نقد و بررسی
نقد Kill 'em All 2 | 2024
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به میدان؛ آشنایی با جهان فیلم «Kill ’Em All 2» دنبالهای اکشن است که خیلی زود روشن میکند قرار نیست جهان تازهای بسازد یا قواعد ژانر را از نو تعریف کند. فیلیپ و ونسا، دخترش، دور از گذشته و در آرامشی شکننده زندگی میکنند؛ آرامشی که با پیدا شدن مخفیگاهشان بهدست ولاد پتروویچ، برادر یکی از قربانیان فیلیپ، از میان میرود.
تهدید انتقام، پدر و دختر را وادار میکند دوباره به مهارتهایی تکیه کنند که گمان میرفت پشت سر گذاشتهاند. این نقطهٔ آغاز برای فیلمی از این جنس کاملاً آشناست: گذشتهای خونین بازمیگردد، قهرمان سابق ناچار به نبرد میشود و آدمهایی که نزدیکش هستند به بخشی از معادلهٔ خطر بدل میشوند.
فیلم نیز چندان تلاشی نمیکند این آشنایی را پنهان کند. مسئله نه تازگی طرح، بلکه این است که آیا اجرا میتواند مصالحی تکراری را به سرگرمیای مؤثر تبدیل کند. پاسخ، بسته به انتظار تماشاگر، گاه مثبت و گاه ناامیدکننده است. قصهٔ انتقام و مسئلهٔ انگیزه هستهٔ روایی فیلم بر انتقام بنا شده است؛ انگیزهای سرراست که مسیر درگیریها را مشخص میکند، اما بهندرت به کاوشی عمیقتر در پیامدهای خشونت میرسد.
ولاد، در مقام دشمنی که حسابی شخصی برای تسویه دارد، ظرفیت آن را دارد که بیش از یک مانع جسمانی باشد؛ بااینحال، فیلم اغلب از او برای پیشراندن حادثهها بهره میگیرد، نه برای ساختن تعارضی پیچیده میان دو جهانبینی. این کاستی در سوی قهرمان نیز دیده میشود. گذشتهٔ فیلیپ و انتخابهایی که به وضعیت امروز او انجامیدهاند، میتوانند پرسشهایی دربارهٔ مسئولیت، گناه و امکان رهایی ایجاد کنند؛ اما روایت بیشتر بهانهای برای بازگشت او به میدان میسازد تا اینکه این پرسشها را جدی بگیرد.
« تهدید انتقام، پدر و دختر را وادار میکند دوباره به مهارتهایی تکیه کنند که گمان میرفت پشت سر گذاشتهاند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
نتیجه، داستانی است که میتوان مسیر کلیاش را حدس زد و پس از پایان نیز احتمالاً جزئیات چندانی از آن در ذهن نمیماند. بااینهمه، سادهبودن قصه بهخودیخود ایراد نیست؛ مشکل آنجاست که فیلم گاهی حتی در استفاده از همین سادگی هم انسجام و ظرافت کافی ندارد. وندام و جذابیت حضور یکی از دلایل اصلی تماشای فیلم، حضور ژان-کلود وندام است.
جاذبهٔ او فقط به تواناییاش در اجرای حرکتهای رزمی محدود نمیشود؛ طرز بیان، مکثها و نوعی خونسردیِ کهنهکارانه نیز به فیلیپ هویت میدهند. فیلم وقتی به او فرصت میدهد حرف بزند و شخصیتش را از خلال رفتار و گفتار نشان دهد، از یک نمایش صرفِ زدوخورد فاصله میگیرد. همین حضور به بعضی صحنههای کمرمقتر نیز وزنی میبخشد که شاید در غیاب او از دست میرفت.
بااینحال، فیلم در پرورش رابطهٔ فیلیپ و ونسا به اندازهٔ کافی موفق نیست. پیوند پدر و دختری قرار است بار عاطفی ماجرا را تأمین کند، اما پرداخت شخصیتها گاه شتابزده است و تغییر حالتهای عاطفی یا تصمیمهایشان بهخوبی زمینهچینی نمیشود. در نتیجه، تماشاگر ممکن است بهجای همراهی با رابطه، متوجه ناهمواریهای فیلمنامه شود.
بازیهای گروه نیز یکدست نیستند: برخی حضورها بهقدر لازم قابلقبولاند، اما همهٔ شخصیتها از عمق یا فرصت کافی برای ماندگارشدن برخوردار نمیشوند. اکشن؛ سرگرمی در کنار ناهماهنگی فیلم در بخشهایی که به کنش مستقیم روی میآورد، از انرژی قابلقبولی برخوردار است. درگیریها، تعقیبها و کتککاریها به فیلم ضرباهنگ میدهند و برای تماشاگری که به دنبال اکشن ساده و بیتکلف است، لحظههایی سرگرمکننده فراهم میکنند.
« وندام و جذابیت حضور یکی از دلایل اصلی تماشای فیلم، حضور ژان-کلود وندام است. »
شخصیتها و اجرا
حضور وندام در این صحنهها نیز همچنان نیرویی جذبکننده دارد؛ حتی وقتی طراحی مبارزهها چندان تازه نیست، تماشای او در دل یک رویارویی میتواند به صحنه جان بدهد. اما کیفیت این لحظهها ثابت نمیماند. بعضی مبارزهها از نظر منطق مکانی و واکنش شخصیتها چنان سست طراحی شدهاند که بهجای تعلیق، ناخواسته خنده میآفرینند.
گاهی هم تدوین و اجرای صحنه اجازه نمیدهد حرکتها وضوح یا وزن لازم را پیدا کنند. این لغزشها بهویژه وقتی چشمگیر میشوند که فیلم میکوشد روی خشونت یا خطر موقعیت تأکید کند، اما نتیجه با آنچه در قاب دیده میشود همخوانی ندارد. بنابراین اکشن فیلم نه یکسره شکستخورده است و نه به سطحی میرسد که بتوان آن را نقطهٔ قوتی بیچونوچرا دانست.
ریتم و کارگردانی «Kill ’Em All 2» با مدتی نسبتاً کوتاه و روایتی پرحادثه پیش میرود؛ ازاینرو معمولاً زمان زیادی را صرف مقدمهچینی نمیکند. همین شتاب، در بخشهایی به سود فیلم است: خطر زود معرفی میشود و داستان بیدرنگ وارد مسیر بقا و مقابله میشود. برای تماشاگرانی که از اکشنِ کمتوقف استقبال میکنند، این فشردگی میتواند امتیازی عملی باشد.
ولی تندبودن ریتم همیشه به معنای خوشساختبودن نیست. گاه فیلم از موقعیتی به موقعیت دیگر میجهد، بیآنکه فرصت کافی برای باورپذیرکردن تصمیمها یا بالا بردن تدریجی تنش فراهم کند. کارگردانی نیز بیشتر در خدمت رساندن داستان به صحنهٔ بعدی است تا خلق سبک بصری متمایز. نماها و موقعیتها کارکردیاند، اما بهندرت تصویری بهیادماندنی میسازند.
« گاهی هم تدوین و اجرای صحنه اجازه نمیدهد حرکتها وضوح یا وزن لازم را پیدا کنند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این رویکرد با ماهیت کمادعای فیلم تناسب دارد، اما همزمان باعث میشود اثر از حد یک محصول مصرفی فراتر نرود. شخصیت منفی و مرزهای اخلاقی روایت ولاد از آن شخصیتهایی است که فیلم میخواهد هم تهدیدآمیز باشند و هم تماشاگر را به یادآوریِ دلیل انتقامشان وادارند. نکتهٔ جالب این است که انگیزهٔ او، دستکم در سطح طرح، به واقعهای مشخص در گذشتهٔ فیلیپ گره خورده است.
این پیوند میتوانست مرز سادهٔ قهرمان و شرور را مخدوش کند و تماشاگر را وادارد دربارهٔ عدالتِ انتقام و مسئولیت قهرمان مکث کند. اما فیلم از این فرصت بهطور کامل بهره نمیبرد. گاه رفتارهای فیلیپ و انتخابهای دیگر شخصیتها چنان کمزمینهاند که داوری اخلاقی دربارهٔ آنان دشوار میشود؛ نه به این دلیل که روایت عمداً پیچیدگی ساخته، بلکه چون توضیح و پرداخت کافی در اختیار تماشاگر نگذاشته است.
در نتیجه، ممکن است همدلی با ولاد در لحظههایی آسانتر از همراهی با قهرمان به نظر برسد. این ظرفیت بالقوه برای ایجاد ابهام اخلاقی جالب است، اما بیشتر محصول خلأهای روایت است تا دستاوردی کاملاً سنجیده. پایانبندی و اثر نهایی بدون ورود به جزئیات رویدادهای پایانی، میتوان گفت فیلم در جمعکردن کشمکشهایش به اندازهٔ آغاز و میانهٔ مسیر مطمئن نیست.
رویارویی نهایی، که باید حاصل تنشهای پیشین باشد، برای برخی تماشاگران میتواند از نظر منطق یا لحن قانعکننده از کار درنیاید. مشکل فقط در یک لحظه یا انتخاب خاص خلاصه نمیشود؛ فیلم از ابتدا به شخصیتها و تعارضهایش عمق کافی نداده تا پایان بتواند بار عاطفی و دراماتیکِ بزرگی را بر دوش بکشد.
« این رویکرد با ماهیت کمادعای فیلم تناسب دارد، اما همزمان باعث میشود اثر از حد یک محصول مصرفی فراتر نرود. »
قوتها و کاستیها
به همین دلیل، پایانبندی ممکن است بهجای آنکه حس کاملشدن ایجاد کند، تجربهٔ تماشا را با نوعی دلسردی به انتها برساند. فیلم گهگاه سرگرم میکند، اما در ساختن تصویری ماندگار یا نتیجهای رضایتبخش ناتوان میماند. این فاصله میان لحظههای سرگرمکننده و ضعف کلی روایت، مهمترین دوگانگی اثر است.
جمعبندی «Kill ’Em All 2» فیلمی برای تماشاگرانی است که با انتظار محدود سراغ یک اکشن ساده میروند و بیش از هر چیز میخواهند ژان-کلود وندام را در چند موقعیت درگیری ببینند. ریتم نسبتاً تند، شماری از صحنههای اکشن و جذابیت حضور او میتوانند فیلم را در بخشهایی سرگرمکننده کنند. در مقابل، قصهٔ آشنا، شخصیتپردازی کمرمق، مبارزههای گاه بیمنطق و پایانی که ممکن است رضایتبخش نباشد، مانع از آن میشوند که اثر در حافظه بماند.
این دنباله نه فاجعهای بیوقفه است و نه بازگشتی درخشان؛ محصولی متوسط و نابرابر است که گاه کارش را در سرگرمکردن انجام میدهد، اما برای پایداریِ این سرگرمی پشتوانهٔ داستانی محکمی ندارد. ارزش تماشایش بیش از هر چیز به میزان علاقهٔ مخاطب به وندام و تحمل او برای اکشنی کمادعا و کلیشهای وابسته است.
« فیلم گهگاه سرگرم میکند، اما در ساختن تصویری ماندگار یا نتیجهای رضایتبخش ناتوان میماند. »



ثبت دیدگاه