نقد و بررسی
نقد شاه داوود (King David) | 1985
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جایگاه فیلم و افق روایت «King David» ساختهٔ Bruce Beresford روایتی حماسی از زندگی داوود است؛ روایتی که از جوانی او آغاز میشود و مسیرش را تا فرمانروایی دنبال میکند. فیلم به جای تمرکز بر یک برههٔ محدود، میکوشد سالهای فراوان و رخدادهای بزرگ را در قالب یک زندگینامهٔ تاریخی فشرده جای دهد.
همین انتخاب هم سرچشمهٔ بخشی از جذابیت اثر است و هم منشأ مهمترین کاستی آن: تماشاگر با گسترهای از تجربهها روبهرو میشود، اما گاه مجال نمییابد در هیچیک از آنها به اندازهٔ کافی مکث کند. فیلم از سرچشمههای کتاب مقدس بهره میگیرد و شخصیت داوود را در پیوند با قدرت، ایمان، وفاداری و سرنوشت مینگرد.
با اینحال، بیش از آنکه بخواهد تفسیری تازه و ژرف از روایت دینی عرضه کند، به بازگویی تصویری رویدادهای شناختهشده گرایش دارد. نتیجه، اثری است که برای آشنایی کلی با مسیر زندگی داوود میتواند سودمند باشد، اما برای تماشاگر آشنا با این روایت، کمتر غافلگیرکننده یا کاوشگرانه جلوه میکند.
روایت فشرده و گسستهای دراماتیک بزرگترین مسئلهٔ فیلم، شتاب و گسست در روایت است. رخدادها یکی پس از دیگری از راه میرسند، اما پیوندهای عاطفی و علّی میان آنها همیشه بهروشنی ساخته نمیشود. گاه چنان مینماید که فیلم از یک فصل زندگی به فصلی دیگر میپرد، بیآنکه گذار لازم را برای فهم دگرگونی شخصیتها فراهم کند.
« فیلم از سرچشمههای کتاب مقدس بهره میگیرد و شخصیت داوود را در پیوند با قدرت، ایمان، وفاداری و سرنوشت مینگرد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
برخی لحظهها اهمیت تاریخی یا نمادین دارند، ولی وزن دراماتیکشان در خود فیلم چندان آشکار نمیشود. این شتاب، بهویژه در داستانی با این اندازه و شمار شخصیتها، هزینهساز است. فیلم باید هم دوران جوانی داوود را تصویر کند، هم رابطهٔ او با شائول را بپرورد و هم پیامدهای رسیدن به قدرت را نشان دهد.
اما میان این خطوط، گاهی تعادل برقرار نمیکند. بعضی اتفاقها بیشتر بهصورت نشانههایی از یک روایت بزرگتر ظاهر میشوند تا صحنههایی کامل با آغاز، تحول و فرجام احساسی. از همین رو ممکن است تماشاگر احساس کند خلاصهای از داستان را دیده است، نه نمایشی که همهٔ بخشهایش به یک اندازه جان گرفته باشند.
داوود و مسئلهٔ انتخاب بازیگر Richard Gere در نقش داوود، حضوری آرام و چهرهای آشنا دارد، اما انتخاب او در مرکز فیلم پرسشی جدی برمیانگیزد: آیا این بازیگر میتواند تمام دگرگونیهای مردی را که از جوانی سادهزیست به فرمانروایی پیچیده میرسد، باورپذیر سازد؟ Gere در لحظههای آرامتر از وقار و نرمی لازم برخوردار است، ولی در بخشهایی که فیلم به اقتدار، خشونت یا کشمکش درونی داوود نیاز دارد، بازیاش گاه کمرمق میماند.
لهجهٔ آمریکایی او نیز در کنار گروهی از بازیگران با آهنگ گفتاری متفاوت، حس ناهمگونی ایجاد میکند. مشکل فقط به توانایی فردی بازیگر محدود نیست؛ خود فیلم نیز فرصت کافی برای پیوند دادن دورههای گوناگون زندگی داوود فراهم نمیآورد. وقتی شخصیت در مدت کوتاهی از مرحلهای به مرحلهٔ دیگر میرسد، بازیگر مجال کمتری برای ساختن تغییر تدریجی پیدا میکند.
« برخی لحظهها اهمیت تاریخی یا نمادین دارند، ولی وزن دراماتیکشان در خود فیلم چندان آشکار نمیشود. »
شخصیتها و اجرا
بنابراین، بخشی از فاصلهای که میان Gere و نقش احساس میشود، به شیوهٔ پرداخت شخصیت و ساختار روایت نیز بازمیگردد. داوود در این نسخه بیشتر چهرهٔ مرکزی یک حماسه است تا انسانی که تناقضها و زخمهایش با جزئیات در برابر ما گشوده شوند. شائول و نیروی بازی ادوارد وودوارد در برابر این لغزشها، Edward Woodward در نقش شائول یکی از محکمترین تکیهگاههای فیلم است.
او به شخصیتی که میتوانست صرفاً مانعی بر سر راه قهرمان باشد، حضوری نافذ و چندوجهی میدهد. شائول در بازی او تنها پادشاهی حسود و خشمگین نیست؛ مردی است که اقتدارش با هراس و بیثباتی درآمیخته و همین ترکیب، رویاروییاش با داوود را از یک تقابل ساده فراتر میبرد. Woodward با کنترل صدا و نگاه، وزن زیادی به صحنههای مشترک میبخشد.
حضورش اغلب تمرکز درام را به سوی خود میکشد و به فیلمی که در بخشهایی از نظر عاطفی کمجان است، نیرویی ملموس میدهد. تضاد میان او و Gere در نتیجهٔ همین تفاوت اجرایی برجسته میشود: شائول در بازی Woodward به شخصیتی مشخص و پرتنش بدل میشود، حال آنکه داوود گاه در میان گسترهٔ رویدادها و تصویرهای باشکوه، کمتر از آنچه باید زنده و متمایز به نظر میرسد.
تصویر، لباس و شکوه حماسی یکی از دلایل اصلی تماشاییبودن فیلم، فضای دیداری آن است. دکورها، پوششها و لوکیشنها حس مقیاس و فاصلهٔ تاریخی میآفرینند و جهان فیلم را از یک نمایش محدود و صحنهای فراتر میبرند. منظرههای باز، معماری کهن و حضور جمعیت در صحنههای بزرگ، به داستان اندازهای حماسی میبخشند؛ کیفیتی که در لحظههای موفق، تماشاگر را به فضای اسطورهای روایت نزدیک میکند.
« او به شخصیتی که میتوانست صرفاً مانعی بر سر راه قهرمان باشد، حضوری نافذ و چندوجهی میدهد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
با این همه، زیبایی بصری همیشه در خدمت درام قرار نمیگیرد. قابهای پرجمعیت و مناظر چشمنواز ممکن است توجه را جلب کنند، اما گاهی جای خالی پیوند عاطفی را پر نمیکنند. تصویر عظیم بهتنهایی نمیتواند به رویدادی که شتابزده روایت شده، عمق ببخشد. فیلم در ساختن شکوه بیرونی تواناتر از ساختن انسجام درونی است؛ ازاینرو، جلوههای بصریاش گاه بیش از آنکه احساسات شخصیتها را تشدید کنند، یادآور فاصلهٔ میان عظمت موضوع و محدودیت پرداخت آن میشوند.
ریتم، لحن و نسبت با تماشاگر امروز ریتم «King David» کند و خشک است، اما مسئله تنها آهستگی نیست؛ فیلم در بسیاری از بخشها میان تأمل و پیشروی دراماتیک تعادلی پایدار پیدا نمیکند. صحنههایی که میتوانند فرصتی برای درنگ بر انگیزهها و پیامدهای تصمیمها باشند، گاه کوتاه میمانند؛ در مقابل، گذارهای روایی و توضیحی چنان پیش میروند که حس حرکت طبیعی را مختل میکنند.
روایت در بخشهایی به گزارش رویدادها نزدیک میشود و از تجربهٔ مستقیم آنها فاصله میگیرد. این لحن واقعگرا و کمتکلف میتواند برای برخی مخاطبان خوشایند باشد، زیرا فیلم نمیکوشد همهچیز را با شکوه اغراقآمیز یا احساساتگرایی پررنگ عرضه کند. اما همین رویکرد، اگر با شخصیتپردازی و تدوین پیوسته همراه نباشد، خشکی به بار میآورد.
تماشاگر امروز که به روایتهای زندگینامهایِ متمرکزتر خو گرفته است، احتمالاً از برخی پرشها و حذفها فاصله میگیرد؛ کسی که پیشتر داستان داوود را نمیشناسد نیز ممکن است برای فهم رابطهٔ میان رخدادها به زمینهای بیرون از فیلم نیاز پیدا کند. ارزش سرگرمی و محدودیت اقتباس فیلم را میتوان نوعی مرور فشرده و تصویری از سرگذشت داوود دانست.
« با این همه، زیبایی بصری همیشه در خدمت درام قرار نمیگیرد. »
قوتها و کاستیها
برای مخاطبی که با روایت کتاب مقدس آشنایی ندارد، این گسترهٔ رویدادها میتواند نقطهٔ ورود به داستان باشد؛ بهخصوص آنکه حضور شخصیتهایی چون شائول و تکیه بر فضای تاریخی، مسیر کلی روایت را قابلپیگیری میکند. در همین معنا، اثر ارزش آشناییبخش دارد، هرچند توضیح و زمینهسازی آن همیشه کافی نیست.
اما اقتباس از زندگیای با چنین دامنهای مستلزم انتخاب است: فیلم باید تصمیم بگیرد کدام لحظهها را بگستراند و کدام را کنار بگذارد. «King David» میخواهد هم مسیر کلی زندگی قهرمان را پوشش دهد و هم حماسهای پرحادثه باشد، ولی این دو خواسته همیشه به سود یکدیگر عمل نمیکنند. حذفها و فشردگیها باعث میشوند شماری از دگرگونیها ناگهانی جلوه کنند و بعضی رویدادها بیشتر به ایستگاههایی در یک شرححال شباهت یابند تا بخشهایی از درامی یکپارچه.
جمعبندی «King David» فیلمی است که ظرفیتهای دیداری و بازی نیرومند Edward Woodward را در اختیار دارد، اما نمیتواند همیشه آنها را در ساختاری روان و عاطفاً پرنفوذ به هم پیوند دهد. شکوه لوکیشنها، لباسها و صحنههای بزرگ، جهان حماسی داستان را باورپذیر میکند؛ بااینحال، روایت تکهتکه، ریتم سنگین و پرداخت نابرابر شخصیتها مانع از آن میشود که این شکوه به تجربهای کاملاً منسجم بدل شود.
Richard Gere در نقش اصلی برای همهٔ مخاطبان قانعکننده نخواهد بود، و فیلم نیز به او مجال کافی نمیدهد تا لایههای متضاد داوود را بهتدریج بسازد. با وجود این کاستیها، اثر کاملاً بیارزش نیست. برای علاقهمندان به حماسههای تاریخی و روایتهای کتاب مقدسی، تماشای آن میتواند تجربهای دیداری و آشناییبخش باشد؛ اما بهتر است آن را نه روایتی نهایی و کامل از داوود، بلکه بازگوییای گسترده و نامتوازن دانست که لحظههایی از شکوه و حضور بازیگری درخشان را در میان بخشهایی خشک و شتابزده جای داده است.
« در همین معنا، اثر ارزش آشناییبخش دارد، هرچند توضیح و زمینهسازی آن همیشه کافی نیست. »
ثبت دیدگاه