نقد و بررسی
نقد جونو (Juno) | 2007
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
روایتی ساده، مسئلهای پیچیده «جونو» در ظاهر از موقعیتی روشن و آشنا آغاز میشود: نوجوانی شانزدهساله با بارداری ناخواسته روبهرو میشود و ناچار است دربارهٔ آیندهٔ خود و فرزندش تصمیم بگیرد. اما فیلم بهجای تبدیل این موقعیت به ملودرامی سنگین یا موعظهای اخلاقی، آن را از خلال زندگی روزمره، شوخیهای نوجوانانه و گفتوگوهای خانوادگی پیش میبرد.
جونو و اطرافیانش در جهانی واقعی و بیدردسر زندگی نمیکنند؛ بااینحال، فیلم بهجای آنکه هر لحظه را با اندوه و اضطراب انباشته کند، اجازه میدهد لحظههای کوچک، خندهدار و گاه نامطمئن نیز در کنار دشواریها حضور داشته باشند. این انتخاب، هم امتیاز اصلی فیلم است و هم منبع بخشی از محدودیتهایش.
«جونو» مسائل جدی را سبک نمیشمارد، اما آنها را در قالب لحنی بازیگوش و مهربان روایت میکند؛ لحنی که برای بسیاری از تماشاگران دلنشین است، ولی گاه فاصلهای میان عمق موقعیت و سبکی بیان ایجاد میکند. فیلم در بهترین لحظاتش این فاصله را به تعادل بدل میکند: خنده نه انکار دشواری، بلکه راهی برای دوام آوردن در برابر آن است.
شخصیتپردازی و بازی الیوت پیج مرکز ثقل فیلم، جونو است؛ شخصیتی باهوش، سرزنده و مستقل که از همان ابتدا خود را با شوخی و کنایه از دیگران متمایز میکند. الیوت پیج نقش او را با انرژی و دقتی اجرا میکند که اجازه نمیدهد جونو فقط به مجموعهای از جملههای بامزه تبدیل شود. زیر ظاهر مطمئن و زبان تیز او، نوجوانی دیده میشود که باید با انتخابهایی بزرگتر از تجربهاش کنار بیاید.
« این انتخاب، هم امتیاز اصلی فیلم است و هم منبع بخشی از محدودیتهایش. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بازی پیج در مکثها و تغییرهای ظریف لحن، این آسیبپذیری را آشکار میکند؛ بهویژه زمانی که شوخی دیگر برای پوشاندن احساس کافی نیست. بااینهمه، یکی از ایرادهای فیلم نیز به همین ویژگی بازمیگردد. بعضی دیالوگهای جونو بیش از اندازه صیقلی و آمادهبهجواب به نظر میرسند؛ گویی او همیشه دقیقاً میداند چگونه موقعیت را به جملهای هوشمندانه تبدیل کند.
این صدا گاهی بهجای آنکه از دل لحظه بجوشد، نشانِ قلم نویسنده را آشکار میکند. در نتیجه، جونو در پارهای صحنهها نه کاملاً همچون نوجوانی در حال کشف خویش، بلکه شبیه شخصیتی میشود که از پیش برای هر اتفاق واکنشی درخشان آماده دارد. بااینحال، حضور عاطفی پیج مانع میشود این تصنع به کلی بر شخصیت غلبه کند.
رابطهها و شبکهٔ حمایت فیلم فقط دربارهٔ تصمیم جونو نیست؛ دربارهٔ کسانی نیز هست که در کنار او قرار میگیرند و هرکدام به شیوهای متفاوت با وضعیت تازه روبهرو میشوند. رابطهٔ او با پلویی، با بازی مایکل سرا، از دوستداشتنیترین بخشهای اثر است. سرا با بازیگری کمادعا و حرکاتی اندکی دستوپاچلفتی، شخصیتی میسازد که شوخی و سکوتش به یک اندازه معنا دارند.
او در برابر تندی جونو قرار میگیرد، اما این تفاوت به تقابل سادهٔ دو تیپ بدل نمیشود؛ میانشان صمیمیتی شکل میگیرد که بیش از آنکه بر گفتارهای پرطمطراق تکیه کند، در رفتارهای کوچک و حضور مداوم نمود دارد. خانوادهٔ جونو نیز از کلیشهٔ والدینِ صرفاً سرزنشگر فاصله میگیرد. پدر و نامادری او، با بازی جی.
« بااینهمه، یکی از ایرادهای فیلم نیز به همین ویژگی بازمیگردد. »
شخصیتها و اجرا
کی. سیمونز و آلیسون جنی، واکنشهایی زمینی و باورپذیر دارند: نگرانی، غافلگیری و تلاش برای حمایت در کنار هم دیده میشوند. همین انتخاب، فضای فیلم را گرمتر میکند و اجازه میدهد داستان صرفاً به انزوای یک نوجوان فروکاسته نشود. در سوی دیگر، زوجی که جونو با آنها آشنا میشود، لایهای تازه به مسئله میافزایند.
فیلم با پرهیز از داوری فوری دربارهٔ آنان، توجه را به تفاوت میان تصور آدمها از زندگی و واقعیتی که در عمل تجربه میکنند جلب میکند. طنز، دیالوگ و لحن طنز «جونو» از جنس شوخیهای پرهیاهو یا مبتنی بر تحقیر شخصیتها نیست. بخش بزرگی از جذابیتش از سرعت گفتوگوها، بازی زبانی و برخورد نگاههای متفاوت با یک موقعیت مشترک میآید.
شخصیتها با کنایه و شوخی، هم یکدیگر را میآزمایند و هم فاصلهٔ خود را با مسئله حفظ میکنند. این شیوه فیلم را زنده نگه میدارد و باعث میشود تماشاگر بهتدریج با آدمهایش احساس نزدیکی کند؛ حتی اگر از همان آغاز مجذوبشان نشده باشد. اما طنزِ مبتنی بر جملههای درخشان، خطر یکنواختی هم دارد.
وقتی تقریباً هر گفتوگو در پی رسیدن به یک پاسخ هوشمندانه باشد، مکالمهها ممکن است بیش از اندازه طراحیشده به نظر برسند. در چنین لحظاتی، شوخی بهجای آنکه از شخصیت و موقعیت بجوشد، خودنمایی میکند. این لغزش بهخصوص در مورد جونو محسوس است؛ گویی فیلم گاهی چنان شیفتهٔ صدای خاص اوست که مجال کمتری برای سکوت، دستپاچگی یا حرفهای نیمهتمام باقی میگذارد.
« همین انتخاب، فضای فیلم را گرمتر میکند و اجازه میدهد داستان صرفاً به انزوای یک نوجوان فروکاسته نشود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
با وجود این، صمیمیت کلی اثر و بازیهای هماهنگش باعث میشود این مسئله به مانعی جدی برای همراهی با داستان تبدیل نشود. کارگردانی و ریتم جیسون ریتمن فیلم را با رویکردی کنترلشده و بیتکلف پیش میبرد. کارگردانی او بیش از آنکه بر جلوهگری تصویری تکیه کند، به بازیگران، فضاهای روزمره و ضرباهنگ گفتوگوها اهمیت میدهد.
جهان فیلم بهاندازهای عادی و آشنا طراحی شده که شخصیتها در آن جای بگیرند؛ خانه، مدرسه و محیطهای پیرامونی به پسزمینههایی برای تجربههای درونی بدل میشوند، نه نمایشهایی مستقل و پرزرقوبرق. همین سادگی با حالوهوای خودمانی اثر سازگار است. بااینحال، ریتم در بخشهایی افت میکند. بعضی صحنهها بیش از آنچه برای پیشبرد رابطهها یا روشنتر کردن وضعیت لازم است ادامه مییابند و داستان گاه کشدار به نظر میرسد.
فیلم بهجای آنکه پیوسته بر نقطههای عطف تکیه کند، در مکثها و رفتوآمدهای زندگی روزمره میماند؛ انتخابی که به ساختن فضای صمیمی کمک میکند، اما همیشه به یک اندازه مؤثر نیست. تماشاگرانی که انتظار روایتی پرشتاب دارند ممکن است در میانهٔ فیلم احساس کنند حرکت داستان کند شده است. موسیقی و حالوهوای اثر موسیقی در «جونو» بخشی از هویت شنیداری و عاطفی فیلم است.
قطعههای مستقل و اجرای سادهٔ ترانهها با شخصیتهای جوان و فضای کمادعای داستان تناسب دارند و به ساختن حسوحالی خودمانی کمک میکنند. موسیقی صرفاً پوششی برای تغییر صحنهها نیست؛ در بسیاری از لحظات، همچون امتداد عاطفی تجربهٔ جونو عمل میکند و به فیلم رنگی متمایز میبخشد. برای برخی تماشاگران، همین انتخابها از بهیادماندنیترین عناصر اثر خواهند بود.
« کارگردانی و ریتم جیسون ریتمن فیلم را با رویکردی کنترلشده و بیتکلف پیش میبرد. »
قوتها و کاستیها
در مقابل، موسیقی ممکن است برای عدهای بیش از اندازه حاضر و برجسته باشد. اگر تماشاگر با جنس ترانهها یا فضای آنها ارتباط برقرار نکند، بخشی از همراهی عاطفی فیلم دشوارتر میشود. نکته این است که موسیقی گاهی بیش از آنکه در پسزمینه بماند، خواهان جلب توجه است؛ بنابراین اثرگذاریاش به سلیقهٔ شنونده وابستگی قابلتوجهی دارد.
بااینهمه، در مجموع با جهان فیلم همخوان است و به جای آنکه صرفاً احساسات را توضیح دهد، حالوهوایی مستقل به آن میبخشد. نگاه فیلم به انتخاب و بلوغ یکی از ارزشهای «جونو» این است که موقعیت دشوار شخصیت اصلی را به پاسخ آسانی برای پرسشهای اخلاقی تبدیل نمیکند. فیلم انتخاب جونو را در بافت روابط و احساسات او قرار میدهد و نشان میدهد تصمیمهای بزرگ، معمولاً در خلأ گرفته نمیشوند: خانواده، دوستی، ترس و تصور آینده همگی در شکلگیری آنها نقش دارند.
اثر بهجای آنکه جونو را نماد یک دیدگاه واحد سازد، بر تجربهٔ فردی او تمرکز میکند؛ تجربهای که آمیزهای است از اراده، سردرگمی و تغییر. در عین حال، شیوهٔ سبک و دلنشین فیلم میتواند از شدت برخی پیامدهای موقعیت بکاهد. مخاطبی که انتظار پرداختی واقعگرایانهتر و سنگینتر دارد، ممکن است احساس کند اثر از پیچیدگیهای اجتماعی و عاطفی موضوع بهاندازهٔ کافی بهره نمیگیرد.
این نقد، در کنار جذابیت فیلم، یادآور محدودیت انتخاب روایی آن است: «جونو» بیش از آنکه تصویری جامع از همهٔ ابعاد مسئله ارائه کند، داستان شخصی نوجوانی را دنبال میکند و جهانش را از دریچهٔ لحن خاص همان شخصیت میسازد. جمعبندی «جونو» فیلمی است که نیروی اصلیاش را از شخصیتپردازی، بازیهای گرم و طنزی زبانی میگیرد که جهان آن را سرزنده و صمیمی میکند.
« در مقابل، موسیقی ممکن است برای عدهای بیش از اندازه حاضر و برجسته باشد. »
جمعبندی
رابطهٔ جونو و پلویی، حضور حمایتگر خانواده و بازی ظریف الیوت پیج، اثر را از یک کمدی نوجوانانهٔ معمولی فراتر میبرند. در برابر این امتیازها، دیالوگهای گاه بیش از اندازه تیز و طراحیشده، افت ریتم در بخشهایی از روایت و موسیقیای که ممکن است برای همه خوشایند نباشد، قرار دارند. با وجود این کاستیها، فیلم بهتدریج از تردید نخستین عبور میکند و تماشاگر را به آدمهایش نزدیک میسازد.
قصه ممکن است در بعضی مسیرها قابلحدس باشد، اما جذابیت آن بیش از هر چیز در طرز روایت و کیفیت رابطههاست. «جونو» پس از شوخیها و لحظههای سبک، با گرمایی انسانی در ذهن میماند؛ نه بهسبب آنکه پاسخ همهٔ پرسشها را میدهد، بلکه چون به شخصیتهایش مجال میدهد در دل تردیدها، پیوندی واقعی با یکدیگر پیدا کنند.
« با وجود این کاستیها، فیلم بهتدریج از تردید نخستین عبور میکند و تماشاگر را به آدمهایش نزدیک میسازد. »
ثبت دیدگاه