نقد و بررسی
نقد کی-۹ (K-9) | 1989
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
فیلمی میان پلیسیگری و کمدی حیوانات «کی-۹» ساختهٔ راد دنیل، کمدی پلیسی سال ۱۹۸۹ است که هستهٔ اصلیاش را از یک تضاد ساده و پربازده میسازد: مایکل دولی، کارآگاهی تندخو و خودرأی که به کار گروهی علاقهای ندارد، ناچار میشود با جری لی، سگ پلیسِ باهوش و سرکشی همراه شود. دولی در پی متوقفکردن قاچاقچی مواد مخدر است؛ جری لی نیز قرار است با حس بویایی نیرومندش در یافتن محمولهها کمک کند.
اما این همکاری از همان آغاز بیشتر به نزاعی خانگی و پرهرجومرج شباهت دارد تا یک تیم عملیاتی منظم. فیلم از این موقعیت برای ساختن کمدیای سبک و بیتکلف بهره میگیرد. جری لی نه صرفاً ابزار حل پرونده، بلکه نیرویی مستقل است که قواعد خودش را دارد و حضورش برنامههای دولی را پیدرپی به هم میریزد.
همین استقلال، سرچشمهٔ بخش بزرگی از شوخیها و نیز عامل اصلی حرکت فیلم است. «کی-۹» از تماشاگر انتظار ندارد با معمایی پیچیده یا طرحی تازه روبهرو شود؛ وعدهاش سرگرمیای سرراست است که در آن تعقیب خلافکاران با خرابکاریهای یک سگ درهم میآمیزد. جری لی؛ همکار یا عامل آشوب؟ جذابیت محوری فیلم به جری لی وابسته است؛ سگی که قرار نیست در نقش حیوانی مطیع و همیشه آمادهٔ خدمت ظاهر شود.
او گاهی در موقعیتی حساس به کار دولی میآید و گاهی با بیاعتنایی به خواستههای او، ماجرا را به مسیری مضحک میکشاند. این رفتار نامنتظره به فیلم امکان میدهد میان فضای پلیسی و کمدی بدنی رفتوآمد کند: یک لحظه پای تعقیب و کشف مواد در میان است و لحظهای بعد، ماشین یا خانهٔ دولی زیرورو شده است.
« اما این همکاری از همان آغاز بیشتر به نزاعی خانگی و پرهرجومرج شباهت دارد تا یک تیم عملیاتی منظم. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بخشی از طنز فیلم از همین فاصله میان انتظارات انسان و رفتار حیوان شکل میگیرد. دولی میخواهد همهچیز را کنترل کند، اما جری لی بهسادگی در این نظم جا نمیگیرد. بااینحال، فیلم گاه بیش از اندازه به شوخیهای آشنا دربارهٔ حیوان خرابکار تکیه میکند. بعضی موقعیتها بهجای آنکه از شناخت تازهای از شخصیت سگ یا رابطهاش با دولی بیرون بیایند، صرفاً تکرار همان الگوی آشنای آشوب و واکنش خشمگینانهاند.
در نتیجه، جری لی هم نقطهٔ قوت فیلم است و هم منشأ یکنواختی برخی از لحظههایش. جیم بلوشی و انرژی نقش اصلی جیم بلوشی با بازی پرتحرک خود، دولی را به شخصیتی بدل میکند که حتی در لحظههای عصبانیت نیز ظرفیت کمدی دارد. او نقش کارآگاهی را بازی میکند که هم از موقعیت حرفهای خطرناکی بیرون میآید و هم باید با همکار تازهاش کنار بیاید؛ تضادی که به بلوشی مجال میدهد از واکنشهای بدنی، مکثها و فورانهای عصبی برای ساختن طنز استفاده کند.
حضور او به فیلم ریتم و حرارت میدهد و کمک میکند صحنههای کمرمقتر نیز از حرکت نیفتند. در عین حال، بازی پرانرژی بلوشی همیشه جای تحول شخصیت را نمیگیرد. دولی در آغاز مردی است که به تنهایی و کنترلکردن اوضاع خو گرفته، و فیلم انتظار دارد همکاری با جری لی این دیدگاه را تغییر دهد. اما این دگرگونی بیشتر از راه موقعیتهای کمدی منتقل میشود تا از راه لحظههایی که رابطه را بهتدریج و با عمق عاطفی شکل دهند.
بلوشی تماشایی است، ولی فیلمنامه همیشه به او و همبازی حیوانیاش زمان کافی نمیدهد تا پیوندشان را از نزاعی سرگرمکننده به رابطهای باورپذیرتر بدل کنند. پروندهای کمرمق در سایهٔ شوخیها داستان جنایی نقش ستون پشتیبان را دارد: دولی هدف یک قاچاقچی خطرناک قرار گرفته و برای بهدامانداختن او به کمک جری لی نیاز پیدا میکند.
« بخشی از طنز فیلم از همین فاصله میان انتظارات انسان و رفتار حیوان شکل میگیرد. »
شخصیتها و اجرا
این خط داستانی چارچوبی فراهم میآورد تا شخصیتها به تعقیب، کشف سرنخ و رویارویی با تهدیدها برسند؛ اما خودِ پرونده کمتر از همراهی ناهمگون پلیس و سگ تازگی دارد. شخصیت خلافکار و خطر پیرامون او عمدتاً برای پیشبردن حادثهها به کار گرفته میشوند و فرصت چندانی برای پیچیدگی یا تعلیق واقعی پیدا نمیکنند.
از همین رو، هرگاه فیلم از شوخیهای میان دولی و جری لی فاصله میگیرد و بر پیشرفت پرونده تمرکز میکند، ممکن است به اثری متعارفتر تبدیل شود. مسیر کلی ماجرا چندان غافلگیرکننده نیست و بعضی گرهها بیشتر به ضرورت رساندن قصه به صحنهٔ بعدی شباهت دارند تا حاصل تصمیمهایی که از دل شخصیتها بیرون آمده باشند.
فیلم بهندرت تلاش میکند این ضعف را پنهان کند؛ بااینحال، تکرار چند الگوی روایی میتواند از شتاب اثر بکاهد و بخشهایی از آن را کشدار جلوه دهد. رابطهای که ظرفیتش کامل به کار گرفته نمیشود مهمترین امکان دراماتیک فیلم، رابطهٔ دولی و جری لی است: مردی که همکاری را نوعی مزاحمت میبیند، باید یاد بگیرد به همکار تازهاش اعتماد کند؛ سگی که فرمانبرداری سادهای ندارد نیز بهتدریج در جریان کار پلیسی جای خود را پیدا میکند.
این تقابل بهروشنی ظرفیت ساختن پیوندی هم خندهدار و هم عاطفی را دارد. فیلم در بعضی لحظهها به این ترکیب نزدیک میشود، بهخصوص زمانی که توانایی جری لی در کار پلیسی از دل رفتارهای بازیگوشانهاش آشکار میشود. اما رابطه همیشه با همان اندازه از دقت و پیوستگی پیش نمیرود. گاه تغییر رفتار دولی سریعتر از آن است که تجربههای مشترکشان کاملاً آن را توجیه کند؛ گاه نیز جری لی بیشتر به وسیلهای برای اجرای شوخی بدل میشود تا شخصیتی که همکاری با او واقعاً بر دولی اثر گذاشته باشد.
« این تقابل بهروشنی ظرفیت ساختن پیوندی هم خندهدار و هم عاطفی را دارد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
به همین دلیل، همراهی این دو بامزه است، اما از نظر عاطفی همیشه به اندازهٔ ظرفیتش پرورده نمیشود. فیلم برای لحظات شیرین و پرتحرک جای دارد، ولی میان این لحظات پیوندی محکم و مداوم نمیسازد. کمدیِ وابسته به اجرا طنز «کی-۹» بیش از آنکه بر ظرافت کلامی یا موقعیتهای چندلایه تکیه کند، از تضاد و واکنش نیرو میگیرد: سگ کاری خلاف انتظار میکند و انسان ناچار میشود با پیامد آن روبهرو شود.
این شیوه گاهی بسیار مؤثر است، زیرا تفاوت میان جدیت دولی و بیخیالی جری لی خودبهخود موقعیتی خندهآور پدید میآورد. هنگامی که شوخیها با هدف پلیسی و روند پرونده گره میخورند، فیلم سرزندهتر میشود و کمدیاش بخشی از کنش اصلی به نظر میرسد. در مقابل، برخی شوخیها دمدستیاند و بیشتر بر شلوغی یا خرابکاری حساب میکنند تا بر کشف طنز تازه.
فیلم نیز همیشه در تشخیص حد لازم برای تکرار موفق نیست؛ یک شوخی که بار نخست سرگرمکننده بوده، با بازگشتهای مشابه ممکن است اثرش را از دست بدهد. این مسئله برای تماشاگرانی که از کمدی حیوانات انتظار تازگی یا ظرافت بیشتری دارند، آشکارتر خواهد بود. بااینهمه، اجرای پرتحرک بلوشی و حضور جری لی به فیلم جذابیتی میبخشند که کمبودهای فیلمنامه را تا اندازهای جبران میکند.
جایگاه فیلم در کمدی پلیسی «کی-۹» به الگوی کمدیهای رفاقتیِ سینمای جریان اصلی نزدیک است: دو شریک ناسازگار در آغاز، در جریان یک مأموریت مشترک ناچار به هماهنگی میشوند. تفاوت مهم آن در این است که یکی از دو شریک، سگی آموزشدیده با رفتاری سرکش است. این ایده هم امکان شوخیهای دیداری فراهم میکند و هم تضاد میان نظم پلیسی و بیقاعدگی حیوان را در مرکز قصه مینشاند.
« به همین دلیل، همراهی این دو بامزه است، اما از نظر عاطفی همیشه به اندازهٔ ظرفیتش پرورده نمیشود. »
قوتها و کاستیها
در کنار آن، حضور چهرههایی چون مل هریس، کوین تیگ و اد اونیل فضای انسانی و پلیسی فیلم را کامل میکند، هرچند تمرکز اصلی بهروشنی بر دولی و جری لی باقی میماند. فیلم را میتوان نمونهای از سرگرمیهای بیادعای اواخر دههٔ هشتاد دانست: اثری که بیش از نوآوری داستانی، بر حضور بازیگر پرانرژی، موقعیتهای کمدی قابلفهم و جذابیت حیوان مرکزی تکیه میکند.
ضعفهایش نیز از همین انتخاب سرچشمه میگیرند. وقتی شوخی و ماجرا در یک مسیر قرار میگیرند، فیلم جان میگیرد؛ وقتی هرکدام جداگانه پیش میروند، نتیجه معمولاً کلیشهایتر یا کمشتابتر است. جمعبندی «کی-۹» فیلمی است که بیش از پروندهٔ جناییاش، با زوج نامتعارف خود در خاطر میماند. جیم بلوشی با انرژی و واکنشهای اغراقآمیزش، دولی را به قهرمانی سرگرمکننده بدل میکند و جری لی نیز با استقلال و شیطنتش، لحظههایی از کمدی مؤثر میسازد.
در بهترین بخشها، شوخیهای سگ با ماجرای پلیسی درهم میآمیزند و فیلم به همان سرگرمی سرراستی میرسد که ایدهٔ اصلیاش وعده میدهد. در برابر این جذابیت، داستانی قابلپیشبینی، شوخیهایی گاه تکراری و رابطهای که به اندازهٔ کافی پرورده نمیشود قرار دارد. بنابراین، «کی-۹» را نمیتوان اثری دقیق یا تازه در ژانر پلیسی دانست؛ اما اگر معیار، همراهی سبک با یک پلیس عصبی و همکار چهارپای دردسرسازش باشد، فیلم همچنان لحظات دلپذیری دارد.
ارزش تماشای آن بیشتر در شیمی بازیگر و سگ و در تقابل میان نظم دولی و آشوب جری لی نهفته است؛ همان چیزی که با وجود محدودیتهای فیلمنامه، هویت فیلم را شکل میدهد.
« ضعفهایش نیز از همین انتخاب سرچشمه میگیرند. »



ثبت دیدگاه