نقد و بررسی
نقد Killers of the Flower Moon | 2023
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
روایتی از جنایت و مناسبات قدرت «Killers of the Flower Moon» ساختهٔ Martin Scorsese، در ظاهر داستانی جنایی دربارهٔ قتلهای زنجیرهای در اکلاهماست؛ اما نیروی اصلی آن نه در معمای یافتن قاتل، بلکه در آشکارکردن نظمی نهفته است که چنین جنایتهایی را ممکن میکند. فیلم در دههٔ ۱۹۲۰ میگذرد؛ زمانی که کشف نفت در سرزمینهای ملت اوسِیج، ثروتی عظیم به همراه میآورد و اعضای این قوم یکی پس از دیگری هدف خشونت قرار میگیرند.
ورود مأموران فدرال، مسیر تحقیق را به سوی کشف حقیقت میبرد، اما Scorsese بیش از آنکه بر هیجانِ حل معما تکیه کند، بر ریشههای اجتماعی و اخلاقی آن مکث میکند. فیلم بر اساس کتاب غیرداستانی David Grann ساخته شده و زمان آن بیش از سه ساعت است؛ انتخابی که از همان آغاز نشان میدهد با روایتی شتابان و متعارف روبهرو نیستیم.
از معما تا سازوکار ستم یکی از تصمیمهای مهم فیلم آن است که جنایت را رخدادی استثنایی و جدا از زندگی روزمره نشان نمیدهد. در این جهان، خشونت از دل رابطههای خانوادگی، مناسبات اقتصادی و اعتمادهای ظاهراً عادی سر برمیآورد. نفت، که در نگاه نخست نوید رفاه و آیندهای بهتر است، به سرچشمهٔ طمع و رقابت بدل میشود؛ ثروت به جای آنکه آزادی بیاورد، اعضای اوسِیج را در شبکهای از نظارت، وابستگی و تهدید گرفتار میکند.
« در این جهان، خشونت از دل رابطههای خانوادگی، مناسبات اقتصادی و اعتمادهای ظاهراً عادی سر برمیآورد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
از همین رو، فیلم پرسشی فراتر از «چه کسی مرتکب جنایت شده است؟» پیش میکشد: چه نظامی اجازه میدهد که دارایی یک ملت، بهانهای برای کنترل و حذف صاحبان آن شود؟ پاسخ اثر تنها در رفتار چند شخصیت خلاصه نمیشود. قانون، نهادهای محلی و تصور نژادپرستانه از توانایی و حق انتخاب افراد نیز در ساخت این موقعیت نقش دارند.
فیلم در این زمینه، اتهامی روشن و تلخ را متوجه تاریخی میکند که در آن حرص شخصی با سازوکارهای نهادی همدست میشود. ارنست، مولی و دشواری اعتماد مرکز عاطفی داستان در رابطهٔ Ernest Burkhart و Mollie Burkhart شکل میگیرد؛ رابطهای که فیلم آن را به زینت رمانتیک روایت تبدیل نمیکند. حضور Mollie، با بازی Lily Gladstone، در برابر نگاههایی که زنان بومی را صرفاً قربانیانی خاموش میسازند، کیفیتی مستقل دارد.
او صاحب اراده، حافظه و قدرت تشخیص است؛ حتی هنگامی که اطرافیانش میکوشند انتخابهایش را محدود کنند. بازی آرام و سنجیدهٔ Gladstone، بسیاری از معناها را نه در گفتار، بلکه در نگاه، سکوت و واکنشهای کوچک جای میدهد. Leonardo DiCaprio نیز Ernest را نه قهرمانی پاکدست و نه شروری سادهلوحانه ترسیم میکند.
« پاسخ اثر تنها در رفتار چند شخصیت خلاصه نمیشود. »
شخصیتها و اجرا
شخصیت او میان میل به تعلق، منفعتطلبی و ناتوانی از مواجهه با حقیقت معلق است. این تناقض، رابطهٔ او با Mollie را به کانونی اخلاقی بدل میکند: آیا مهرورزی میتواند با مشارکت در ستم همزمان باشد؟ فیلم از دادن پاسخی آسان پرهیز میکند و بهجای آن، تماشاگر را در برابر رفتارها و توجیههای Ernest مینشاند.
Robert De Niro نیز در نقش William Hale، قدرت را با خونسردی و حسابگری مجسم میکند؛ چهرهای که نفوذ و اعتبار اجتماعیاش به اندازهٔ خشونتش اهمیت دارد. بازیهایی که شر را روزمره میکنند یکی از دستاوردهای اصلی گروه بازیگران، پرهیز از اغراقهای آشنای آثار جنایی است. شر در اینجا الزاماً با فریاد و تهدید آشکار نمیشود؛ گاه در گفتوگویی مؤدبانه، وعدهای دوستانه یا تصمیمی که ظاهراً مصلحتآمیز جلوه میکند پنهان میماند.
این عادیبودنِ رفتارها، بهتدریج فضای فیلم را نگرانکننده میکند. تماشاگر احساس میکند خطر فقط هنگام وقوع خشونت حضور ندارد، بلکه پیشتر در زبان و مناسبات شخصیتها رسوخ کرده است. Lily Gladstone با کمینهگرایی مؤثر خود، Mollie را به وجدان انسانی فیلم نزدیک میکند؛ در مقابل، DiCaprio آشفتگی اخلاقی Ernest را از طریق رفتاری پرتنش و گاه متزلزل آشکار میسازد.
« شخصیت او میان میل به تعلق، منفعتطلبی و ناتوانی از مواجهه با حقیقت معلق است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
De Niro نیز حضوری مسلط دارد، بیآنکه شخصیتش را به هیولایی تکبعدی تقلیل دهد. در بخشهای مربوط به پیگیری پرونده، بازی Jesse Plemons نیز به روایت وجهی خویشتندار و محاسبهگر میبخشد. این تفاوت در شیوههای بازی، جهان فیلم را از برخورد سادهٔ خیر و شر دور میکند و به آن پیچیدگی میدهد.
تصویر، صدا و جغرافیای تهدید فیلم از نظر بصری، سرزمین اوسِیج را صرفاً پسزمینهای برای تعقیب مجرمان نمیبیند. دشتها، خانهها، خیابانها و میدانهای نفتی در شکلدادن به احساس فیلم سهم دارند؛ جغرافیایی که هم شکوه طبیعت را در خود دارد و هم ردّ حضور اقتصادیای را که آن را به میدان کشمکش تبدیل کرده است.
قاببندیها اغلب با حوصله و فاصله انجام میشوند؛ گویی دوربین میخواهد اجازه دهد اضطراب از دل فضا و روابط بیرون بیاید، نه از تدوین پرشتاب یا نمایش مداوم شوک. طراحی صحنه و لباس، دورهٔ تاریخی را با جزئیاتی قابلباور بازمیسازد، اما ارزش فضاسازی فیلم تنها در بازآفرینی ظاهر گذشته نیست.
« De Niro نیز حضوری مسلط دارد، بیآنکه شخصیتش را به هیولایی تکبعدی تقلیل دهد. »
قوتها و کاستیها
رنگها، نور و بافت تصویر، نوعی سنگینی میآفرینند که با مضمون داستان همخوان است. موسیقی نیز به جای آنکه در هر لحظه احساسات تماشاگر را توضیح دهد، گاه با حضوری نامتعارف یا مکثی حسابشده، بر ناامنی و بیقراری فضا میافزاید. در نتیجه، جهان فیلم زیباست، اما زیبایی آن آرامشبخش نیست. ریتم، طول و بهای مکث طول فیلم هم امتیاز آن است و هم دشواریاش.
روایت فرصت میدهد تا تماشاگر تغییر تدریجی مناسبات را ببیند و بفهمد که چگونه خشونت میتواند زیر پوشش محبت، مصلحت یا عرف پنهان شود. حذف شتابزدگی، به اثر امکان میدهد بر پیامدهای جنایت و سکوت اطرافیان تمرکز کند؛ موضوعاتی که در روایتی فشرده شاید به گزارشی ساده از قتل و تحقیق فروکاسته میشدند.
بااینحال، این مکثها همیشه به کشف تازهای منجر نمیشوند. برخی موقعیتها با کارکردی نزدیک به هم تکرار میشوند و ضرباهنگ را پایین میآورند. فیلم در بخشهایی چنان بر تأکیدهایش پافشاری میکند که تماشاگر ممکن است پیش از آنکه روایت به گام بعدی برسد، مضمون را دریافته باشد. این کندی برای بینندهای که به درامهای پرحادثه عادت دارد، بهویژه در زمانی نزدیک به سه ساعت و نیم، میتواند خستهکننده شود.
« رنگها، نور و بافت تصویر، نوعی سنگینی میآفرینند که با مضمون داستان همخوان است. »
جمعبندی
بااینهمه، کندی فیلم صرفاً نقصی بیرونی نیست؛ گاهی همان حس فرسایندهای را منتقل میکند که در جهانی گرفتارِ فساد و بیپناهی جریان دارد. جمعبندی «Killers of the Flower Moon» اثری بلند، تلخ و از نظر اخلاقی ناآرامکننده است. قوت آن در پیوندزدن جنایتهای مشخص با نظمی گستردهتر از طمع، تبعیض و تصاحب قرار دارد؛ نظمی که خشونت را تنها به کنش قاتلان محدود نمیکند و از شرایطی میپرسد که به آنان میدان میدهد.
بازیهای دقیق، بهویژه حضور درخشان Lily Gladstone در کنار بازی پرتنش DiCaprio و اقتدار آرام De Niro، به این جهان انسانی و چندلایه جان میبخشند. فضاسازی و تصویر نیز آن را به تجربهای سنگین و ماندگار بدل میکنند. در برابر این دستاوردها، طول زیاد، تکرار برخی موقعیتها و مکثهای ممتد، گاه از نیروی روایت میکاهند.
فیلم همیشه به اندازهٔ موضوعش منضبط و فشرده نیست؛ اما آنچه دربارهٔ سازوکارهای قدرت و فساد میگوید، از این لغزشها فراتر میرود. حاصل، نه سرگرمی جناییِ پرشتاب، بلکه تأملی سینمایی دربارهٔ اعتماد، همدستی و بهایی است که یک جامعه برای نادیدهگرفتن ستم میپردازد.
« جمعبندی «Killers of the Flower Moon» اثری بلند، تلخ و از نظر اخلاقی ناآرامکننده است. »



ثبت دیدگاه