نقد و بررسی
نقد پادشاه قاتلان (King of Killers) | 2023
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به قلمرو آشنای آدمکشها «King of Killers» از همان آغاز خود را بهعنوان اکشنی بیپرده معرفی میکند: مارکوس گاران، آدمکشی حرفهای با گذشتهای پرتنش، برای مأموریتی پرهزینه راهی توکیو میشود؛ مأموریتی که قرار است به رویارویی با مشهورترین قاتل جهان بینجامد. اما وقتی روشن میشود چند آدمکش دیگر نیز برای همان هدف گرد آمدهاند، رقابت به دام بدل میشود و شکارچیان جای خود را با شکار عوض میکنند.
این طرح ساده و پُرظرفیت، موتور اصلی فیلم است؛ طرحی که وعدهٔ برخورد چهرههای خشن، اتحادهای ناپایدار و نبردی برای بقا را میدهد. فیلم را کوین گریوئو، خالق رمان تصویری همنام، نوشته و کارگردانی کرده است. اثر بیش از آنکه در پی بازتعریف ژانر باشد، به الگوی آشنای اکشن دربارهٔ قاتلان قراردادی وفادار میماند.
جذابیت آن نه در تازگی بنیادی داستان، بلکه در امکان گردآوردن چند چهرهٔ مسلح و خطرناک در فضایی محدود و واداشتنشان به سنجیدن توانایی یکدیگر است. این انتخاب به فیلم انرژی اولیه میدهد، اما همزمان سقفی نیز برای آن میسازد: تماشاگر خیلی زود با قواعد کلی بازی آشنا میشود و انتظار دارد اجرا، شخصیتپردازی یا طراحی اکشن چیزی فراتر از قراردادهای معمول عرضه کند.
طرحی پرکشش با روایتی آشنا ایدهٔ رقابت میان آدمکشهای بینالمللی، بهخودیخود برای ساختن تعلیق و کشمکش ظرفیت دارد. هر شخصیت میتواند با مهارت، خلقوخو و انگیزهای متفاوت وارد میدان شود؛ هر پیمان موقتی نیز ممکن است در لحظهای به تهدید بدل گردد. فیلم از این ظرفیت بهره میگیرد تا موقعیتی پرتنش بسازد و تماشاگر را در انتظار رویارویی بعدی نگه دارد.
« فیلم را کوین گریوئو، خالق رمان تصویری همنام، نوشته و کارگردانی کرده است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
جابهجایی نقشها ــ از مأموریت شکار به وضعیتی که خودِ مأموران شکار میشوند ــ نیز نقطهٔ عطفی مناسب برای تغییر جهت داستان است. با این همه، استخوانبندی روایت چندان غافلگیرکننده نیست. شخصیتها اغلب بیش از آنکه با گذشته و انگیزههای پیچیدهشان تعریف شوند، به جایگاهی در معادلهٔ اکشن تبدیل میشوند: یکی تهدیدآمیز است، دیگری ماهر، و دیگری به قهرمان نزدیکتر.
در نتیجه، طرحی که میتوانست بر بیاعتمادی، رقابت و بازیهای روانی تکیه کند، گاه به زنجیرهای از مواجههها و توضیحهای روایی تقلیل مییابد. فیلم اطلاعات لازم برای پیشبرد قصه را عرضه میکند، اما کمتر فرصت مییابد آنها را به تجربهای عاطفی یا فکری تبدیل کند. اکشن؛ نقطهٔ اتکای اصلی جایی که «King of Killers» بیش از همه به هدف خود نزدیک میشود، صحنههای درگیری است.
فیلم بهجای آنکه تمام جذابیتش را بر معمای مأموریت بنا کند، بار مهمی از سرگرمی را بر دوش زد و خورد، اسلحه و هنرهای رزمی میگذارد. این رویکرد برای مخاطبی که از یک فیلم اکشن انتظار تحرک و برخورد مستقیم دارد، مزیتی روشن است. نبردها به قصه فرصت میدهند از سکون خارج شود و حضور آدمکشهای متعدد نیز امکان تنوع در شیوهٔ مبارزه و میزان خطر را فراهم میکند.
با وجود این، صحنههای اکشن همیشه به اندازهای که باید، از شخصیتها و موقعیت داستانی سرچشمه نمیگیرند. در بهترین لحظات، مبارزه بخشی از کشمکش میان آدمهاست؛ در لحظات ضعیفتر، بیشتر به وقفهای نمایشی میماند که صرفاً قرار است ضرباهنگ را بالا ببرد. فیلم در ایجاد هیجان آنی موفقتر است تا در ساختن تنشی ماندگار.
« با این همه، استخوانبندی روایت چندان غافلگیرکننده نیست. »
شخصیتها و اجرا
به همین دلیل، صحنههای درگیری میتوانند سرگرمکننده باشند، بیآنکه الزاماً در ذهن تماشاگر بهعنوان لحظاتی منحصربهفرد ثبت شوند. شخصیتها و بازیها مارکوس گاران در مرکز روایت قرار دارد و داستان برای پیشبرد ماجرا به او تکیه میکند، اما فیلم بهسختی میان مهارت حرفهای او و جهان درونیاش پیوندی قانعکننده برقرار میسازد.
قهرمان اکشن لازم نیست پیچیدگی روانشناختی یک درام را داشته باشد، اما برای آنکه خطرهای پیرامونش اهمیت پیدا کنند، باید دستکم خواستهها و آسیبپذیریهایش ملموس باشند. اینجا شخصیتها بیشتر از آنکه در گفتوگو و کنش بهتدریج شناخته شوند، با نشانههای معمول ژانر معرفی میشوند؛ ازاینرو دشوار است نسبت به سرنوشتشان احساسی جدی پیدا کنیم.
بازیها نیز در یک سطح قرار ندارند و در مجموع به فیلم قدرتی بیش از آنچه دارد نمیبخشند. حضور فرانک گریلو برای مخاطبان اکشن میتواند جذاب باشد؛ او با چهره و لحن آشنای خود فوراً فضای فیلم را به قلمروی خشن و اغراقآمیز میبرد. بااینحال، این حضور بهتنهایی نمیتواند کمبود عمق شخصیتها را جبران کند.
برخی اجراها بیش از اندازه جدی یا نمایشیاند و گفتوگوها گاهی بهجای طبیعیکردن روابط، تصنع آنها را آشکارتر میکنند. حاصل، مجموعهای از آدمکشهای بالقوه جذاب است که کمتر فرصت مییابند واقعاً به شخصیتهایی بهیادماندنی تبدیل شوند. لحن و حالوهوای اکشن کلاسیک فیلم آشکارا به سنت اکشنهای پرآوازه و مستقیم نظر دارد؛ آثاری که در آنها قهرمانان کمحرف، دشمنان خطرناک و رویاروییهای بدنی بخش اصلی لذت تماشا را میسازند.
« بازیها نیز در یک سطح قرار ندارند و در مجموع به فیلم قدرتی بیش از آنچه دارد نمیبخشند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این انتخاب میتواند برای علاقهمندان این جنس سینما خوشایند باشد، بهخصوص اگر از فیلم انتظار پیچیدگی روایی یا واقعگرایی سختگیرانه نداشته باشند. «King of Killers» در لحظاتی از همان سرخوشی اغراقآمیز بهره میگیرد که در اکشنهای درجهدو نیز گاه جذابیتی خاص ایجاد میکند: ژستهای قهرمانانه، تهدیدهای بزرگ و مسابقهای برای اثبات برتری.
اما مرز میان اغراقِ آگاهانه و ناخواسته همیشه روشن نیست. گاهی فیلم چنان بر خفننمایی شخصیتها پافشاری میکند که لحنش بهجای اقتدار، رنگی ناخواسته مضحک پیدا میکند. اگر تماشاگر با قراردادهای این نوع اکشن همراه شود، ممکن است همین زیادهروی را بخشی از سرگرمی بداند؛ اگر در پی فضاسازی حسابشده و دیالوگهای ظریف باشد، احتمالاً با فاصله به فیلم نگاه خواهد کرد.
اثر در بهترین حالت خود میداند چه نوع سرگرمیای میخواهد باشد، اما همیشه در اجرای آن به یکدستی نمیرسد. توکیو و ظرفیت ازدسترفتهٔ فضا انتقال داستان به توکیو میتوانست فرصتی برای ساختن فضایی متمایز باشد؛ شهری با تضاد میان نظم ظاهری، تراکم جمعیت و جهان پنهان خشونت. در روایتهایی از این دست، مکان صرفاً پسزمینه نیست، بلکه میتواند بر شیوهٔ حرکت شخصیتها، میزان دیدهشدن یا پنهانماندنشان و حتی حالوهوای تعقیبوگریز اثر بگذارد.
فیلم از نام و موقعیت شهر برای ایجاد حس بینالمللی ماجرا استفاده میکند، اما این بهرهگیری همیشه به ساخت یک هویت بصری و دراماتیک مستقل نمیانجامد. در نتیجه، توکیو بیشتر بخشی از وعدهٔ جهانگستر فیلم باقی میماند تا عنصری فعال در روایت. این مسئله بهویژه از آنجا اهمیت دارد که گردهمآوردن آدمکشهایی از کشورهای مختلف، مخاطب را به انتظار برخورد فرهنگها و شیوههای متفاوت عمل میاندازد.
« اما مرز میان اغراقِ آگاهانه و ناخواسته همیشه روشن نیست. »
قوتها و کاستیها
فیلم گاهی به این امکان اشاره میکند، اما معمولاً آن را به عمق نمیرساند. فضای بینالمللی جذابیت مقدماتی دارد، ولی بهاندازهٔ کافی در شخصیتپردازی و طراحی صحنهها رسوخ نمیکند. دنبالهپذیری و وعدهٔ جهان گستردهتر یکی از جنبههای قابلتوجه اثر، علاقهاش به حفظ امکان ادامهٔ داستان است.
فیلم میکوشد جهان آدمکشها و سلسلهمراتب قدرت در آن را بزرگتر از ماجرای یک مأموریت نشان دهد. این حسِ گشودهبودن میتواند برای مخاطبی که از رقابت شخصیتها لذت برده، کشش ایجاد کند و این پرسش را پیش بکشد که در ادامه چه کسانی وارد میدان خواهند شد. پایانبندی نیز بیآنکه لازم باشد جزئیاتش فاش شود، حالوهوایی دارد که امکان ادامه را به ذهن میآورد.
بااینحال، دنبالهپذیری زمانی امتیاز محسوب میشود که فیلم نخست نیز شخصیتها و قواعد جهان خود را بهقدر کافی استوار کرده باشد. «King of Killers» بیش از آنکه همهٔ ظرفیتهایش را در همین قسمت به ثمر برساند، به گشودن درهای احتمالی آینده علاقه نشان میدهد. این انتخاب میتواند برای برخی مخاطبان نویدبخش باشد؛ برای برخی دیگر، شاید نشانهای از آن باشد که فیلم برای جبران ضعفهای روایی خود به وعدهٔ داستانی بعدی تکیه کرده است.
جمعبندی «King of Killers» اکشنی است که در ایدهٔ رقابت آدمکشها و در صحنههای زد و خورد، ظرفیت سرگرمکردن دارد، اما در داستانگویی و شخصیتپردازی به اندازهٔ وعدهٔ اولیهٔ خود پیش نمیرود. فیلم از طرحی جذاب برای ساختن تعلیق بهره میگیرد، ولی آن را با شخصیتهایی کمعمق، دیالوگهایی گاه تصنعی و روایتی آشنا همراه میکند.
« فیلم گاهی به این امکان اشاره میکند، اما معمولاً آن را به عمق نمیرساند. »
جمعبندی
حضور فرانک گریلو و حالوهوای اکشن کلاسیک به اثر هویت میدهند، هرچند نمیتوانند همهٔ ضعفهای آن را بپوشانند. تماشاگرانی که از اکشنهای پرتحرک، مبارزه و اغراق ژانری لذت میبرند، احتمالاً لحظاتی سرگرمکننده در آن پیدا خواهند کرد؛ بهویژه اگر از فیلم انتظار درامی پیچیده یا شخصیتهایی چندلایه نداشته باشند.
اما برای کسانی که پیوند عاطفی با قهرمانان و انسجام روایی را شرط اصلی یک فیلم موفق میدانند، جذابیت «King of Killers» محدودتر خواهد بود. فیلم بیش از آنکه تجربهای ماندگار بسازد، یادآور این نکته است که ایدهٔ خوب و اکشن قابلقبول، بدون شخصیتهایی باورپذیر و داستانی محکم، تنها بخشی از راه را طی میکنند.
« حضور فرانک گریلو و حالوهوای اکشن کلاسیک به اثر هویت میدهند، هرچند نمیتوانند همهٔ ضعفهای آن را بپوشانند. »
ثبت دیدگاه