نقد و بررسی
نقد کونگ فود (Kung Food) | 2018
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
خوراکیها در جستوجوی قهرمانی «Kung Food» جهانی میسازد که در آن خوراکیها نه تنها جان گرفتهاند، بلکه صاحب منش، فرهنگ و مهارتهای رزمیاند. بائو، نان بخارپز سادهدل و مشتاق قهرمانی، از دل همین جهان رنگارنگ رهسپار ماجرایی میشود که او را با جزیرهها، خطرها و دزدان دریایی روبهرو میکند.
محور سفر، محافظت از سنگ پنجمزه است؛ شیئی که سرنوشت جهان خوراکیها را به خود گره زده است. این طرح، در نگاه نخست، هم ظرفیت طنز دارد و هم امکان ساختن ماجرایی پرتحرک. فیلم از همان ایدهٔ مرکزیاش به دنبال بازی با مرز میان غذا و شخصیتپردازی است: نامها، ظاهرها و ویژگیهای خوراکیها قرار است هم جهانسازی کنند و هم مواد خام شوخی باشند.
این بازی گاه با شیرینی و ابتکار همراه میشود، اما همیشه به داستان و شخصیتها عمق نمیدهد. «Kung Food» بیش از آنکه جهان خود را با ظرافت بپروراند، میخواهد تماشاگر را در میان تصویرهای پرجنبوجوش و موقعیتهای بامزه نگه دارد. ماجرایی آشنا با چاشنی تازه مسیر بائو از الگویی شناختهشده پیروی میکند: قهرمانی کمتجربه آرزویی بزرگ دارد، از خانه و جایگاه امن خود دور میشود، با خطرها و همراهان تازه روبهرو میگردد و در خلال سفر، معنای قهرمانبودن را میآموزد.
فیلم این الگو را پنهان نمیکند و حتی به نظر میرسد بیشتر انرژیاش را صرف رنگآمیزی آن میکند تا دگرگونکردنش. از همین رو، مخاطب معمولاً میتواند مسیر کلی داستان را حدس بزند. با اینهمه، انتخاب جزیرهها و تبدیل خوراکیها به قهرمانان، به ماجراجویی رنگی خاص میدهد. تقابل با دزدان دریایی، سفر دریایی و تهدیدی که سنگ پنجمزه به همراه دارد، مواد لازم برای یک قصهٔ خانوادگی پرحادثه را فراهم میآورد.
« محور سفر، محافظت از سنگ پنجمزه است؛ شیئی که سرنوشت جهان خوراکیها را به خود گره زده است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
ضعف آنجاست که این اجزا همیشه به یک روایت منسجم بدل نمیشوند. گاهی رویدادها بیشتر شبیه ایستگاههایی جداگانه در مسیر سفرند تا حلقههای زنجیری که انتخابها و دگرگونی قهرمان را بهروشنی به هم پیوند دهند. بائو و مسئلهٔ قهرمانبودن بائو با شور و معصومیتی قابلفهم وارد قصه میشود. رؤیای قهرمانی برای او نه نشانهٔ جاهطلبی پیچیده، بلکه میل سادهٔ شخصیتی است که میخواهد از تواناییهایش فراتر رود و به کار دیگران بیاید.
این ویژگی، او را برای مخاطبان کمسنوسال دسترسپذیر میکند و زمینهای مناسب برای داستانی دربارهٔ شجاعت، پشتکار و دوستی فراهم میآورد. اما فیلم در پرداخت این ظرفیت به اندازهٔ کافی درنگ نمیکند. رشد بائو بیشتر تابع الزامهای ماجراجویی است تا نتیجهٔ کشمکشی درونی که بهتدریج شکل گرفته باشد.
او با دشواری روبهرو میشود و از آنها میگذرد، اما رابطهٔ میان تجربههایش و تغییر نگاهش همیشه بهقدر لازم روشن نیست. در نتیجه، مقصد شخصیتی او از نظر مفهومی قابلقبول است، ولی راه رسیدن به آن گاه شتابزده به نظر میرسد. دیگر شخصیتها نیز در بسیاری از لحظات بیش از آنکه فردیت مستقلی داشته باشند، به کارکردهای روایی و کمدی نزدیک میشوند.
این مسئله توان عاطفی داستان را محدود میکند: وقتی همراهان بائو بهخوبی شناخته نمیشوند، دوستی و همپیمانیشان نیز کمتر فرصت مییابد که برای تماشاگر وزن پیدا کند. جهان خوراکیها؛ جذابیت بصری و بازیهای زبانی یکی از دستاوردهای فیلم، تبدیل خوراکیهای آشنا به پیکرههایی قابلشناسایی در یک جهان خیالی است.
« ضعف آنجاست که این اجزا همیشه به یک روایت منسجم بدل نمیشوند. »
شخصیتها و اجرا
طراحی شخصیتها به فیلم امکان میدهد که از شکل، بافت و تصور روزمرهٔ غذاها برای ساختن شوخیهای دیداری استفاده کند. همین پیوند میان خوراک و ماجراجویی، فضای اثر را از انیمیشنهای قهرمانانهٔ معمول متمایز میسازد و گاه واقعاً اشتهابرانگیز و سرگرمکننده است. بااینحال، بازی با غذا و نامها گاهی چنان بر کمدی تکیه میکند که فرصت داستانگویی را میگیرد.
شوخیهای کلامی و جناسها، بهویژه در نسخههای دوبلهشده، ممکن است برای بخشی از مخاطبان نچسب یا نامأنوس جلوه کنند؛ زیرا لطیفهای که بر واژه، فرهنگ یا شیوهٔ بیان خاصی تکیه دارد، در انتقال میان زبانها بهآسانی جان سالم به در نمیبرد. برخی واکنشهای تماشاگران نیز تفاوت محسوس تجربهٔ دوبلهها را نشان میدهد: گروهی از صداگذاری انگلیسی ناراضیاند و گروهی دیگر از همان اجرا به شکل طنزآمیز استقبال میکنند.
در هر صورت، ناهماهنگی میان صدا، شوخی و فضای صحنه میتواند پیوند مخاطب با شخصیتها را سست کند. تصویر و صحنههای نبرد در بخش بصری، «Kung Food» هرگاه از توضیحدادن دست میکشد و به حرکت رو میآورد، جان بیشتری میگیرد. رنگها، شکلهای خوراکی و تضاد میان بدنهای نرم و حرکات رزمی، منبعی مناسب برای صحنههای پرانرژی فراهم میکنند.
جزیرهها نیز بهعنوان فضاهایی متفاوت، به سفر جلوهای تصویری میبخشند و کمک میکنند هر مرحله حالوهوای خود را داشته باشد. مبارزهها از بخشهای سرگرمکنندهٔ فیلماند. ضرباهنگ کنش و ترکیب آن با طراحی فانتزی شخصیتها، صحنههایی میسازد که تماشای آنها از نظر دیداری لذتبخش است. با این حال، زیبایی و انرژی تصویر همیشه به معنای انسجام نیست.
« بااینحال، بازی با غذا و نامها گاهی چنان بر کمدی تکیه میکند که فرصت داستانگویی را میگیرد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
گاهی تراکم رخدادها و حرکتها مجال نمیدهد که صحنهها اثر خود را تثبیت کنند؛ تماشاگر چیزی چشمگیر میبیند، اما کمتر فرصتی مییابد تا پیامد آن را در مسیر قصه احساس کند. ریتم، دیالوگ و طنز فیلم میکوشد با شوخیهای فراوان، فضای ماجراجویانهاش را سبک و پرتحرک نگه دارد. این انتخاب با جهان خوراکیها سازگار است، اما فراوانی لطیفهها گاه به زیان خود قصه تمام میشود.
وقتی دیالوگها پیدرپی برای جلب خنده طراحی شدهاند، مکثهای لازم برای شکلگیری رابطهها یا روشنشدن انگیزهها کمرنگ میشوند. برخی شوخیها نیز بهجای آنکه از شخصیت یا موقعیت برخیزند، صرفاً به این دلیل حضور دارند که فیلم میخواهد دربارهٔ غذا چیزی بامزه بگوید. همین مسئله بر ریتم اثر تأثیر میگذارد.
فیلم از یک سو میخواهد با حادثهها و نبردها تماشاگر را درگیر کند و از سوی دیگر از مکثکردن برای ساختن عاطفه یا شرح جهانش پرهیز میکند. حاصل، تجربهای پرجنبوجوش اما نابرابر است: بخشهایی سرگرمکننده و تصویریاند، و بخشهایی دیگر بهسبب گفتوگوهای کماثر و پیشروی قابلپیشبینی، کشش خود را از دست میدهند.
مضمونها و مخاطب در زیر لایهٔ شوخی و ماجراجویی، فیلم به مفاهیمی آشنا چون شجاعت، دوستی، همکاری و باور به توانایی خویش میپردازد. این مضمونها برای مخاطب کودک روشناند و بائو نمونهای ساده از کسی است که در مسیر مواجهه با دشواریها از آرزوی قهرمانی به مسئولیتپذیری نزدیک میشود. سنگ پنجمزه نیز میتواند در سطحی نمادین، پیوندی میان تنوع و توازن در جهان خوراکیها برقرار کند.
« ریتم، دیالوگ و طنز فیلم میکوشد با شوخیهای فراوان، فضای ماجراجویانهاش را سبک و پرتحرک نگه دارد. »
قوتها و کاستیها
ولی فیلم این اندیشهها را بیشتر عرضه میکند تا بپرورد. پیامها قابلفهماند، اما کمتر با ابهام یا کشمکش اخلاقی پیچیده میشوند. بنابراین اثر برای مخاطبی که در پی ماجراجویی رنگین و شوخیهای خوراکی است، ممکن است سرگرمکنندهتر باشد تا برای تماشاگری که انتظار شخصیتپردازی دقیق یا روایتی چندلایه دارد.
همچنین بخشی از ظرافت شوخیها و ارجاعات غذایی، بسته به آشنایی فرهنگی و کیفیت دوبله، ممکن است از مخاطب دور بماند. جمعبندی «Kung Food» فیلمی است که ایدهٔ مرکزیاش از خود اجرای آن جذابتر به نظر میرسد: خوراکیهای جاندار، جزیرههای رنگارنگ و قهرمانی که برای محافظت از جهانش راهی سفر میشود.
اثر در طراحی موقعیتهای دیداری و صحنههای مبارزه انرژی دارد و فضای پرتحرکش میتواند مخاطب جوان را با خود همراه کند. اما قصه به الگویی آشنا بسنده میکند، شخصیتها فرصت کافی برای جانگرفتن نمییابند و دیالوگها و شوخیها گاهی بهجای تقویت ماجرا، آن را پراکنده میسازند. نتیجه، انیمیشنی ناهموار اما صاحب تخیلی دوستداشتنی است: فیلمی که تماشای تصویرهایش ممکن است اشتها و کنجکاوی برانگیزد، ولی روایتش به همان اندازه مزهدار و بهیادماندنی از کار درنمیآید.
برای تماشاگرانی که در درجهٔ نخست به دنبال رنگ، حرکت و طنز خوراکیاند، تجربهای سبک و پرهیاهو فراهم میکند؛ برای کسانی که در انیمیشن بیش از هر چیز به پیوستگی داستان و شخصیتپردازی اهمیت میدهند، محدودیتهایش آشکارتر خواهد بود.
« ولی فیلم این اندیشهها را بیشتر عرضه میکند تا بپرورد. »
ثبت دیدگاه