نقد و بررسی
نقد پنج و نیم (Khamsa w Nos) | 2019
«Khamsa w Nos» از آن دسته سریالهایی است که با تکیه بر ملودرام، سیاست، عشق و رازهای خانوادگی، میکوشد همزمان مخاطب عام و علاقهمند به درام اجتماعی را با خود همراه کند. اثر در سطح ایده، ظرفیت تبدیل شدن به یک درام سیاسی ـ عاشقانه جدی را دارد، اما فاصله میان جاهطلبی داستان و کیفیت اجرای آن، مهمترین مسئلهای است که در ارزیابی سریال خودنمایی میکند. با این حال، بازیگران اصلی، جذابیت موقعیتها و توانایی اثر در ایجاد کنجکاوی، باعث میشوند تجربه تماشای آن کاملاً بیثمر نباشد.
وعده ژانری؛ وقتی عشق در سایه قدرت قرار میگیرد
«Khamsa w Nos» از همان ابتدا خود را محدود به یک عاشقانه ساده نمیکند. رابطه میان «بیان» و «غمار» در بستری شکل میگیرد که پول، قدرت، سیاست، جایگاه اجتماعی و منافع خانوادگی در آن حضوری جدی دارند. همین ترکیب، وعده روایتی را میدهد که قرار است از کلیشه آشنای «زن و مردی عاشق که موانع بیرونی مانع رسیدنشان میشود» فراتر برود و عشق را در برابر سازوکارهای قدرت قرار دهد. معرفی رسمی اثر نیز بر همین تقابل میان عشق و قدرت، و همچنین بر حضور خیانت، توطئه و راز تأکید داشت. م مجلة سيدتي +1 نکته جذاب این است که سریال از یک طرف به الگوهای ملودرام تلویزیونی وفادار میماند و از طرف دیگر تلاش میکند مضامینی اجتماعی را وارد روایت کند. مسئله بهرهکشی از بیماران، بحران زباله، فساد، جاهطلبی سیاسی و فرسایش اخلاق در برابر منافع شخصی، نشان میدهد که نویسندگان صرفاً به دنبال ساختن یک مثلث عاطفی پرزرقوبرق نبودهاند. نقدهای منتشرشده نیز به همین تلاش برای طرح مسائل اجتماعی اشاره کردهاند، هرچند درباره عمق و موفقیت این رویکرد اختلاف نظر وجود داشته است. A
An-Nahar
مشکل از جایی آغاز میشود که جاهطلبی موضوعی الزاماً به معنای عمق دراماتیک نیست. «Khamsa w Nos» گاهی موضوعات سنگین خود را بیشتر به عنوان ابزار تشدید هیجان به کار میگیرد تا اینکه آنها را به پرسشهایی پیچیده و چندلایه تبدیل کند. در نتیجه، سیاست و اجتماع اغلب در خدمت ملودرام قرار میگیرند، نه اینکه ملودرام از دل آنها بیرون بیاید. > سریال بیش از آنکه سیاست را کالبدشکافی کند، از سیاست برای افزایش فشار بر ملودرام استفاده میکند.
روایت و ریتم؛ کشش فراوان، انسجام نهچندان پایدار
یکی از ویژگیهای قابل توجه سریال، توانایی آن در ایجاد پرسش و کنجکاوی است. روایت دائماً اطلاعاتی در اختیار مخاطب قرار میدهد که او را به ادامه تماشا ترغیب میکند و همین ویژگی تا حد زیادی با ساختار سریالهای مناسبتی و قسمتمحور هماهنگ است. هرگاه خط اصلی داستان به نقطهای نزدیک میشود که امکان افشای حقیقت یا تغییر وضعیت شخصیتها وجود دارد، سریال میتواند ضرباهنگ خود را افزایش دهد و مخاطب را در انتظار نگه دارد. با این حال، مشکل اصلی ریتم در نیمههای آرامتر داستان آشکار میشود. در بخشهایی، رابطه عاطفی و موقعیتهای احساسی بیش از اندازه کش پیدا میکنند و در مقابل، برخی تحولات مهم با سرعتی اتفاق میافتند که فرصت کافی برای شکلگیری طبیعی آنها فراهم نمیشود. همین نوسان میان کشدادن موقعیتهای ساده و شتاب گرفتن موقعیتهای پیچیده، باعث میشود ساختار روایی همیشه یکدست نباشد. برخی نقدهای زمان پخش نیز مشخصاً به طولانی شدن خط عاشقانه در بخش ابتدایی و تغییر محسوس سرعت روایت در ادامه اشاره کردهاند. ع
عربي بوست — ArabicPost.net
این مسئله در سریالهای بلند بیش از هر قالب دیگری اهمیت دارد. وقتی یک اثر باید مخاطب را برای قسمتهای متعدد همراه کند، هر صحنه باید یا شخصیت را عمیقتر کند، یا اطلاعاتی تازه ارائه دهد، یا تنش را افزایش دهد. «Khamsa w Nos» در بهترین لحظات خود هر سه کار را انجام میدهد، اما در لحظات ضعیفتر، به تکرار احساسات و تأکید دوباره بر تعارضهایی روی میآورد که مخاطب پیشتر آنها را فهمیده است. از سوی دیگر، روایت بهخوبی میداند چگونه از تعلیق به عنوان موتور پیشبرنده استفاده کند. رازها و تضادهای اخلاقی به شکلی طراحی شدهاند که تماشاگر دائماً احتمال میدهد برداشت اولیهاش از شخصیتها کامل نباشد. این ویژگی، حتی زمانی که فیلمنامه در منطق جزئیات دچار ضعف میشود، به اثر نیروی سرگرمکننده قابل توجهی میدهد.
شخصیتها و بازیها؛ جایی که کاریزما بر فیلمنامه غلبه میکند
بیان، با بازی Nadine Nassib Njeim، در مرکز ساختار عاطفی و اخلاقی سریال قرار دارد. او صرفاً یک قهرمان عاشقانه نیست و موقعیت حرفهای و دغدغههای انسانیاش باعث میشود شخصیت از همان ابتدا ظرفیت تبدیل شدن به محور یک درام اجتماعی را داشته باشد. با این حال، پرداخت شخصیت در همه مراحل به یک اندازه ظریف نیست و گاهی ویژگیهای او بیشتر بر اساس نیازهای ملودراماتیک داستان تغییر میکنند تا بر اساس تحول تدریجی یک شخصیت. Nadine Nassib Njeim از نظر حضور تصویری و توانایی حفظ توجه مخاطب، یکی از ستونهای اصلی اثر است. با این حال، بخشی از نقدهای منتشرشده بر این نکته تأکید داشتند که سبک بازی او گاهی بیش از حد متکی بر ظواهر و واکنشهای بیرونی است و تلاش برای رسیدن به نوعی سادگی و خودمانی بودن، در بعضی صحنهها به تصنع نزدیک میشود. در مقابل، کاریزمای او همچنان یکی از عناصر مهم جذابیت سریال باقی میماند. ا الجزيرة نت +1 در سوی دیگر، Qusai Khouli در نقش غمار شخصیتی را بازی میکند که از نظر دراماتیک امکانهای فراوانی دارد؛ مردی که جاهطلبی، سیاست، قدرت و رابطه عاطفی در وجودش با یکدیگر برخورد میکنند. حضور او به سریال وزن بیشتری میدهد و باعث میشود شخصیت مرد اصلی صرفاً یک عاشق ایدهآلگرا نباشد. همین پیچیدگی بالقوه، یکی از نقاط قوت طراحی شخصیت اوست، هرچند فیلمنامه همیشه از این ظرفیت به اندازه کافی استفاده نمیکند. Motasem Al-Nahar نیز در ساخت مثلث عاطفی و ایجاد تضاد میان دو جهان متفاوت نقش مهمی دارد. در مجموع، نقطه قوت گروه بازیگران بیشتر در «حضور» و «جاذبه» آنهاست تا در عمق روانشناختی تمام شخصیتها. Roula Hamadeh نیز در میان بازیگران مکمل، حضوری برجسته دارد و شخصیتی که ایفا میکند بهویژه در ارتباط با جهان خانوادگی داستان، ابعاد دیگری به فضای سریال میافزاید. A
An-Nahar
> در این سریال، گاهی بازیگران بارِ عاطفی صحنهای را به دوش میکشند که فیلمنامه هنوز برای آن عمق کافی نساخته است.
فرم و فضا؛ زیباییشناسی پرزرقوبرق در خدمت ملودرام
از نظر بصری، «Khamsa w Nos» به هیچ وجه اثری کمادعا نیست. دکورها، لباسها، خانههای مجلل، خودروها و قاببندیهای چشمگیر، بخشی از زبان تصویری سریال را تشکیل میدهند. این انتخاب کاملاً با جهانی که اثر درباره قدرت و ثروت ساخته هماهنگ است؛ جهانی که در آن موقعیت اجتماعی شخصیتها باید نهتنها در دیالوگ، بلکه در معماری فضا و کیفیت تصویر نیز دیده شود. فیلیپ أسمر در برخی لحظات تلاش میکند از قواعد تصویری تلویزیون فاصله بگیرد و با برشهای سریع، حرکت دوربین و تأکید بر جلوههای بصری، انرژی بیشتری به صحنهها ببخشد. این انتخاب میتواند در سکانسهای پرتنش مؤثر باشد، اما وقتی بیش از اندازه تکرار شود، به جای آنکه فرم را در خدمت درام قرار دهد، خود فرم به موضوع اصلی تبدیل میشود. نقدهای همزمان با پخش سریال نیز از همین زاویه، تکرار برخی حرکات دوربین و تدوین سریع را مورد انتقاد قرار داده و حتی فضای بصری اثر را به یک موزیکویدئوی بلند تشبیه کردهاند. م
مجلة سيدتي
این مسئله از منظر زیباییشناسی اهمیت دارد، زیرا تفاوت میان «پرزرقوبرق بودن» و «دقیق بودن» را آشکار میکند. یک قاب زیبا لزوماً قاب مناسبی برای یک صحنه دراماتیک نیست. اگر دوربین، نور و تدوین بیش از اندازه بر احساسات تحمیل شوند، امکان دارد ظرافت بازی بازیگر یا پیچیدگی یک گفتوگو تحت تأثیر قرار گیرد. با این همه، نمیتوان منکر شد که سریال از نظر تولیدی بلندپروازانه است. جهان اشرافی و سیاسی آن بهخوبی حس یک ملودرام بزرگ و تجاری را منتقل میکند و همین ظاهر چشمگیر، در جذب مخاطب نقش مهمی دارد. ضعف اصلی زمانی پدیدار میشود که این ظاهر مجلل انتظار عمق روایی بیشتری ایجاد میکند؛ انتظاری که فیلمنامه همیشه توان پاسخگویی به آن را ندارد.
قوتها و ضعفها؛ میان سرگرمی و ادعای اجتماعی
بزرگترین قوت «Khamsa w Nos» در ترکیب چند عنصر محبوب و امتحانپسداده است: عاشقانه، راز، سیاست، ثروت، خانواده و خطر. سریال میداند چگونه از برخورد این عناصر برای تولید موقعیتهای پرتنش استفاده کند. همچنین توانایی آن در تغییر مسیر داستان و نگه داشتن مخاطب در وضعیت انتظار، باعث میشود ضعفهای ساختاری همیشه به تجربهای خستهکننده تبدیل نشوند. اثر همچنین زمانی موفقتر است که به مسائل اجتماعی نزدیک میشود. طرح موضوعاتی مانند تجارت با درد بیماران و بحرانهای اجتماعی نشان میدهد که سازندگان قصد داشتهاند جهان سریال را به واقعیت پیرامون آن پیوند دهند. اما همین بخش، یکی از مهمترین نقاط اختلاف میان ظرفیت اثر و نتیجه نهایی است؛ زیرا گاهی مسئله اجتماعی بیشتر شبیه نشانهای برای جدی نشان دادن داستان عمل میکند تا مسئلهای که واقعاً مورد بررسی قرار گرفته باشد. A
An-Nahar
از منظر دیگری، سریال در تصویر کردن زنان نیز زمینه مناسبی برای تحلیل فراهم میکند. پژوهشی دانشگاهی درباره «Khamsa w Nos» استدلال کرده است که سریال، با وجود تمرکز بر موفقیتها، فعالیتهای اجتماعی و رنجهای بیان، همچنان در چارچوبهایی مردسالارانه حرکت میکند و مسائل حقوق زنان را تا حدی زیر سایه لذت ملودراماتیک و روایت سرگرمکننده قرار میدهد. این خوانش نشان میدهد که قهرمان زن بودن الزاماً به معنای ارائه یک نگاه رهاییبخش به مسئله زنان نیست. T
Taylor & Francis Online
در نهایت، ضعف اصلی اثر را باید در فاصله میان «آنچه میخواهد درباره آن حرف بزند» و «میزانی که واقعاً درباره آن فکر میکند» جستوجو کرد. سریال موضوعات زیادی را مطرح میکند، اما همه آنها به یک اندازه بسط پیدا نمیکنند. به همین دلیل، تماشاگر ممکن است در پایان یک خط داستانی احساس کند با ایدهای جذاب روبهرو شده، اما آرزو کند فیلمنامه چند قدم بیشتر در عمق آن ایده پیش میرفت. > مسئله اصلی سریال کمبود ایده نیست؛ مسئله، فاصله میان ایده و عمقی است که برای تبدیل آن به درام لازم است.
جایگاه اثر و مخاطب هدف؛ ملودرامی برای تماشای پرتنش
«Khamsa w Nos» را بهتر است در سنت ملودرامهای بزرگ و پرستاره تلویزیونی دید؛ آثاری که قرار نیست همه چیز را به واقعگرایی سختگیرانه بسپارند و بخش مهمی از لذتشان از اغراق، تجمل، احساسات شدید و تغییرات ناگهانی موقعیتها حاصل میشود. از این منظر، بخشی از انتقادهایی که به غیرواقعی بودن بعضی اتفاقها وارد شده، دقیقاً به تفاوت میان وعده اولیه اثر و منطق واقعی جهان آن مربوط میشود. برخی نقدها حتی تأکید کردهاند که جهان سریال در مواردی بیشتر به یک فضای نمایشی و غیرواقعی شبیه است تا تصویری باورپذیر از واقعیت سیاسی و اجتماعی. م مجلة سيدتي +1 بنابراین، مخاطبی که از یک سریال انتظار دارد روابط سیاسی، اجتماعی و اقتصادی با جزئیات واقعگرایانه و پیچیدگی نهادی بررسی شوند، احتمالاً با محدودیتهای فیلمنامه مواجه خواهد شد. در مقابل، مخاطبی که از یک ملودرام شخصیتمحور با ستارههای محبوب، روابط عاطفی پرتنش، رازهای پیدرپی و ظاهر تولیدی چشمگیر لذت میبرد، عناصر بیشتری برای همراه شدن با سریال پیدا میکند. جذابیت عمومی اثر نیز اتفاقی نیست. گزارشهای زمان پخش از واکنش گسترده مخاطبان و دیده شدن سریال در شبکههای اجتماعی حکایت داشتند و نشان میدادند که «Khamsa w Nos» توانسته است در فضای رقابتی رمضان توجه قابل توجهی به دست آورد. ع
عربي بوست — ArabicPost.net
این موفقیت، البته نباید با کمال هنری یکسان تلقی شود؛ یک اثر میتواند بسیار دیده شود و همچنان در سطح فیلمنامه با محدودیتهای جدی مواجه باشد. در نهایت، جایگاه «Khamsa w Nos» را میتوان در میانه دو گرایش دید: از یک سو، سریالی سرگرمکننده و خوشساخت از منظر تولید، بازیگران و توانایی ایجاد تعلیق؛ و از سوی دیگر، اثری که هرگاه میخواهد از سطح ملودرام فراتر برود و به سیاست، جامعه و مسئله زنان نزدیک شود، با محدودیتهای روایت و شخصیتپردازی روبهرو میشود. همین دوگانگی، شاید دقیقترین تعریف از تجربه تماشای آن باشد.
جمعبندی؛ اثری جذاب با ظرفیتهای استفادهنشده
«Khamsa w Nos» در بهترین لحظات خود نشان میدهد که یک ملودرام تجاری میتواند موضوعات اجتماعی و سیاسی را وارد ساختار سرگرمکننده خود کند، بیآنکه الزاماً از جذابیت روایی فاصله بگیرد. رابطه شخصیتها، فضای پرتنش قدرت و رازهایی که به تدریج در پیرامون آنها شکل میگیرند، موتور مناسبی برای پیشبرد داستان فراهم میکنند. بازیگران اصلی نیز با کاریزمای خود کمک میکنند که مخاطب با شخصیتها ارتباط برقرار کند و مسیر داستان را دنبال کند. اما این ظرفیت همیشه به نتیجهای همسطح با جاهطلبی اولیه نمیرسد. فیلمنامه در بخشهایی بیش از اندازه به کلیشههای ملودرام وابسته میشود، برخی روابط را طولانیتر از ظرفیت واقعیشان ادامه میدهد و در مواجهه با مسائل اجتماعی، گاهی به اشاره و تأکید بسنده میکند. همین موضوع باعث میشود اثر میان یک درام اجتماعی جدی و یک ملودرام پرهیجان معلق بماند. جمعبندی برخی نقدهای معاصر نیز بر همین شکاف میان جذابیت، کاریزما و ضعفهای فیلمنامه تأکید داشته است. A An-Nahar +1 با وجود این، ارزش «Khamsa w Nos» صرفاً به پیچشهای داستانی یا جذابیت چهرههایش محدود نمیشود. سریال نمونهای قابل توجه از شیوهای است که در آن تلویزیون عربیِ جریان اصلی میکوشد موضوعات سنگین اجتماعی را در قالب یک ملودرام عامهپسند عرضه کند؛ قالبی که هم توانایی جذب مخاطب گسترده را دارد و هم خطر سادهسازی مسائل پیچیده را با خود حمل میکند. > پشت ظاهر پرزرقوبرق سریال، مسئلهای ساده اما مهم وجود دارد: سرگرمی زمانی ماندگارتر میشود که ایدههایش از خود هیجان داستان بزرگتر باشند. در نتیجه، «Khamsa w Nos» را نمیتوان اثری کاملاً واقعگرایانه یا یک درام سیاسی عمیق دانست؛ قدرت اصلی آن در ایجاد کشش، استفاده از کاریزمای بازیگران و ترکیب عشق با قدرت و راز نهفته است. ضعف آن نیز دقیقاً در همان جایی آشکار میشود که میخواهد از این فرمول فراتر برود. بدون ورود به پایان و نقاط حساس داستان، میتوان گفت این سریال بیش از آنکه به دلیل عمق یکدست خود به یاد بماند، به دلیل ترکیب جاهطلبی، جذابیت، اغراق و فرصتهایی که برای تبدیل شدن به اثری عمیقتر در اختیار داشت، قابل توجه است. م A ع Sources



ثبت دیدگاه