نقد و بررسی
نقد کینگ کونگ (King Kong) | 1933
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جایگاه یک اسطورهٔ سینمایی «کینگکنگ» ساختهٔ سال ۱۹۳۳، تنها ماجرای برخورد انسان با موجودی عظیمالجثه نیست؛ فیلمی است که خیالپردازی سینمایی را به نیرویی نمایشی بدل میکند. اثر به کارگردانی مریان سی. کوپر و ارنست بی. شودسک، از همان آغاز میان دو جهان رفتوآمد دارد: جهان مدرنِ کشتی، دوربین و شهر، و جهانی رازآلود که در جزیرهای دورافتاده پنهان مانده است.
همین تقابل، به داستان ماجراجویانهٔ آن لایهای فراتر از هیجان میبخشد: انسان به قلمرو ناشناخته قدم میگذارد، اما آنچه مییابد را نه میفهمد و نه میپذیرد؛ میکوشد آن را به نمایش و تملک درآورد. با وجود گذشت بیش از نود سال از ساختهشدن فیلم، نیروی بنیادین آن همچنان قابلدرک است. «کینگکنگ» از آن آثاری است که اهمیتش فقط در تأثیر تاریخی یا شهرت شخصیت مرکزی خلاصه نمیشود؛ فیلم نشان میدهد چگونه تصویر، موسیقی، حرکت و تعلیق میتوانند از امکانات فنی محدود فراتر بروند و جهانی باورپذیر در ذهن مخاطب بسازند.
روایتی از کشف و تصاحب مسیر داستان از تصمیم کارل دنهام برای ساخت فیلمی استثنایی آغاز میشود و به جزیرهای ناشناخته میرسد؛ جایی که گروه او با نظمی بیگانه و نیرویی هراسآور روبهرو میشود. سپس ماجرا از فضای محصور و وهمآلود جزیره به نیویورک منتقل میشود. این جابهجایی، صرفاً تغییر مکان نیست: فیلم دو شیوهٔ مواجهه با موجود زنده را کنار هم میگذارد؛ نخست ترس آمیخته به ناآگاهی در برابر طبیعت، و بعد نگاه سودجویانهای که هر امر شگفت را به نمایش بدل میکند.
ساختار روایت در بخش نخست، آرامآرام اطلاعات میدهد و انتظار میسازد؛ در بخش جزیره، رخدادها شتاب میگیرند و خطر از گوشهوکنار قاب سر برمیآورد. در ادامه، فضای شهری و نظم ظاهری آن، بهجای آنکه امنیت بیاورد، زمینهای تازه برای تنش فراهم میکند. این تغییر لحن به فیلم امکان میدهد هم ماجرایی پرحادثه باشد و هم دربارهٔ میل انسان به مهار و بهرهبرداری از ناشناخته پرسشهایی طرح کند.
« با وجود گذشت بیش از نود سال از ساختهشدن فیلم، نیروی بنیادین آن همچنان قابلدرک است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
جزیره؛ قلمرو تعلیق و هراس یکی از موفقیتهای ماندگار فیلم، فضاسازی جزیره است. جنگلهای انبوه، مه و چشماندازهایی که کامل دیده نمیشوند، حس ورود به جایی بیرون از تجربهٔ روزمره را تقویت میکنند. فیلم بهجای آنکه همهچیز را بیدرنگ آشکار کند، از تاریکی و فاصله بهره میگیرد؛ گاهی تهدید را پیش از آنکه خودِ آن را ببینیم، از واکنش شخصیتها یا از آشفتگی محیط حس میکنیم.
این تأخیر، تعلیق میآفریند و تخیل تماشاگر را فعال نگه میدارد. در این میان، طراحی صحنه و قاببندی اهمیت ویژهای پیدا میکنند. درختان و صخرهها نه فقط پسزمینه، بلکه بخشی از سازوکار تهدید هستند؛ گروه کوچک انسانها در برابر محیطی بزرگ و بیاعتنا، آسیبپذیر به نظر میرسد. فیلم با این مقیاسبندی، تنهایی و ناتوانی شخصیتها را محسوس میکند.
هرچند تماشاگر امروز ممکن است برخی جلوههای بصری را ساختگی تشخیص دهد، ایدهٔ بنیادین فضاسازی همچنان کار میکند: جزیره پیش از آنکه مکانی جغرافیایی باشد، قلمرو ترس و ناشناختگی است. کینگکنگ؛ هیولا یا شخصیت؟ ماندگاری کینگکنگ تنها به عظمت جسمانی او وابسته نیست. فیلم او را هم منشأ خطر نشان میدهد و هم موجودی برخوردار از واکنش، اراده و نوعی پیوند عاطفی.
همین دوگانگی، تصویر او را از یک هیولای ساده فراتر میبرد. تماشاگر میتواند از قدرتش بترسد و در همان حال، در برابر تنهایی و آسیبپذیریاش احساس همدلی کند. این تضاد، نقطهٔ مرکزی جذابیت شخصیت است: کینگکنگ نه کاملاً قابلفهم است و نه میتوان او را صرفاً به نیرویی بیجان و ویرانگر فروکاست.
« جزیره؛ قلمرو تعلیق و هراس یکی از موفقیتهای ماندگار فیلم، فضاسازی جزیره است. »
شخصیتها و اجرا
در برابر او، کارل دنهام نمایندهٔ نگاه انسانِ جویای شهرت و نمایش است؛ شخصیتی پرانرژی و عملگرا که میل به دستیابی به رویدادی بیمانند، بر قضاوتش سایه میاندازد. آن دارو در مرکز رابطهای قرار میگیرد که فیلم با آن میان ترس و دلسوزی پل میزند، درحالیکه جک دریسکول بیشتر به سوی عمل و واکنش در موقعیتهای خطرناک سوق داده میشود.
این شخصیتپردازیها در همهجا یکساناً ظریف نیستند، اما برخورد دیدگاههای متفاوت به کینگکنگ، به کشمکش اصلی فیلم بُعدی اخلاقی میدهد. جلوههای ویژه و هنرِ باوراندن از مهمترین دستاوردهای فیلم، شیوهٔ جانبخشیدن به کینگکنگ و موجودات دیگر است. جلوههای ویژهٔ آن بر ترکیبی از پویانماییِ تکفریم، مدلهای مینیاتوری، نقاشیهای پسزمینه و تصویرپردازی ترکیبی تکیه دارند؛ روشهایی که قرار بود حرکت موجودات خیالی را در کنار بازیگران زنده باورپذیر کنند.
ویلیس اچ. اوبرایِن و همکارانش با ساخت و حرکتدادن مدلها، برای هر حرکت کینگکنگ زمانی طولانی و دقتی چشمگیر صرف کردند. اهمیت این شیوه نه فقط در تازگی فنی آن، بلکه در تواناییاش برای القای وزن، خشونت و حضور شخصیتی خیالی است. البته این جلوهها امروز بینقص و نامرئی به نظر نمیرسند. تغییرات گاه محسوس در حرکت، محدودیت مدلها و ترکیب تصویر ممکن است فاصلهٔ تماشاگر امروزی با جهان فیلم را آشکار کند؛ گاهی نیز نتیجه، ناخواسته حالتی عروسکی و حتی خندهآور پیدا میکند.
اما داوری دربارهٔ این تصاویر تنها با معیار واقعنمایی امروز، بخشی از ارزش آنها را نادیده میگیرد. فیلم در دورهای ساخته شد که چنین روشهایی مرزهای امکان سینمای تجاری را جابهجا میکردند. حتی اکنون نیز در لحظههایی که کنش بازیگر و پویانمایی به هم میرسند، جسارت و تخیل سازندگان آشکار است.
« جلوههای ویژه و هنرِ باوراندن از مهمترین دستاوردهای فیلم، شیوهٔ جانبخشیدن به کینگکنگ و موجودات دیگر است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بازیها، دیالوگها و موسیقی بازیها بیش از آنکه بر ظرافت روانشناختی تکیه کنند، بر واکنشهای بزرگ و روشن استوارند. فری وی، در مقام آن دارو، باید بخش قابلتوجهی از ترس و درماندگی را با چهره و صدا منتقل کند؛ بنابراین بازی او گاه به اغراق نزدیک میشود. بازیگران مرد نیز در لحظههایی به تیپهای شناختهشدهٔ سینمای ماجراجویانهٔ زمان خود تکیه دارند.
این کیفیت میتواند برای مخاطب امروز خشک یا نمایشی جلوه کند، اما با شیوهٔ بازیگری و زبان سینمایی آن دوره پیوند دارد. دیالوگها نیز همیشه از طبیعیبودن برخوردار نیستند و گاهی اطلاعات یا احساسات را بیش از اندازه مستقیم بیان میکنند. بااینحال، فیلم به گفتوگو وابسته نمیماند؛ تصویر، تدوین و موسیقی در پیشبرد هیجان سهم بزرگی دارند.
موسیقی مکس اشتاینر با تأکید بر خطر و شگفتی، به صحنهها نیرویی افزوده میدهد و کمک میکند تغییر میان ماجراجویی، هراس و تراژدی عاطفی یکپارچهتر احساس شود. در لحظههایی که دیالوگها از اثرگذاری بازمیمانند، همین عناصر دیداری و شنیداری بار روایت را بر دوش میکشند. مضمونها و نگاه انتقادی در لایهٔ زیرین داستان، پرسشی اخلاقی دربارهٔ نگاه انسان به طبیعت و موجودات دیگر شکل میگیرد.
دنهام کینگکنگ را از زیستگاهش جدا میکند و او را به نشانهای برای شهرت و سود تبدیل میسازد. این رفتار در چارچوب روایت ماجراجویانه پیش میرود، اما پیامدهایش تماشاگر را وامیدارد دربارهٔ مرز میان کشف و تصاحب بیندیشد. فیلم همچنین جذابیت تماشای «شگفتی» را به موضوعی دوپهلو بدل میکند: همان جمعیتی که برای دیدن موجودی بیهمتا گرد میآید، بخشی از سازوکار تبدیل او به کالایی نمایشی است.
« بازیگران مرد نیز در لحظههایی به تیپهای شناختهشدهٔ سینمای ماجراجویانهٔ زمان خود تکیه دارند. »
قوتها و کاستیها
در عین حال، این لایهٔ انتقادی را نباید به معنای روایتی کاملاً امروزی یا بیتناقض دانست. فیلم گاه از منطق همان ماجراجویی استعماری و نگاه تماشاگرانهای بهره میبرد که موضوع نقدش نیز هست. ارزش اثر در این نیست که همهٔ مواضعش از منظر امروز بیمسئله باشند؛ بلکه در این است که از دل داستانی عامهپسند، تنش میان کنجکاوی، قدرت، بهرهکشی و همدلی را آشکار میکند.
جمعبندی «کینگکنگ» اثری است که هم بهعنوان ماجرایی پرکشش کار میکند و هم بهعنوان تجربهای از تخیل سینمایی در دورهای سرنوشتساز. بازیها و دیالوگهایش گاه کهنه و تصنعی مینمایند، و جلوههای ویژهاش ممکن است تماشاگر امروز را از وهم فیلم بیرون بیاورند. بااینهمه، فضاسازی جزیره، پیوند میان هراس و همدلی، و کوشش خلاقانه برای زندهکردن موجودی خیالی، همچنان قدرت خود را حفظ کردهاند.
اهمیت فیلم در بینقصبودنش نیست، بلکه در آن است که از محدودیتهای زمان خود تصویری ساخته که هم هیجانانگیز است و هم پس از پایان تماشایش در ذهن میماند.
« در عین حال، این لایهٔ انتقادی را نباید به معنای روایتی کاملاً امروزی یا بیتناقض دانست. »
ثبت دیدگاه