نقد و بررسی
نقد فقط عشق اضافه کن (Just Add Romance) | 2019
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به آشپزخانه؛ بازگشت به قالب آشنا «Just Add Romance» فیلمی تلویزیونی و عاشقانه از سال ۲۰۱۹ است که از دل ترکیبی آشنا سر برمیآورد: دو آشپز با رویکردهایی متفاوت، رقابتی که هر دو را زیر نور دوربین قرار میدهد، و رابطهای عاطفی که در میانهٔ جاهطلبیهای حرفهای جوانه میزند. کارلی و جیسن برای بهدستآوردن فرصتی بزرگ در مسیر کاریشان رقابت میکنند؛ اما هرچه مسابقه پیش میرود، پرسشی شخصیتر نیز پیش رویشان قرار میگیرد: آیا میتوان همزمان برای موفقیت جنگید و به احساسی تازه میدان داد؟
فیلم از همان آغاز روشن میکند که قرار نیست قواعد رمانس تلویزیونی را زیرورو کند. نقطهٔ قوتش نیز بیش از آنکه در تازگی طرح باشد، در صمیمیتی است که میان دو شخصیت اصلی شکل میگیرد. بااینحال، آشنایی بیشازحد مسیر داستان باعث میشود فیلم برای حفظ توجه مخاطب به بازیگران و حالوهوای خوشایندش متکی بماند؛ اتکایی که گاهی جواب میدهد و گاهی نه.
دو شخصیت، دو شیوهٔ آشپزی تقابل کارلی و جیسن فقط به شیوهٔ کارشان در آشپزخانه محدود نمیماند. تفاوت در خلقوخو و نگاهشان به حرفه، به رابطهشان نیز شکل میدهد و موقعیتهایی میسازد که میتوانند هم زمینهٔ رقابت باشند و هم بستری برای نزدیکی. فیلم از این دوگانگی بهره میگیرد تا گفتوگوها و برخوردهایشان را زنده نگه دارد؛ هرکدام بهنوعی میکوشد بر مسابقه مسلط شود، اما حضور دیگری بهتدریج معنای رقابت را پیچیدهتر میکند.
نکتهٔ مهم این است که فیلم رابطه را صرفاً محصول یک حادثهٔ ناگهانی جلوه نمیدهد. صمیمیت میان این دو از گفتوگو، شوخی و شناخت متقابل تغذیه میشود. بااینهمه، شخصیتپردازی بهاندازهای پیش نمیرود که تفاوتهایشان به کشمکشی عمیق و چندلایه بدل شود. کارلی و جیسن برای پیشبردن قصه بهاندازهٔ کافی متمایزند، اما فیلم کمتر میکوشد نشان دهد این تفاوتها در زندگی روزمره یا در انتخابهای دشوار چه هزینهای دارند.
« فیلم از همان آغاز روشن میکند که قرار نیست قواعد رمانس تلویزیونی را زیرورو کند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
شیمی بازیگران؛ نیروی اصلی فیلم مهمترین امتیاز «Just Add Romance» هماهنگی میان Meghann Fahy و Luke Macfarlane است. بازی آنها رابطه را از سطح یک قرارداد ژانری فراتر میبرد و به آن گرمایی قابلباور میبخشد. نگاهها و مکثها، شوخیهای کوتاه و واکنشهای کوچک، بیش از گفتارهای توضیحی به شکلگیری حس نزدیکی کمک میکنند.
بهویژه Macfarlane با حضوری آرام و دلنشین، جیسن را به شخصیتی دوستداشتنی تبدیل میکند؛ کسی که میتوان علاقهاش به کار و کشش عاطفیاش را همزمان پذیرفت. Fahy نیز در برابر او بازیای طبیعی و کمتکلف ارائه میدهد. نتیجه، زوجی است که تماشاگر میتواند پیوندشان را باور کند، حتی اگر خود قصه بارها به نشانههای آشنای رمانس متوسل شود.
این شیمی بازیگری یکی از دلایلی است که فیلم در لحظات آرامتر از آنچه طرح کلیاش وعده میدهد، اثرگذارتر میشود. در مقابل، شخصیتهای فرعی عمدتاً برای پیشبردن موقعیتها یا افزودن رنگی سبک به فضا حضور دارند و فرصت چندانی برای مستقلشدن پیدا نمیکنند. مسابقهای که بیشتر تزئینی است مسابقهٔ آشپزی قرار است موتور روایی فیلم باشد: رقابتی تلویزیونی که هم آیندهٔ حرفهای دو قهرمان را به خطر میاندازد و هم رابطهشان را در معرض دید قرار میدهد.
ایده بالقوه جذاب است، زیرا آشپزی امکان نمایش مهارت، خلاقیت و فشار زمانی را فراهم میکند و فضای برنامهٔ تلویزیونی نیز میتواند بر تنش داستان بیفزاید. اما فیلم در ساختن جهانی باورپذیر برای این مسابقه چندان موفق نیست. قواعد رقابت بهاندازهای روشن و منسجم نیستند که مخاطب بتواند پیامد هر مرحله را جدی بگیرد.
« بازی آنها رابطه را از سطح یک قرارداد ژانری فراتر میبرد و به آن گرمایی قابلباور میبخشد. »
شخصیتها و اجرا
فضای تولید برنامه نیز گاه چنان سادهسازی میشود که دشوار است آن را بهعنوان یک مسابقهٔ تلویزیونی واقعی تصور کنیم. دوربینها، نظم پشتصحنه و سازوکار داوری آنقدر قانعکننده نیستند که فشار رقابت را به تجربهای ملموس تبدیل کنند. در نتیجه، مسابقه بیشتر بهانهای برای کنار هم نگهداشتن کارلی و جیسن است تا نیرویی مستقل با قواعد و خطرهای مشخص.
این ضعف، از تعلیق داستان میکاهد و لحظههای حرفهای فیلم را کموزن میکند. آشپزی و استعارهٔ انتخاب فیلم از آشپزی بهعنوان زبانی برای سخنگفتن دربارهٔ شخصیتها استفاده میکند. سلیقه و روش هر آشپز میتواند نشانهای از نحوهٔ مواجههاش با زندگی باشد: میزان احتیاط، میل به تجربه و نسبتش با سنت.
چنین پیوندی بهخودیخود ظرفیت شاعرانه دارد و در یک رمانس سبک، میتواند به جزئیات روزمره معنایی عاطفی ببخشد. بااینحال، «Just Add Romance» این استعاره را بیشتر در سطح نشانه نگه میدارد. غذاها و دستورها گهگاه رنگ شخصی پیدا میکنند، اما کمتر به ابزار کاوشی جدی در خاطره، هویت یا ریشههای عاطفی شخصیتها بدل میشوند.
اشاره به دستور غذایی خانوادگی و معنای آن برای جیسن، برای نمونه، میتواند پلی میان گذشته و اکنون بسازد؛ اما فیلم بهاندازهای که ایدهاش اجازه میدهد در این پیوند مکث نمیکند. بنابراین آشپزی دلپذیر و تماشایی است، ولی به عمق دراماتیک چندانی نمیرسد. پیشبینیپذیری و ریتم کمکشش قصه از الگوی شناختهشدهٔ کمدیهای رمانتیک پیروی میکند و نشانههای مسیر کلیاش زود آشکار میشوند.
« این ضعف، از تعلیق داستان میکاهد و لحظههای حرفهای فیلم را کموزن میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این آشنایی لزوماً عیب نیست؛ بسیاری از فیلمهای این گونه بر آسودگیِ تماشای الگویی آشنا تکیه دارند. مسئله آن است که فیلم کمتر از مسیرهای فرعی، سوءتفاهمهای تازه یا دگرگونیهای شخصیتی برای غنیکردن تجربه بهره میگیرد. از همین رو، تماشاگر معمولاً پیش از شخصیتها میتواند حدس بزند تنشها به کدام سمت میروند.
پیشبینیپذیری بهتنهایی مشکل اصلی نیست؛ ضعف ریتم آن را تشدید میکند. بخشهایی از روایت درجا میزنند و کشمکشها آنقدر شدت نمیگیرند که مخاطب را برای ادامه مشتاق نگه دارند. فیلم حالوهوایی گرم و بیخطر دارد، اما این آرامش گاهی با بیحرکتی اشتباه گرفته میشود. وقتی رقابت تلویزیونی نیز فاقد تنش باورپذیر است، دو نیروی اصلی داستان—عشق و موفقیت حرفهای—بهجای آنکه در تقابلی فشرده قرار گیرند، کنار هم حرکت میکنند و تأثیر یکدیگر را چندان دگرگون نمیسازند.
رمانسی گرم، اما نه چندان غافلگیرکننده فیلم در بهترین لحظاتش از سادگی خود سود میبرد. بهجای تلخی یا بحرانهای سنگین، فضایی دوستانه و امیدبخش میسازد و بر دلنشینی همراهی دو بازیگر تکیه میکند. برای مخاطبی که از یک فیلم عاشقانه انتظار آرامش، شوخیهای ملایم و پایانی امیدوارکننده دارد، این انتخاب میتواند رضایتبخش باشد.
لحن اثر صمیمی است و از بدبینی فاصله میگیرد؛ امتیازی که در میان روایتهای پرتنشتر، گاه خود بهتنهایی جذابیت دارد. اما همین امنیت روایی، امکان غافلگیری را محدود میکند. فیلم به ندرت خطر میکند یا تصویری تازه از انتخاب میان رابطه و حرفه ارائه میدهد. پرسش مرکزی جذاب است، اما پاسخها و مسیر رسیدن به آن چندان پیچیده نمیشوند.
« این آشنایی لزوماً عیب نیست؛ بسیاری از فیلمهای این گونه بر آسودگیِ تماشای الگویی آشنا تکیه دارند. »
قوتها و کاستیها
به همین دلیل، اثر بیشتر با حسوحالش در خاطر میماند تا با ایدهای ماندگار یا لحظهای دراماتیک که نگاه مخاطب را به رابطه، رقابت یا آشپزی تغییر دهد. جمعبندی «Just Add Romance» رمانسی سبک و خوشنیت است که بهترین داراییاش شیمی میان Meghann Fahy و Luke Macfarlane و گرمای رابطهٔ شکلگرفته میان شخصیتهای آنهاست.
فیلم برای تماشایی آسوده و بیدغدغه طراحی شده و در فراهمکردن لحظاتی دلنشین موفق است؛ اما داستان قابلحدس، ریتم کمتحرک و مسابقهٔ آشپزی کمباور، مانع از آن میشوند که این عناصر به تجربهای پرکشش بدل شوند. اثر برای تماشاگرانی که از الگوهای آشنای رمانس تلویزیونی لذت میبرند، میتواند انتخابی آرام و خوشایند باشد.
بااینحال، کسانی که به تعلیق جدی، رقابتی باورپذیر یا شخصیتپردازی عمیق نیاز دارند، احتمالاً با فیلمی روبهرو میشوند که ایدهای دوستداشتنی دارد، اما کمتر از ظرفیت خود بهره میگیرد.
« اثر برای تماشاگرانی که از الگوهای آشنای رمانس تلویزیونی لذت میبرند، میتواند انتخابی آرام و خوشایند باشد. »



ثبت دیدگاه