نقد و بررسی
نقد کاپور و پسران (Kapoor & Sons) | 2016
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به خانه؛ آغاز رویارویی «کاپور و پسران» در ظاهر از بازگشتی آشنا آغاز میشود: دو برادر که از یکدیگر فاصله گرفتهاند، به خانهی خانوادگی برمیگردند تا در کنار پدربزرگ بیمارشان باشند. اما فیلم بهسرعت روشن میکند که این سفر صرفاً دیداری عاطفی نیست؛ خانه، میدانِ روبهروشدن با رقابتهای قدیمی، دلخوریهای مدفون و مناسباتی است که مدتهاست ترک برداشتهاند.
شاکون باترا خانواده را نه یک پناهگاه بینقص، بلکه جمعی از آدمهای نزدیک و در عین حال ناآشنا تصویر میکند؛ کسانی که همدیگر را دوست دارند، اما همیشه بلد نیستند این دوستداشتن را به شکلی سالم نشان دهند. خانواده، با همهی ناتمامیهایش نیروی اصلی فیلم در نگاه بیتعارفش به خانواده نهفته است.
اعضای این خانه هر یک تصویری متفاوت از گذشته و حال دارند و هیچکس کاملاً بیتقصیر یا کاملاً مقصر نیست. مهر و رنجش در کنار هم حضور دارند؛ گاهی یک شوخی، تنش را موقتاً میپوشاند و گاهی همان شوخی نشان میدهد که چه حرفهایی سالهاست مجال بیان نیافتهاند. فیلم از این تضادها برای ساختن درامی ملموس بهره میبرد: اختلافها فقط در مشاجرههای بزرگ ظاهر نمیشوند، بلکه در سکوت، نگاه، مقایسههای کوچک و عادتهای روزمره نیز ریشه دارند.
یکی از دستاوردهای مهم اثر، پرهیز نسبی از تقسیم آدمها به خوب و بد است. پدر و مادر، با وجود ضعفها و تصمیمهای آسیبزای خود، چهرههایی تکبعدی نیستند؛ همانطور که دو برادر نیز در رقابتشان تنها قربانی یا تنها عامل تنش نیستند. فیلم نشان میدهد که روابط خانوادگی چگونه از نیاز به تأیید، احساس نادیدهگرفتهشدن و ناتوانی در گفتوگوی صریح شکل میگیرند.
« خانواده، با همهی ناتمامیهایش نیروی اصلی فیلم در نگاه بیتعارفش به خانواده نهفته است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این نگاه، درام را از سطح مجموعهای از اختلافها فراتر میبرد و به پرسشی دربارهی صمیمیت بدل میکند: آیا نزدیکی خونی برای فهمیدن یکدیگر کافی است؟ دو برادر و رقابت دیرپای آنان رابطهی راهول و آرجون، محور پرکشمکش روایت است. اختلاف آنها صرفاً از تفاوت شخصیت یا مسیر زندگی نمیآید؛ هر یک خود را در نسبت با دیگری میسنجد و همین مقایسه، رنجی پنهان را به رابطهشان تزریق میکند.
فیلم بهخوبی نشان میدهد که رقابت خواهر و برادری میتواند از بیرون بیاهمیت به نظر برسد، اما در درون به معیاری برای سنجیدن ارزش و جایگاه تبدیل شود. آنچه یکی بهدست آورده، برای دیگری ممکن است یادآور چیزی باشد که از دست داده یا هنوز نتوانسته به آن برسد. فواد خان در نقش راهول حضوری خونسرد و حسابشده دارد؛ ظاهر آرام شخصیتش، لایههای پیچیدهتری را پنهان میکند و بازیگر بدون اغراق، فاصلهی میان خودنمایی بیرونی و آشفتگی درونی را منتقل میسازد.
سیدارت مالهوترا آرجون را با تلخی و بیقراری همراه میکند؛ اجرایی که گاه از نظر ظرافت به اندازهی بازی همبازیاش متقاعدکننده نیست، اما برای انتقال دلخوری و احساس置ماندگی شخصیت کارکرد دارد. کشمکش این دو، از آن رو اثرگذار است که فیلم بهجای تبدیل آن به خصومتی ساده، ریشههای عاطفی و خانوادگیاش را دنبال میکند.
بازیها و جانبخشی به شخصیتها ریشی کاپور در نقش پدربزرگ، مرکز گرمای عاطفی فیلم است. شخصیت او با شوخطبعی و سرزندگی از کلیشهی پیرمردی صرفاً بیمار فاصله میگیرد و حضورش به روایت انرژی میدهد. بازی کاپور از آن دست اجراهایی است که هم لحظات کمیک را طبیعی نگه میدارد و هم بیآنکه به احساساتگرایی آشکار پناه ببرد، به شخصیت عمق میبخشد.
« دو برادر و رقابت دیرپای آنان رابطهی راهول و آرجون، محور پرکشمکش روایت است. »
شخصیتها و اجرا
او بهخوبی حس میکند که طنز میتواند وسیلهای برای نزدیکشدن به دیگران باشد، اما همیشه نمیتواند دردهایشان را از میان ببرد. راتنا پاتاک شاه و راجت کاپور نیز به رابطهی فرسودهی پدر و مادر، لایه و اعتبار میبخشند. بازی آنان بر جزئیات رفتاری استوار است: دلخوریهایی که در مکثها و واکنشهای کوچک خود را نشان میدهند، نه فقط در گفتوگوهای توضیحی.
آلیا بات در نقش تیا حضوری پرتحرک دارد و از تبدیلشدن به شخصیتی صرفاً برای پیشبردن قصه پرهیز میکند. مجموع گروه بازیگران، فضایی میسازد که در آن حتی شخصیتهای فرعی نیز در خانهای زنده و باورپذیر جای میگیرند. کارگردانی و ضرباهنگ روایت شاکون باترا با تمرکز بر روابط، از حادثهپردازی پرهیاهو فاصله میگیرد و اجازه میدهد بخش مهمی از درام از برخورد شخصیتها شکل بگیرد.
خانهی خانوادگی صرفاً محل وقوع قصه نیست؛ فضای آن یادآور گذشته و عادتهایی است که اعضای خانواده هنوز از آنها رها نشدهاند. رفتوآمدها، دورهمیها و لحظههای روزمره، به فیلم فرصتی میدهند تا تنشها را بهتدریج آشکار کند. این انتخاب به باورپذیری اثر کمک میکند، زیرا مشکلات خانواده ناگهان پدیدار نمیشوند؛ مدتهاست در پسِ زندگی عادی جمع شدهاند.
با این حال، همین شیوه گاه به کشآمدن روایت میانجامد. فیلم چندین بار تنش تازهای را وارد میکند و در بعضی مقاطع، انباشت مسئلهها بیش از آنکه به عمق درام بیفزاید، تمرکز آن را پراکنده میسازد. برخی گرفتاریهای خانوادگی ضروری به نظر نمیرسند و میشد با حذف یا کوتاهکردن آنها، مسیر عاطفی داستان را فشردهتر کرد.
« راتنا پاتاک شاه و راجت کاپور نیز به رابطهی فرسودهی پدر و مادر، لایه و اعتبار میبخشند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
اثر در بخشهای میانی گاهی میان تلخی، شوخی و کشمکشهای تازه در رفتوآمد است و ریتمی یکدست پیدا نمیکند. موسیقی، طنز و فضای عاطفی موسیقی فیلم از عوامل مهم شکلگیری حالوهوای آن است. ترانهها میان لحظات سبکتر و عاطفیتر پل میزنند و بهجای آنکه صرفاً وقفهای تزئینی باشند، در فضای روابط و احساسات شخصیتها جا میگیرند.
موسیقی متن نیز بهویژه در لحظات آرام، به فیلم کمک میکند عاطفه را تقویت کند، بیآنکه همواره آن را بهطور مستقیم توضیح دهد. بااینحال، همهی قطعات به یک اندازه در حافظه نمیمانند و چندآهنگسازبودن مجموعه گاهی به ناهماهنگی حالوهوای موسیقایی میانجامد. طنز نیز نقشی دوگانه دارد. شوخیهای پدربزرگ و لحظات سبکتر خانوادگی، فرصتی برای تنفس در میان تنشها فراهم میکنند؛ از سوی دیگر، این شوخیها گاه پوششی برای ناتوانی شخصیتها در بیان مستقیم احساساتاند.
همین آمیختگیِ خنده و اندوه، از جنبههای موفق فیلم است: حالوهوای آن نه سراسر تلخ است و نه با شوخیهای پیدرپی، رنج را بیاثر میکند. اثر میفهمد که خانوادهها اغلب در همان لحظهای که میخندند، حامل کدورتهایی حلنشدهاند. پایانبندی و اثر عاطفی فیلم بهتدریج بار عاطفی خود را سنگینتر میکند و بیآنکه لازم باشد جزئیات سرانجام داستان آشکار شود، میتوان گفت پایان آن برای بسیاری از تماشاگران تأثیری ماندگار دارد.
این اثرگذاری از پیوند میان شخصیتها و لحظات پیشین سرچشمه میگیرد، نه فقط از یک اتفاق منفرد. وقتی رابطهها در طول فیلم شکل گرفته باشند، احساسات پایانی میتوانند طبیعی و عمیق به نظر برسند؛ «کاپور و پسران» در بهترین لحظاتش از همین سرمایهی عاطفی بهره میگیرد. با این همه، جمعبندی روایت کاملاً همپای قدرت عاطفی آن نیست.
« اثر در بخشهای میانی گاهی میان تلخی، شوخی و کشمکشهای تازه در رفتوآمد است و ریتمی یکدست پیدا نمیکند. »
قوتها و کاستیها
در واپسین بخشها، برخی گرهها با شتاب بیشتری از آنچه انتظار میرود کنار میروند و حاصل، اندکی نابرابری میان مسیر طولانیِ انباشتهسازی مسئلهها و سرعت حلوفصل آنهاست. فیلم در عین حال که پایان احساسی و تأثیرگذاری دارد، میتوانست برای بعضی تحولات فرصت بیشتری فراهم کند تا نتیجهها کمتر ناگهانی و بیشتر حاصل فرایند تدریجی شخصیتها باشند.
جمعبندی «کاپور و پسران» درام خانوادگیای است که ارزش اصلیاش را از شخصیتپردازی، بازیهای گروهی و نگاه صمیمی اما بیتعارفش به روابط میگیرد. ریشی کاپور حضوری بهیادماندنی دارد و فواد خان، راتنا پاتاک شاه و راجت کاپور نیز به لایههای عاطفی داستان قوت میبخشند. موسیقی دلنشین، طنز موقعیت و توانایی فیلم در ساختن لحظات تأثیرگذار، آن را به اثری گرم و در عین حال تلخ بدل میکند.
در برابر این امتیازها، کشآمدن بعضی بخشها، ورود چند دردسر کمضرورت و شتاب در جمعبندی، از انسجام روایت میکاهند. بااینحال، فیلم در پرداختن به رقابت، سکوت و نیاز به پذیرفتهشدن در دل خانواده موفق است. حاصل، اثری است که نه تصویری آرمانی از خانواده ارائه میدهد و نه از امکان مهرورزی در میان کدورتها چشم میپوشد؛ همین تناقض انسانی، ماندگارترین وجه آن است.
« بااینحال، فیلم در پرداختن به رقابت، سکوت و نیاز به پذیرفتهشدن در دل خانواده موفق است. »
ثبت دیدگاه