نقد و بررسی
نقد Kill 'em All | 2017
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای پُرکشش، اجرایی کمتوان «Kill ’Em All» از نقطهای آغاز میشود که وعدهٔ یک تریلر محصور و پرتنش را در خود دارد: مردی زخمی و ناشناس به بیمارستانی محلی آورده میشود؛ سپس مهاجمانی مسلح همانجا را به میدان تعقیب و خشونت بدل میکنند. پرستاری که از درگیری جان بهدر برده، در برابر مأموران افبیآی ناچار است روایتی را بازگو کند که به توطئهای فراتر از دیوارهای بیمارستان و گذشتهای آکنده از انتقام گره میخورد.
این چیدمان، بهخودیخود ظرفیت دراماتیک فراوانی دارد: فضایی محدود، آدمهایی گرفتار، اطلاعاتی ناقص و تهدیدی که هر لحظه میتواند نزدیکتر شود. اما فیلم، بهجای آنکه این ظرفیت را با تمرکز و انضباط بپروراند، اغلب در میان عناصر داستانی خود پراکنده میشود. ایدهٔ مرکزی از جذابیت کافی برخوردار است، ولی پیوند میان تعلیق بیمارستانی، بازجویی و گذشتهٔ شخصیتها همیشه استوار نیست.
نتیجه اثری است که گاه لحظاتی سرگرمکننده و پرانرژی دارد، اما بهندرت به کشش پیوستهای میرسد که premise آن نوید میدهد. بیمارستان؛ صحنهای مناسب برای محاصره بیمارستان در فیلمهای اکشن میتواند بیش از یک پسزمینهٔ غیرمعمول باشد: راهروهای باریک، اتاقهای درمان، نور سرد و رفتوآمد میان فضاهای عمومی و خصوصی، امکان ساختن تعلیقی ملموس را فراهم میکنند.
در این فیلم نیز تقابل میان محیطی که باید پناهگاه و محل نجات باشد و خشونتی که آن را تسخیر میکند، هستهٔ تصویری جذابی میسازد. عادیبودن فضای بیمارستان در کنار حضور مهاجمان، نوعی ناهمخوانی مؤثر پدید میآورد؛ گویی نظم روزمرهٔ درمان در چشمبرهمزدنی زیر فشار قواعد بقا قرار میگیرد. بااینحال، بهرهگیری از این مکان همواره به اندازهٔ ایدهٔ آن خلاقانه نیست.
« اما فیلم، بهجای آنکه این ظرفیت را با تمرکز و انضباط بپروراند، اغلب در میان عناصر داستانی خود پراکنده میشود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بیمارستان میتواند نقشهای از مسیرهای فرار، نقاط کور و موانع دراماتیک در اختیار فیلم بگذارد، اما اثر همهٔ امکانهای فضایی آن را به کار نمیگیرد. گاهی بهجای آنکه تماشاگر موقعیت شخصیتها را در فضا بفهمد و از نزدیکشدن خطر نگران شود، آشفتگی صحنهها بر حس محاصره غلبه میکند. بنابراین محیط نه به نیرویی کامل در ساخت تعلیق بدل میشود و نه صرفاً پسزمینهای بیاثر است؛ در حد ایدهای خوب باقی میماند که اجرای آن نوسان دارد.
وندم و نیروی حضور ستارهای یکی از مزیتهای روشن فیلم، حضور Jean-Claude Van Damme است. او با همان کاریزمای آشنای سینمای اکشن وارد قاب میشود و حتی وقتی شخصیتش در مرکز تمام لحظهها قرار ندارد، خاطرهٔ نقشهای پیشینش را با خود میآورد. برای مخاطبی که با سینمای رزمی و قهرمانان اکشن دهههای گذشته خو گرفته، این حضور بهتنهایی بخشی از جذابیت تماشاست.
وندم در صحنههای مبارزه به فیلم انرژی میدهد و هر بار که به کنش فیزیکی بازمیگردد، ریتم اثر جان تازهای میگیرد. بااینحال، تکیه بر جاذبهٔ ستارهای جای شخصیتپردازی را نمیگیرد. فیلم بیش از آنکه از حضور او برای ساختن انسانی چندلایه بهره ببرد، از او بهعنوان تکیهگاه صحنههای اکشن استفاده میکند.
همین امر باعث میشود فاصلهای میان جذابیت بازیگر و عمق نقش باقی بماند. دیگر بازیگران نیز در مجموع کارکرد روایی خود را انجام میدهند، اما شخصیتها غالباً بیشتر حامل اطلاعات و محرک رخدادها هستند تا انسانهایی با مسیر عاطفی مستقل. این کمبود بهویژه در بخشهایی محسوس میشود که فیلم از مبارزه فاصله میگیرد و انتظار میرود گفتوگوها بار درام را بر دوش بکشند.
« وندم و نیروی حضور ستارهای یکی از مزیتهای روشن فیلم، حضور Jean-Claude Van Damme است. »
شخصیتها و اجرا
مبارزهها؛ انرژی در برابر وضوح در فیلمی با چنین طرحی، طراحی و فیلمبرداری صحنههای درگیری اهمیت اساسی دارد. مخاطب باید نهفقط ضربهها را ببیند، بلکه بداند چه کسی برتری دارد، شخصیتها کجا ایستادهاند و هر کنش چه پیامدی برای ادامهٔ صحنه میآورد. «Kill ’Em All» در برخی مبارزهها، بهخصوص با ورود وندم، ضرباهنگ و خشونت لازم را پیدا میکند.
برخوردهای تنبهتن، تیراندازیها و تقابلهای نزدیک میتوانند برای تماشاگرِ خواهان اکشن مستقیم رضایتبخش باشند. مشکل آنجاست که تدوین گاه وضوح را فدای شتاب میکند. کاتهای پیدرپی و تغییر زاویههای سریع، بهجای آنکه شدت مبارزه را افزایش دهند، پیوستگی حرکت را میشکنند. گاهی دشوار است فهمید ضربهای دقیقاً چگونه وارد شده یا موقعیت شخصیتها نسبت به یکدیگر چه تغییری کرده است.
این آشفتگی فقط عیب فنی نیست؛ بر میزان درگیری عاطفی نیز اثر میگذارد. وقتی تماشاگر نتواند منطق کنش را دنبال کند، خطر و مهارتِ نهفته در آن هم کمتر احساس میشود. در نتیجه، صحنههایی که باید از نقاط اوج فیلم باشند، گاه از نظر بصری خستهکننده یا مبهم میشوند. روایت غیرخطی و معمایی که پراکنده میشود ساختار فیلم بر اطلاعات ناقص و بازگشت به گذشته تکیه دارد.
بازجویی پرستار و جابهجایی میان زمانها قرار است قطعات داستان را کمکم کنار هم بگذارد و کنجکاوی مخاطب را حفظ کند. اصل این انتخاب مناسب است: روایت معمایی میتواند با محدودکردن دانستههای تماشاگر، هر صحنه را به سرنخی تازه تبدیل کند و معنای رویدادهای پیشین را تغییر دهد. اما موفقیت چنین ساختاری به دقت در نشانهگذاری زمانی و پیوند علّی میان صحنهها وابسته است.
« مبارزهها؛ انرژی در برابر وضوح در فیلمی با چنین طرحی، طراحی و فیلمبرداری صحنههای درگیری اهمیت اساسی دارد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فیلم در این زمینه همیشه روشن و منسجم عمل نمیکند. پرشهای زمانی گاهی بهجای آنکه لایهای تازه به ماجرا بیفزایند، رشتهٔ تمرکز را میگسلند. تماشاگر ممکن است بیشتر درگیر مرتبکردن ترتیب رخدادها شود تا فهم انگیزههای شخصیتها. افزون بر این، تعدد رازها و اطلاعات، بدون آنکه همگی از وزنی برابر برخوردار باشند، روایت را شلوغ میکند.
پیچشها میتوانند لحظهای غافلگیرکننده باشند، اما غافلگیری بهتنهایی جای انسجام را نمیگیرد: وقتی زمینهچینی کافی نباشد، افشاگری بهجای آنکه معنای گذشته را روشن کند، صرفاً پیچیدگی دیگری به داستان میافزاید. ضرباهنگ و محدودیت درام فیلم برای روایتی که هم اکشن دارد و هم میخواهد معمایی دربارهٔ توطئه و انتقام بسازد، زمان قابلتوجهی صرف میکند؛ ولی همهٔ این زمان به گسترش داستان نمیانجامد.
بخشهایی از روایت کش میآیند، درحالیکه بعضی پیوندهای مهم به اندازهٔ کافی پرداخته نمیشوند. این ناهمترازی باعث میشود اثر همزمان بیش از حد طولانی و از نظر دراماتیک کممایه به نظر برسد: صحنهها ادامه پیدا میکنند، اما شخصیتها یا موقعیتها الزاماً معنای تازهای نمییابند. وقتی اکشن در جریان است، فیلم دستکم هدفی روشن دارد: بقا، تعقیب و مقابله.
بیرون از این لحظهها، گفتوگوها و توضیحات داستانی همیشه همان کشش را حفظ نمیکنند. انگیزههای پشت ماجرا نیز بهاندازهای که برای یک تریلر معمایی لازم است، به شکلی تدریجی و قانعکننده شکل نمیگیرند. ازاینرو، مخاطبی که بیش از مشت و گلوله به دنبال شخصیتپردازی، تعلیق روانی یا جزئیات سیاسی و بینالمللی است، احتمالاً با خلأهایی روبهرو خواهد شد.
« فیلم در این زمینه همیشه روشن و منسجم عمل نمیکند. »
قوتها و کاستیها
جمعبندی «Kill ’Em All» فیلمی است که مواد اولیهٔ سرگرمکنندهای در اختیار دارد: بیمارستانی در محاصره، مهاجمانی بیپروا، روایتی مبتنی بر راز و حضور ستارهای که هنوز میتواند به صحنههای اکشن نیرویی ویژه ببخشد. در بهترین لحظهها، فیلم از همین عناصر برای ساختن درگیریهای پرتحرک و تماشایی بهره میگیرد.
بااینحال، ضعف تدوین مبارزهها، پراکندگی روایت و ضرباهنگ نامتوازن، مانع از آن میشود که این ظرفیت به تجربهای منسجم و بهیادماندنی تبدیل شود. اثر برای تماشاگرانی که خواهان اکشنی بیتکلفاند و از دیدن وندم در نقش قهرمانی گرفتار موقعیتی خطرناک لذت میبرند، میتواند سرگرمی گذرایی فراهم کند.
اما برای آنکه داستان بیمارستانیاش واقعاً به تریلری پرتعلیق بدل شود، به وضوح بصری بیشتر، تمرکز روایی محکمتر و شخصیتهایی نیاز داشت که فراتر از کارکردشان در نقشهٔ حادثه زنده باشند. در نهایت، جذابیت ایده و حضور بازیگر اصلی از فیلمی حمایت میکنند که اجرای آن، بهویژه در لحظههای میان اکشنها، بهسختی همپای وعدهٔ آغازینش پیش میرود.
« در بهترین لحظهها، فیلم از همین عناصر برای ساختن درگیریهای پرتحرک و تماشایی بهره میگیرد. »



ثبت دیدگاه