نقد و بررسی
نقد حرب كرموز (Karmouz War) | 2018
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میان تاریخ و ملودرام «Karmouz War» فیلمی مصری به کارگردانی Peter Mimi است که ماجرایش را در اسکندریهٔ سال ۱۹۴۰ و زیر سایهٔ اشغال بریتانیا میگستراند. جرقهٔ داستان از رویارویی سه جوان مصری با سربازانی آغاز میشود که به زنی تعرض میکنند؛ بازداشت یکی از سربازان، تقابل میان نیروهای بریتانیایی و پلیس محلی را شدت میبخشد و پاسگاه به کانون بحرانی بزرگتر بدل میشود.
فیلم از این موقعیت برای پیوند دادن درام تاریخی، احساسات میهنپرستانه و اکشن استفاده میکند، بیآنکه نیاز باشد جزئیات مسیر داستان یا سرانجام آن آشکار شود. فیلم در بهترین لحظههایش از این پرسش تغذیه میکند که یک مأمور و همراهانش در برابر نیرویی برتر تا کجا میتوانند بر اصول خود بایستند.
بااینحال، جاهطلبی تاریخی اثر گاه از ظرفیت دراماتیک داستان جلو میزند: فیلم میخواهد هم حماسی باشد، هم هیجانانگیز و هم حامل تصویری از مقاومت ملی؛ این اهداف همیشه بهآسانی در یک روایت منسجم جمع نمیشوند. محاصره بهمثابه موتور درام بخش عمدهٔ کشش فیلم از محدود شدن فضا میآید. پاسگاه و زندان، که در ابتدا مکانهایی برای اجرای قانوناند، بهتدریج جایگاه دفاع، تصمیمگیری و آزمون وفاداری میشوند.
« محاصره بهمثابه موتور درام بخش عمدهٔ کشش فیلم از محدود شدن فضا میآید. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
حلقهٔ محاصره، هر گفتوگو و هر مکث را بالقوه به آستانهٔ خشونت نزدیک میکند. این ساختار ظرفیت خوبی برای ایجاد تعلیق دارد و به تماشاگر اجازه میدهد فشار را نه فقط در میدان نبرد، بلکه در تصمیمهای شخصیتها احساس کند. اما فیلم همیشه از این ظرفیت بهرهٔ کامل نمیگیرد. در بخشهایی، حرکت روایت کند میشود و صحنهها بیش از آنکه بحران را پیچیدهتر کنند، آن را درجا نگه میدارند.
بهجای آنکه هر گفتوگو اطلاعاتی تازه یا تغییری معنادار به رابطهٔ شخصیتها بیفزاید، گاهی احساس میشود فیلم صرفاً زمان میخرد تا به درگیری بعدی برسد. این نوسان ریتم، فاصلهای میان تنش بالقوهٔ موقعیت و تنش واقعی روی پرده ایجاد میکند. قهرمان و وزن شخصیتپردازی ژنرال یوسف المصری در مرکز درام ایستاده است؛ مردی که باید میان وظیفه، ملاحظات انسانی و فشار نیروهای قدرتمندتر تعادل برقرار کند.
فیلم او را بهعنوان نقطهٔ اتکای اخلاقی روایت معرفی میکند، اما شخصیتپردازی همیشه به اندازهٔ موقعیتش پیچیده نیست. برخی تصمیمها و جملههای او بیشتر کارکردی نمایشی دارند: قرار است اقتدار یا شجاعت را نشان دهند، اما کمتر از تعارضهای درونی و تردیدهای واقعی او پرده برمیدارند. در میان بازیگران، محمود حمیده حضوری اثرگذار دارد و نقش خود را با وقار و باورپذیری پیش میبرد.
« حلقهٔ محاصره، هر گفتوگو و هر مکث را بالقوه به آستانهٔ خشونت نزدیک میکند. »
شخصیتها و اجرا
بازی او از معدود عناصری است که به صحنهها وزن میدهد و اجازه نمیدهد همهچیز به شعار یا نمایش قهرمانی فروکاسته شود. در سوی دیگر، مصطفی خاطر با حضوری متفاوت و غافلگیرکننده به گروه شخصیتها رنگ میبخشد. بااینهمه، شماری از نقشهای فرعی بیشتر برای پیش بردن طرح یا برجسته کردن فضای جمعی به کار میروند تا آنکه زندگی و انگیزهٔ مستقلی پیدا کنند.
اسکات ادکینز؛ وعدهای بزرگتر از حضور حضور اسکات ادکینز از نکاتی است که انتظار تماشاگر را شکل میدهد، اما سهم او در فیلم از تصویری که تبلیغات ممکن است القا کند محدودتر است. شخصیت او در نیمهٔ مهمی از روایت حضور پررنگی ندارد و زمینهٔ روانی و گذشتهاش نیز چندان بسط پیدا نمیکند. در نتیجه، اگر تماشاگر با تصور دیدن فیلمی متکی بر نقشآفرینی او سراغ اثر برود، احتمال دارد میان انتظار و تجربهٔ واقعی شکاف احساس کند.
گزارشها و نقدهای منتشرشده نیز به کمرنگ بودن نقش او در قیاس با برجستگی تبلیغاتیاش اشاره کردهاند. بااینحال، هرگاه فیلم به توانایی بدنی و مهارت رزمی ادکینز میدان میدهد، انرژی تازهای وارد روایت میشود. صحنههای مبارزهاش از بخشهای سرگرمکنندهٔ فیلماند؛ ضرباهنگ سریعتر میشود و کنش تصویری جای گفتوگوهای کشدار را میگیرد.
« در سوی دیگر، مصطفی خاطر با حضوری متفاوت و غافلگیرکننده به گروه شخصیتها رنگ میبخشد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
مشکل اینجاست که این لحظهها بهقدر کافی در تار و پود درام تنیده نشدهاند. اکشن او بیشتر همچون نقطهٔ اوج مستقل عمل میکند تا نتیجهٔ طبیعی شخصیتی که از ابتدا در دل داستان رشد کرده باشد. اکشن، خشونت و طراحی صحنه فیلم در صحنههای درگیری، بهویژه هنگام حضور ادکینز، از توانایی سرگرمسازی برخوردار است.
برخوردها مستقیم و پرتحرکاند و برای تماشاگر علاقهمند به اکشن بدنی، لحظههای قابلتوجهی فراهم میکنند. فضای پاسگاه نیز امکان میدهد کنش از دل راهروها، اتاقها و مرزهای تنگ بیرون بیاید؛ بنابراین محاصره فقط پسزمینهٔ داستان نیست و گاهی به شکل فیزیکی بر حرکت شخصیتها اثر میگذارد. بااینهمه، پیوند اکشن با لحن تاریخی فیلم همیشه یکدست نیست.
در جاهایی، صحنهها بیش از آنکه از دل تجربهٔ شخصیتها یا منطق موقعیت بجوشند، برای افزودن هیجان به روایت وارد میشوند. خشونت و نمایش قهرمانی گاه بر پیامدهای عاطفی و انسانی خود غلبه میکند؛ فیلم از نبرد سخن میگوید، اما فرصت محدودی برای مکث بر هزینهٔ آن میدهد. از این رو، اکشن هرچند سرگرمکننده است، همیشه به عمق درام کمک نمیکند.
« مشکل اینجاست که این لحظهها بهقدر کافی در تار و پود درام تنیده نشدهاند. »
قوتها و کاستیها
دیالوگ و لحن یکی از ضعفهای روشن فیلم، دیالوگهایی است که گاه کلیشهای یا تصنعی به گوش میرسند. در یک درام تاریخی دربارهٔ اشغال، قدرت، مقاومت و کرامت انسانی، گفتوگوها میتوانند لایههای اخلاقی و سیاسی مهمی بسازند؛ اما بعضی جملهها بیش از اندازه در پی تأکید بر موضع شخصیتاند و کمتر به صدای طبیعی و فردی او شباهت دارند.
وقتی گفتوگوها شعارزده میشوند، شخصیتها نیز از انسانهایی با تناقض و تردید فاصله میگیرند و به حاملان پیام بدل میشوند. این مسئله در کنار کندی بعضی بخشها اثر بیشتری پیدا میکند. صحنهای که از نظر روایی اطلاعات یا تغییر تازهای ندارد، اگر با دیالوگهای پرطنین اما کمطبیعت همراه شود، بهجای افزایش تنش آن را کاهش میدهد.
اختلاف کیفیت بازیها و گاه مصنوعی بودن برخی اجراها نیز این ناهماهنگی را آشکارتر میکند؛ البته بازی حمیده در چند لحظه میتواند از خشکی کلام عبور کند و احساسات صحنه را باورپذیرتر سازد. جمعبندی «Karmouz War» فیلمی است با هستهای جذاب: محاصرهای در بستر تاریخ، شخصیتی مسئول در برابر انتخابی دشوار، و تقابلی که از یک ماجرای محلی به رویارویی گستردهتری میرسد.
« دیالوگ و لحن یکی از ضعفهای روشن فیلم، دیالوگهایی است که گاه کلیشهای یا تصنعی به گوش میرسند. »
جمعبندی
حالوهوای تاریخی و فضای پرتنش، زمینهٔ مناسبی برای درام میسازند و بازی محمود حمیده و چند صحنهٔ اکشن، بهویژه لحظههای حضور اسکات ادکینز، از امتیازهای اصلی اثرند. اما ریتم نامتوازن، دیالوگهای کلیشهای و پرداخت محدود بعضی شخصیتها مانع میشوند این ظرفیت به تجربهای یکپارچه بدل شود.
این فیلم احتمالاً برای تماشاگرانی جذابتر است که از درامهای تاریخیِ آمیخته با اکشن لذت میبرند و انتظار ندارند اسکات ادکینز در سراسر اثر نقش محوری داشته باشد. برای دیگران، فاصلهٔ میان وعدهٔ حماسی فیلم و اجرای نابرابر آن ممکن است محسوس باشد. در نهایت، «Karmouz War» لحظههایی پرانرژی و فضایی گیرا دارد، اما میان روایت تاریخی، گفتوگوهای نمایشی و اکشنِ تماشایی تعادلی پایدار پیدا نمیکند.
« برای دیگران، فاصلهٔ میان وعدهٔ حماسی فیلم و اجرای نابرابر آن ممکن است محسوس باشد. »
ثبت دیدگاه