، راهی فراهم میکنند تا لحن، شوخطبعی و شیوهٔ نگاه نویسنده به جهان را از نزدیکتر لمس کنیم؛ همان ویژگیهایی که در نوشتههایش نیز با تلخی و طنزی نافذ همراهاند. اهمیت این رویکرد در آن است که فیلم نمیکوشد میان «نویسندهٔ آثار» و «آدمِ زندگی روزمره» دیواری قطعی بکشد.
تجربههای شخصی و مسیر حرفهای او در کنار هم قرار میگیرند و مخاطب را به تأمل دربارهٔ پیوند این دو فرامیخوانند. بااینحال، مستند از ادعای سادهانگارانهٔ توضیح کامل آثار از راه زندگی نویسنده پرهیز میکند؛ دستکم نیروی اصلی آن بیشتر در ساختن یک حضور انسانی است تا ارائهٔ نظریهای نهایی دربارهٔ ادبیات ونهگت.
واید: راوی، دوست و مسئلهٔ دوربین مهمترین انتخاب فرمی فیلم، حضور پررنگ خود رابرت واید در روایت است. او صرفاً صدایی بیرون از قاب نیست که اطلاعات زندگی ونهگت را عرضه کند؛ مسیر علاقهمندیاش به نویسنده و تاریخ شکلگیری فیلم نیز در برابر مخاطب قرار میگیرد. این انتخاب سود و هزینهٔ خود را دارد.
« شهرت ادبی و جایگاه فرهنگی او حضور دارند، اما فیلم در آنها متوقف نمیشود. »
شخصیتها و اجرا
از یک سو، صمیمیت رابطهای را آشکار میکند که به فیلم دسترسی و گرمایی ویژه بخشیده است. دوستی دیرپای آنها به روایت نوعی کیفیت شخصی میدهد که در زندگینامهای متعارف کمتر یافت میشود. از سوی دیگر، حضور فیلمساز پرسشی مهم پیش میکشد: این فیلم تا چه اندازه دربارهٔ ونهگت است و تا چه اندازه دربارهٔ واید و تجربهٔ او در ساختن فیلم؟
مستند از این پرسش نمیگریزد، اما پاسخ آن همیشه به یک اندازه متوازن نیست. گاهی جزئیات مربوط به زندگی و خانوادهٔ واید از موضوع اصلی فاصله میگیرند و جریان روایت را منحرف میکنند. آنچه برای فیلمساز معنای عمیقی دارد، لزوماً برای هر تماشاگر به همان اندازه ضروری نیست؛ همین تفاوت، یکی از سرچشمههای همزمان جذابیت و پراکندگی اثر است.
آرشیو، تدوین و حسِ عبور از زمان تصاویر قدیمی در این مستند حکم سندهای خنثی را ندارند. آنها با خاطره و اکنون درهم میآمیزند و به فیلم امکان میدهند زمانهای مختلف را در یک تجربهٔ واحد کنار هم بنشاند. تدوین، بهجای آنکه فقط رخدادها را به ترتیب تاریخی ردیف کند، میان زندگی ونهگت، آثارش و روند تولید فیلم رفتوآمد میکند.
« از یک سو، صمیمیت رابطهای را آشکار میکند که به فیلم دسترسی و گرمایی ویژه بخشیده است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این جابهجاییها در بهترین لحظات، شکل مناسبی برای نزدیکشدن به نویسندهای است که زمان و حافظه در جهان ادبیاش جایگاهی محوری دارند. ترکیب آرشیو با لحظههای خصوصی، همچنین حسِ دسترسی به چیزی کمیاب را ایجاد میکند: نه صرفاً دیدن تصویر یک چهرهٔ مشهور، بلکه مشاهدهٔ ردّ سالهایی که میان دو نفر گذشته است.
تماشاگر متوجه میشود که رابطهٔ میان دوربین و سوژه تغییر کرده؛ دوربین دیگر فقط ابزار ثبت نیست، بلکه شاهدِ یک رفاقت طولانی است. همین کیفیت، به بخشهایی از فیلم عاطفهای آرام و ماندگار میبخشد. طنز در کنار تلخی فیلم در بازنمایی ونهگت میکوشد تلخی را از شوخطبعی جدا نکند. این انتخاب اهمیت دارد، زیرا حذف هر یک از این دو وجه، تصویری ناقص میساخت: طنزِ بیاعتنا به رنج به سرگرمی سطحی بدل میشد و تلخیِ بیطنز، نیروی بازیگوش و انسانی نگاه او را محو میکرد.
مستند هنگامی موفقتر است که اجازه میدهد این دو لحن در کنار یکدیگر بمانند؛ خنده نه پوششی برای درد، بلکه شیوهای برای مواجهه با آن باشد. در این میان، اثر از تبدیل ونهگت به مجسمهای از «نویسندهٔ بزرگ» فاصله میگیرد. بهجای ستایش بیوقفه، آنچه باقی میماند تصویری آشنا و در عین حال دستنیافتنی است: انسانی که میتوان از خلال گفتهها و نوشتههایش به او نزدیک شد، اما نمیتوان او را به یک تعریف یا خاطره فروکاست.
« همین کیفیت، به بخشهایی از فیلم عاطفهای آرام و ماندگار میبخشد. »
قوتها و کاستیها
احترام فیلم به نویسنده از همینجا نیرو میگیرد؛ از آنکه شخصیتش را به پیام اخلاقی سادهای تقلیل نمیدهد. کندی آغاز و درازی مسیر ساختاری که زمان را آزادانه جابهجا میکند، همیشه به روانی روایت نمیانجامد. آغاز فیلم کند است و مقدمهچینی دربارهٔ علاقهٔ واید به ونهگت و شکلگیری پروژه ممکن است پیش از آنکه مخاطب با مسیر اصلی همراه شود، طولانی به نظر برسد.
این اطلاعات بعدها معنای بیشتری پیدا میکنند، اما تماشاگر باید برای رسیدن به آن نقطه صبوری کند. طول فیلم نیز دو وجه دارد. از یک طرف، زمان زیاد به رابطهٔ دو دوست مجال میدهد تا تدریجی و باورپذیر شکل بگیرد؛ حسِ گذر سالها در مستندی دربارهٔ چنین پیوندی ارزشمند است. از طرف دیگر، بعضی بخشها بیش از اندازه کش مییابند و پایانبندی نیز میتوانست فشردهتر باشد.
تدوین گیرا در بسیاری لحظات این امتداد را موجه میسازد، اما نمیتواند همهٔ تکرارها و حاشیهرویها را از میان ببرد. حاصل، فیلمی است که گاه از وفاداریاش به خاطره و جزئیات سود میبرد و گاه به همان وفاداری گرفتار میشود. جمعبندی «Kurt Vonnegut: Unstuck in Time» مستندی گرم، شخصی و در بخشهایی نامتوازن است؛ فیلمی که بهجای پنهانکردن روند ساخت خود، آن را وارد روایت میکند.
« احترام فیلم به نویسنده از همینجا نیرو میگیرد؛ از آنکه شخصیتش را به پیام اخلاقی سادهای تقلیل نمیدهد. »
جمعبندی
همین انتخاب، دوستی رابرت واید و کرت ونهگت را به مرکز تجربهٔ تماشاگر میآورد و آرشیو را به چیزی فراتر از انباشت تصاویر قدیمی بدل میسازد. در مقابل، مقدمهٔ کند، انحرافهای گاهبهگاه به زندگی فیلمساز و کشآمدن بعضی بخشها از تمرکز و ایجاز اثر میکاهند. بااینهمه، ضعفهای ساختاری از ارزش عاطفی و تأملی فیلم کم نمیکنند.
این اثر نه زندگینامهای کاملاً فشرده و بیحاشیه، بلکه یادمانی ساختهشده از زمان، حافظه و رفاقت است؛ مستندی که در بهترین لحظاتش نشان میدهد گاهی راه شناخت یک نویسنده از مسیر رابطهای میگذرد که آثار او میان آدمها پدید آورده است.
« بااینهمه، ضعفهای ساختاری از ارزش عاطفی و تأملی فیلم کم نمیکنند. »
ثبت دیدگاه