نقد و بررسی
نقد بوس بوس بنگ بنگ (Kiss Kiss Bang Bang) | 2005
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
سیمایی در مرز جنایت و هجو «Kiss Kiss Bang Bang» فیلمی جنایی است که همزمان به قواعد ژانر خود وفادار میماند و آنها را با شیطنتی آشکار دست میاندازد. اثر Shane Black از همان ابتدا میان چند قلمرو رفتوآمد میکند: معمای قتل، کمدی سیاه، داستان رفاقت نامحتمل و هجویهای بر رؤیای هالیوودی.
این آمیزش، فیلم را از یک معمای معمولی جدا میکند؛ تماشاگر نه فقط برای کشف آنچه رخ داده، بلکه برای تماشای برخورد شخصیتها با وضعیتی که مدام از کنترلشان خارج میشود، همراه میماند. داستان از ورود Harry Lockhart به لسآنجلس آغاز میشود؛ دزدی خردهپا که بهاشتباه در مسیر بازیگری قرار گرفته است.
در آنجا با Harmony Lane، دلبستگی قدیمی دوران مدرسهاش، و Perry van Shrike، کارآگاهی که قرار است او را برای نقشی سینمایی راهنمایی کند، همراه میشود. این سهگانه بهسرعت درگیر پروندهای جنایی میشود. فیلم از شرح بیشتر ماجرا پرهیز میکند و بهتر است همینطور بماند: نیروی سرگرمکنندهٔ اثر تا حدی به ناشناختهماندن مسیر و چرخشهای آن وابسته است.
« این سهگانه بهسرعت درگیر پروندهای جنایی میشود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
راوی نامطمئن و بازی با روایت یکی از انتخابهای برجستهٔ فیلم، سپردن روایت به Harry است؛ راویای پرحرف، شتابزده و نهچندان قابلاعتماد. او گاهی رو به تماشاگر حرف میزند، دربارهٔ شیوهٔ روایت توضیح میدهد و حتی لغزشهای خودش را به رخ میکشد. این شکستن دیوار چهارم صرفاً آرایهای برای شوخی نیست: با شخصیت Harry تناسب دارد؛ مردی که همواره میان حقیقت، نقشآفرینی و داستانی که برای نجات خود میسازد، سرگردان است.
این شگرد، تماشاگر را به همدست او تبدیل میکند، اما بیهزینه نیست. روایت گاه چنان خودآگاه میشود که فیلم پیش از آنکه شوخیاش مجال بنشیند، شوخی دیگری عرضه میکند. تماشاگرانی که از طنز مستقیم و توضیحدادن لطیفه لذت میبرند، احتمالاً از این بازی استقبال میکنند؛ برای دیگران، همین ویژگی ممکن است به خودنمایی بدل شود.
بااینحال، ناپایداری روایت با آشفتگی جهان فیلم همخوان است: در اینجا هیچکس تمام ماجرا را نمیفهمد، حتی کسی که آن را تعریف میکند. شیمی بازیگران و شخصیتپردازی بخش بزرگی از جان فیلم در رابطهٔ میان Robert Downey Jr. و Val Kilmer شکل میگیرد. Harry پراضطراب و بداههپرداز است؛ Perry خونسردتر، طعنهزن و مسلط به قواعد خطرناک محیطی که Harry تازه واردش شده.
« او گاهی رو به تماشاگر حرف میزند، دربارهٔ شیوهٔ روایت توضیح میدهد و حتی لغزشهای خودش را به رخ میکشد. »
شخصیتها و اجرا
تقابل این دو، موتور اصلی بسیاری از لحظات کمدی است. شوخیها فقط در متن دیالوگها نیستند؛ مکثها، نگاهها و واکنشهای بازیگران نیز سهم دارند. هر یک از این دو بازیگر لحن دیگری را به چالش میکشد و در نتیجه، گفتوگوها حالتی زنده و پیشبینیناپذیر پیدا میکنند. Michelle Monaghan نیز در نقش Harmony حضوری فراتر از یک دلبستگی قدیمی یا چهرهای تزئینی دارد.
او به Harry پیوندی عاطفی میدهد و در عین حال، جهان فیلم را از آنِ دو مرد نمیگذارد. بااینهمه، پرداخت شخصیت او گاهی زیر سایهٔ سازوکارهای داستانی و شوخیهای فیلم قرار میگیرد. فیلم به او لحظههایی از سرسختی و آسیبپذیری میبخشد، اما همیشه به اندازهٔ دو شخصیت مرد دروننگر نیست. این نابرابری بخشی از محدودیت شخصیتپردازی اثر به شمار میرود.
لسآنجلس و نوآرِ شوخطبعانه لسآنجلس در این فیلم فقط پسزمینهای برای تعقیبوگریز و پروندهٔ قتل نیست؛ شهری است که هویتهای ساختگی و رؤیاهای سینمایی در آن بهسادگی با واقعیت مخلوط میشوند. Harry در شهری قدم میگذارد که آدمها همواره در حال بازیکردن نقشی هستند: بازیگر، کارآگاه، قربانی یا کسی که وانمود میکند اوضاع را میفهمد.
« تقابل این دو، موتور اصلی بسیاری از لحظات کمدی است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
از این منظر، فیلم بهخوبی از فضای هالیوود برای ساختن طنزی دربارهٔ فریب و نمایش استفاده میکند. سایهٔ نوآر بر اثر محسوس است: پروندهٔ جنایی، رازهای خانوادگی، شخصیتهای گرفتار و حسی از خطر که زیر سطح شوخیها جریان دارد. اما Shane Black این عناصر را با جدیتی کلاسیک عرضه نمیکند. فیلم مدام انتظار تماشاگر را منحرف میسازد و کلیشههای ژانر را به بازی میگیرد.
همین فاصلهگذاری، فضایی متمایز میآفریند؛ هرچند گاهی چنان پررنگ میشود که خطر و تاریکی داستان را کماثر میکند. ریتم، معما و پیچیدگی ریتم «Kiss Kiss Bang Bang» تند و پرجنبوجوش است. صحنهها با سرعت به یکدیگر میرسند و دیالوگها چنان فشردهاند که تماشاگر فرصت چندانی برای مکث ندارد.
این شتاب، برای کمدی و ماجراجویی فیلم سودمند است: شوخیها روی هم انباشته میشوند و اتفاقها پیش از آنکه روزمره شوند، مسیر دیگری پیدا میکنند. فیلم بهندرت در یک وضعیت ثابت میماند. اما همین ویژگی نقطهضعف آن نیز هست. معمای جنایی با شخصیتها و اطلاعات متعدد گره میخورد و پیچشهای پیدرپی گاه دنبالکردن رابطهٔ علت و معلول را دشوار میکنند.
« از این منظر، فیلم بهخوبی از فضای هالیوود برای ساختن طنزی دربارهٔ فریب و نمایش استفاده میکند. »
قوتها و کاستیها
بعضی از جزئیات بیش از آنکه به ساختاری کاملاً روشن خدمت کنند، بهانهای برای شوخی یا حرکت بعدی داستاناند. بنابراین تماشاگر ممکن است در لحظه سرگرم بماند، اما پس از پایان صحنهها دریابد که همهٔ اجزای معما را بهروشنی در ذهن نگه نداشته است. این آشفتگی برای برخی بخشی از جذابیت فیلم است؛ برای برخی دیگر، کاستیای واقعی در طراحی روایت.
طنز سیاه و محدودیتهای لحن طنز فیلم تند، گاه بیپروا و متکی بر برخورد موقعیتهای مضحک با زمینههای خشن است. شوخیها از ناشیگری Harry، کنایههای Perry و نگاه بازیگوشانهٔ فیلم به قواعد داستان جنایی نیرو میگیرند. این ترکیب، لحنی میسازد که نه کاملاً جدی است و نه صرفاً کمدی سبک؛ فیلم میخواهد خطر را حفظ کند، اما نمیگذارد خطر بهسادگی بر حالوهوای شوخ آن غلبه کند.
این تعادل همیشه موفق نیست. در بعضی لحظات، طنز از شدت موقعیت میکاهد و اجازه نمیدهد پیامدهای عاطفی یا اخلاقی اتفاقها بهتمامی احساس شوند. همچنین شوخیهای خودآگاه فیلم ممکن است برای تماشاگرانی که با شکستن مداوم فضای داستان همراه نیستند، فرساینده باشد. بااینحال، همین لحن ناهموار بخشی از هویت اثر است: فیلم نمیخواهد در قالب تریلری جدی محبوس بماند و ترجیح میدهد با جدیت ژانر بازی کند، حتی اگر گاهی بهایش کاهش تأثیر درام باشد.
« بعضی از جزئیات بیش از آنکه به ساختاری کاملاً روشن خدمت کنند، بهانهای برای شوخی یا حرکت بعدی داستاناند. »
جمعبندی
جمعبندی «Kiss Kiss Bang Bang» اثری سرزنده و نامتعارف است که بیش از آنکه بر بینقصبودن معمای جنایی تکیه کند، از شخصیتها، گفتوگوهای تیز و انرژی اجراهایش نیرو میگیرد. Robert Downey Jr. و Val Kilmer رابطهای میسازند که فیلم را حتی هنگام پیچیدهشدن بیش از حد داستان، زنده نگه میدارد؛ Michelle Monaghan نیز به این ترکیب بُعد عاطفی میافزاید.
در برابر، روایت شتابزده و پرپیچوخم، شوخیهای گاه خودنما و کمشدن وزن عاطفی بخشهای تاریک، مانع از آن میشوند که فیلم در همهٔ لحظات یکدست باشد. بااینهمه، این ناهمواریها جذابیت اثر را از میان نمیبرند. فیلمی است که نوآر را نه با وقار سرد و سنگین، بلکه با کنایه، آشفتگی و نوعی سرخوشی تلخ بازآفرینی میکند.
تماشاگرانی که از دیالوگهای پرشتاب، شخصیتهای ناسازگار و بازی با قواعد ژانر لذت میبرند، در آن تجربهای سرگرمکننده و ماندگار خواهند یافت؛ کسانی که معمایی منظم و درامی با تأثیر عاطفی پیوسته میخواهند، ممکن است با فاصلهای انتقادیتر از آن بیرون بیایند.
« بااینهمه، این ناهمواریها جذابیت اثر را از میان نمیبرند. »



ثبت دیدگاه