نقد و بررسی
نقد زمین را ببوس (Kiss the Ground) | 2020
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
عنوان و چشمانداز «Kiss the Ground» مستندی درباره خاک است، اما نه صرفاً درباره لایهای از زمین که زیر پا نادیده میماند. فیلم خاک را به مرکز بحثی بزرگتر میآورد: بحران اقلیم، فرسایش زمین، شیوه تولید غذا و رابطه انسان با طبیعت. استدلال محوری آن این است که کشاورزی بازساختی ــ رویکردی که سلامت و توان زیستی خاک را در اولویت میگذارد ــ میتواند بخشی از پاسخ به این بحرانها باشد.
مستند از همان ابتدا میکوشد موضوعی تخصصی را به مسئلهای ملموس و قابلفهم بدل کند. خاک در روایت فیلم نه بستری خاموش برای کشت، بلکه سامانهای زنده و پیچیده است؛ سامانهای که گیاهان، موجودات ریز و چرخههای آب و کربن در آن به هم پیوند میخورند. این جابهجاییِ نگاه، نیروی اصلی فیلم است: بیننده را وامیدارد در چیزهایی که پیشتر بدیهی میپنداشت، دوباره تأمل کند.
روایت و ریتم ساختار مستند آموزشی و پرشتاب است. فیلم اطلاعات، مصاحبهها، نمونههای کشاورزی و توضیحهای تصویری را بهگونهای کنار هم میچیند که مخاطب تازهوارد بهراحتی مسیر بحث را دنبال کند. صدای روایتگر، Woody Harrelson، به پیوند بخشهای مختلف کمک میکند و لحن کلی اثر را از خشکی یک سخنرانی علمی دور نگه میدارد.
« فیلم خاک را به مرکز بحثی بزرگتر میآورد: بحران اقلیم، فرسایش زمین، شیوه تولید غذا و رابطه انسان با طبیعت. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این روانی، البته هزینهای هم دارد. فیلم میان مسئلهها و نمونههای گوناگون سریع حرکت میکند و گاهی پیش از آنکه یک ادعا را بهقدر کافی باز کند، سراغ ایده بعدی میرود. در نتیجه، بعضی گزارهها بیشتر همچون نکتههایی بهیادماندنی عرضه میشوند تا نتیجههایی که مسیر استدلالشان بهطور کامل روشن شده باشد.
با این همه، برای اثری که میخواهد دریچهای اولیه به موضوع بگشاید، ریتم زنده و روایت سرراست مزیتی واقعی است. خاک بهمثابه قهرمان یکی از موفقیتهای فیلم، تبدیل خاک به شخصیت اصلی روایت است؛ قهرمانی بیصدا که اهمیتش معمولاً تنها هنگام از دست رفتن آشکار میشود. مستند توضیح میدهد که سلامت خاک با نگهداشت آب، رشد گیاهان و ذخیره کربن ارتباط دارد و شیوههای کشاورزی میتوانند این ظرفیتها را تقویت یا تضعیف کنند.
این توضیحات، برای مخاطبی که پیشتر خاک را صرفاً مادهای برای کاشت میدانسته، آموزنده و برانگیزانندهاند. فیلم همچنین با تصویرکردن فرسایش و تخریب زمین، مسئلهای انتزاعی را به تجربهای دیداری تبدیل میکند. تضاد میان زمین سالم و زمینی که توان باروریاش را از دست داده، به مخاطب امکان میدهد پیام را نه فقط بشنود، بلکه ببیند.
« با این همه، برای اثری که میخواهد دریچهای اولیه به موضوع بگشاید، ریتم زنده و روایت سرراست مزیتی واقعی است. »
شخصیتها و اجرا
اما همین تأکید بصری گاه پیچیدگی موضوع را به دوگانهای ساده بدل میکند: گویی کافی است شیوهای جایگزین را برگزینیم تا زنجیره دشواریها بهسرعت وارونه شود. امید؛ نیرویی در برابر اضطراب اقلیمی لحن امیدوارانه فیلم از مهمترین ویژگیهای آن است. «Kiss the Ground» نمیخواهد بحران اقلیم را انکار کند یا شدت آن را کماهمیت جلوه دهد؛ میکوشد در برابر احساس درماندگی، امکان کنش را پیش بگذارد.
تأکید بر روشهایی که میتوانند خاک را احیا کنند و رابطه کشاورزی با طبیعت را تغییر دهند، برای بینندهای که از اخبار زیستمحیطی خسته یا ناامید شده، نیرویی دلگرمکننده دارد. این امید زمانی مؤثرتر است که بهعنوان دعوت به پرسش و اقدام فهمیده شود، نه وعدهای قطعی برای حل بحران. فیلم گاهی با اطمینان زیادی از ظرفیت کشاورزی بازساختی سخن میگوید و فاصله میان «راهکاری امیدبخش» و «راهحل فراگیر» را بهاندازه کافی برجسته نمیکند.
در نتیجه، خوشبینی اثر میتواند هم انگیزهبخش باشد و هم انتظاری بیش از حد ساده از مسئلهای چندلایه ایجاد کند. چهرهها، شهرت و تمرکز حضور بازیگران و چهرههای شناختهشده به فیلم کمک میکند موضوعی کمتر آشنا را برای مخاطبان عمومی جذاب کند. این حضور به روایت انرژی میدهد و میتواند راهی برای جلب توجه اولیه باشد؛ بهویژه برای کسانی که شاید بهتنهایی سراغ مستندی درباره خاک و کشاورزی نمیرفتند.
« امید؛ نیرویی در برابر اضطراب اقلیمی لحن امیدوارانه فیلم از مهمترین ویژگیهای آن است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بااینحال، شهرت همیشه در خدمت موضوع نیست. در برخی لحظهها، حضور سلبریتیها بیش از آنکه به فهم مسئله بیفزاید، توجه را به خود جلب میکند. وقتی افراد مشهور درباره انتخابهای غذایی یا مسئولیت فردی سخن میگویند، خطر آن هست که ساختارهای اقتصادی و نابرابریهای دسترسی به غذای سالم از قاب بیرون بمانند.
انتخاب مصرفکننده اهمیت دارد، اما همه مردم از منابع، زمان یا امکان یکسان برای انتخاب برخوردار نیستند. فیلم میتوانست این محدودیت را جدیتر بگیرد و نسبت کنش فردی با سیاستگذاری و نظام تولید غذا را روشنتر کند. غیبتها و محدودیتهای نگاه محدودیت مهم دیگر، کمرنگبودن روشهای بومی کشاورزی و دانشهایی است که در جوامع مختلف طی نسلها شکل گرفتهاند.
فیلم از کشاورزی بازساختی بهعنوان رویکردی تازه و امیدبخش سخن میگوید، اما این قاببندی ممکن است چنین برداشتی بسازد که راهحلها عمدتاً از مسیر ابتکارهای معاصر و چهرههای رسانهای آمدهاند. درحالیکه بسیاری از شیوههای مراقبت از خاک و زیستبوم، ریشه در تجربههای محلی و سنتهای دیرپای جوامع دارند.
« بااینحال، شهرت همیشه در خدمت موضوع نیست. »
قوتها و کاستیها
این غیبت صرفاً کمبود چند نام یا مثال نیست؛ بر نحوه روایت تاریخ و مالکیت دانش اثر میگذارد. وقتی تجربههای بومی در حاشیه قرار میگیرند، تصویر راهحلها ناقص میشود و تنوع زمینههای اقلیمی، فرهنگی و اقتصادی کمتر به چشم میآید. فیلم با گشودن بحثی مهم، میتوانست همزمان روشنتر نشان دهد که احیای خاک نسخهای واحد و جدا از تاریخ و جامعه نیست.
توازن میان آموزش و تبلیغ «Kiss the Ground» در مرز میان آموزش و دعوت به تغییر حرکت میکند. این موضعگیری، لزوماً نقطهضعف نیست؛ فیلم محیطزیستی میتواند آشکارا از تغییر حمایت کند. مسئله آنجاست که شور اقناعی گاهی جای بررسی محدودیتها را میگیرد. گذار به کشاورزی بازساختی به دانش، زمان، سرمایه و شرایط محلی نیاز دارد و پیامدهای آن ممکن است در همه مناطق یکسان نباشد.
فیلم این موانع را به اندازه ظرفیتهای این رویکرد برجسته نمیکند. ازاینرو بهتر است مستند را نقطه شروعی برای آشنایی با موضوع دانست، نه داوری نهایی درباره همه راههای مقابله با بحران اقلیم. قوت آن در جلب توجه به خاک و ایجاد انگیزه برای پرسیدن پرسشهای تازه است؛ ضعفش در آنجاست که گاهی پاسخ را زودتر از آنکه پیچیدگی مسئله را کامل بسنجد، پیش میکشد.
« این غیبت صرفاً کمبود چند نام یا مثال نیست؛ بر نحوه روایت تاریخ و مالکیت دانش اثر میگذارد. »
جمعبندی
جمعبندی «Kiss the Ground» مستندی خوشریتم، قابلفهم و سرشار از امید است که موضوعی کمدیدهشده را به بحثی عمومی پیوند میزند. توضیحهایش درباره خاک، ذخیره کربن و کشاورزی برای آشنایی اولیه ارزشمندند و نگاهش به خاک بهعنوان بخشی زنده از راهحلهای زیستمحیطی، اثرگذار است. در سوی دیگر، اتکای گاه افراطی به چهرههای مشهور، کمتوجهی به دانش و روشهای بومی و سادهسازی ظرفیت کشاورزی بازساختی از محدودیتهای جدی آناند.
ارزش فیلم بیش از آنکه در ارائه پاسخی کامل باشد، در تغییر زاویه دید مخاطب نهفته است: واداشتن او به دیدن خاک بهعنوان بخشی اساسی از رابطه انسان و طبیعت. این جابهجایی میتواند آغاز تأملی پربار باشد، به شرط آنکه امید فیلم با نگاه انتقادی و توجه به تنوع راهحلها همراه شود.
ثبت دیدگاه