نقد و بررسی
نقد پایبند ایمان (Keeping the Faith) | 2000
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای نامتعارف در قالبی آشنا «Keeping the Faith» از برخورد دو قلمرو متفاوت نیرو میگیرد: ایمان دینی و میل عاشقانه. جیکوب شرام، خاخام جوان، و برایان فین، کشیش کاتولیک، دوستانی دیرپا هستند که بازگشت آنا رایلی، همبازی و همراه روزگار کودکیشان، پیوندشان را وارد مرحلهای تازه میکند.
طرح فیلم در نگاه نخست شبیه یک کمدی رمانتیک آشناست؛ اما قرار دادن دو مرد روحانی در مرکز مثلث عشقی، فوراً پرسشهایی درباره تعهد، هویت و حدود انتخاب شخصی پیش میکشد. تازگی ایده فقط در تقابل شغل این دو مرد با عشق نیست. فیلم میکوشد نشان دهد ایمان، برای شخصیتهایش صرفاً مجموعهای از قواعد بیرونی نیست؛ بخشی از زندگی روزمره، زبان مشترک با اجتماع و راهی برای تعریف خویشتن است.
از همین رو، مسئله اصلی تنها این نیست که چه کسی دلباخته آنا میشود، بلکه این است که هر شخصیت چگونه میان خواسته فردی و نقشی که پذیرفته، سازگاری پیدا میکند. همین ظرفیت، به داستانی رومانتیک امکان میدهد گاه از شوخیهای مرسوم فراتر برود. دوستی، هسته عاطفی داستان پیش از آنکه فیلم بر مثلث عشقی تکیه کند، رابطه جیک و برایان را بنا میگذارد: دوستیای که از کودکی آغاز شده و در بزرگسالی، با وجود تفاوت سنتهای دینی و مسیرهای حرفهای، همچنان زنده است.
این پیوند به داستان عمق میبخشد؛ زیرا کشمکش عاطفی را از رقابتی ساده بر سر یک زن فراتر میبرد. آنچه به خطر میافتد، رفاقتی است که برای هر دو مرد بخشی از گذشته و ثبات زندگیشان به شمار میآید. بازگشت آنا نیز بیش از آنکه صرفاً محرکی برای بروز حسادت باشد، امکان بازسازی آن گذشته را فراهم میکند.
« تازگی ایده فقط در تقابل شغل این دو مرد با عشق نیست. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
سه شخصیت، در کنار بزرگسالی و مسئولیتهای تازه، دوباره با نسخههایی از خود روبهرو میشوند که گمان میکردند پشت سر گذاشتهاند. فیلم در این بخش از گرمای صمیمانهای برخوردار است: شوخیها و خاطرهها نشان میدهند چرا این سه نفر هنوز برای یکدیگر اهمیت دارند. هرگاه داستان به همین رابطههای انسانی نزدیک میشود، از قالب یک کمدی عاشقانه معمولی فاصله میگیرد و جان بیشتری پیدا میکند.
بازیگران و کشش شخصیتها ادوارد نورتون در نقش برایان یکی از دلنشینترین عناصر فیلم است. او کشیش را نه قدیسی دور از دسترس میسازد و نه صرفاً وسیلهای برای شوخی با روحانیت؛ برایان مردی اجتماعی، شوخطبع و آسیبپذیر است که باید با فاصله میان عاطفه شخصی و تعهدش کنار بیاید. بازی نورتون در لحظههای آرامتر، جایی که تردید در رفتار و نگاه شخصیت آشکار میشود، ظرافت بیشتری دارد.
این نقش همچنین با تصویرهای جدیتر و تیرهتری که بسیاری از تماشاگران از او به یاد دارند تفاوت دارد و همین تفاوت جذاب است. بن استیلر در نقش جیکوب، نوعی دستپاچگی و خشکی کمیک به داستان میآورد. او خاخامی جوان را تصویر میکند که میخواهد با نسل تازه ارتباط بگیرد، اما همزمان زیر فشار انتظارات خانواده و جماعت خود قرار دارد.
جنا الفمن نیز آنا را زنی مستقل و پرمشغله نشان میدهد که صرفاً موضوع دلبستگی دو مرد نیست؛ او تصمیمها و اولویتهای خودش را دارد. با این همه، فیلم همیشه به آنا به اندازه دو دوست مردش فضای درونی نمیدهد. گاهی استقلال او بیشتر در دیالوگ و رفتارهای بیرونی دیده میشود تا در کشمکشی که داستان با همان دقت برای جیک و برایان میسازد.
« بازیگران و کشش شخصیتها ادوارد نورتون در نقش برایان یکی از دلنشینترین عناصر فیلم است. »
شخصیتها و اجرا
ایمان؛ زمینهای زنده، نه فقط شوخی یکی از امتیازهای فیلم آن است که دین را به پسزمینهای تزئینی محدود نمیکند. وظیفههای مذهبی این دو مرد، ارتباطشان با جماعت و مسئله ادامه دادن یا بازاندیشی در مسیر انتخابشده، بر تصمیمهایشان اثر میگذارد. تفاوت میان کاتولیسیسم و یهودیت نیز زمینهای برای طنز و گفتوگو فراهم میکند، اما فیلم غالباً از تمسخر محض پرهیز دارد.
شوخیها بیشتر از فاصله میان سنتهای قدیمی و کوشش شخصیتها برای زنده و در دسترس نگهداشتن نهادهایشان سرچشمه میگیرند. با این حال، پرداخت فیلم به پرسشهای اعتقادی در همه بخشها به یک اندازه ژرف نیست. گاهی ایمان به مسئلهای جدی بدل میشود که شخصیت را از درون میفرساید؛ گاهی نیز صرفاً موقعیتی برای شوخی یا مانعی روایی در مسیر عاشقانه است.
این جابهجایی، لحن اثر را ناپایدار میکند. فیلم ظرفیت آن را دارد که درباره معنای تعهد، خدمت به دیگران و انتخاب آزادانه مکثی طولانیتر داشته باشد، اما معمولاً بهسرعت دوباره به سوی کمدی یا قرارومدارهای عاشقانه بازمیگردد. طنز و نوسان لحن طنز فیلم گاه از موقعیتهای عجیب و برخورد شخصیتها با قواعد اجتماعی نیرو میگیرد.
همین جنس شوخی است که ترکیب خاخام، کشیش و دوست قدیمیشان را از یک طرح عاشقانه معمولی متمایز میکند. فضای محله و جماعتهای مذهبی نیز امکان میدهد شوخیها از واکنشهای اطرافیان و فاصله نسلها شکل بگیرند. بهترین لحظههای کمدی از شخصیتپردازی بیرون میآیند؛ خنده در این صحنهها ادامه رابطههاست، نه وقفهای در آنها.
« ایمان؛ زمینهای زنده، نه فقط شوخی یکی از امتیازهای فیلم آن است که دین را به پسزمینهای تزئینی محدود نمیکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
اما فیلم گاه به شوخیهای سطحیتر و کمدی پرتحرکتری متوسل میشود که با لحن عاطفی و تأملی بخشهای دیگر چندان همخوان نیست. از سوی دیگر، جابهجایی میان کمدی، ملودرام عاشقانه و بحث مذهبی چنان نرم و پیوسته نیست که همیشه طبیعی به نظر برسد. در نتیجه، اثر هویتی چندپاره پیدا میکند: نه کمدی سبکدلی است که پیوسته بر خنده تکیه کند و نه درامی است که پیچیدگی انتخابهای شخصیتها را تا پایان با تمرکز دنبال کند.
ریتم و ساختار روایی با وجود جذابیت اولیه، فیلم بیش از آنکه از ایدهاش بهره بگیرد، گاهی در تکرار موقعیتهای عاطفی متوقف میشود. رابطهها و تردیدها چند بار با صورتهایی نزدیک به هم بازمیگردند، بیآنکه هر بار به کشف تازهای درباره شخصیتها برسند. این مسئله بهویژه در بخشهای پایانی حس میشود؛ جایی که روایت بهجای آنکه کشمکشها را فشرده و دقیقتر کند، زمان بیشتری صرف پیشبردن گرههایی میکند که مسیر حلشدنشان چندان رازآلود نیست.
پیشبینیپذیری نیز از محدودیتهای فیلم است. قواعد ژانر از همان ابتدا به تماشاگر نشانههایی درباره جهت کلی قصه میدهند و اثر هم چندان در برابر این انتظارها مقاومت نمیکند. پایانبندیِ بیاسپویل را میتوان خوشنیت و سازگار با حالوهوای رمانتیک فیلم دانست، اما مسیر رسیدن به آن گاه بیش از اندازه آسان به نظر میرسد.
اگر فیلم در گزینش صحنهها سختگیرتر بود و برخی تکرارها را کنار میگذاشت، احتمالاً لطافت و انرژی آغازینش تا پایان بهتر حفظ میشد. کارگردانی و جهان فیلم این اثر نخستین تجربه کارگردانی نورتون است و نگاه او به گروه بازیگران و رابطههای مرکزی، بیش از نمایشگری تصویری، بر صمیمیت متکی است.
« پیشبینیپذیری نیز از محدودیتهای فیلم است. »
قوتها و کاستیها
فیلم جهان نیویورکی خود را از راه گفتوگو، محله و رفتوآمد شخصیتها میان فضای شخصی و جمعی میسازد. مکانهای مذهبی و محیطهای روزمره کنار هم قرار میگیرند تا نشان دهند زندگی روحانی این شخصیتها از زندگی اجتماعیشان جدا نیست. این انتخاب با مضمون فیلم تناسب دارد: ایمان در اینجا نه در خلأ، بلکه در میان خانواده، دوستی و کار روزانه معنا پیدا میکند.
نورتون در هدایت بازیها موفقتر از کنترل کامل ریتم و لحن به نظر میرسد. انس و شیمی میان بازیگران، بهخصوص میان دو دوست قدیمی، قصه را از خشکی نجات میدهد؛ اما کارگردانی همیشه نمیتواند تفاوت میان لحظههای کمیک و جدی را به پیوندی یکدست تبدیل کند. حاصل، فیلمی است که لحظههای دوستداشتنی فراوان دارد، ولی از انسجامی که ایده مرکزیاش وعده میدهد برخوردار نیست.
جمعبندی «Keeping the Faith» کمدی رمانتیکی گرم و نامتعارف است که جذابیت اصلیاش از ترکیب دوستی قدیمی، تفاوتهای دینی و مثلث عشقیای میآید که کمتر در قالبی آشنا میگنجد. بازی نورتون در نقش برایان حضوری بهیادماندنی به فیلم میبخشد و پیوند میان سه شخصیت، بهویژه در بخشهای آغازین، صمیمیتی واقعی دارد.
فیلم همچنین میکوشد درباره ایمان و انتخاب شخصی حرف بزند، بیآنکه تلخی یا سنگینی این پرسشها کاملاً بر فضای شیرین اثر غلبه کند. در مقابل، طولانیشدن روایت، نوسان لحن و گرهگشاییهای آسان، مانع از آن میشوند که ایده فیلم به اثری کاملاً منسجم بدل شود. گاهی داستان در مرز میان شوخی، عاشقانه و تأمل مذهبی مردد میماند و نمیتواند همه این اجزا را به یک اندازه پرورش دهد.
« فیلم جهان نیویورکی خود را از راه گفتوگو، محله و رفتوآمد شخصیتها میان فضای شخصی و جمعی میسازد. »
جمعبندی
بااینحال، ترکیب بازیگران و تازگی موقعیت مرکزی، به فیلم هویتی شخصی میدهد؛ اثری نه بینقص، اما دلپذیر که بیش از هر چیز با گرمای شخصیتها و جسارت ایدهاش در خاطر میماند.



ثبت دیدگاه