نقد و بررسی
نقد Khartoum | 1966
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
حماسهای میان شکوه و تردید «Khartoum» ساختهٔ Basil Dearden، حماسهای تاریخی از سینمای بزرگمقیاس دههٔ ۱۹۶۰ است؛ فیلمی که محاصرهٔ خارطوم در سالهای ۱۸۸۴ و ۱۸۸۵ را دستمایه میگیرد و تقابل ژنرال چارلز گوردون با سپاه مهدی را در مرکز روایت مینشاند. داستان از مأموریتی سیاسی آغاز میشود: گوردون به سودان فرستاده میشود تا نیروهای مصری را خارج کند، اما با شدتگرفتن تهدید علیه خارطوم، تصمیم میگیرد در شهر بماند و دفاع از آن را سازمان دهد.
فیلم از همین نقطه میان دو میدان حرکت میکند: سیاستورزی دولت بریتانیا و مقاومت شهری که سرنوشتش به تصمیمهای مردانی دور از آن گره خورده است. این دوگانگی ظرفیت دراماتیک فراوانی دارد، اما فیلم همیشه نمیتواند آن را به تجربهای بهیکسان زنده و پرکشش بدل کند. تاریخ در قاب امپراتوری فیلم تاریخ را نه فقط پسزمینهای برای نبرد، بلکه میدان برخورد ارادهها و محاسبات سیاسی میبیند.
گوردون در مأموریتی ظاهر میشود که هدف رسمیاش خروج نیروهاست، اما تصمیم شخصی او جهت ماجرا را عوض میکند؛ در لندن نیز دولت میکوشد از بحران فاصله بگیرد و مسئولیت را به دوش همان مردی بگذارد که به منطقه فرستاده است. این کشاکش میان فرمان و وجدان، میان مسئولیت عمومی و اختیار فردی، از سوی فیلم به درامی اخلاقی بدل میشود.
« این کشاکش میان فرمان و وجدان، میان مسئولیت عمومی و اختیار فردی، از سوی فیلم به درامی اخلاقی بدل میشود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بااینحال، زاویهٔ دید اثر محدودیتهایی دارد. روایت عمدتاً از دریچهٔ شخصیتهای بریتانیایی و منطق تصمیمگیری آنان به سودان مینگرد. در نتیجه، مردمان محلی و دگرگونیهای سیاسی و دینی منطقه گاه بیشتر به زمینهای برای قهرمانی گوردون تبدیل میشوند تا به نیروهایی با تجربه و ارادهٔ مستقل.
این انتخاب، فیلم را به سندی شفاف دربارهٔ فضای تاریخی خود نیز بدل میکند: اثر میخواهد دربارهٔ مسئولیت و فداکاری سخن بگوید، اما چارچوب امپراتوریمحورش گاهی مجال نمیدهد پیچیدگی سودان به تمامی در تصویر حاضر شود. تماشای امروزین فیلم، بنابراین، هم مواجهه با یک حماسهٔ کلاسیک است و هم فرصتی برای سنجیدن تصویری که سینمای آن دوره از تاریخ بیرون از اروپا میساخت.
دو شخصیت در برابر یکدیگر هستهٔ انسانی فیلم، گوردون و مهدیاند؛ دو چهرهای که گفتوگوها و رویاروییهایشان به روایت نیرویی فراتر از صحنههای نظامی میدهد. گوردونِ Charlton Heston مردی استوار و سرسخت است که باورهای شخصیاش با دستورهای سیاسی و ملاحظات نظامی اصطکاک پیدا میکند. Heston برای نقش، حضوری سنگین و قاطع فراهم میآورد؛ گاه همین جدیت، شخصیت را به تصویری یکدست از فرماندهای مصمم نزدیک میکند و از سایهروشنهای درونی او میکاهد.
« بااینحال، زاویهٔ دید اثر محدودیتهایی دارد. »
شخصیتها و اجرا
بااینهمه، اقتدار و انضباط بازیاش با قالب حماسی فیلم سازگار است. Laurence Olivier در نقش مهدی به یکی از محورهای مهم بحث دربارهٔ فیلم تبدیل شده است. کیفیت حضور او و وزن صحنههای مشترک با گوردون، به تقابل دو رهبر جذابیت میبخشد؛ اما انتخاب بازیگر و گریم، از جمله تغییرات ظاهری آشکار برای ایفای نقش، امروز بهسختی پذیرفتنی است و توجه را از شخصیت به شیوهٔ بازنمایی آن میکشاند.
این مسئله فقط لغزشی در طراحی چهره نیست: یادآور محدودیتهای فرهنگی و نابرابری بازنمایی در سینمای آن دوره است. فیلم برای مهدی لحظههایی از اقتدار و باورمندی میسازد، ولی در مجموع کمتر از آنچه میتوانست به ذهنیت و جهان او نزدیک میشود. گفتوگو، سیاست و کشش دراماتیک بخشی از جذابیت فیلم در این است که نبرد اصلی همیشه نبرد در میدان نیست.
گفتوگوهای سیاسی و مذاکرات، دو سوی ماجرا را در برابر هم قرار میدهند و این پرسش را پیش میکشند که چه کسی حق دارد برای شهری محاصرهشده تصمیم بگیرد. رویارویی گوردون و مهدی، بهویژه، لحظههایی میآفریند که فیلم از تصویر یک عملیات نظامی صرف فاصله میگیرد و به نمایش برخورد دو تصور از قدرت، ایمان و رهبری نزدیک میشود.
« بااینهمه، اقتدار و انضباط بازیاش با قالب حماسی فیلم سازگار است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
اما همین بخشها گاهی بار توضیحی زیادی دارند. شخصیتها بارها موقعیت را شرح میدهند، تصمیمها را صورتبندی میکنند و اطلاعات سیاسی را به زبان میآورند؛ حاصل، در برخی صحنهها بیشتر شبیه انتقال دادههای تاریخی است تا گفتوگویی که از دل شخصیت و موقعیت بجوشد. فیلم میخواهد زمینهٔ رویدادها را روشن کند، ولی گاهی این روش به قیمت از دسترفتن ضرباهنگ تمام میشود.
هرگاه توضیحها جای کنش را میگیرند، فاصلهٔ میان تماشاگر و اضطراب شهر افزایش مییابد. مقیاس بصری و هنر حماسه آنچه «Khartoum» را حتی در لحظههای کمتحرک دیدنی نگه میدارد، مقیاس بصری آن است. نماهای بیابان و نیل، دکورهای گسترده و صحنههای پرجمعیت، جهانی فیزیکی و محسوس میسازند که در آن شهر و فضای پیرامونش همچون دو نیروی متضاد جلوه میکنند: یکی پناهگاهی آسیبپذیر، دیگری پهنهای وسیع و تهدیدآمیز.
فیلم در مصر فیلمبرداری شده و با دوربینهای Ultra Panavision 70 و Technicolor ساخته شده است؛ این انتخابهای فنی با بلندپروازی تصویری اثر همخوانی دارند و قاب عریض را به ابزاری برای نمایش فاصله، جمعیت و عظمت بدل میکنند. موسیقی Frank Cordell نیز به این جهان حماسی شکوه میبخشد. نغمههای فراخ و پرطنین، حرکت سپاه و چشمانداز بیابان را به تجربهای پرابهت تبدیل میکنند.
« اما همین بخشها گاهی بار توضیحی زیادی دارند. »
قوتها و کاستیها
بااینحال، زیبایی تصویر همواره به معنای عمق درام نیست. گاهی فیلم چنان به عظمت نما و آرایش صحنه تکیه میکند که خطر دارد تماشاگر را به تحسین دکور و انبوه پیکرهها مشغول کند، بیآنکه پیوند عاطفی او با آدمهای درون قاب به همان اندازه نیرومند شود. شکوه فنی، دستاورد واقعی فیلم است؛ اما بهتنهایی نمیتواند جایگزین کشمکش درونی و پرداخت دقیق شخصیتها شود.
ریتم و ساختار روایت ریتم «Khartoum» تابع منطق حماسههای تاریخی است: مقدمهای سیاسی، شکلگیری بحران، و سپس گسترش تدریجی محاصره و مقاومت. این ساختار به فیلم فرصت میدهد موقعیت را از چند زاویه بگشاید، اما در بخشهایی بیش از اندازه مکث میکند. صحنههای گفتوگومحور و توضیحی، فاصلهٔ میان لحظات پرتنش را طولانی میسازند و باعث میشوند حرکت داستان گاهی ناهموار احساس شود.
فیلم بهجای آنکه همواره فشار محاصره را در ریتم خود جاری نگه دارد، گاه آن را به حاشیه میبرد تا اطلاعات بیشتری عرضه کند. بااینهمه، کندی فیلم مطلق نیست. هنگامی که توجه به تصمیمهای گوردون و پیامدهای عملی آنها معطوف میشود، روایت دوباره نیروی خود را پیدا میکند. همین نوسان میان صحنههای پرشکوه و بخشهای سنگینتر، تجربهٔ تماشای فیلم را دوگانه میسازد: گاهی منظره و تنش نظامی مخاطب را درگیر میکند، و گاهی گفتوگوهای مفصل، تمرکز را میفرساید.
« بااینحال، زیبایی تصویر همواره به معنای عمق درام نیست. »
جمعبندی
«Khartoum» از آن آثاری است که بیشتر با تصویرها و لحظههای پراکندهاش در ذهن میماند تا با روایتی کاملاً یکپارچه و بیوقفه. جمعبندی «Khartoum» اثری بلندپروازانه است که شکوه سینمای حماسی را با درامی دربارهٔ فرمان، مسئولیت و مقاومت درمیآمیزد. صحنههای وسیع، طراحی محیط، موسیقی و حضور بازیگران اصلی به فیلم جاذبهای ماندگار میدهند؛ تقابل گوردون و مهدی نیز در بهترین لحظات، نیرویی فراتر از نمایش صرف جنگ پیدا میکند.
در مقابل، ریتم نامتوازن، توضیحهای خشک، شخصیتپردازی محدود و انتخاب بحثبرانگیز Olivier برای نقش مهدی، مانع از آن میشوند که فیلم در همهٔ سطوح به همان اندازهٔ تصویرهایش اثرگذار باشد. تماشای آن برای علاقهمندان به حماسههای تاریخی و سینمای بزرگمقیاس ارزشمند است، بهخصوص اگر بتوانند همزمان از زیبایی اجرایی فیلم لذت ببرند و به محدودیتهای نگاه تاریخی و فرهنگی آن نیز توجه کنند.
این اثر نه درام کاملاً روان و متمرکزی است و نه صرفاً نمایش پرهزینهٔ جنگ؛ فیلمی است میان این دو، با لحظههایی چشمگیر و کاستیهایی محسوس، که شکوهش بیش از آنکه همهٔ ضعفهایش را بپوشاند، آنها را در کنار خود آشکار میکند.
ثبت دیدگاه