نقد و بررسی
نقد پادشاهی (Kingdom) | 2019
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
حماسهای درباره رؤیا و قدرت فیلم ژاپنی «Kingdom» محصول ۲۰۱۹، به کارگردانی Shinsuke Sato، جهان داستانیاش را در روزگار دولتهای جنگطلب چین باستان بنا میکند؛ عصری که جنگ و رقابت بر سر قدرت، زندگی مردمان را شکل میدهد. در مرکز روایت، شین، یتیمی که آرزوی ژنرالشدن دارد، و اِیسِی، پادشاه جوان چین، قرار میگیرند؛ دو شخصیتی که خواستههایشان از دو مسیر متفاوت میگذرد، اما به نقطهای مشترک میرسد: ساختن آیندهای متفاوت از نظمی که خشونت بر آن حاکم است.
فیلم اقتباسی از مانگای Yasuhisa Hara است و این خاستگاه در مقیاس حماسی، شخصیتپردازی پررنگ و شیوهٔ بیان اغراقآمیز آن بهخوبی دیده میشود. «Kingdom» از همان آغاز میان دو نیروی محرک حرکت میکند: رؤیای شخصی شین و آرمان سیاسی اِیسِی. یکی از پایینترین طبقات جامعه برخاسته و میخواهد با نیروی اراده جایگاهش را دگرگون کند؛ دیگری در موقعیتی سلطنتی قرار دارد، اما برای تحقق هدفش باید با بیثباتی و دشمنی سیاسی روبهرو شود.
پیوند میان این دو، موتور دراماتیک فیلم است و به داستان اجازه میدهد همزمان بر سرنوشت فردی و آیندهٔ یک کشور تمرکز کند. روایتی پرتعلیق با مقصدی روشن فیلم در طراحی آغازین خود موفق است: گذشتهٔ شین و پیوندش با رؤیای ژنرالشدن، کنجکاوی مخاطب را برمیانگیزد و ورود اِیسِی به قصه، روایت را به سوی کشمکشی سیاسی و خطرناک میکشاند.
« Kingdom» از همان آغاز میان دو نیروی محرک حرکت میکند: رؤیای شخصی شین و آرمان سیاسی اِیسِی. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
اطلاعات بهتدریج آشکار میشوند و تماشاگر همراه شخصیت اصلی، در برابر موقعیتهایی قرار میگیرد که معنای کاملشان فوراً روشن نیست. این رازآلودگی، بهویژه در بخشهای نخست، ریتمی گیرا میسازد. با اینحال، تعلیق فیلم همیشه به یک اندازه مؤثر نیست. برخی نشانهها و چیدمانهای روایی آنقدر آشنا هستند که میتوان پیامدشان را پیش از وقوع حدس زد.
گاهی نیز فیلم زودتر از آنکه فرصت کند احتمالهای مختلف را بپروراند، مسیر صحنه را آشکار میسازد. بنابراین، جذابیت قصه بیش از آنکه بر غافلگیری مداوم تکیه کند، از انرژی شخصیتها و پیشروی آنان در دل بحران سرچشمه میگیرد. شین و اِیسِی؛ دو چهره از یک آرمان شین شخصیتی پرجنبوجوش، بیقرار و سرشار از نیروی حرکت است.
شور او برای بالا رفتن از نردبان اجتماعی، در نگاه نخست آرمانی ساده و شخصی به نظر میرسد؛ اما فیلم بهتدریج نشان میدهد که رؤیای او فقط میل به شهرت نیست. شین در جهانی پر از محرومیت و خشونت، با تصور آیندهای بزرگ به خود انگیزه میدهد و همین باور، او را از تسلیمشدن بازمیدارد. جسارت و سرسختیاش، تماشای مسیر او را لذتبخش میکند، هرچند شخصیتپردازیاش گاه بیش از اندازه بر شور و عزم تکیه دارد و فرصت کمتری برای نشاندادن تردیدهای درونی او باقی میماند.
« این رازآلودگی، بهویژه در بخشهای نخست، ریتمی گیرا میسازد. »
شخصیتها و اجرا
اِیسِی نقطهٔ مقابل و در عین حال مکمل شین است. او با واقعیت سرد سیاست و مسئلهٔ مشروعیت قدرت دستوپنجه نرم میکند و به آیندهای میاندیشد که از محدودهٔ زندگی یک فرد فراتر میرود. حضور او به فیلم بُعدی سیاسی میبخشد و داستان را از ماجرای صعود یک جنگجو به پرسشی دربارهٔ رهبری و وحدت میکشاند.
تقابل میان تجربهٔ زیستهٔ شین و افق سیاسی اِیسِی، یکی از پایههای اصلی کشش فیلم است؛ هرچند فاصلهٔ میان آرمان بزرگ و پیامدهای خشونتآمیز آن، میتوانست با تردید و تناقض بیشتری بررسی شود. قدرتنمایی تصویری و صحنههای نبرد یکی از مهمترین امتیازهای فیلم، توانایی آن در آفرینش مقیاس است.
چشماندازها، اردوگاهها، لباسها و صحنهآراییها میکوشند جهان را از محدودهٔ یک ماجرای شخصی بیرون ببرند و شکوه حماسیِ محیط را پیش چشم مخاطب قرار دهند. فیلم در این بخشها از قابهای گسترده و تقابل میان بدنهای کوچک شخصیتها و فضای بزرگ پیرامونشان بهره میگیرد؛ انتخابی که حس مواجهه با تاریخی پرآشوب را تقویت میکند.
« اِیسِی نقطهٔ مقابل و در عین حال مکمل شین است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
صحنههای نبرد نیز بر حرکت و برخورد مستقیم تکیه دارند. این لحظهها نهتنها برای نمایش توان رزمی قهرمانان، بلکه برای سنجش اراده و جسارت آنان به کار میروند. در بهترین لحظات، کنش بدنی با مسیر شخصیتی شین پیوند میخورد و هر رویارویی، گامی در راه اثبات خود اوست. بااینحال، شدتپردازی و اغراق در بعضی صحنهها میتواند واقعگرایی را به حاشیه براند.
فیلم در چنین لحظاتی بیشتر به منطق حماسه نزدیک است تا بازنمایی دقیق نبرد تاریخی؛ انتخابی که برای دوستداران اکشن پرشور جذاب خواهد بود، اما ممکن است برای مخاطبی که انتظار واقعنمایی دارد، فاصلهگذار باشد. بازیها و لحن حماسی Kento Yamazaki نقش شین را با انرژی جسمانی و عاطفی قابلتوجهی پیش میبرد.
بازی او بر شتاب، خشم و اشتیاق شخصیت استوار است و با ماهیت پرتحرک داستان هماهنگی دارد. در مقابل، Ryo Yoshizawa در نقش اِیسِی حضوری کنترلشدهتر دارد؛ سکون و خویشتنداری او، به شخصیت پادشاه جوان وقار و تمرکز میبخشد. تفاوت در ریتم بازی این دو، به رابطهشان کیفیتی مکمل میدهد. بازیگران مکمل نیز به فیلم رنگ و بافت میبخشند، بهویژه در لحظاتی که روایت از کشمکش اصلی فاصله میگیرد و به ائتلافها و مناسبات قدرت میپردازد.
« صحنههای نبرد نیز بر حرکت و برخورد مستقیم تکیه دارند. »
قوتها و کاستیها
بااینهمه، لحن حماسی فیلم گاهی شخصیتها را در قالبهای روشن و ازپیشتعریفشده قرار میدهد. برخی چهرهها بیش از حد نیکسرشت یا شرور به نظر میرسند و خاکستریهای اخلاقی، آنقدر که ظرفیت تاریخی و سیاسی داستان اجازه میدهد، پرورش نمییابند. این سادگی به وضوح درام کمک میکند، اما از پیچیدگی آن میکاهد.
سیاست، ریتم و محدودیتهای روایت «Kingdom» میخواهد هم فیلمی پرتحرک دربارهٔ مبارزه باشد و هم روایتی دربارهٔ قدرت و شکلگیری یک آرمان سیاسی. این دو وجه همیشه بهنرمی در هم نمیآمیزند. صحنههای اکشن از ریتمی تند و مستقیم بهره میبرند، اما در بخشهایی که گفتوگوها و مناسبات سیاسی در مرکز قرار میگیرند، حرکت داستان کندتر میشود.
این مکثها گاه برای روشنکردن انگیزهها ضروریاند، ولی در بعضی موارد توضیحات بیش از اندازه بر روند درام سایه میاندازند. از سوی دیگر، فیلم در پی آن است که داستانی پرشخصیت و گسترده را در قالب زمانی محدود روایت کند. نتیجه آن است که بعضی انگیزهها سریع معرفی میشوند و برخی رابطهها مجال چندانی برای عمقیافتن پیدا نمیکنند.
« بااینهمه، لحن حماسی فیلم گاهی شخصیتها را در قالبهای روشن و ازپیشتعریفشده قرار میدهد. »
جمعبندی
همین فشردگی، در کنار قابلپیشبینیبودن بخشی از تعلیقها، باعث میشود شماری از موقعیتها بیشتر کارکردی روایی داشته باشند تا آنکه به تجربهای پیچیده و چندلایه بدل شوند. با وجود این، فیلم در حفظ جهت کلی خود موفق است و مخاطب را میان رؤیای شین و چشمانداز سیاسی اِیسِی همراه نگه میدارد.
جمعبندی «Kingdom» اثری حماسی و پرانرژی است که بیش از هر چیز با نیروی حرکت، نبردهای پرشور و کشش میان دو شخصیت محوریاش اثر میگذارد. فیلم داستان صعود فردی را به رؤیایی بزرگتر پیوند میزند و از این راه، میان انگیزهٔ شخصی و آرمان سیاسی پلی میسازد. جهان تاریخی آن مقیاس و رنگوبوی چشمگیری دارد و بازیهای اصلی نیز به تقابل دو نگاه متفاوت جان میبخشند.
در سوی دیگر، کندشدن ریتم در بخشهایی از گفتوگوهای سیاسی، سادهسازی اخلاقی بعضی شخصیتها و قابلحدسبودن برخی تعلیقها، مانع از آن میشود که فیلم در همهٔ لحظات به پیچیدگی مورد انتظارش برسد. بااینحال، «Kingdom» برای تماشاگرانی که از حماسههای تاریخیِ آمیخته با اکشن، رؤیاهای بلندپروازانه و شخصیتهایی مصمم لذت میبرند، تجربهای سرگرمکننده و پرکشش است؛ اثری که قدرت اصلیاش را نه در غافلگیری دائمی، بلکه در شور و شکوه روایت مییابد.
« جهان تاریخی آن مقیاس و رنگوبوی چشمگیری دارد و بازیهای اصلی نیز به تقابل دو نگاه متفاوت جان میبخشند. »



ثبت دیدگاه