نقد و بررسی
نقد پادشاهی 2 به سوی سرزمین دور (Kingdom 2: Far and Away) | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ادامهای که میدان جنگ را به مرکز روایت میآورد «Kingdom 2: Far and Away» دنبالهای است که آشکارا میخواهد جهان فیلم نخست را بزرگتر، پرتحرکتر و حماسیتر کند. شین همچنان رؤیای ژنرالشدن را در سر دارد و یینگ ژنگ همچنان در پی یکپارچهکردن سرزمین است؛ اما اینبار آرمانهای بزرگ در برابر واقعیتی زمینی قرار میگیرند: سربازانی که باید زیر بار هجوم ارتش وی دوام بیاورند.
فیلم بهجای آنکه تنها از جاهطلبی و سیاست سخن بگوید، بخش عمدهای از زمان خود را به تجربهی نخستین میدان نبرد برای شین اختصاص میدهد؛ تجربهای که آرزوهای قهرمانانه را با خستگی، آشفتگی و خطر مرگ روبهرو میکند. این تغییر تمرکز هم امتیاز فیلم است و هم منشأ بخشی از کاستیهای آن. از یک سو، جنگ به رویدادی ملموس بدل میشود و شین را در موقعیتی قرار میدهد که برای رشد، ناچار است از شعار و خیال فاصله بگیرد.
از سوی دیگر، روایت گاه چنان در پی نمایش نبرد است که فرصت پرداختن به مناسبات سیاسی و تحول درونی شخصیتها را از دست میدهد. حاصل، دنبالهای پرانرژی و تماشایی است که در ساختن لحظههای بزرگ موفقتر از پیوند دادن همهی آن لحظهها به یک مسیر دراماتیک یکدست عمل میکند. شین میان رؤیا و واقعیت هستهی شخصیتی شین همان آرزوی بلندپروازانهی همیشگی اوست؛ آرزویی که در فیلم نخست بیشتر جنبهی اعلام موضع داشت، اما اکنون باید در بوتهی عمل آزموده شود.
او در میان نیروهایی قرار میگیرد که نه به سابقهاش اعتنا دارند و نه ادعاهایش را بیچونوچرا میپذیرند. همین فاصله میان تصویری که شین از آیندهی خود دارد و جایگاه واقعیاش در صف سربازان، زمینهی مناسبی برای نمایش رشد او فراهم میکند. با این حال، فیلم همیشه از این ظرفیت بهطور کامل بهره نمیبرد.
« این تغییر تمرکز هم امتیاز فیلم است و هم منشأ بخشی از کاستیهای آن. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
شین گاه همچنان با همان شور پرخروش و واکنشهای آشکار پیش میرود و تغییر او بیشتر از دل کنشهای جنگی فهمیده میشود تا از راه گفتوگو یا تأمل. بازی کنتو یامازاکی انرژی لازم را به نقش میبخشد و در لحظههای اکشن، حضور بدنی قابلتوجهی دارد؛ اما فیلم برای ترسیم پیچیدگیهای عاطفی او کمتر مکث میکند.
در نتیجه، مسیر شخصیت قابلپیگیری است، ولی همواره به اندازهی دامنهی آرمانهایش ژرف نمیشود. در سوی دیگر، یینگ ژنگ حضوری دارد که افق سیاسی داستان را زنده نگه میدارد. پادشاهی که از یکپارچگی سرزمین سخن میگوید، ناگزیر باید با تهدیدهای داخلی و خارجی دستوپنجه نرم کند. با اینهمه، این خط داستانی بیشتر نقش زمینه و یادآوری را دارد تا نیرویی همسنگ با جنگ اصلی.
هرگاه فیلم از میدان نبرد فاصله میگیرد، امکان گسترش درام سیاسی پدیدار میشود؛ اما این امکان معمولاً زود جای خود را به حرکت بعدی سپاهها میدهد. نبردهایی بزرگ، پرجنبوجوش و گاه بیقاعده مهمترین جاذبهی فیلم در طراحی و اجرای صحنههای جنگی آن است. لشکرها در قابهایی گسترده گرد هم میآیند و حرکت جمعی سربازان، پرچمها و آرایش نیروها، حس رویاروییای بزرگتر از نبردهای کوچک و شخصی ایجاد میکند.
فیلم میکوشد مقیاس درگیری را نه فقط با شمار سپاهیان، بلکه با آشفتگی میدان، سرعت تغییر موقعیتها و فشار حملهها منتقل کند. در بهترین لحظهها، تماشاگر احساس میکند شخصیتها در میان نیرویی عظیم گرفتار شدهاند، نه آنکه صرفاً در برابر گروهی از دشمنان صف کشیده باشند. اکشن نیز از شتاب و جسارت برخوردار است.
« در نتیجه، مسیر شخصیت قابلپیگیری است، ولی همواره به اندازهی دامنهی آرمانهایش ژرف نمیشود. »
شخصیتها و اجرا
حرکت دوربین و ضرباهنگ تدوین، برخوردها را پرتنش نگه میدارند و حضور بازیگران در مبارزهها به صحنهها نیرویی فیزیکی میدهد. نبردهای شین و کیوکای در مقیاسی نزدیکتر، از این جهت با رویاروییهای سپاهی تفاوت دارند: در آنها سرعت، مهارت فردی و واکنش آنی اهمیت مییابد. فیلم در پیوند دادن این دو مقیاس ــ مبارزهی تنبهتن و نبرد ارتشها ــ گاه موفق میشود تصویری پویا از جنگ بسازد.
اما بزرگی صحنهها همیشه به معنای وضوح نیست. در بعضی لحظهها، قاب آنقدر از نیروهای متحرک، برخوردها و تغییر مسیرها انباشته میشود که دنبالکردن منطق کنش دشوار است. افزون بر این، برخی حرکتهای رزمی بیش از آنکه از شرایط میدان بیرون بیایند، برای ایجاد هیجان طراحی شدهاند. این اغراق با خاستگاه حماسی و مانگایی اثر سازگار است، ولی اگر تماشاگر انتظار واقعگرایی نظامی داشته باشد، ممکن است فاصلهی میان نمایش و باورپذیری را محسوس بیابد.
کیوکای؛ حضوری متمایز در میان هیاهو کیوکای از چهرههایی است که به فیلم امکان میدهد از تکرار یک الگوی صرفاً قهرمانانه فاصله بگیرد. حضور او فقط به مهارت رزمی محدود نمیشود؛ آرامش و رازآلودگی رفتارش، در تقابل با شور آشکار شین، کیفیت دیگری به فضای گروه میبخشد. نانا سِینو نقش را با تسلط و حضور بدنی چشمگیر اجرا میکند و صحنههای مبارزهاش از بخشهایی است که فیلم در آنها بهخوبی از طراحی حرکت بهره میگیرد.
اهمیت کیوکای همچنین در این است که یادآور میشود میدان جنگ از مجموعهای از انگیزههای شخصی ساخته شده است. سربازان صرفاً قطعاتی در آرایش یک ارتش نیستند؛ هرکدام پیشینه، ترس و خواستهای دارند که میتواند بر انتخابهایشان اثر بگذارد. فیلم برای گسترش این لایههای شخصی فرصت محدودی فراهم میکند، اما هر بار که کیوکای به مرکز توجه میآید، داستان از نمایش صرف قدرت فاصله میگیرد و امکان بروز عاطفه و انگیزهای فردی پیدا میکند.
« اما بزرگی صحنهها همیشه به معنای وضوح نیست. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
ریتمی که میان شتاب و فرسودگی نوسان دارد با وجود ضرباهنگ تند بسیاری از صحنههای اکشن، فیلم در مجموع از مسئلهی طول و کشآمدن بینصیب نیست. برخی بخشهای میانی بیش از اندازه در موقعیتی مشابه میمانند: نیروها با مانعی تازه روبهرو میشوند، درگیری بالا میگیرد و مسیر داستان دوباره به میدان بازمیگردد.
چون تنوع در شکل نبردها همیشه به همان اندازهی تنوع در مقیاس آنها نیست، تکرار میتواند بهتدریج از شدت هیجان بکاهد. این مسئله بهویژه هنگامی آشکار میشود که قصهی فرعی یا مکثی روایی، بهجای افزودن معنایی تازه به جنگ، صرفاً زمان روایت را طولانی میکند. فیلم میخواهد همزمان دربارهی جاهطلبی شین، وفاداری گروه، خطر سیاسی برای یینگ ژنگ و تهدید ارتش وی سخن بگوید؛ اما سهم نامتوازن این خطها باعث میشود بعضی از آنها نیمهپرداخته بمانند.
تماشاگر ممکن است در بخشهایی از فیلم احساس کند که داستان در حال تکرار همان تأکیدهای قبلی است، بیآنکه شخصیتها به همان اندازه پیش بروند. بازیگری و جهان دیداری بازیها از نقاط قوت فیلماند، بهخصوص در لحظههایی که شخصیتها ناچارند میان هراس و اراده تعادل برقرار کنند. یامازاکی شور شین را حفظ میکند و در عین حال، حضورش در جنگ را با آسیبپذیری یک سرباز کمتجربه پیوند میزند.
ریو یوشیزاوا نیز در نقش یینگ ژنگ، وقار و تمرکزی را به شخصیت میدهد که او را از قهرمان میدان جدا میکند. فاصلهی میان پادشاهی که افقی سیاسی ترسیم میکند و جوانی که رؤیای پیروزی را با نیروی بازو دنبال میکند، به فیلم بُعدی فراتر از اکشن میبخشد؛ هرچند این تقابل میتوانست پروردهتر باشد.
« یامازاکی شور شین را حفظ میکند و در عین حال، حضورش در جنگ را با آسیبپذیری یک سرباز کمتجربه پیوند میزند. »
قوتها و کاستیها
جهان دیداری فیلم بر شکوه و انبوهی تکیه دارد. پوششها، تجهیزات و طراحی میدانها به داستان حس حماسی میدهند و قابهای وسیع، مقیاس جنگ را برجسته میکنند. در مقابل، همین میل به عظمت گاهی به شلوغی بصری میانجامد؛ جزئیات فراوان میشوند و مرکز توجه از دست میرود. موسیقی نیز در همراهی با صحنههای بزرگ، بر حس حماسی میافزاید، اما فیلم بیش از آنکه از سکوت یا مکث برای ایجاد تنش بهره بگیرد، به حرکت و شدت متکی است.
دنبالهای برای دوستداران اکشن حماسی «Kingdom 2: Far and Away» بیش از هر چیز فیلمی دربارهی تجربهی جنگ است: دربارهی فاصلهی میان آرزوی قهرمانشدن و واقعیت سربازی در صفی آشفته. این ایده در بهترین لحظههای فیلم بهخوبی از دل کنش بیرون میآید، اما گاه زیر بار نبردهای پیاپی و شاخههای روایی کمپرداخت پنهان میشود.
دنباله در گسترش مقیاس و افزودن چهرههایی چون کیوکای موفق است، ولی از نظر تنوع روایی و کنترل ریتم، همواره به اندازهی صحنههای جنگیاش مطمئن پیش نمیرود. پایانبندی، بیآنکه نیاز باشد جزئیاتش آشکار شود، حس ادامهداشتن مسیر را حفظ میکند و توجه را به آیندهی شخصیتها برمیگرداند. این انتخاب برای مجموعهای که بر آرمانهای بلندمدت بنا شده مناسب است؛ هرچند بیشتر همچون وعدهای برای فصل بعد عمل میکند تا پاسخی کامل به همهی پرسشهای این قسمت.
جمعبندی این دنباله برای تماشاگرانی که از نبردهای گسترده، اکشن پرشتاب و حماسهای آمیخته با اغراق لذت میبرند، تجربهای سرگرمکننده و پرلحظههای بهیادماندنی فراهم میکند. حضور کیوکای و انرژی بازیگران به فیلم جان میدهد و شکوه میدانهای جنگی، نقطهی قوت آشکار آن است. در برابر، تکرار درگیریها، کشآمدن بعضی بخشها و گاه نامعقولشدن حرکتهای رزمی، مانع از آن میشود که هیجان در سراسر اثر یکدست بماند.
« جهان دیداری فیلم بر شکوه و انبوهی تکیه دارد. »
جمعبندی
«Kingdom 2: Far and Away» در نمایش جنگ توانمندتر از پرداخت لایههای انسانی و سیاسی آن است؛ بااینحال، شور رواییاش بهاندازهای باقی میماند که تماشاگر را برای ادامهی سفر شین و همراهانش مشتاق نگه دارد.
ثبت دیدگاه